دانلود پایان نامه درباره دوران مدرن، جامعه مدرن

دانلود پایان نامه ارشد

افراد طبقه بالاي جامعه متفاوت است .فروشگاه هايي که در حاشيه هتل ها و فروشگاه هايي خاص به ارائه کالاهايي با قيمت هاي زياد متنفرند امکان خريد براي طبقات بالا را فراهم مي کند .طبقات پايين جامعه شهري در کنار طبقات متوسط در اين فروشگاه ها حاضر شده و در اغلب موارد در حراجي هايي که به مناسبت هاي متعدد تشکيل مي شود براي خريد و گزراندن وقت شرکت مي کنند .ورود نخستين افراد طبقه متوسط و البته تجدد گرا در فروشگاه ها از طريق حضور زنان ممکن مي شود .موريس از آن به عنوان توليد فرهنگي زن بالفعل ياد مي کند .
در نخستين گام زنان طبقه متوسط به تنهايي به اين مرکز مي آيند و از فضاي تشکيل شده بهره مي برند و در مرحله دوم با اعضاي خانواده خود حاضر مي شوند .تبليغات راه آشنايي خانم هاي طبقه متوسط با اين مرکز را باز مي کند به تدريج در کنار طبقات متوسط طبقه کارگر و پايين جامعه نيز وارد حوزه مصرف مي شوند .
از جامعه شناسي توليد به جامعه شناسي مصرف: جهان معاصر جهان تغييرات متفاوت است .تغييراتي که کتر مي توان از کنار آن ساده گذشت اين تغييرات گاه سريع و گاه با خشونت همراه است که ديدنش نيازمند به ذهني تيز و تجربه اي تاريخي دارد .
انقلاب صنعتي ؛انقلاب هاي اجتماعي و توسعه طلبي جوامعه متفاوت ؛اصلي ترين فراز هاي اين تغييرات بوده اند .اما تغيير در منطق سرمايه داري امري است که از همه انواع تغييرات مهم تر است تغيير از اهميت توليد به اهميت مصرف از جمله اين تغييرات مهم محسوب مي شوند.اگر در گذشته جامعه بر اساس توليد و اهميت صنعت و نظام کار تعريف مي شد در دوره ي جديد اساس بر محوريت مصرف است .آن وقت که مارکس از نظام سرمايه داري سخن مي گويد شيوه توليد آن است يعني چيزي که بيشتر به هتوليد کالا هم بسته بود تا مصرف آن.يعني چيزي که براي فروش در بازار توليد مي شود ولي امروزه در فرايند جديد در نظام سرمايه داري مدرن تغيير ايجاد شده است .بحث مصرف درباره خوردن ؛نوشيدن و خريد کردن به شکل مدرن آن است و توجه به مصرف به عنوان يک نظام نمادين پرمعناست .سرمايه داري در تلاش است تا هم مصرف را امري مشروع جلوه دهد و هم مردم را براي برانگيخته شدن در خيال و در واقعيت تحريک کند و به گفته دوبلن: دوران مدرن دوراني است که هيچ گونه محدوديتي در امر مصرف وجود ندارد بلکه مصرف امري بي حد و مرزي است که بسا نيازهاي روزمره و خواست هاي بنيادين افراد بي ارتباط بود و در واقع بازگويي تمامي آمال و آرزوي سرکوب شده ي بشر است .لذا مصرف در جامعه مدرن تبديل به يک مرام جديد شده است از اين رو مي توان گفت مصرف منطق جديد سرمايه داري و مدرنيته را دنبال مي کند .به اين مفهوم که نقش مصرف کننده در اقتصاد سرمايه داري بيشتر از نقش توليد کننده شده است .همه ي آدم ها در جهان معاصر مصرف کننده اند در حالي که در دوره گذشته فقط گروهي به نام کارگران کارخانه ها توليد کننده بودند.مصرف کنندگان اعم از مردم کوچه بازار و طبقات توليد کننده فقير و دولتنرد همه مصرف کننده محسوب مي شوند تا توليد کننده صرف .اگر کسي قصد داشته باشد انسان مدرن را تعريف کند ديگر نمي تواند بگويد کسي است که توليد کننده و نو آوري نيز مي کند بلکه بايد گفت انسان معاصر مصرف کننده خوبي است .در دوره جديد بايد گفت انسان معاصر مصرف کننده است تا توليد کننده .هرکسي به جريان مصرف به عنوان فضاي کلي حيات اجتماعي توجه داشته باشد انسانيت بهتري دارد .به گونه اي رفاقت و رقابت نيز در اين دوره جريان جريان مصرف او رقم مي خورد (همان ص176-181).
