دانلود پایان نامه درباره حمل و نقل، موانع توسعه، شهروندان تهران، مشارکت زنان

دانلود پایان نامه ارشد

جهاني مورد بحث قرار گرفته است (وار178، 1985). مصاحبهشوندگان زير به جنبه جنسيتي امنيت در شهر اشاره ميکنند:
«مزاحمت، اذيت و آزار، تهديد، همه براي من پيش آمده. مزاحمت خياباني که اصلا عادي است» (زن، 24 ساله، ساکن منطقهي 4).
«مردها فکر کنم امنيت بيشتري نسبت به زنها دارند. زنها به اندازهي مردها با خيال راحت بيرون نمي روند» (زن، 42 ساله، منطقهي 12).
«براي دختران هم سن و سال من [امن] نيست» (زن، 21، ساکن منطقهي 14).
مزاحمت خياباني بخش جداييناپذير تجربهي روزمرهي زنانه از شهر است. تجربهاي که بسياري از ابعاد نظري خشونت مانند خشونت رواني، جسماني و جنسي را يکجا در بر ميگيرد. روايت زنان قرباني از رخدادهاي خياباني حاکي از آن است که قربانيان علاوه بر تجربههاي رواني استرس و احساس حقارت ناشي از مزاحمت، فعاليتهاي اجتماعي خود را نيز به دليل ترس از وقوع مجدد چنين رخدادهايي محدود ميکنند (رهبري، 1393). چهار عامل مهم در نگرش و ادراك زنان از امنيت شهري موثر شمرده شده است: ويژگيهاي فضاي شهري از جمله روشنايي و اشکال شهري، ميانجيهاي انساني مانند حضور شهروندان ديگر در فضاها، حافظهي جمعي از شهر و چندپارگي زماني به معناي تقسيمبنديهاي زماني و ريتم فعاليتهاي شهري (رهبري، 1391).
نه تنها بروز ناامني در شهر امكان استفادهي مناسب از فضاهاي شهري را از زنان سلب ميكند بلكه امكان شركت آنان در شكلگيري فضاها در فرايند تبديل مكان به فضاي شهري را محدود ميكند. فرايند تبديل مكان جغرافيايي شهر به فضا فرايندي است كه تنها با شركت افراد در فراگردهاي شهري و پر كردن فضاهاي شهري با روابط اجتماعي ممكن ميشود (دوسرتو، 1984: 117). ناامني در شهر امكان برقراري روابط اجتماعي را براي زنان محدود به فضا و زمان ميكند. شكلگيري «پراكسيس» شهري براي زنان محدود به زمانهايي ميشود كه آنان ميتوانند از مكانهاي شهري استفاده كنند كه خود بار ديگر مشمول محدوديتهاي جنسيتي ميشود.

