دانلود پایان نامه درباره خودکارآمدی، عوامل درونی، سلامت جسمانی، حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

برای فرزندان خود هستند افراد خوش بین از خانواده هایی هستند که در آن والدین از شکست های خود را می فهمند وآن ها را به جای عوامل درونی به عوامل بیرونی نسبت می دهند(موسوینسب و تقوی، 1385).
چنانچه جوانان به خانواده هایی متعلق باشند که ضربه های روانی عمده (مثل بیکاری وفقر) را تجربه کرده و با این بدبیاری ها به خوبی کنار آمده واز آن خلاص شده اند خوش بین بار می آیند، والدین افراد خوش بین فرزندانشان را تشویق می کنند تا با شکست های شان به نحو خوش بینانه برخورد کنند وبدین ترتیب خوش بینی و پشت کار را به روش های مختلف تقویت کنند. به احتمال زیاد افراد بدبین از خانواده هایی هستند که والدین افسرده اند سبک تبیینی بدبینانه را به فرزندان شان سرمشق می دهند وبه گونه افتراقی رشد سبک تبیینی بدبینانه را تقویت می کنند جایی که والدین فرزندان را سرزنش و شکست آن ها را به عوامل درونی ، کلی و ثابت نسبت می دهند به احتمال زیاد این کودکان در بزرگی بدبین بار می آیند کودک آزاری و غفلت از انها نیز کودکان را در معرض آسیب پذیری پرورش سبک تبیینی بدبینانه و افسردگی قرار می دهد. خوش بینی، با به تأخیر انداختن رضامندی های ناشی از منافع گذرا و کوتاه مدت به امید دستیابی به هدف های بلند مدت نیز رابطه دارد وبه احتمال افراد خوش بین ایمان دارند که هدف های بلند مدت قابل دسترس اند(كريمي و افراز،1387).
مطالعات آینده نگر وگذشته نگر نشان داده اند که افراد دارای سبک تبیینی خوش بینانه در مقایسه با افراد دارای سبک تبیینی بدبینانه، کم تر احتمال دارد که به هنگام رویارویی یا رویدادهای فشارانگیز عمده ی زندگی، به ضعف سلامت جسمانی یا افسردگی دچار شده ویا به خودکشی دست بزنند برعکس افراد بدبینی که در کودکی با رویدادهای فشار زای عمده ی زندگی ( مانند تعارض مزمن بین پدر ومادر، طلاق ،یا غم از دست دادن مادر) روبه رو می شوند احتمال بیشتر می رود که به افسردگی دچار شوند اگر آن ها از یک رابطه ی حمایت اجتماعی خوب برخوردار باشند احتمال افسردگی کاهش می یابد، اما اگر افسردگی باعث شود که آن ها در مدرسه موفق نشوند و مورد سرزنش قرار گیرند، اسناد این شکست ها به صورت درونی، کلی وثابت موجب می شود که افسردگی تشدید گردد وبه صورت دایمی درآید. خوش بینی در بزرگسالی با پیشرفت بهتر در تحصیلات دانشگاهی عملکرد ورزشی؛ سازگاری شغلی و خانوادگی همراه است(کریمی و نیلوفری،1388).
2-1-4- خودکارآمدی
2-1-4-1- تعريف خودكارآمدي
یکی از ابعاد«خود» در نظریه شناختی-اجتماعی بندورا خودکارآمدي است که به توانایی ادراك شدهي فرد در انطباق با موقعیتی خاص گفته میشود. مفهوم خودکارآمدي به قضاوت افراد درباره توانایی آنها در انجام یک کار یا انطباق با یک موقعیت خاص است(پروين، 1386)
بندورا خودکارآمدي را به عنوان باور و قضاوت فرد از توانایی خود بر سازمان و انجام رشتهاي از اعمال که براي تولید نتایج مورد نظر نیاز است تعریف کرده است (زارع زاده، 1385).
