دانلود پایان نامه درباره حزين، حكمت، بتخانه، ايوان

دانلود پایان نامه ارشد

دارد

شراب کفر و دین سوزی به جام آورده مستان را

(حزين لاهيجي، 1387: 5)
2.
ندارد بت پرستی عیب و عار خود پرستیدن

خدا توفیق کیش کفر بخشد دین پناهان را

(همان: 13)
3.
جبین را سجده فرسای در پیرمغان کردم

به بام کعبه دل میزنم ناقوس ترسا را

(همان: 14)
4.
داغ سودای تو دارد دل دیوانه ما

کعبه لبیک زند بر در بتخانه ما

(همان: 23)
5.
شمع ظلمتکده کعبه و بتخانه یکی است

عالم آراست فروغ رخ جانانه ما

(همان: 23)
6.
تو در بتخانه اندیشه دینی، نمیدانی

که عارف کعبه می داند دل گبر و مسلمان را

(همان: 27)
7.
سر کافر شدن داریم کو بتخانه عشقی؟

که ناقوسش به جای نغمه یا حی شود ما را

(همان: 28)
8.
کوثر و دوزخ نسیه ست مرا نقد، چو شمع

از دل و دیده بود آتش و آبی که مراست

9.
حزين اسلام و كفر افتاد مدهوش از نواي دل

بنازم ناله ناقوسي لبيك خوان خود

(همان: 145)
10.
ملامت هرگز از عصيان نشد عشق مرا مانع

چنين در زندگي از آشنايي ها گريزانم

(همان: 211)
11.
در مشرب فتوت مي را حلال كرديم

در مذهب ملامت غم را حرام گردان

(همان: 231)
12.
تو داني كه دنيا از كم برگ كاهي

به چشم حزين قلندر نمايد

(همان: 339)

5-5- اندرزگويي و حكمت پردازي
يكي از بارزترين وجوه ادب فارسي، گرايش آشكار اكثريت اديبان آن به تعليم و پندسرايي و حكمت گويي است؛ به گونهاي كه از همان آغاز شعر دري يعني سرودههاي رودكي باب اندرز و ارشادهاي پراكنده گشاده ميشود و رفته رفته پاي آن به قصيده و غزل نيز باز ميگردد و عاقبت، مستقلاً آثاري همچون سياستنامه و بوستان و گلستان با نيت روشنگري و نشر آموزههاي اخلاقي، ديني و معرفتي ساخته و پرداخته ميشود. هويداست كه در سبكي همچون سبك هندي كه اصرار بر پردازش مضامين بلند و بيان دگرگونه انديشهها و اندرزهاي گذشتگان دارد، اندرز سرايي و حكمت نمايي جايگاهي ويژه دارد و حزين نيز از اين قاعده مستثني نيست؛ چنانكه كمتر شعري را در ديوان وي ميتوان يافت كه از پندگويي واضافه فضل وي خالي باشد. همان گونه كه پيش از اين نيز گفته شد حزين در اين زمينه به وضوح از شيوههاي حكمت سرايي فردوسي، سعدي و حافظ پيروي كرده است.
حزين در ديوان اشعار خود هم حكاياتي مستقل در زمينه تعليم دارد و هم تك بيتيهايي كه در لا به لاي غزليات و قصايد و قطعات.
ابيات زير نمونهاي در خور تحسين از حكايات تعليمي وي است:

سيه دل اميري به شب خفت مست

سحر بر سرش سقف ايوان نشست

به كيفر كمر بست استيزه اش

نيامد برون استخوانش ريزه اش

فقيري در آن شب به صحرا بخفت

چو شد روز آن ماجرا ديد و گفت:

بر اين بنده فرضي ست چندين سپاس

كه ايوان چرخ است محكم اساس

ز ويراني ايمن بود پايه اش

فراغت توان خفت در سايه اش

نيرزد به اين رنج قصر بلند

شبي نيم راحت، سحرگه گزند

ندارم تمناي ايوان و كاخ

ني ام تنگدل از زمين فراخ

كه باران و خورشيد پرتو فكن

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره اسلوب معادله، ضرب المثل Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تربیت دینی، ساختار وجودی، کودک و نوجوان، ادبیات کودک و نوجوان