5-3-1-2-1-2- ارتباطات شهري
مسالهي حمل و نقل شهر تهران يکي از معضلات عمدهاي است که نهادهاي مرتبط با امر شهري در تلاش براي بهبود آن هستند. در دهههاي اخير ناوگان حمل و نقلي شهر تهران گسترش زيادي يافته است و خطوط مترو و اتوبوسهاي تندرو ايجاد شده است. با اين وجود اين به نظر ميرسد از نگاه شهروندان اين سيستم با مشکلاتي همراه است. براي نمونه، مصاحبهشوندهي زير به برخي از مشکلات موجود اشاره ميکند:
«تعداد اتوبوسها کم است. زمان انتظار معمولا خيلي زياد است. خيلي وقت آدم در راه تلف ميشود. بعد هم اتوبوسها معمولا خيلي کهنه هستند. هم هوا را آلوده ميکنند، هم صندليها راحت نيستند، هم خيلي کثيفند» (مرد، 25 ساله، منطقهي 16).
برخي از انديشمندان شهري به عدم توزيع زماني امکانات در شهر اشاره کردهاند. براي نمونه فکوهي (در سايت انسانشناسي و فرهنگ تاريخ مراجعه 16 دي 1393) معتقد است که در حال حاضر شب در تهران دموکراتيزه نيست و بيشتر متعلق به اقشار بالاي جامعه است. موفقيت در سيستم‌هاي شهري اين است که شب را دموکراتيزه کنند، يعني امکاني فراهم کرده‌اند که طبقات متوسط بتوانند از شب شهر استفاده کنند. او سه عامل عدم وجود روشنايي مناسب، حمل و نقل عمومي غيرکارآمد و عدم وجود امنيت در شهر را باعث اين نابرابريها ميداند.
در دهههاي اخير در جامعه ما موقعيت، جايگاه و نقشهاي زنان دستخوش تغييرات قابل توجهي بوده است. اين تغييرات هم در زمينه ارزشها و نگرشها و هم در نقشهاي اجتماعي زنان پديده آمده است و بخش مهمي از آن ناشي از حضور گسترده و فزاينده زنان در دانشگاهها و مراکز آموزش عالي و نيز ورود آنها به عرصههاي شغلي بوده است (رفعتجاه، 1387: 138).
چنين تغييراتي به حضور بيشتر زنان در عرصههاي عمومي منجر شده است و الگوهاي جديدي از تحرک را ايجاد کرده است. پيش از اين نيز زنان جمعيت متحرک در شهر بودند زيرا فعاليتهاي روزانه مانند خريد، انجام امور اداري و بانکي، رسيدگي به فرزندان و انتقال آنها از خانه به مدرسه و … برعهدهي آنان بوده است. بنابراين زنان بايد در ناوگان حمل و نقل عمومي به عنوان مصرفکنندگان فعال در نظر گرفته شوند. برخي از پاسخگويان به اهميت مشارکت زنان در حمل و نقل شهري اشاره کردهاند:
«چرا تاکسيهاي زن آنقدر کم داريم؟ (…) اين همه زن رانندگي بلدند و به کار احتياج دارند. ميتوانيم به اندازهي مردان راننده، زن راننده هم داشته باشيم» (زن، 43 ساله، ساکن منطقهي 15).
پاسخگويان ديگر به وجود نابرابري در اختصاصدهي فضا به زنان در ناوگان حمل و نقل عمومي اشاره کردهاند. براي نمونه، پاسخگوي زير ضمن اشاره به وجود فضاي محدود براي زنان در وسايل حمل و نقل عمومي، به وجود تفکرات قالبي فرهنگي در نحوهي استفاده نيز اشاره ميکند:
«واگن بانوان در مترو به قدري کوچک است که همه مجبورند به هم بچسبند. يا در اتوبوس ها بخش زنان باز کوچک تر است. در حالي که زنان هم مثل مردان از آن ها استفاده مي کنند. بعد اگر سوار واگن مردان شوي و مزاحمت بشوند، ميگويند خودت مقصري سوار واگن زنان ميشدي» (زن، 33 ساله، ساکن منطقهي 11).
بنابراين حمل و نقل و ارتباطات شهري نيز ماهيت جنسيتي دارد و يا به شکل جنسيتي ادراک ميشود. اين ماهيت نه تنها به نوع ساماندهي حمل و نقل و ارتباطات شهري، بلکه به برداشتها و تفکرات قالبي شهروندان نسبت به رفتارهاي درست جنسيتي در نوع استفاده از حمل و نقل عمومي نيز ارتباط دارد. از زنان انتظار ميرود که از بخشهاي به اصطلاح مخصوص بانوان استفاده کنند و تخطي از اين عمل به عنوان يک رفتار ناهنجار اجتماعي برداشت ميشود.

