دانلود پایان نامه درباره خرقه پوشی

دانلود پایان نامه ارشد

براي طبع آزمايي آفرينش گرانه وي باقي نميگذارد. ناگفته پيداست كه عوامل افول بخش سبك هندي مانند جزئي گرايي و غريبگويي هم به طور عام در اين عدم توفيق و در جازدگي حزين و بسياري از همسنگرانش در رتبه مياني ادب فارسي تأثير آشكار دارد. اين كه حزين نيز مانند بسياري از هندي سرايان عمدتاً تنها به يك و يا دو شعر شناخته ميشود خود بازگو كننده عدم توفيق ادبي وي در سطح كلان است. جا دارد براي رعايت شرط انصاف، مشهورترين شعر حزين را با عنوان « اي واي بر اسيري» نقل كنيم، تا عيب مي جمله بگفتيم هنرش را نيز گفته باشيم:
اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد
در دام مانده صيد و صياد رفته باشد
آه از دمي كه تنها با داغ او چو لاله
در خون نشسته و او چون باد رفته باشد
خونش به تيغ حسرت يا رب! حلال بادا
صيدي كه از كمندت آزاد رفته باشد
از آه دردناكي سازم خبر دلت را
روزي كه كوه صبرم برباد رفته باشد
رحم است بر اسيري كز گرد دام زلفت
با صد اميدواري، نا شاد رفته باشد
شادم كه از رقيبان دامن كشان گذشتي
گو مشت خاك ما هم بر باد رفته باشد
پر شور از حزين است امروز كوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
(حزين لاهيجي، 1387: 128)
شفيعي كدكني در مورد حزين مي گويد:
« او بر هم عصرانش امتيازاتي دارد؛ از جمله فصاحت بيان، به طوري كه هنگام مقايسه او با معاصرانش به خصوص شاعران سرزمين هند، از نظر فصاحت و روشني بيان ميتوان حزين را سعدي دانست در مقابل خاقاني».
( شفيعي كدكني، 1385، ص 108).
در اين فصل ابتدا با تشريح تقليد و اثر پذيري حزين از پاره اي از نامداران ادب فارسي به واكاوي و بازنمايي جلوههاي ادبيت كلام وي خواهيم پرداخت.

4-1- تقابل صورت و معنی
همانگونه كه بحث در باب تقديم و تأخير زبان و فكر از دغدغههاي ديرين انديشمندان بوده است، مجادله بر سر اين كه آيا در آفرينشهاي ادبي، تقدم با صورت است يا معني نيز از دير باز بازاري پر جوش و خروش در ميان اديبان و منتقدان ادبي ديروز و امروز داشته است؛ تا جايي كه حتي براي مثال كار به ظهور مكتبي مستقل و پر طرف دار مانند مكتب فرماليسم يا همان
صورتگرايي انجاميده است كه اصالت را در اين زمينه به فرم يا صورت ميدهد و معني و محتوي را تابع آن معرفي مي‌كند. در مقابل اما در حيطه آراء نقد ادبي درباره لفظ و محتوي بخصوص در سرودههاي خود اديبان فارسي سراي، اصالت و تقدم عمدتاً به معني داده شده است؛ چنانكه براي نمونه حافظ معتقد است «چون جمع شده معاني،‌ گويي بيان توان زد». اين ارجيحت محتوي بر لفظ در ديدگاه شاعران و منتقدان ادب فارسي با ظهور رويكردهاي عرفاني و سبك هندي دو چندان قوت ميگيرد؛ زيرا هم عرفان بر لزوم باطنگرايي و پرهيز از توقف در صورت و هم سبك هندي بر پردازش معاني دور و دراز، تأكيد بليغ دارند. پيداست كه حزين هم در اين ميان به سبب تعلق به عرفان و سبك هندي و حتي تقليد بي چون و چرا از حافظ جانب معني و محتوي را ميگيرد و گاه حتي با لحن مولوي وار، لفظ و صورت را تحقير ميكند. ابياتي كه در پي ميآيد، بازگو كننده اين واقعيت است:
1.
نظر بستم ز صورت، صید معنی تا شود رامم

