دانلود پایان نامه درباره حمل و نقل، مشارکت زنان، حقوق زنان، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

حمل و نقل شهري را مورد بررسي قرار ميدهد و معتقد است كه فاصلهي ايستگاه‏هاي اتوبوس، داشتن نور كافي در ايستگاهها، تنظيم زمان رسيدن اتوبوس به ايستگاهها، وجود امكانات در ايستگاهها كه از تلف شدن وقت افراد جلوگيري كند مانند تشريح مسيرهايي كه اتوبوس از آنان رد ميشود و وجود نقشههاي شهري سبب كاهش اتلاف وقت و كاهش احساس ناامني در زنان ميشود. لوفور نيز مولفههاي فضايي و تحرک شهري را عامل مهمي در ادراک از بهرهمندي از شهر ميداند. اهميت مطالعهي زنجانيزاده (1380) به خصوص، به اين دليل است که مسالهي ناامني در شهر يکي از عوامل تاثيرگذار بر ادراک از حق به شهر است. ضمن اين که ناامني شهري مستقيما با مفهوم جنسيت که مفهوم اساسي در اين پژوهش است ارتباط تنگاتنگي دارد.
موسوي، حكمتنيا و دريني (1386) نشان دادهاند كه جنسيت يكي از عوامل زمينهاي تبيينكنندهي تفاوت در احساس امنيت شهري است. اين نويسندگان در تحقيقي در شهر مراغه در جمعيت نمونهي 382 نفري، نشان دادهاند که متغيرهايي مانند سن، جنس، اعتماد اجتماعي، رضايت اجتماعي و منشاء اجتماعي بر ميزان احساس امنيت شهروندان تاثير دارد.
موسوي، حکمت نيا و دريني (1387) رابطهي ميان احساس امنيت و عملكرد و ويژگيهاي پليس و نيروهاي امنيتي در شهر را نيز مورد بررسي قرار دادهاند که البته توسط محققان ديگري نيز مورد توجه قرار گرفته است (براي نمونه ن.ک به پناهي و همكاران، 1389؛ تاجران وكلاكي، 1388؛ الياسي و رادان، 1386). نيروهاي امنيتي در شهر نه تنها براي پيشگيري و پيگرد متخلفان بلکه به عنوان عاملاني فعال در افزايش احساس امنيت در شهروندان محسوب ميشوند. اين محققان نيز مولفههاي فضايي مانند شکل و اندازهي فضاها و ميزان نور موجود در فضا را در شکلگيري احساس امنيت شهري مهم ميدانند.
مدنيپور (1387) که يکي از مهمترين انديشمندان حوزهي طراحي و سازماندهي شهري در عرصهي بينالمللي است، به شکل تلويحي به مسالهي حق عابران به شهر اشاره کرده است. او معتقد است که تکيه اصلي در طراحي مراکز شهري در استفاده از اتومبيل به جاي وسايل نقليه عمومي قرار دارد طوري که به جاي توجه به طراحي فضاي مناسب با وسايل نقليه عمومي و عابران پياده، اتومبيلهاي شخصي به عنوان وسايل نقليه اصلي در نظر گرفته ميشود. اين مساله با توجه به اين که مردان استفادهکنندگان اصلي خودروهاي شخصي هستند قابل توجه است. ضمن اين که در جاي ديگر اشاره شده است که در شهرها کمتر به نيازهاي ويژه زنان مثل مراکز نگهداري کودکان، زمينهاي بازي، سرويسهاي بهداشتي و يا استراحتگاههاي مناسب توجه شده است (مدنيپور، 1387: 129). بنابراين تحقيق او اگرچه مستقيما از چهارچوب نظري لوفور بهره نبرده است، تشابهات مفهومي بالايي با بحث ما در اين نوشتار دارد.
