دانلود پایان نامه درباره جنگ جهانی دوم، عرضه کنندگان، ثبات سیاسی، ملی گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

ساخت تجهیزات حفاری اشن ویکینگ194 گردید. تحویل نفت نیزتوسط برخی شرکای مهم زودتر از سال 1967 صورت میگرفت.توسعه عملیات مشترک و روابط مشارکتی احتمال قبول کمیسیون های بزرگ مرتبط برای بهره برداری تخصصی از کارگاههای مهندسی را گشود.195
مالکین نروژی کشتیها سومین گروهی بودند که وارد سیستم نفتی شدند ودر توسعه این بخش در سالهای بعدی نقش ایفا نمودند. عموما این امر در دو جهت متفاوت انجام گردید. اولین جهت این واقعیت بود که مالکین کشتی های نروژی یک بخش از سیستم بین المللی نفتی بودند و قواعد بازی را درک کرده بودند.دومین گروه،موسسات مالی نروژی با منافع قابل توجه در محلهای کشتی سازی و صنعت کشتی سازی بودند که همزمان تاثیر سیاسی عمده در سطوح ملی ومحلی داشتند. شرکت بین المللی نروژِی نرسک هیدرو196 به اتکاء انجمن های بین المللی اش از آغاز یک نقش در بهره برداری نفت از منابع نروژ ایفا کرد. آن زمان این شرکت تعدادی سهامدار فرانسوی داشت که با مشارکت در عملیات نفتی منجر به نزدیکی صنعت نفت فرانسه و نروژ و اکتشاف و بهره برداری در نروژ گردید. کمی پیش از سال 1960 آماده سازی نیروهای فنی نفتی داخلی و طرح های تنظیم شده با هدف تاسیس یک صنعت نفت مستقل دردستور کار قرار گرفت. در نروژ با چنین تکاملی انتظار میرفت که نقش اصلی را نورسک هیدرو ایفا نماید. اما بسیاری از تعهدات اولیه ، مطلوب مقامات نروژی نبود به این علت که کنترل دست خارجی ها بود. نه در این زمان ونه زمان دیگری علیرغم انتظارات گسترده ای که از نورسک هیدرو وجود داشت این شرکت در سیاستگذاری نفتی نروژ نقش اصلی را ایفا نکرد .در عوض دولت نروژ تصمیم گرفت یک شرکت نفتی دولتی کاملا مختلط و همگرا یعنی استت اویل را تشکیل و نقش نورسک هیدرو را به بازیگر دوم عرصه توسعه صنعت نفت نروژ تبدیل نماید.علیرغم عدم وجود موقعیت ملی برای نورسک هیدرو در جهت رهبری در این فاز اخیر، نقش این شرکت با بحث ما مرتبط میباشد.
1- شرایط سیاسی و اقتصادی بین المللی
در ابتدا سرمایه گذاری درپروژه های توسعه ای در دریای شمال نسبت به خاور میانه برای شرکتهای نفتی بین المللی گران تمام میشد.با اینحال تمایل به سرمایه گذاری از بین نرفته بود و سرمایه گذاری در دریای شمال صورت میپذیرفت.بررسی های بعمل آمده توسط شرکت های نفتی خصوصی وجود منافع عظیمی در فعالیت های نفتی در بخش های نروژ و انگلستان را آشکار ساخت. جستجوی مناطق جدید توسط شرکت های نفتی وبرآوردن انتظارات شرکتهای نفتی در فعالیت اقتصادی با نرخ بازگشت اقتصادی بالااز عوامل افزایش سرمایه گذاری میباشند. در سالهای پس از جنگ جهانی دوم صنعت نفت تحت سیطره هفت شرکت نفتی بود.این هفت شرکت معروف به هفت خواهران نفتی197 بودند. با اینحال به تدریج اهمیت هفت خواهران نفتی در دهه های 60 و 70 میلادی کاهش یافت . در حالی که در سال 1950 هفت خواهران نفتی ،3/98 درصد سهم بازار جهانی نفت را در بر داشتند این میزان در سال 1957 به 89 درصد کاهش یافت .این درصد در سال 1969 به 1/71 درصد تنزل یافت.در همان دوره سهم شرکت های کوچکتر در بازار جهانی نفت به طور همزمان از 8/1 درصد به 9/23 درصد از بازار جهانی نفت افزایش یافت. 198 در این دوره تقاضای برای مصرف انرژی در اروپا و آمریکا روند افزایشی داشت. هفت خواهران199 ، به تنهایی قادر به اجابت این تقاضای افزایش مصرف نبودند و در نتیجه در بازار برای فعالیت شرکت های جدید و کوچکتر فضای کاری ایجاد گردید. عامل دیگر ایدئولوژیملی گرایی بود که در جهان عرب پدید آمد. دولت های میزبان شروع به اعمال فشار بر شرکت های نفتی برای پرداخت حق الامتیاز بیشتری نمودند. هفت خواهران عموما علاقمند به چنین شکل مذاکره مجددی نبودند.از طرف دیگر شرکت های مستقل ، بیشتر ، علاقمند به قبول شرایط اقتصادی جدید بودند و به همین دلیل ، راحت تر امکان به دست آوردن مخازن نفتی جدید را داشتند.
