دانلود پایان نامه درباره جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

مانويان درمصر آنقدر زياد بود که الکساندرکـولوپوسـکي فيلسوف را تحريک کردند تا رساله اي بر ضد آنها بنويسد.34
بعد از درگذشت ماني، در مغرب زمين دين ماني گاهي در حال توسعه و زماني رو بزوال بود. در قرن سوم ميلادي هيئت هاي مانوي از بابل روانه مصر شدند و در آنجا پيشرفت هاي بسياري حاصل کردند. دين مانوي بسرعت در روم مغرب زمين مذهبي بنام مذهب “کاتار”*يا “البيروآ”*بوجود آورد که از شعب دين مسيح به شمار مي رفت. آنها فرقه اي بودند که درقرن دوازدهم در مغرب فرانسه بخصوص در ناحيه (آلبي) پراکنده بودند.35.
بهار دربار? گسترش مانويت در غرب آورده است: تعاليم مانويت اولين بار در سال 280 ميلادي در زمان امپراتور”پروبوس” وارد امپراتوري روم شد و از سال 330 ميلادي به بعد به سرعت گسترش يافت.
مانويت در ايالات غربي امپراتوري روم با تعقيب و آزار شديد دولت روبرو شد.امپراتور ديوکلسين در سال 297 م. فرمان معروف خود بر ضد مانويان صادر کرد. وي در اين فرمان مانويان را به ارتکاب همه نوع جنايات و داشتن خوبيهاي جانوري که به نظر او خاستگاه ايراني داشتند متهم کرده بود. 36
مرقيونيه و مسيحياني که به سبب معلومات خود در پي يک نوع مسيحيت منطبق با دلايلي مقبولي بودند از اين دين پشتيباني کردند. انتقاداتي که از کليساي جاثليتيه (کاتوليک) داشت بيشتر موجب تقويت آن در غرب گرديد.37
کيش ماني در سد? چهارم و پنجم ميلادي درمغرب به حداکثر پيشرفت خود رسيد و بعد از آن با مخالفت کشيشان مسيحي مواجه شد و اغلب پيروان ماني مانند مهرپرستان زير فشار و کشتار و شکنجه دسته جمعي از بين رفتند.38
2-2-5.پيروان ماني :
پيروان ماني به دو قسمت منقسم شدند: اول کاملين يا صديقون،دوم سامعين. طبقه اول ازسامعين بيشتر معرفت داشته از بعضي چيزهائي که براي سايرين مباح بود دوري مي جستند.مثلا شراب ننوشيد تخم مرغ و گوشت نيز نمي خوردند،کاملا از مزاوجت پرهيز مي کردند، اجازه نداشتند غذا بيش از مقدار لازم براي يکروز و لباس بيش از براي يکسال داشته باشند.هر روز چهار دفعه و هر دفعه پس از طهارت مخصوصي نماز مي خواندند، هنگام عبادت رو بطرف آفتاب و ماه ويا شمال مي کردند. يکي از دعاهاي ايشان بقرار ذيل است:
” من خود را خم نموده با قلب پاک و لسان صادق به خداي بزرگ، پدر نور،و جوهر نورها سجده مينمايم اي خدا،تو ممدوح ومتبارک هستي. شخصي تو را سجده مي نمايد که فرشتگان تو،کلام تو،عظمت تو، و آنچه را که بنظرت وخوب مي آيد ستايش مي کند، زيرا تو خدائي هستي که سراسر راستي و حيات و قدوسيت مي باشي.”
درمذهب ماني کشتن حيوانات اکيدا ممنوع است لازم نبود سامعين تمام اين احکام را نگاهداري نمايند، ولي موظف بودند احکام ده گانه ماني را نگاهداري نمايند. اين احکام عبارت از منع بت پرستي، دروغگوئي،لئامت طبع، قتل،زنا،دزدي،عقيد? باطل،جادوگري،شک و بيکاري.خصوصا بت پرستي و جادوگري قدغن شده بود. عقيد? ايشان دربار? کاملين اين بود که پس از موت فورا بماه صعود نموده از آنجا بفردوس ميروند و مي گفتند سامعين بايد از يک سلسله تطهيرات طولاني گذر کرده بعد بفردوس برسند.اما ارواح اشرار در دنيا با يک حالت بدبختي و نوميدي تا حريق آخر در دنيا گردش نموده در آنوقت بملک ابدي ظلمت ورود مي نمايند.