که باز بسته چشم من شکاری در نظر دارد

(همان: 103)
2.
تا کی به قید عالم صورت به سر بریم؟

آیینه را خلاصی ازین زنگبار بخش

(همان: 168)
3.
چشم صورت حجاب اگر نشود

عین معنی شود عیان که منم

(همان: 187)
4.
دلم رنجد حزین! از گفتگوی صورت آرایان

اگر سنجد لب معنی حدیثی، ترجمان باشم

(همان: 198)
5.
جداییهای صورت بگسلاند ربط معنی را

به دیوان قیامت میشود پیوسته دیوانم

(همان: 220)
6.
خموشی گزین در دبستان معنی

که لفظ است خار گریبان معنی

(همان: 286)

4-1-1-خيال بندي هاي دور از ذهن و تعقيد در بيان
بيراهه نيست اگر سبك هندي را سبك و پردازش انديشهها و خيالات دور و دراز بخوانيم. به نظر ميرسد يكي از علل پافشاري هندي سرايان بر دور و دراز گرايي آن بوده كه پيش از ايشان، شاهكار آفرينان عراقي، لفظ و معني را به اوج خود رسانده بودند و اينك چاره اي جز دگرگونه گويي همان مطالب براي شاعران عصر افول ادبي باقي نمانده بود و اين تأكيد بر دگرگونه گويي به نوبه خود به پيچيدگي و تعقيد كلام در سبك هندي ميانجامد؛ زيرا اغلب شاعر از ضرورت رعايت قواعد هم نشيني لفظ و نكات دستوري غافل ميماند و در استخدام نمونه و مصداق عيني براي ملموس نمودن افكار خود، دست به دامن مصاديق نا آشنا و بيگانه با فضاي شعر و شاعري ميشود.
1.
خشک و تر اندیشه حزین! از تف دل سوخت

آتش زا تب شیر بود بیشهی ما را

(حزين لاهيجي، 1387: 6)
ميخواهد بگويد جهان درون من آنچنان در تب و تاب است كه مانند بيماري تب نيستان من شير صفت را هم به تشويق مياندازد.
2.
ندارد لذّت شوریدگی در پی پشیمانی

جنون دندان بیفشارد به لب زنجیر خایان را

(همان : 13)
در واقع میخواهد بگوید جنون عشق سراغ بیهوده گویان سرزنش گر را نمیگیرد.
3.
مینازی که چشم از ساغر بیدار او می زد

خمارش میکشد خمیازه بر آغوش مژگان را

(همان: 13)
مقصود شاعر آن است كه با ديدن چشمان دلبربا و درشت معشوق دچار خماري هجران و حسرت شده و بار اين خماري وحسرت به دوش لب و مژگان شاعر افتاده كه بايد مدام خميازه و خوابالودگي بكشند.
4.
ز لوح حکمت اندیشان بگوی خونی درونان را

که صدره شسته طفل اشک من چون مشق یونان را

(همان: 13)
مضمون در مصرع دوم این بیت در واقع سرزنش فلسفه و عقلگرایی است. شاعر ميخواهد بگويد كه مراقبهها و انابههاي وي بسي بيش از فلسفه گرهگشاست.
5.
تبسم ریز شد گلبرگ یار و شرم رسوایی

لب از دندان شبنم میگزد گلهای خندان را

(همان: 13)
اين بيت كه بر پايه تقابل معشوق با طبيعت آمده بيانگر آن است كه وقتي چهره معشوق خندان شد، گلهاي شكوفا از شرم رسوايي، عرق شرم شبنم به چهره آوردند!