درسال 1960اوپک200( سازمان کشورهای صادرکننده نفت ) تاسیس گردیده بود. این سازمان بر مبنای تقاضای افزایش کنترل ملی بر مخازن نفتی تاسیس گردید.همانطور که اشاره شد ، در آن وضعیت یک بخش قابل توجه منافع ،از محل تولید نفت به کشورهای میزبان بطور فردی تعلق نگرفت و بلکه منجر به افزایش منافع برای شرکت های نفتی گردید.
افزایش تقاضا از این شرکتهای عظیم و ناتوانی آنان در برآوردن تقاضاها از جمله عواملی بودند که نرخ بازگشت سرمایه متقاضیان را کاهش داده و متقاضیان در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم اقدام به جستجو در قلمرو جدید (دریای شمال) نمودند.ایدئولوژی ملی گرایی (ملی کردن201) شروع به اعمال فشار بر شرکتهای نفتی برای درخواست پرداخت بیشتر حق الامتیاز نمودند. هفت خواهران نفتی علاقمند به چنین مذاکرات مجددی نبودند و از طرف دیگر شرکتهای مستقل علاقمند به قبول شرایط جدید بودند وبه همین دلیل راحت تر امکان به دست آوردن مخازن جدید را داشتند.
افزایش منافع نفتی صرفا برای کشورهای میزبان نبود و منافع شرکتهای بین المللی نفتی نیز افزایش یافت.همزمان بسیاری از ملل تولید کننده نفت ،با ریسک تولید مازاد در مواجهه با گسترش مخازن نفتی روبرو بودند. اهداف اوپک تشویق در ایجاد تغییر ات در سیستمهای مالیاتی ، معرفی سهمیه های تولید و حمایت از اقدامات ملی کردن حق الامتیاز که از قبل اعطاء شده بود ذکر گردید.در دهه 1960 تغییرات بطور عمده محدود به سیستم های مالیاتی بود.اما در دهه 1970 سازمان اوپک یک تاثیر مهم بر تولید و بازارهای نفت در میان استفاده اش از میزان گسترده ای از ابزار ها نمود.از مارچ تا اکتبر 1973 ،این سازمان ازتولید بالا جلوگیری و مالیاتهای سنگین را برای کشور های عضو اعلان نمود. آورده این اقدام چهار برابر شدن قیمت نفت خام بود.202سطح قیمت اسمی نفت در حدود سال 1970 بطور واقعی زیر 2 دلار در هر بشکه بود. در آغاز سال 1973 قیمت نفت به 50/11 دلار در هر بشکه افزایش یافت .افزایش قیمت نفت از سال1975 به میزان حدود 15 دلار برای هر بشکه و در سالهای 1978 و79 نیز در همین سطح بود. قیمت نفت در سال 1980به 38 دلار برای هر بشکه جهش نمود. در شرایط واقعی این قیمت تقریبا برابر باسطح قیمت سال 2007 می باشد. به عبارت دیگر وقایع ذکر شده در دهه 1970 نشان داد که روندی آغاز گردیده وبموجب آن تفوق شرکت های بین المللی نفتی را بر بخشها یی از جهان که پیش از این تحت سیطره انحصاری آنان بوده تهدید نموده است. اوضاع سیاسی بین المللی برای برنامه های سرمایه گذاری شرکت ها مشخص بود. در این دوره شرکت های نفتی بین المللی و شرکت های مستقل بدنبال مناطقی بودند که برای تقاضایشان ،ثبات سیاسی لازم را داشته باشند.در آن اوضاع، دریای شمال به عنوان نویدی عالی پدیدار گردید.زمانیکه آن منطقه برای استخراج نفت افتتاح گردید، شرکت های نفتی تاکیدچشمگیری به اهمیت تاسیس چارچوبی که تولیدرا قاعده مند کند و امنیت معین برای سرمایه گذاریشان را تضمین نماید بطور خاص قائل نبودند.