همچنين، بندورا و همكاران36 (1995) خودكارآمدي را عبارت از باورهاي افراد به تواناييهايشان در بسيج انگيزهها، منابع شناختي و اعمال كنترل بر يك رخداد معين تعريف كردهاند. يكي از جنبههاي اساسي خوكارآمدي شخص، اين باور است كه فرد از راه اعمال كنترل ميتواند بر پيامدهاي زندگي خود اثر بگذارد .به ويژه در هنگام رويارويي با عوامل استرس زا، داشتن احساس كنترل بر شرايط، عاملي مهم در سازگاري با موقعيتهاي گوناگون است (کیامرثی وهمکاران،1390).
خودكارآمدى جزيى از خودپنداره فرد مىباشد كه به باورهاى فرد در رابطه با توانايىهايش جهت انجام تكاليفى كه در آينده با آنها روبه رو مىشود، مربوط است (كيامرثي و همكاران، ‌1390).
2-1-4-2- ابعاد خودکارآمدي
بطور کلی باورهاي خودکارآمدي از لحاظ سطح، نیرومندي و عمومیت با یکدیگر تفاوت دارند:
الف) سطح: باورهاي خودکارآمدي از لحاظ سطح متفاوت میباشند به طوري که باورهاي خودکارآمدي در یک حوزه ممکن است در حد فعالیتهاي ساده، متوسط و دشوار باشند .لذا انتخاب فعالیتها باید مبتنی بر میزان و نیرومندي احساس خودکارآمدي افراد باشد. انتخاب نادرست یا فعالیت منجر به تضعیف احساس خودکارآمدي میگردد. افراد در رویارویی با فعالیتها و تکالیف خیلی ساده، احساس کاذب خودکارآمدي و در مواجهه با فعالیتها و تکالیف خیلی دشوار احساس عدم خودکارآمدي خواهند کرد.
ب) نیرومندي: یکی دیگر از ابعاد خودکارآمدي، بعد نیرومندي است. باورهاي خودکارآمدي ضعیف در اثر تجارب ناموفق به سهولت بی اعتبار میگردند. اما افرادي که اعتماد بالایی نسبت به تواناییهاي خود دارند در برابر مشکلات و سختیها نیز کارآمدي خویش را حفظ می کنند. بنابراین، احساس خودکارآمدي هر چقدر نیرومندتر باشد ثبات و دوام آن بیشتر خواهد بود، همچنین رابطه بیشتري نیز با رفتار پیدا میکند.
ج) عمومیت: افراد ممکن است در حد یک حوزه یا تنها بخشی از آن حوزه خود را کارآمد بدانند. باورهاي خودکارآمدي در این بعد، متأثر از عواملی همچون شباهت فعالیتها وحیطهي بروز آنها در رفتارهاي شناختی و عاطفی،کیفیت شرایط و ویژگیهاي افرادي که آن رفتار یا فعالیت به آنان مربوط میگردد، میباشد(کدیور، 1390).
2-1-4-3- منابع خودکارآمدي
باورهاي خودکارآمدي عمدتاً مبتنی بر منابع اطلاعاتی پنج گانه به شرح ذیل شکل می گیرد:
الف) انطباقهاي عملکرد: بندورا(1986) معتقد است که انتظارات کارآمدي در تجربیاتی که شخص در آنها مهارت دارد، ریشه دارد. تجارب موفق متمایلند که انتظارات سطح بالا ایجاد کنند در حالی که تجارب شکست تمایل به تولید انتظارات سطح پائین دارند. یکبار که انتظارات کارآمدي قوي و بالا ایجاد شد، به هر حال احتمال اینکه شکستهاي موقتی تأثیر زیادي بر قضاوت فرد از قابلیتهاي خود داشته باشد اندك است. بر عکس، یکبار که انتظارات کارآمدي ضعیف و پائین ایجاد شد، موفقیتهاي گهگاهی در قضاوت افراد از قابلیتهاي خودشان چندان مؤثر نیستند. به هرحال، انتظارات سطح پائین میتواند به وسیله موفقیتهاي فراوان و مکرر تغییر یابد.از طریق چنین کوششهایی بالاخره افراد میتوانند بر مشکلترین موانع غالب آیند و چیره شوند(عزيزيابرقوئي، 1389)
موثرترین و بانفوذترین منبع خودکارآمدی، دستاوردهای عملکرد است. افراد در کارها و فعالیتهایی که مشغول میشوند نتیجه اعمالشان را تفسیر میکنند و از این تفسیرها برای گسترش باورها و عقاید درباره تواناییشان برای درگیر شدن در کارها و فعالیتهای بعدی استفاده میکنند. معمولاً نتایجی که به عنوان نتایج موفق تفسیر میشوند، خودکارآمدی را افزایش می دهند و آن دسته که به عنوان نتایج ناموفق تفسیر میشوند آن را کاهش میدهند(پاجاریس37، 2002).
