دانلود پایان نامه درباره جامعه شناسی، آثار ادبی، جامعه شناختی، جهان بینی

دانلود پایان نامه ارشد

فرهنگی موجود در جامعه می پردازد، زیرا «تبیین تاریخی ادبیات، باید ترجمان میزان تجلّی ساختارهای اجتماعی خاص در یکایک آثار ادبی و تأثیر این جامعه باشد» (لوونتال،60:1386و59).
در جامعه شناسی محتوا، ساختار اثر ادبی در ارتباط با ساختار اجتماعی جامعه بررسی می شود، به این دلیل که «اثر ادبی خواه مؤیّد ساختار اجتماعی باشد، خواه نافي آن، به هر حال بر آمده از جامعه است و به همین دلیل، آکنده از معانی اجتماعی» (علایی،30:1380). در این میان در بررسی های انتقادی، بهره گیری از علومی مانند جامعه شناسی، درک زیبایی شناختیِ ما را از اثر ادبی افزایش می دهد. بنابراین «تشریح جامعه شناختی، یکی از مهمترین عناصر تحلیلی اثر هنری است و از آن جا که نگرش دیالکتیکی، درک بهتر مجموعه فرایندهای تاریخی و اجتماعی هر دورانی را ممکن می سازد، به یاری آن می توان روابط فرایندها و آثار هنری تأثیرپذیرفته از آن ها را نیز روشن کرد.»(گلدمن،269:1381)
جورج لوکاچ، منتقدِ سرشناس قرن بیستم، از اندیشمندان مطرح در این دیدگاه است. او اثر ادبی را بازتابی از واقعیّات اجتماعی می داند، از همین رو، معتقد است از طریق بررسیِ درونمایه و محتوای آثار ادبی علاوه بر شناخت دیدگاه و بینش نویسنده، به واقعيّت هاي اجتماعي نيز مي توان دست یافت. لوکاچ، مفهوم «تامیّت» و کلیّت را در نظریات خود مطرح می کند. «به عقیدة وی چنین تأکیدی به مفهوم نادیده گرفتن واقعیّت تجربی بی واسطه نیست، بلکه انسان به منظور فرارفتن از واقعیّت تجربی، باید موضوعات جهان تجربی را به عنوان جنبه های یک کلّ، که در روند تغییر تاریخی گرفتار شده اند، بفهمد.» (راودراد،73:1382)
مفهوم دیگری که لوکاچ مطرح کرد، مفهوم «شیء وارگی» است که از خصوصیّات اندیشة بورژوایی و فرهنگ سرمایه داری است. او این مفهوم را تحت تأثیر عقاید مارکس بیان کرده است.
در مجموع آن چه لوکاچ در بحث های جامعه شناختی خود مطرح کرد، بحث اهمیّت محتوا در مقابل شکل است. او محتوای آثار ادبی را برگرفته از ساخت اجتماعی جامعه می داند. «از نظر لوکاچ، این محتوای اثر هنری است که سبک آن را تعیین می کند و نه برعکس. در این ارتباط «جهان بینیِ» نویسنده از بیشترین اهمیّت برخوردار است.»(راودراد،69:1382)
پس از لوکاچ، نظریات لوسین گلدمن دربارة ارتباط اثر ادبی با واقعیّات اجتماعی به کمک جامعه شناسی ادبیّات آمد و این علم را روشمندتر ساخت. گلدمن، اثر ادبی را بازتابِ جهان بینیِ گروه ها و طبقات اجتماعی می داند، زیرا، از نظر او «پدیدآورندگانِ راستینِ اثرهای فرهنگی، گروه های اجتماعی هستند نه نفس هاي منفرد.» (گلدمن،15:1371)
گلدمن بر این عقیده است که رابطة بین صورت و محتوا رابطه ای دیالکتیکی است. بحث های او عمدتاً مربوط به روابط ساختاری بین اثر ادبی و جهان بینی طبقات اجتماعی است. روشی که او در نقد جامعه شناختی به وجود آورد با عنوان «ساخت گرایی تکوینی» مطرح شد. با توجه به اینکه در قسمت نقد جامعه شناختی رمان به صورت مفصّل به آراءِ صاحب نظران این حيطه پرداخته مي شود، در این جا به همین اشارة کوتاه بسنده می کنیم و در ادامة بحث از جامعه شناسی ادبیّات، اهدافی را که این علم در حوزة ادبیّات و نقدِ ادبی دنبال می کند، پی می گیریم.