3-6-تبيين دين و تبيين ساختارها ؛نقش و قلمرو آن در حوزه هاي فردي و اجتماعي
دين به صورت پديده عام و جهان شمول ،ريشه در سرشت انسان دارد و او همواره از درون،خود را نيازمند نيرويي متعالي مي يابد .بررسي تاريخي نشان مي دهد دين همزاد انسان بوده و بشر از آغاز زندگي اش بر روي زمين به فرمان فطرت ؛پيوسته به دين و دين داري گرايش داشته است .
هنري لوکاس 53 در کتاب تاريخ تمدن از کهن ترين روزگار تا سده ما در اين زمينه مي نويسد:
“دين پيچيده ترين عنصر فرهنگ ابتدايي است …پيداست که همه مردم اوليه به گونه اي اعتقاد ديني داشته اند ..انسان نخستين مانند بازماندگان کنوني اش به نيروي رازآلودي که نگاه دارنده زمين،آسمان و سراسر زندگي است ،عميقا احساس وابستگي مي کرد .انسان هاي نخستين عموما به نيروهاي فراطبيعي باور داشته و بسياري از عادات هاي فرهنگي آنان از اين گونه گرايش هاي ماوراء الطبيعي سرچشمه گرفته است “(لوکاس (بي تا)ج1 ص 30)
از اين رو جامعه شناسان و مردم شناسان با اينکه در قرون گذشته از انسان به موجودي ابزارساز و يا سياست ورز تعبير مي کردند اما امروزه از او به عنوان موجودي دين ورز سخن مي گويند.
انسان از روزي که خود و محيط خويش را مي يابد در صدد است تا موقعيت خود را در مجموعه بزرگ و بي انتهاي هستي تفسير کند و در نهايت خود را در برابر سوال هاي بسياري درباره انسان و هستي مي بيند که به يافتن پاسخ قانع کننده اي براي بسياري از آن ها توانا نيست .به عنوان مثال انسان از خود مي پرسد:چه کسي جهان و انسان را آفريده است ؟به کجا مي رود ؟زندگي سعادتمندانه کدام است ؟و هزاران سوال ديگر.
دين يک عامل بسيار مهم درپيدايش و تداوم بسياري از فرآيندها و رويدادهاي فرهنگي،اجتماعي اقتصادي و سياسي بوده و مي باشد .از اين رو اديان سازنده تمدن هاي بزرگ بوده اند و دين همواره مورد توجه دانشمندان رشته هاي مختلف علمي قرار گرفته و پژوهش هاي زيادي را به خود اختصاص داده است .
ماهيت و تعريف دين
به گفته ميرچا الياده54 (1907-1988) “در غرب در طي روزگاران آن قدر تعريف هاي فراوان از دين پديد آمده که حتي ارايه فهرست ناقصي از آن ممکن نيست “(خرمشاهي1372:185)
ترديدي نيست اگر بتوانيم يک تعريف ماهوي جامع و مانعي از دين ارايه دهيم کمک بسيار بزرگي به شناخت دين انجام داده و قدم نخست و لازم را در تحقيقات برداشته ايم .اما به رغم تلاش هاي انجام شده از سوي دين شناسان غربي و ضمن ارايه تعاريف متعدد و گوناگون،تاکنون هيچ تعريف ماهوي اي که براي همگان تا حدي قابل قبول باشد ارايه نشده است.