6.
خداداد است در کیش طریقت کسوت فقرم

من از کتم عدم چون نافه دارم خرقه پوشی را

(همان: 39)
منظور شاعر در مصرع دوم آن است كه به تصوف گرايش دارد.
7.
مینهد شیر محبت به فراغت پهلو

نیستانی شده از تیر جفا سینه ما

(همان: 41)
این بیت دارای خیال بندی نامناسب و نامأنوس است. مراد وي آن است كه گرچه پيوسته به من جفا ميشود، محبت در درون من همچنان به قوت خود باقي است.
8.
ابر نقاب برفکن تا زبهار عارضت

گل زکنار بشکفد آبلههای ژاله را؟

(همان: 45)
مقصود شاعر آن است كه نقاب از چهره بردار تا گل از خجلت و حسودي، عرق شبنم به رخ آورد.
9.
چون صبح بر دیده من پیرهنی داشت

در پرده مگر حسرت نازک بدنی داشت

(همان: 68)
10.
خون روان است حزین! از رگ تار نفسم

دارد از باده دل زخمه ربابی که مراست

(همان: 73)
خوشبختانه همان گونه كه پيش از اين ذكر شد حزين چندان به اين دور و دراز انديشي و پيچيده گويي ها دلبستگي ندارد؛ با اين همه به گواه ابيات زير مخاطب گاه و بيگاه با اين خيالبنديهاي معمولاً ناخوشايند رو به رو ميشود:
11.
خلانند در دیده صد نیش خارش

ز یک چشم خوابی که بادام دارد

(همان: 93)
شاعر در اين بيت در پي آن است كه بگويد همانگونه كه بادام ناشكفته را با انواع آلات نوك تيز و سخت ميشكافند تو نيز از خواب غفلت پرهيز كن و گرنه دچار انواع آسيبها خواهي شد.
12.
فراموشم مکن گر معنی بیگانه میفهمی

که عمرم صرف تفسیر کتاب آشنایی شد

(همان: 99)
در این بیت خود حزین به کلام دیریاب اعتراف ميكند و خطاب به معشوق ميگويد كه اگر با رمزگشايي معناي غريب و نا آشنا، آشنا باشي خواهي ديد كه اين همه، در واقع براي برقراري ارتباط و نزديك شدن به هم است.

4-2- تقليد يا اثر پذيري از ديگر شاعران
هر شاعر همچون حلقهاي از زنجير ادب يك مرز و بوم در حكم واسطه دريافت، تحول و انتقال مواريث ادبي و فكري آن سامان است؛ از اين رو نميتوان اديب و سراينده اي را سراغ گرفت كه بي هيچگونه اثر پذيري از سنن و دستاوردهاي ادبي گذشتگان خود، اثر يا آثاري خلق كرده باشد. تفاوت تنها در آنجاست كه گروهي از آنان همچون هنرمنداني زبردست، آنچه را از پيشينيان به ارث ميبرند در كارگاه صنعتگري خود دگرگون كرده و در شكل و قالبي تازه به آيندگان عرضه ميكنند و گروهي ديگر تنها مقلداني صرف هستند كه به القابي فراتر از ريزه خواران گذشتگان نائل نميآيند.
از نقاط ضعف سبك هندي يكي همين ناتواني مخاطب ادبا در خلق و يا حتي بازسازي هندي دستاوردهاي اسلاف اديب خود است. اين ناتواني به ويژه از آن را كه سبك هندي پس از خلاق ترين و پر دستاوردترين سبك ادبي فارسي يعني سبك عراقي از گرد راه مي رسه دو چندان خود نمايي ميكند. بديهي است كه اين ضعف در استفاده آخر نشانگرانه از شاهكارها و توليدات سبك عراقي به نوبه خود باعث شد كه در نهايت حتي آفرينش هاي بزرگان سبك هندي هم نتواند خود را حكم ميراثي دوران ساز و ماندگار به آيندگان بشناساند و در نتيجه بلافاصله پس از افول سبك هندي، زمزمهها و نمودهاي بازگشت به سبكهاي عراقي و خراساني ظهور ميكند.
حزين لاهيجي نيز به عنوان يكي از سرايندگان سبك هندي و حلقهاي واسط در رشته تابناك ادبيات فارسي ناگزير از فرآيند اثر پذيري و تقليد بوده است: به گونهاي كه در آثار وي نيز ميتوان آشكارا تأثيرات مستقيم و غير مستقيم شيوهها، واژگان و عبارات و اوزان ادبي سرايندگان بزرگ سبكهاي خراساني و عراقي را ديد؛ تا جايي كه وقتي نوبت به حافظ ميرسد، حزين با تقليد مخاصمانه و مفتخرانه خود يكي از عميقترين اثر پذيريهاي ادب فارسي را به نمايش ميگذارد.
در اين بخش به ترتيب تاريخي شعرا به ذكر نمونههايي از تقليد و اثرپذيري حزين از برخي از بزرگان شاهكارآفرين ادب فارسي ميپردازيم.