2-1-5) هدف جامعه شناسی ادبیّات
از آن چه تاکنون رفت می توان دریافت که هدف جامعه شناسی ادبیات چیست و در بررسی یک اثر ادبی، چه چیزهایی را دنبال می کند. در مطالب پیش گفته، ارزیابی پراکنده ای از آن چه جامعه شناختی ادبیّات در پی آن است بیان شد. از این رو سعی می کنیم در این قسمت جمع بندی کامل تر و دقیق تری از آن ارائه دهیم .
آن چه در ابتدای هر مطالعة جامعه شناختی در آثار ادبی مورد بررسی قرار می گیرد، پرداختن به تأثیرات متقابل اثر و جامعه است. اما اساس در این مطالعات، شناخت علمیِ آثار در پیوند با جامعه و تحوّلات آن و تبیین تصویر جامعه در آثار ادبی است.
جامعه شناسی با ارائة روشی علمی در مطالعات ادبی، درصدد تحلیل و تبیین عناصر و زمینه های اجتماعی موجود در آثار و نحوه و میزان انعکاس آن در اثر است. در همین ارتباط، هدفِ مهمّ دیگری که جامعه شناسی ادبیّات مدّ نظر دارد، این است که آیا تحوّل در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تأثیری بر نگرش و جهان بینی نویسنده و به تبع آن، ساختار و محتوای اثری که می آفریند، گذاشته است یا خیر؟ و آیا روابط معناداری میان سیر تحوّلِ یک جهان نگری و تکوین یک متن بر مبنای این جهان نگری وجود دارد؟ بدیهی است که با بررسی اثر از نظرگاه علومی چون جامعه شناسی، ضمن شناخت جایگاه اثر و نویسنده در جامعه و بازتاب واقعیّات جامعه در اثر، درک و دریافت ارزش های زیبا شناختی را نیز امکان پذیر می کند.
بنابراین با توجه به اين مسئله که در جامعه شناسی ادبیات، اثر ادبی، به عنوان یک شیء یا پدیدة اجتماعی نگریسته می شود، شناخت چگونگی پیوندهایی که این پدیدة اجتماعی با دیگر پدیده های اجتماعی پیدا می کند، نیز از اهداف دیگر این علم به شمار می رود.
در پایان، ذکر این نکته لازم است که منتقدان اجتماعی ابزارها و روش های مختلفی را در تحلیل متون ادبی به کار گرفتند و در همة این روش ها بر این نکته تأکید ورزیدند که ادبیّات به لحاظ پیوندهای اجتماعی اش با جامعه موردارزیابی قرار می گیرد.

2-2) بخش دوم: نقد جامعه شناختي رمان
2-2-1) درآمد
نقد جامعه شناختي داستان و رمان با توجه به قابليّت اين نوعِ خاصّ ادبي در به تصويركشيدن جامعة معاصر خود، جنبه هاي واقع گرايانه و آينة اجتماع بودن، بستري مناسب براي تحليل هاي جامعه شناختي محسوب مي شود. به هر روي، محقّق براي تبيين چگونگي انعكاس واقعيّات اجتماعي در رمان، ابتدا به بررسي اوضاع اجتماعي، سياسي و فرهنگي جامعه مي پردازد، سپس به موازات آن، چگونگي بازتاب اين مسائل را در رمان يا داستان به تحليل مي نشيند، زيرا «رمان با خود حقيقت و واقعيّتي را حمل مي كند كه از لحاظ نظري مقدّم برخودِ رمان است.» (زرافا،128:1368)
با اين مقدمة كوتاه، قبل از ورود به بحثِ نظريات گوناگون ارائه شده در نقد جامعه شناختي رمان، مختصري در باب زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي شكل گيري رمان به بحث مي پردازيم، تا به درك بهتري از ارتباط جامعه و رمان دست يابيم.