نويدنيا (1387) با تاکيد بر متغير وضعيت رفاهي، ميزان برخورداري از امنيت اجتماعي در شهر را مورد بررسي قرار داده است. اين تحقيق از نوع پيمايشي و داراي جمعيت نمونهي420 نفري از اعضاي خانوادههاي ساکن در منطقه شمال و جنوب تهران است. يافتهها اين تحقيق نشان ميدهد که بين امنيت اجتماعي و وضعيت رفاهي و طبقاتي رابطهي موثر و معنيداري وجود دارد؛ طوري که افرادي که داراي وضعيت رفاهي بهتري هستند از احساس امنيت اجتماعي بالاتري برخوردارند.
عبدللهي (1387) در اثر خود تحت عنوان «زنان در عرصهي عمومي» وضعيت ميزان مشارکت مدني زنان ايراني در عرصهي عمومي را با استفاده از روش پيمايش بررسي کرده است که تشابه بسياري با مفهوم مشارکت به عنوان يکي از ابعاد مفهوم حق به شهر دارد. او نشان ميدهد که مشارکت مدني زنان ايراني بسيار پايين است و تنها 20 درصد از زنان به نوعي در فعاليتهاي مدني مشارکت دارند (عبدللهي، 1387: 152). او ضمن اشاره به تفاوتهاي جنسيتي و نابرابريهاي مبتني بر جنسيت در مشارکت به وجود سلسلهمراتب و رتبهبنديهاي درون هر گروه جنسي نيز اشاره ميکند (1387: 153).
کاشانيجو و مفيدي (1388) در يک مطالعهي اسنادي به بررسي تاريخي مدلهاي مختلف طراحي حمل و نقل شهري پرداختهاند و نظريههاي حمل و نقل را از ابتداي سدهي بيستم تا دوران معاصر مورد بررسي قرار دادهاند. اين مطالعه نشان ميدهد که اگرچه با ظهور اتومبيل و تبديل آن به وسيلهي شخصي در سدهي بيستم، فضاي شهري و نظام حمل و نقل تحول پيدا کرد ولي به مرور زمان، مشکلات اتکا به وسايل شخصي براي رفت و آمد در شهر آشکار شد و نظريههاي حمل و نقل شهري به سوي ايجاد شهرهاي پيادهمدار و ايجاد نظام حمل و نقل عمومي کارآمد و داراي ظرفيت بالا گرايش پيدا کرد. اين مساله سبب تغيير در فضا و چشمانداز شهري نيز شد.
سلطاني، ايزدي و محمدي (1388) نيز به تاثير ويژگيهاي كالبدي يا فيزيکي بر احساس امنيت شهروندان در فضاهاي شهري توجه نشان دادهاند. يافتههاي آنان که با ارائهي معيارهاي تجربي همراه است، نشان ميدهد كه عبور از معابر شهري كمعرض (كمتر از چهار متر) و زندگي در كنار زمينهاي باير سبب افزايش احساس ناامني در شهروندان ميشود. اين پژوهش ضمنا نشان ميدهد که خصوصيات کالبدي محله بر روابط اجتماعي ساکنان تاثير ميگذارد و زندگي در ساختمانهاي نوساز، کم ارتفاع و کوچک موجب افزايش احساس امنيت ساکنان نميشود. براساس يافتههاي اين تحقيق، برخي خصوصيات کالبدي با وجودي که منجر به تقويت پيوندهاي اجتماعي ميشود، باعث کاهش احساس امنيت در افراد ميگردد.
کاظمي (1388) نيز با انجام مطالعهي موردي در پارک فجر شهر تبريز با استفاده از روش پيمايش در ميان زنان استفاده کننده از اين پارک، به شکاف بين طراحان شهري و استفادهکنندگان از فضا اشاره کرده و نشان داده است که از آنجا که طراحي بدون حضور بهرهبردار فضا انجام ميشود، قادر به پاسخگويي مناسب به نيازهاي استفادهکنندگان نبوده و محدوديتها و ناسازگاريهاي موجود سبب افت کارايي فضايي ميشود. کاظمي در اين پژوهش نشان ميدهد که راهکارهايي که تاکنون براي حل مسالهي فضاي شهري و ايجاد فضاهاي مناسب براي زنان پيش گرفته شده است، بيش از آن که از نگاه استفاده کنندگان مطلوبيت داشته باشد، رفتارهايي سليقهاي است که از سوي کارفرمايان (در اين مورد شهرداريها) به استفادهکنندگان تحميل ميشود. او براي نمونه، به ايجاد پارکهاي بانوان اشاره ميکند که با هدف ايجاد فضاي مناسب براي زنان توليد شده است ولي در عمل از نظر آنان مطلوب و قابل استفاده نيست.