ب) تجربیات جانشینی: دومین منبع شکلگیري خودکارآمدي، تجربیات جانشینی است که به وسیله عمل دیگران ایجاد میشود، تأثیرات این منبع نسبت به انطباقهاي عملکردي ضعیفتر می باشد. قسمتی از تجربههاي جانشینی به وسیله مقایسههاي اجتماعی با دیگران ساخته میشود .مشاهده الگوهاي شکست در صورتی که مشاهدهگر توانایی خود را قابل مقایسه و شبیه به الگو بداند تأثیر منفی بر روي خودکارآمدي خواهد داشت. اگر مشاهدهگر توانایی خود را بالاتر از الگو بداند تأثیري منفی بر مشاهدهگر نخواهد داشت و همچنین اگر فردي مشاهده نماید که افراد دیگر با وجود تلاش و پشتکار فراوان در زمینهاي به موفقیت نائل نمیگردند میزان خودکارآمدي وي در آن حوزه نیز کاهش خواهند یافت. (زارعزاده، 1385).
تأثیرات مدلسازی به طور ویژهای به این زمینه مربوط میشود، بخصوص زمانیکه شخص در مورد انجام کاری تجربه قبلی کمی دارد. اگر مدلها راههای بهتر انجام کارها را به افراد آموزش دهند، با این وجود حتی افراد با تجربه و خودکارآمد، خودکارآمدیشان را در سطح بالایی افزایش میدهند. تجربه جانشینی زمانی قدرتمند است که ناظران شباهتهایی را در بعضی ویژگیهای مشاهده شونده ببینند. مشاهده موفقیتهای چنین مدلهایی به مشاهده گر کمک میکند که تواناییهای خود را باور کند(اگر آنها میتوانند چنین کاری را انجام دهند پس من هم میتوانم). یک مدل مهم و مشخص در زندگی یک  نفر میتواند به القا کردن باورهای شخصی که راه و روش زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد کمک کند(پاجاریس، 2002).
ج) ترغیب کلامی: باورهاي افراد نسبت به تواناییهاي خود از طریق ترغیب کلامی که اشخاص دریافت میکنند، تحت تأثیر قرار میگیرد. پیغامهاي کلامی و تشویقهاي اجتماعی به اشخاص کمک میکنند که تلاش بیشتري به کار برند و پشتکار مورد نیاز براي موفقیت را تداوم بخشند و این امر به رشد پیوسته مهارتها و کارآمدي شخصی منجر میشود. بسیاري از والدین که کودکان خود را تشویق میکنند تا باور کنند که میتوانند در مراتب مختلف زندگی موفق شوند و آنها را براي تلاش کردن تشویق میکنند شاید با اين عمل، رشد مهارتها و حس خودکارآمدي آنها را تسریع کنند. به هر حال، این تشویق باید در حد واقعی و معقول باشد زیرا ترغیب تلاشهاي ناموفق براي انطباق با اهداف ممکن است انتظارات کارآمدي پائین ایجاد کند. همچنین والدینی که همیشه تلاشهاي کسب مهارت فرزندان خود را از طریق استهزا، انتقاد و تحقیر، ناچیز میانگارند باعث شکلگیري خودکارآمدي پائین در فرزندان ميشوند(عزيزيابرقوئي، 1389).