4-2-1- تقليد يا اثر پذيري از فردوسي
شاهنامه فردوسي را عموماً به اثري حماسي كه بازگو كننده سير اساطيري- تاريخي دودمانها، پهلوانيها و رخدادهاي درون مرزي و برون مرزي ايرانيان باستان است ميشناسيم و تأثير آشكار آن بر اديبان بعد از خود را معمولاً در آثار نظامي، خواجوي كرماني و امير خسرو دهلوي سراغ ميگيريم، اما حقيقت آن است كه يكي از برترين و سودمندترين آثار شاهنامه بر سرايندگان پس از خود از رهگذر معدود ابيات حكمت مدار و اندرز واري است كه فردوسي لا به لاي داستانهاي شاهنامه در نكوهش قدرت طلبي، غفلت از ياد مرگ و به فرجامي ستمگري و ضرورت خداترسي، انسان دوستي، گذشت و نيكوكاري آورده است وبعدها سرمشقي براي ظهور بزرگترين اثر اندرزي ادب فارسي بر همان وزن شاهنامه و با همان شخصيتهاي شاهنامه يعني بوستان سعدي ميشود.
پيداست آنجا كه كلان اديبي همچون سعدي نتوانسته است بي نياز از شيوههاي حكمت پردازي و پندگويي فردوسي، شاهكار آفريني كند، حزين لاهيجي نيز كه به طرح حكايات و امثال تعليمي و خردگرايانه گرايش دارد نميتواند از اقتباس از آموزهها و شخصيتهاي شاهنامهاي بر كنار بماند، به گونهاي كه نه تنها عمده شخصيتهاي حكايت اندرزي حزين همان قباد و نوشين روان و خسرو و فريدون و زال و رستم هستند بلكه اعمال و كرداري شبيه به آنان دارند؛ براي نمونه به هنگام پشيماني و توبه، مانند كيكاووس در شاهنامه كرباس ميپوشند و چهل روز به استغفار مينشينند:
ستوران فرستاد و زر، كاورند

به روزي خوران بي دريغش در هند

وصيت همين بود شه را مدام

به خدمتگزاران با ننگ ونام

كه هشيار باشيد و آگه بسي

مبادا كه بيبرگ ماند كسي

شنيدم نباريد سالي چهار

و ز احسان او بود گيتي بهار

رساندند شه را خبر منهيان

كه در دشت تفتيده خاوران

يكي مرد صحرا نوردي بمرد

همانا به انعام شه ره نبرد

پلاسي به بر كرد چون سوگوار

به يزدان چهل روز بگريست زار

كزين ناتوان بنده تقصير شد

ز بيداد من داد او دير شد

نگيري بر اين غافل ناشناس

كه رزق از تو آيد، نه زين ناسپاس

من از بندگان كمينم يكي

ولي در ره آز چابك تكي

(حزين لاهيجي، 1387: 417 و 418)

4-2-2- تقليد يا اثر پذيري

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره تحول معنایی، خون آلوده Next Entries دانلود پایان نامه درباره عاشق و معشوق، اسلوب معادله، مهر و وفا، مجاز مرسل