تعريف دين از منظر علامه طباطبايي
مرحوم علامه طباطبايي دين را چنين تعريف مي کند :
” دين روش ويژه اي براي زندگي دنيوي است که مصلحت دنيوي انسان را در جهت کمال اخروي و حيات ابدي او تامين مي کند .از اين رو لازم است شريعت،در برگيرنده قوانيني باشد که به نيازهاي دنيوي نيز پاسخ مي گوييد”(علامه طباطبايي؛1372:130)
و يا در جايي ديگر مي فرمايد: “دين عبارت است از مرکب از معارف مربوط به مبدا و معاد و قوانين اجتماعي يعني عبادات و معاملات که از طريق وحي و نبوت اخذ مي شود .(علامه طباطبايي1372:431)
ساختار دين اسلام از نگاه شهيد مطهري
ايشان اسلام را به سه بخش عقايد،اخلاق و احکام تعريف مي کند
شهيد مطهري معتقدند:
“اصول عقايد يعني چيزهايي که وظيفه ي هر فرد کوشش درباره ي تحصيل عقيده درباره ي آن هاست .کاري که در ان زمينه بر عهده ي انسان است ،از نوع کار تحقيقي و علمي است .اخلاقيات يعني خصلت هايي که وظيفه يک فرد مسلمان اين است که خويشتن را به آن خصلت ها و خوي ها بيارايد و از اضداد آن ها خويش را دور نگه دارد.کاري که در اين زمينه بر عهده انسان است ،از نوع مراقبت نفس و خود سازي است .احکام يعني دستورهايي که مربوط است به فعاليت هاي خارجي و عيني انسان ،اعم از فعاليت هاي معاشي و معادي،دنيوي و اخروي ؛فردي و اجتماعي (شهيد مطهري ،1375:63)
عقايد :عقايد گزاره هايي هستند که وضعيت انسان را در جهان مشخص مي کندند و هر مسلماني بايد به آن گزاره ها شناخت و اعتقاد داشته باشد .اينکه آيا جهان را آفريدگاري هست يا نه؟آفريدگار جهان کيست؟آيا آفرينش انسان در اين جهان بيهوده بوده يا آفريدگار انسان ازآفرينش او هدفي را تعقيب مي کرده است ؟سرانجام انسان چيست؟انسان در مقابل خدا و ديگران وظيفه اي دار يا نه ؟و…پرسش هايي است در باب وضعيت جهان و انسان که پاسخ بسياري از آن ها در عقايد اسلامي است.
در بين عقايد اسلامي ،پنج اعتقاد از ديگر عقايد مهم تر و به اصول اعتقاد معروف هستند “توحيد ،نبوت عدل،امامت,معاد
اخلاق
مجموعه گزاره هايي که نحوه تعامل مسمانان با خود و ديگران را در زندگي مشخص مي کند ؛اخلاق اسلامي را تشکيل مي دهد .صفاتي مانند صداقت ،پشتکار،اخلاص ،خيرخواهي ،محبت و…معيارهايي هستند که مسلمانان بايد آن ها را در خصوص ديگران رعايت کنند.اخلاق گاه به دسته هاي کوچکتري تقسيم مي شود مانند اخلاق فردي و اخلاق اجتماعي و گاه نيز بر حسب حيطه و قلمرو به دسته هايي مانند اخلاق خانوادگي ،اخلاق تحصيلي ،اخلاق سياسي و…تقسيم بندي مي شوند.
احکام
احکام بخشي از معارف اسلامي است که در قالب واجب ،مستحب،مباح،مکروه،حرام يا صحيح و باطل بيان مي شود .براي مثال ،بر هر مسلمان واجب است در شبانه روز پنج بار نماز بخواند.