پيروان ماني انجمن با نفوذي با ترتيبات منظمي براي ابلاغ عقيده خود تشکيل دادند. شروع کارشان اول در بابل و بعد در سمرقند ترکستان بود.سيس يکي از دوازده معلميني بود که قدرت تام در اين مذهب داشت و جانشين ماني گرديد.هفتاد و دو نفر ناظم در تحت نظر دوازده نفر مذکور بنظامت اشتغال داشتند.بعد از اين عده اکابر و بعد از ايشان کاملين و آخر همه سامعين بودند. پس پيروان ماني به پنج طبقه منقسم مي گرديدند اين نهضت ابتدا در ايران و مشرق ريشه گرفت. چون بسياري از اشخاص شريف بدان گرويدند، جفا شدت يافت، ولي اين جفا بتوسع? آن دين مساعدت نمود.براي فرار از جفا عده اي از پيروان ماني از ايران به ترکستان مهاجرت نموده و در آنجا بسياري را به مذهب ماني در آوردند.
مبلغين مذهب ماني در غرب مي گفتند انسان نخستين در آسمانها نشسته و منتظر است تمامي نور در ملکوتش جمع آوري شود.39
پيروان ماني را که گويند وي (ماني) همان فارقليط است که مسيح وعده داده با سخناني که ماني در جبله و کتاب شابرقان و کتاب سفرالاسفار و ديگر کتابهاي خود در اين باب گفته و ثنويان مانوي و ديصاني و مرقيوني و ديگر فيلسوفان را دوباره و غيره در آنجا آورده ايم.40
وقتي مسلمين بر ايران استيلا يافتند، پيروان مذهب ماني قدري آسوده شدند، ولي چون در جفا بعضي از مسلمين پيرو مذهب ماني شدند،ساير مسلمين درصدد برآمدند که آئين ماني را از ميان بردارند.بنابراين هزارها از پيروان ماني را بنام زنديق در زمان خليفه المهدي و جانشيناش کشتند. با اينهمه شدائد باز مذهب ماني 110 تا 1200م. در ايران پايدار ماند و در ترکستان تا زمان استيلاي مغول تا قرن سيزدهم پيشرفت کرد،ولي بالأخره ناپديد گرديد41
2-2-6.توسعه مانويت و بقاياي آن:
پيروان ماني هرگز نتوانستند برنامه اي را که براي آنها معين شده بود از تسخير تمام جهان بود کاملا انجام دهند. با اين حال، توسعه و پيشرفت دين ماني از حيث زمان و مکان بسيار قابل ملاحظه است. مدت 12 قرن از قرن سوم تا پانزدهم ميلادي،اين دين دائما در پيشرفت بوده و انعکاس آن در تمام نيمه کر? شمالي آتلانتيک تا اقيانوس آرام پيچيده است.
مرکز دين ماني،مدت ها، شهر بابل بوده که در آنجا نيز متولد شده، ولي کليساي نور خود را در شهر تيسفون قرار داده بود. در زمان خود ماني به علت مسافرت هاي بي شمار او، مذهب جديد در سرتاسر ايران منتشر گرديد و با وجود ممانعت ها و انشعابات، در تمام دور? ساساني در ايران طرفداران متعددي داشت. در اواخر قرن پنجم،نهضت مزدکيان براي پيشرفت کار خود از راهي که ماني باز کرده بود استفاده کرد. بعد از تسخير ايران به دست اعراب و حتي در زمان خلفاي اموي نيز مانويت پيش رفتي داشت، ولي در ابتداي عهد خلفاي عباسي از بين رفت. درقرن دهم ميلادي مانويان متفرق شدند و مرکز خلافت از بابل به سمرقند انتقال يافت. با اين حال، اصول عقايد پيروان ماني،تا اندازه اي، در فلسف? اسلام يا در بعضي از زنادقه دنياي اسلام بي اثر نبوده است.