محمدي‏اصل (1390) به ارتباط ميان جنسيت و مولفههاي جغرافيايي اشاره كرده است. او معتقد است كه شهرهاي ساخت مردان، نقش خانوادگي زنان را تثبيت ميكنند و با جداسازي كار و منزل، تقسيم كار زنان و مردان در كار درآمدزا و خانهداري را مسجل و مستدام ميسازند. از اين رو گروههاي زنانه در پي حل نابرابرسالاري جنسيتي در عرصه حمل و نقل،‌ تعاونيهاي مسكن و دسترسيهاي محلي در پي احياي نشانگان آنيمايي29 در نقشههاي شهري و احداث آنها هستند (همان: 127).
پيراهري (1391) در مطالعهي خود پيرامون مشارکت اجتماعي زنان در شهر تهران، مشارکت را به دوگونهي رسمي (فعاليت در نهادها و يا عضويت رسمي در انجمنهاي شهري) و غيررسمي (فعاليتهايي که به شکل خودجوش و بدون عضويت انجام ميشود مانند کمک به سازمانهاي خيريه و …) تقسيم کرده است. او با استفاده از پيمايش در نمونهي 406 نفره از زنان متاهل شهر تهران نشان داده است که ميزان مشارکت غيررسمي زنان بيشتر از مشارکت رسمي است و در کل، ميزان مشارکت زنان در سطح پاييني قرار دارد، طوري که تنها 0.5 درصد زنان داراي مشارکت رسمي بالا و 4.4 درصد زنان داراي مشارکت غيررسمي بالا هستند.
رضواني (1391) در مطالعهاي تحت عنوان «حقوق شهروندي زنان در مقابله با آسيبهاي ناشي از زندگي شهري» با استفاده از روش اسنادي و مطالعهي کيفي در جمعيت نمونهي 50 نفري از زنان ساکن شهر تهران که به شکل هدفمند انتخاب شدهاند، به بررسي مفهوم حقوق زنان در شهر پرداخته و نشان داده است که استفادههاي جنسي از زنان در قالب انتشار تصاوير مستهجن، سوءاستفادهاي جنسي و وجود پديدهاي به نام روسپيگري به علت وجود برخي خلاءهاي قانوني است. نويسنده معتقد است که آگاه کردن زنان نسبت به حقوق شهرونديشان بايد در دستور کار قرار گيرد، ضمن اين که نهادهاي مشاورهاي و انتظامي بايد نقش فعالتر و کارآمدتري در بهبود تحقق حقوق شهروندي زنان داشته باشند.
منصوران و عبدللهي (1391) در پژوهشي پيرامون مشارکت مدني و شهروندي زنان در شهر تهران به بررسي نظريهها و مفاهيم موجود پيرامون مشارکت مدني زنان و به مطالعهي موردي يک پروژهي مشارکتي شهري در دو محلهي شهر گرگان پرداختهاند. اين پژوهش نشان ميدهد که مشارکت زنان در مديريت شهري (در اين مورد مديريت بافتهاي قديمي) ميتواند نوعي تفکر زنانه را وارد مديريت شهري کند که پيش از اين وجود نداشته است. اين نوع تفکر به مسائلي در مديريت شهري توجه ميکند که به تحقق حقوق زنان در شهر کمک ميکند.
قرائي (1391) نيز به مسالهي امنيت زنان اشاره کرده است و معتقد است در شهر تهران زنان نسبت به مردان، بيشتر براي فعاليت اجباري تا فعاليت اختياري و اجتماعي در فضاي عمومي شهر حضور مييابند و اين امر علاوه بر مسئوليتهاي محول بر آنها و هنجارهاي اجتماعي حاکم و محدوديت زماني بيشترآنان به ويژگيهاي فضاي شهري نيز مرتبط است که امنيت را براي آنان تامين نميکند.