5-3-1-2-1-3- تفريح در شهر
انديشمندان شهري به اهميت تفريح و شادي در فضاهاي عمومي شهري اشاره کردهاند. مونتگومري179 (2013) در کتاب شهر شاد180 نشان داده است که ما هر اندازه بيشتر از تفريحهاي بيرون از خانه به تفريحات درون خانه (مانند تلويزيون، شبکههاي اجتماعي، موبايلهاي هوشمند و سينماي خانگي و …) رو بياوريم، کمتر شاد هستيم. شهروندان تهراني، صرفنظر از جنسيت، به نبود فضاهاي مناسب براي تفريح در شهر اشاره کردهاند. براي نمونه:
«فضاهاي باز کم است. جايي که بشود مثلا فوتبال بازي کرد. نه مثل پارک که پر از درخت و صندلي است و توپبازي ممنوع است. جايي که بشود مثلا دوچرخهسواري کرد، دويد يا وزرشهاي دستهجمعي کرد. ازينجور جاها کم است» (مرد، 46 ساله، ساکن منطقهي 13).
جاذبه‌هاي متنوع اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در همه کلان‌شهرهاي جهان آنها را به کانوني براي جذب مهاجران جوان از ديگر مناطق کشور و ميداني رقابتي براي تحرک اجتماعي و فعاليت اقتصادي تبديل ساخته‌اند. اين جاذبه‌ها به دلايل تاريخي و نيز موانع توسعه متوازن و همگون فرهنگ شهري در ايران در مورد تهران آشکارتر است. شاخص‌هاي مختلف اجتماعي، بيانگر تراکم سرمايه‌هاي اجتماعي، انساني و فرهنگي در تهران است که سهم جوانان در توليد، مصرف و نيز رويارويي و نگرش نسبت به آن چشمگير و تعيين‌کننده است. جوانان تهراني را بايد در بسياري از جريان‌ها و جنبش‌ها، خرده‌فرهنگ‌ها و مصارف شهري پيش‌گام دانست. به بيان ديگر، تصوير و واقعيت زندگي در تهران را بايد به درجات زيادي برآمده از فرهنگ شهري جوانان آن دانست (ذکايي، 1393). جوان بودن شهر تهران مسئولان شهري را به برنامهريزي براي اوقات فراغت اين گروه متمايل کرده است. نوعي جوانگرايي که گاهي اين پرسش را ايجاد ميکند که آيا ساير گروههاي سني نيازمند تفريح نيستند؟ يکي از افراد مورد مصاحبه به اين بعد از مسالهي تفريحات شهري به شرح زير اشاره کرده است:
«فعاليتها و امکانات تفريحي کم است. بعد هم فقط ميگويند جوانان. جوانان هم يعني افراد زير سي سال (…) همهي سنين بايد در نظر گرفته شود» (زن، 43 ساله، ساکن منطقه 15).
علاوه بر مسالهي سن، جنسيت نيز به عنوان يک عامل تاثيرگذار در ادراک نابرابرانه نسبت به توزيع تفريحات شهري عمل ميکند. زنان معتقدند که تفريحات شهري متعلق به مردان است و انواع محدوديتهاي ساختاري وجود دارد که لذت بردن در شهر را براي زنان دشوار ميسازد. مصاحبهشوندهي زير به برخي از فضاهاي تفريحي اشاره ميکند که انحصارا مردانه هستند:
«زنان کجا بروند براي تفريح؟ چرا استاديومها و قهوهخانهها مردانه است؟ مگر فقط مردها فوتبال ميبينند و قليان ميکشند؟» (زن، 33 ساله، ساکن منطقه 11).
يکي از مردان مصاحبه شونده در توضيح دربارهي راهکارهاي حل اين مساله به وجود مشکلات فرهنگي در کنار معضلات ساختاري در استفاده از فضاهاي تفريحي شهر اشاره کرده و ميگويد:
«بعضي از اين مسائل راهحل سريع ندارد مثلا قضيه همين ورزشگاهها181 و اينها. زنها اگر بروند خوب حتما بدجوري اذيت ميشوند با آن جو ناجور و حرفهاي رکيک و بعد شايد اتفاقات بدتري هم بيفتد. ولي از طرف ديگر خوب حقشان هم هست بروند» (مرد، 46 ساله، ساکن منطقهي 13).
چنانکه نمونهي بالا نشان ميدهد، برخي از پاسخگويان مرد نيز با زنان هم عقيده هستند که فضاهاي تفريحي بيش از آن که به زنان تعلق داشته باشد در اختيار مردان است. هرچند که به اعتقاد شهروندان، نامناسب بودن فضاها نه تنها ناشي از سازماندهي شهري نادرست، بلکه ناشي از برخي نمودهاي رفتاري ناهنجار در فضاهاي عمومي نيز هست.