شرایط جدید و تغییر یافته مواجه با شرکت های بین المللینفتی در دهه 1960 در شکل سخت تر در خواست ها توسط ملل تولید کننده نفت ،به همراه افزایش سطح آشفتگی های سیاسی برای شرکت های نفتی در هدایت فعالیت های نفتی دریای شمال نقش “عامل به جلو راندن”203 داشتند.اکتشافات نفتی صورت گرفته در هلند ، احتمال قرارگرفتن نزدیک تر به بازارهای انرژی جهانی بعلاوه مناطقی که با ثبات سیاسی دائمی نهادینه شده بودندبه روشنی” عوامل کشش” تلقی گردیدند. این عوامل در تمایل مذاکراتی شرکت ها موثر بود وضعیت معاملاتی دولت نروژ و موسسات نروژی را در توسعه اخیر صنعت نفت قوی نمود.
1- واکنش موسسات ملی
زیربناهای سیاسی و اقتصادی صنعت نفت نروژ در دهه هفتاد با تاسیس استت اویل204، مدیریت نفت نروژ 205و وزارت نفت وانرژی206 ایجاد شد. همزمان دولت نروژ مانعی در لیسانس های جدید قرارداد.گام آخر مستقیما با مقامات رسمی نروژ که تمایل داشتند فرصت بنا کردن شایستگی صنعتی نروژ را بدست آورند ، مرتبط بود. چهارمین دور اعطاء حق الامتیاز در سال 1978 مقارن با دو برابر شدن قیمت نفت بود که به شرکتها و اتحادیه های رسمی انگیزه مضاعف بخشید تابه منظور نیل به اهداف عمومی مرتبط با توسعه شایستگی، صنعتی یکپارچه شده انتخاب نموده و امکان بکارگیری تکنولوژی را محقق کرد.207 این زمان گذر گاه فنی بود که بعدها با ساختن سکوهای نفتی مجتمع شده در فلات قاره نروژ،ظهور خود را آشکار نمود.
استت اویل از بدو تاسیس ابزار اصلی توسعه شایستگی نفتی نروژ گردید.و برای اینکه به نفوذ و تفوق خویش ، قدرت ببخشد یک گذرگاه فنی و سازمانی که بر سیستمحق الامتیازی متکی بود شکل داد. در خصوص توافقات مربوط به تحصیلات و انتقال دانش و تکنولوژی از شرکت های دیگر ،مذاکره گردید و استت اویل نقش میانجی در واگذار کردن وظایف را به شرکت های بین المللی به منظور دستیابی به اهداف فوق بر عهده گرفت.از لحاظ صنعتی، این شرکت بخوبی در انطباق سازمانی و فنی با بهره گیری از شبکه های صنعتی سنتی و دایر به عنوان یک عامل انتقال و انطباق تکنیک های فنی نفتی بین المللی وموسسات تحقیقی به صلاحیت های آن کمک نمود.208
استت اویل ، چشم انداز برای تولید بلند مدت و برای شرکت های نفتی بین المللی، انعطاف در مواجهه با تقاضاهای مقامات رسمی در مورد طرح های کاریشان ، انتخاب عرضه کنندگان و اقدامات برای انتقال صلاحیت به شرکت های نروژی و موسسات تحقیقی را با نقشی که بعنوان میانجی ایفا میکرد فراهم نمود.