قاسمي و محمدي (1392) در مقالهاي به بررسي ميزان احساس امنيت و عوامل اجتماعي موثر بر آن در جمعيت 15 تا 44 سالهي ساکن شهرکرد پرداختهاند. آنها با استفاده از روش پيمايش و تکنيکهاي کمي، به بررسي همبستگي ميان برخي متغيرهاي زمينهاي و مفاهيمي مانند اعتماد و رضايت اجتماعي با مفهوم احساس امنيت پرداخته و نشان ميدهند که عواملي مانند سن و جنس ارتباط آماري معناداري با احساس امنيت دارند.
زارع (1393) در مطالعهاي در ارتباط با فضاهاي شهري شهر دزفول به بررسي نظري ارتباط ميان ويژگيهاي کالبدي شهري و احساس امنيت در شهروندان ميپردازد. او پس از بررسي مدلهاي مطرح شده در زمينهي طراحي فضاي شهري و شاخصهاي مهم معرفي شده در ادبيات داخلي و خارجي امنيت در فضاهاي شهري، به بررسي موردي شهر دزفول ميپردازد و نشان ميدهد که بسياري از فضاهاي شهري دزفول از شاخصهاي استاندارد امنيت بهرهمند نيستند.
رفعتجاه (1393) در مقالهي خود پيرامون فضاي شهري و اوقات فراغت به اهميت مفهوم جنسيت اشاره ميکند و معتقد است که جنسيت يکي از عوامل اجتماعي است که به ناهمگوني و نابرابري در فراغت منتهي ميشود. او معتقد است که نابرابري جنسيتي در فراغت در ارتباط با پيامدهاي عيني و ذهني تقسيمبنديهاي جنسيتي است. بعد عيني به تقسيم کار در بازار کار، مشاغل، آموزش، درآمد و مسکن مربوط است در حالي که بعد ذهني به برداشتهاي اجتماعي و فرهنگي و انگارشهاي شخصي مرتبط است که از طريق نهادهاي اجتماعي حفظ و بازتوليد ميشوند. بنابراين هرگونه تغيير در نظامهاي نابرابر فراغتي تنها با متحول کردن هر دو بعد ياد شده ممکن ميشود.
اشرفي و رشيدي (1393) در پژوهش خود پيرامون جايگاه زنان در عرصهي عمومي، با انجام پيمايش در ميان 128 مرد و 133 زن از شهروندان شهر تبريز، به بررسي تحولات عرصهي عمومي و جايگاه زنان در پارکهاي شاهگلي و خاقاني شهر تبريز پرداختهاند. اين پژوهش نشان ميدهد که اگرچه پرسهزني و حضور زنان در پارکهاي ياد شده به دليل تغيير نگرشهاي فرهنگي افزايش يافته است، زنان به دليل وابستگي به وظايف خانوادگي و خانگي کمتر از مردان در پارکها حضور دارند. اين پژوهش فضاهاي عمومي را جولانگاهي براي مردان مجرد ميداند زيرا حضور مردان مجرد جوان در فضاهاي عمومي در سطح قابل توجهي بيش از زنان مجرد است که گوياي وجود آزادي و استقلال عمل بيشتر براي اين گروه است.
خاني و نفر (1393) در پژوهشي در تهران پيرامون کارکردهاي فضاهاي شهري و فعاليتهاي اجتماعي شهروندان شهر تهران، به بررسي عوامل کالبدي و فضايي پرداختهاند که فعاليتها و حيات جمعي شهروندان را در شهر موجب ميشود. آنان با استفاده از روشهاي مصاحبه و پيمايش نشان دادهاند که موانع

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره مفهوم فضا، معنادار بودن، شهروندان زن، حمل و نقل Next Entries دانلود پایان نامه درباره کارگران مهاجر، پناهندگان، حقوق بشر