د) برانگیختگی هیجانی: حالات فیزیولوژیکی از قبیل ترس، برانگیختگی، خستگی و حالات خلقی، اطلاعاتی درباره خودکارآمدي فراهم میکند. فشار روانی و تنش اغلب به عنوان شاخصهاي آمادگی براي شکست تفسیر میشود، همچنین خلق فرد نیز میتواند تأثیر عمدهاي روي باورهاي خودکارآمدي داشته باشد، به طور مثال خوش بینی و خلق مثبت باورهاي خودکارآمدي را افزایش میدهند، در صورتی که ناامیدي و افسردگی باورهاي خودکارآمدي را کاهش می دهند.
موقعیتهاي مشکل باعث ایجاد حالتهاي برانگیختگی بالا در اکثر افراد میگردد و افراد با توجه به این اطلاعات، قابلیت توانایی خود را قضاوت میکنند، چون برانگیختگی بالا عملکرد افراد را کاهش میدهد و بیشتر احتمال دارد که افراد منتظر شکست باشند و انتظارات کارآمدي پائین داشته باشند(فراهانی، 1387).
ه) تلفیق اطلاعات کارآمدي: بندورا بر این اعتقاد است که اکتساب و تشکیل قضاوتهاي خودکارآمدي تنها از طریق یک بعد صورت نمیگیرد، بلکه اطلاعات کارآمدي تلفیق و ترکیبی از منابع متفاوت هستند(زارعزاده، 1385).
2-1-4-4- باورهاي خودكارآمدي
باورهاي خودكارآمدي پاجارس38 (2003) بر چهار فرايند زير تأثير مي گذارند:
1- فرايندهاي شناختي: باورهاي خودكارآمدي به صورت هاي مختلف بر فرايندهاي شناختي تأثير ميگذارند. در بيشتر رفتارهاي هدفمند، اهداف بر اساس آينده نگري انتخاب مي شوند. هدفگزيني افراد بر اساس ارزيابي از تواناييهاي خود است. افراد داراي خود كارآمدي قويتر، هدفهاي چالش انگيزتري براي خود انتخاب ميكنند و نيز تعهد بيشتري نسبت به اهداف خود نشان ميدهند. بيشتر فعاليتها در آغاز با تفكر شكل مي گيرد. سپس، باورهاي افراد بر اين رفتارها تأثير مي گذارد. افراد داراي خودكارآمدي بالا، روش هاي مفيد و مؤثري براي عملكرد در پيش مي گيرند، اما افرادي كه به كارآمدي خود شك دارند از تجسم موفق اعمال ناتوان اند.
2- فرايندهاي انگيزشي: باورهاي خودكارآمدي در تنظيم انگيزشي فرد، نقشي اساسي بر عهده دارند (بندورا،1993). بر اساس نظريه شناختي-اجتماعي، افراد خود را بر ميانگيزانند و اعمال و رفتارشان را به طور پيش بيني شده با استفاده از دور انديشي هدايت مي كنند. آنان همچنين پيامدهاي اعمال آينده خود را پيش بيني مي كنند، هدفهايي براي خود انتخاب و برنامه هايي جهت واقعيت بخشيدن به رويداد هاي ارزشمند آينده طراحي مي كنند. از نظر بندورا، سه نوع برانگيزاننده شناختي وجود دارد كه عبارت است از: اسنادهاي علّي، انتظارات پيامدي و اهداف درك شده.
3- فرايندهاي عاطفي: باورهاي افراد در مورد توانايي هاي خود، هم بر ميزان فشار رواني و افسردگي ناشي از موقعيتهاي تهديدآميز و هم بر سطح انگيزش آنها تأثير مي گذارد. اين تأثير، ميانجي عاطفي باورهاي خودكارآمدي است. كارآمدي ادراك

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره تاب آوری، وابستگی به مواد، فرصتهای شغلی، عزت نفس Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه هوش معنوی، رهبری تحول آفرین، آزمون فرضیه، آزمون همبستگی پیرسون