درمشرق ايران، پيروزي زيادتري نصيب ماني شد. در ماوراء النهر و خراسان، مذهب ماني از ابتدا پيروان زياد پيدا کرد، پيروان متعصب را ديناوريه*مي ناميدند.دراواخر قرن هفتم ميلادي، ترکستان شرقي به دست دولت چين افتاد و راه بزرگ کاروان رو بين کاشغر و کوچا و قره شهرارتباط ايران را با آسياي مرکزي و شرقي برقرار کرد. ازسال 732، طبق يک فرمان امپراتوري چين، مذهب موموني يا مارماني آزاد گرديد. طبق فرمان ديگري در 763، روساي اويغور (خاقان) مذهب ماني را پذيرفتند. اويغورها قبايل ترک نژاد بودند که از چندين قرن پيش کشور بزرگي از رودايلي تا رود زرد به وجود آورده بودند. 42
کيش ماني در قرن چهارم و پنجم مسيحي در مغرب به حداکثر پيشرفت خود رسيد و پس از آن مورد مخالفت کشيشان مسيحي قرار گرفت و اغلب پيروان ماني همچون مهرپرستان تحت فشار و کشتار دسته جمعي از بين رفتند. درقرون وسطي جمعي از پيروان ماني بنام کاتاردر فرانسه خروج کردند وپاپ عليه آنها اعلام جهاد داد.43
مذهب ماني در آفريقاي شمالي و در مغرب زمين مدت ها به صورت مخفيانه صورت گرفته و وقتي هم که بالاخره اصل مذهب ماني به کلي فراموش شد، شعباتي از آن به نام هاي ديگرجاي آن را گرفت و تاريخ نويسان به اين شعبه ها نام مانويت جديد داده اند. ولي اين نامگذاري کاملا صحيح نيست، زيرا اگرچه هر کدام ازاين شعبه ها با هم قرابتي دارند احتمالا زاييده مذهب اصلي ماني نيستند.
يکي از آنها مذهب طرفداران پل است که در ارمنستان، در اواسط قرن هفتم ميلادي، به وجود آمد وتمام امپراتوري بيزانس را، هم از نظر مذهبي و هم از نظر نظامي، مورد تهديد قرار داد. پولسين ها کاملا طرفدار ثنويت هستند و عقيده دارند که دو خداوند وجود دارد يکي خداوند خلاق و حاضر و ديگري خداوند خوب و “پدرعالم” و خداوند عالم نامرئي و آينده.
از ابتداي قرن يازدهم و درقرن دوازدهم، درناحيه اورلئان و درجنوب و در شامپاني و بعد ازآن در شمال فرانسه، در بورگوني، و زماني در بريتانياي کبير، درشمال اسپانيا و ايتاليا دسته هايي از منشعبين پيدا شدند که معاصران به آنها نام پيروان مذهب ماني دادند، ولي مشکل است بتوان تشخيص داد کداميک ازاين فرقه ها وابسته به فرقه کاتارند.44
2-2-7.فرقه ها:
با کشته شدن ماني کشتار گروهي و آزار مانويان در ايران باستان رايج شد؛ گروهي از آنها را از دم تيغ گذراندند، گروهي ديگر را در آتش سوزاندند و گروهي مجبور به کوچ و ترک سرزمين خود شدند. به همين منظور برخي به سوي خاور و برخي به باختر رفتند. زمان گذشت و چون ديگر دين ها، در دين ماني نيز اختلاف ديدگاه پديد آمد و فرقه ها ي مانوي هر کدام از جايي سر برداشتند:
1.مينگ کيائو(کيش روشني) فرقه يي که از اواخر قرن هفتم تا قرن سيزدهم ميلادي چين حيات داشت، پيروان آن شخص ماني را سرور خطاب مي کردند، او را آخرين پيامبر مي دانستند و براي او نيايشي با عنوان مو- مو- ني (مارماني :سرود ماني) برپا کردند. اين فرقه در چين سامان يافتند و خود را با دين هاي سنتي آن ديار(بودايي و قائويي) هماهنگ کردند. هر گاه مردان آن ها با زنان شان بودند و چيزي به ديگري مي دادند يا مي گرفتند، نبايد دست همديگر را لمس مي کردند.