در ارتباط با دور چهارم حق الامتیازها در سال 1978،شرکت های خارجی جهت همکاری مشترک با صنعت نروژ پیرامون تحقیق و توسعه فراخوانده شدند .به این امر توافق تکنولوژی گفته شد.توافق تکنولوژی در مفهوم تمایل برای نروژی گرایی و مشارکت نروژی فعال در فعالیت های نفتی قابل تعریف میباشد.این شکل سازمان دولتی ،برای یک صنعت نفت ملی کاملا با آنچه به عنوان “سیاست صنعتی نوپا “209مطرح و به ایجاد خوشه صنعتی نروژ کمک نمود همساز بود.شرکت های بین المللی نفتی به نوبه خودشان ،شرایط قانونی را به دلیل درآمد پیش بینی شده زیادی که وجود داشت ،قبول کردند.دولت نروژ این شرایط قانونی را برای تضمین سهم احتمالی منافع که بنا داشت به بهترین شکل به همه جامعه نروژ اختصاص پیدا نماید ، مطلقا ضروری معرفی نمود.
در زمان مشابه ،انگلستان چارچوب تنظیم شده ای مشابه نروژ برای بهره برداری ذخایر دریای شمال در محدوده خودش داشت.در ابتدا دولت انگلستان یک سیستم مالیاتی نفتی و سیستمی برای اعطای پروانه ها داشت. وهمچنیننهادی مخصوص اداره پرونده های نفتی تاسیس نمود.اما توسعه صنعت نفت داخلی انگلستان خیلی زود مسیری متفاوت از مسیر نروژ را در پیش گرفت.علیرغم اینکه هر دو کشور انگلستان و نروژ فلسفه عملگرایی دولتی را در امر صنعت نفت تا اواخر دهه 70 در پیش گرفته بودند، نروژی هابعدهایک خط مشی صنعتی نوپایی رادر دهه هشتاد که مشخصه اش چارچوب نهادی پیچیده ای بود نمایان نمودند. اما برخلاف این دولت انگلستان مشارکت دولتیگسترده را بیش از پیش فعال نمود.بطور کلی سیاستگذاری نفتی انگلستان در دهه هشتاد شامل تعقیب حق الامتیازی منفعل بود که این بر پایه خط مشی مالیاتی که با دولت عینی عملی تاچر سازگاری داشتاستناد وعینیت داشت.210
چون شرکت های نفتی نروژ و اصلی ترین عرضه کنندگان به تدریج شایستگی های خود را بر پایه سیاست محافظه گرایانه بنا نمودند، یک جریان رشدیافته نهادی در دستگاه اداری دولتی پدید آمد. توسعه وپیشرفت اداره نفت نروژ در سال 1973 نمایانگر تغییر در نقش و وظیفه به دلیل انقلاب در شایستگی صنعتی نروژ بود.تشکیل این اداره نفتی نروژی نوپا211 از شیوه اداری سنتی پیروی می کرد.212اما این اداره اعضایی با سطح تجربه پایین در صنعت نفت به کار گماشت که این امر به برنامه کاربردی سفت و سخت و دقیقی از مقررات، به منظور کاهش اقدامات غیر مطمئن که سبب تزلزل در امور گردد منجر گردید.در مواردی کنترل و نظارت دولتی برای تاسیس سکوی دریایی و یا سازماندهی پروژه انجام میشد. این سختگیریها به تدریج تغییر یافت و این تغییر به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره نفت وگاز، تولید نفت، قانون اساسی، انتقال تکنولوژی Next Entries دانلود پایان نامه درباره نفت وگاز، امتیازنامه، شرکت ملی، منابع نفتی