احکام اسلامي به دو دسته عبادات و معاملات تقسيم مي شود:عبادت بخشي از احکام است که انواع عبادت هاي اسلامي و کيفيت آن ها را بيان مي کند.عبادت مهم در اسلام عبارت از نماز ،روزه،خمس ،زکات ،حج و….
معاملات ،بخشي از احکام است که ناظر به امور سياسي ,اجتماعي ،اقتصادي ،تجاري و..است.
حدود و قلمرو دين اسلام :
در بحث قلمرو دين ضروري است که ابتدا به اين سوال پاسخ داده شود که منظور از قلمرو دين چيست ؟در پاسخ بايد گفت منظور از قلمرو دين همان حدود و مرز هايي است که دين در آنان ادعاي سرپرستي دارد.يعني شريعت در آن حوزه ها برنامه هايي را براي فرد و جامعه ارايه کرده و تخلف از آن را تخلف از فرامين شارع مقدس مس داند .
آيت الله جوادي عاملي در اين زمينه مي گويد:
معناي قلمرو دين همانا تجديد و تعيين مرزهاي ره آورد انبياء است.به اين معنا که آيا ارمغان پيامبران فقط تکاليف عبادي،دستورهاي اخلاقي،وظايف حقوقي و بيان حد و تعزير مختلف از تکاليف و حقوق است و درباره مسايل علمي و جهان شناختي و فنون سياسي،نظامي،اقتصادي،جامعه شناسي و مانند مبنايي ندارد يا آن که دين مجموعه وظايف و اصول علمي و عملي است که هم ارزش ها و دانش هاي مورد نياز بشر را به همراه داشته و حداکثر پيام را آورده است (جوادي عاملي 1380:26)

قلمرو دين از نگاه علامه طباطبايي
علامه طباطبايي بر اساس تعريف،ضرورت و اهداف دين ،براي آن قلمرو ويژه اي را قائل است .از نظر ايشان دين همه ابعاد حيات فردي و اجتماعي انسان را در بر مي گيرد .اسلام ديني است جامع که در همه زمينه هاي زندگي فردي و اجتماعي انسان به وضع قانون پرداخته است .به بيان ديگر معارف و احکام اسلام شامل همه ابعاد وجود انسان و شئون مختلف زندگي مي شود .
در جاي جاي الميزان از دين تعاريفي ارائه شده است ،که از جمله مي توان تعريف زير را ارايه داد:”آن روش مخصوصي است در زندگي که صلاح دنيا را به طوري که موافق کمال تخروي و حيات دائمي حقيقي باشد تامين مي نمايد..پس در شريعت بايد قانون هايي وجود داشته باشد که روش زندگاني را به اندازه احتباج روشن سازد.( طباطبايي1372:187).
طبق اين تعريف دين بايد هم به دنيا و هم به آخرت بپردازد.دين بايد براي دنياي مردم قوانيني را ارائه دهد که تامين کننده کمال اخروي آن ها باشد .
علامه طباطبايي در اين خصوص به اهداف دين اشاره دارند و مي فرمايند:دين الهي تنها راه سعادت و اصلاح امور حياتي است .دين است که فطرت را با فطرت اصلاح مي کند،و قواي مختلفه را هنگام طغيان به حال اعتدال بر مي گرداند و رشته،زندگاني دنيوي و اخروي،مادي و معنوي انسان را به نظم در مي آورد.(همان ، ص159).
ايشان هدف دين را شناساندن خلقت انسان از آغاز تا انجام مي داند .دين آمده تا انسان را با اين حقيقت آشنا سازد که چگونه زيست کند تابراي حيات جاويد سودمند باشد .اگر کسي به حيات اخروي اعتقاد دارد باي طبق موازين دين عمل کند .در مجموع اهداف دين از منظر علامه طباطبايي عبارتند از :
1-سعادت انسان

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله درباره اوقات فراغت، فرهنگ و زبان، شهر اصفهان Next Entries منابع مقاله درباره مصرف انرژی، مدیریت ساخت، سیستم مدیریت