با گذشت زمان آن ها از پشتيباني اويغورها محروم شدند و حکومت چين آن ها را قتل عام کرد که به ناچار در جنبش هاي سياسي روزگارخويش- در قرن دهم ميلادي- به گروه هاي مخفي، چون جمعيت “نيلوفرسفيد” و “ابرسفيد” که از فرقه هاي التقاطي بودايي بودند، پيوستند واي اگر به دام ماموران مي افتادند حکمي که براي آنها اجرا مي شد؛ خفه کردن پسران آنها، زدن صد ضربه چوب سنگين به پيروانشان و اگر جان سالم به در مي کردند تا پايان عمر خويش به دور دست ها و منطقه هاي محروم تبعيد مي شدند.
2.بوگوميليان (مردان خدا) فرقه يي ديگر از مانويان بودند؛ آن ها دوگانه پرستان گياه خوار، پارسا، تناقض گرا ومعتقد به عدم رنج جسماني مسيح بودند که در روزگار پطر امپراتور(927-969م) انديشه هاي ديني خود را از تراکيه و آسياي صغيرآغاز و تا اندازه ايي در سراسر منطقه ي بالکان ترويج مي دادند تا اينکه در قرن يازدهم به جنبشي زيرزميني تبديل شدند.
3.بولسيه (پولسيان) فرقه يي ديگر که در پايان قرن هفتم (م) به دست کنستانتين ماناناليستي تا قرن دوازدهم در ارمنستان مي زيستند و ميراث داران آموزه هاي ماني در آن جا بودند.آن ها با يک فرقه ي ارمني به شمار مي آمدند و خود را پولس شميشاطي منسوب مي کردند که فرقه ي بوگوميل از آن ها نشئت گرفت.
4.پريسيلياني؛ پيروان پريسيليان آويلايي بودند. او به سبب مانوي گرايي درسال سيصدوهشتادوپنج ميلادي به بدعت گرايي و جادوگري متهم و محکوم به مرگ شد.پيروان وي در قرن هاي پنجم و ششم مرقيوني ها (مرقيونيه) بودند. آنها با فرقه ي پولسيان داراي برخي انديشه هاي مذهبي همسان بودند؛ دوگانه پرستي، رياضت کشي، عقيده نداشتن به رنج جسماني مسيح از آن جمله بود.
5.کاتاري ها (کترها)؛ به معناي پاکان در قرن دوازدهم ميلادي فرقه يي که انديشه هاي ديني شان به سرعت از لومباردي (درايتاليا) به جنوب فرانسه و اروپاي شرقي کشيده شد. آن ها نيز دوگانه پرستي بودند که اعتراف هاي ماهيانه شان بندگي يا ندبه ناميده مي شد و بوسه ي آشتي و درخواست آمرزش، همراه با بخش کردن نان مقدس را به دنبال داشت.اين فرقه نيز که تاثيرپذيري زيادي از فرقه ي بوگوميلي داشته است،ميراث دار آموزه هاي ماني در قلب جهان مسيحيت- در قرن هاي يازدهم و دوازدهم ميلادي به شمار مي آمد.
6.گسترش انديشه هاي مانوي به جهان اسلام هم کشيده شد؛ پس از اينکه ايران به دست عرب ها فتح شد، در عصر اموي ها گاهي پيروان ماني از ياري آن ها برخوردار بودند. خالد بن عبدالله قسري يکي از حاکم هايي بود که مانويان را حمايت مي کرد و به جز آن ها با مسيحيان، يهوديان و زرتشتيان روزگار

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره ماني، مانويان، مانوي، پيروان Next Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، کتاب مقدس، شاپور اول