5-3-1-2-2-کنترل و مالکيت فضا
مسکن نهادي است که يک سلسله از اميال و آرزوها و نيازهاي پيچيده موجب خلق آن مي‏شود و فقط يک ساخت ساده نيست (کريمي، 1365). اگرچه نياز به داشتن سرپناه از ابتداييترين نيازهاي بشر از آغاز تحول انسان انديشمند بوده است، مفهوم خانه در دوران کنوني بسي فراتر از فضايي براي پناهجويي و ايجاد امنيت جاني است. با اين وجود، اين کارکرد هنوز به قوت خود باقي است. جامعهي شهري مدرن ناامنيهايي را درون خود دارد. يکي از افراد مورد مصاحبه به مفهوم خانه به مثابهي سرپناه اشاره ميکند:
«هر کسي يک سرپناهي داشته باشد، خانهاي داشته باشد که يک سقفي بالاي سرش باشد» (مرد، 54 ساله، ساکن منطقهي 17).
داشتن مکاني براي زندگي يکي از حقوق ساکنان در شهر است. در شهرها و پايتختهاي بزرگ جهان، بحران مسکن، يک معضل اساسي در زندگي شهرنشينان است. قيمتهاي سرسامآور خريد و اجارهي مسکن در اين گونه شهرها، عموما به پديدههايي مثل شهرکسازي در پيرامون شهر و حاشيهنشيني دامن ميزند که خود بستر مشکلات اجتماعي و فضايي ديگر را مهيا ميکند. اين مساله به قدري اهميت دارد که شهروندان، در تعريف حق به شهر به داشتن محلي براي زندگي کردن اشاره ميکنند:
«حق يعني (…) جايي براي زندگي کردن داشته باشند» (مرد، 31 ساله، ساکن منطقهي 7).
عليرغم اين که توزيع مسکن و زمينهاي شهري در تهران به شدت جنسيتي است (درصد بسيار قابل توجهي از آنها به مردان اختصاص دارد)، زنان مورد مصاحبه، اشارهاي به اين موضوع نکردند.

5-3-1-2-3-سهم فيزيکي
فضاي عمومي، فضايي است که تحت مالکيت عموم مردم است و در دسترس آنها قرار دارد (موساپ182، 2001: 12)، بدون اين که تحت تاثير منافع فردي قرار داشته باشد (باندي و دوماش183، 1998: 279). اگرچه زنان در قرن اخير و به خصوص در دهههاي اخير در بسياري از نقاط جهان، حقوق فضايي خود را تا حد بسياري به دست آوردهاند، هنوز حتا در جوامع بسيار توسعهيافته نيز نابرابريهايي در سهم فيزيکي از فضا وجود دارد. عواملي مانند خشونتهاي جنسيتي عليه زنان در فضاهاي عمومي (ولنتاين184، 1990) و محدود شدن به لحاظ زماني براي استفاده از فضاها (وايت185، 1998) به نابرابري در سهم استفاده از فضاي فيزيکي دامن ميزند. در تهران، هم مردان و هم زنان اعلام کردند که برخي فضاهاي مورد نياز آنان در شهر تعيين نشده است. براي نمونه، مردان به پارکينگ به عنوان يک فضاي مورد نياز که در شهر به اندازهي کافي تامين نشده است اشاره ميکنند. پاسخگويان زير اشاره کردهاند که:
«نياز من پارکينگ مناسب و سقفدار است» (مرد، 36 ساله، ساکن منطقهي 2).
«چيزهاي ديگر مثل اين که مثلا پارکينگ کافي وجود داشته باشد» (مرد، 38 ساله، ساکن منطقهي 10).

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره شهروندان تهران، حمل و نقل، مفهوم وجود، زنان باردار Next Entries دانلود پایان نامه درباره منابع محدود، زنان سرپرست خانوار، استفاده از تلفن همراه، زنان سرپرست