2-2-2) زمينه هاي اجتماعي داستان و رمان
داستان و رمان به شكل امروزي، تحت تأثير آن چه در قديم از آن به عنوان قصّه و حكايت ياد مي شد، پديد آمد و در گذشته، قصّه، اصطلاحي عام براي هر آن چه به صورت «روايت خيالي» بيان مي شد، به كار مي رفت.
قصّه، تاريخچه و قدمتي طولاني دارد و انواع حكايت ها، مقاله ها، افسانه ها و سرگذشت ها را در بر مي گيرد. «قصّه ها شكلي ساده و ابتدايي دارد و ساختماني نقلي و روايتي. زبان اغلب آنها نزديك به گفتار و محاورة عامة مردم و پُراز اصطلاح ها و لغات و ضرب المثل هاي عاميانه است.» (ميرصادقي،71:1376)
آن چه در اين مختصر، در بابِ قصّه آورده مي شود، تنها درحوزة نثر و روايت هاي منثور است و شامل روايت هاي منظوم نمي شود.
پيدايش داستان و رمان نيز، به مانند بسياري از انواع ادبي، زاييدة شرايط خاص و حركت هاي جديد بوده است. «اما براي آنكه رمان جاي قصّه و حكايت و افسانه را بگيرد، بايد، بينش كيهاني و مابعدالطبيعي به آگاهي اجتماعي و سرنوشت به سرگذشت بدل شود. يعني كه، انسان رازِ بخت را به آسمان واگذارد و درمان دردِ بي درمان زيستن را در زمين _در اجتماع _ بجويد.» (مسكوب،127:1373) از همين رو پرداختن به موقعيّت ها و زمينه هايي كه سببِ ايجاد اين نوعِ جديدِ ادبي در ادبيّات كلاسيك بوده، تا حدّ زيادي به ارزيابي ارتباط تنگاتنگ ادبيّات و جامعه كمك مي كند.
در ايران از دوران مشروطيت، ادبيّات وارد فضاي جديدي مي شود كه تا قبل از آن وجود نداشت. ادبيّاتِ اين دوره از بينش اروپايي متأثر است و توجه به مسائل تاريخي و اجتماعي، از خصائص اصلي آن به شمار مي رود. در اين ميان، داستان و رمان بيشترين تأثير را از اين تحوّلات تازه شكل يافته گرفت، زيرا «رمان، زادة يك بحران است، بحراني كه بين شكل هاي خلق شده براي دنيايي در شُرف فروپاشي و نابودي و شكل هاي تازه اي براي پاسخ گويي به يك وضع جديد در جستجوي خويش است، پديد مي آيد.» (كريستف بالايي،19:1386)
هم زمان با اين تحوّلات و شكل گيري انديشه هاي تجدّدخواهانه و اصلاح طلبانه، طليعه هاي رمان ايراني كه زاييدة انديشه هاي نوخواهي و مشروطه طلبانه است، پديدار مي گردد. آشنايي ايرانيان با اروپا و فرهنگ غربي يكي از عوامل اين تجدّدطلبي بوده است. دراروپا و غرب، از قرن نوزدهم با رشد طبقة متوسط، رماني با اين شكل جديد پديدار گشت. در اين شكل جديد، «ادبيات پوشش اشرافي و اختصاصي خود را به دورانداخت و محتواي آثار دگرگون شد، طبقة متوسط و مردمِ عامّي براي اولين بار مورد توجّه قرار گرفتند و شخصيّت هاي آنها به ادبيّات راه يافت. به تدريج، فرد به نيروي خلّاقه و زندگي دروني و عاطفي و وي‍ژگي هاي شخصيّت خود، آگاهي يافت و رمان كه حاصل اين شناخت است، آفريده شد. با توسعة بورژوازي، به تدريج خلاقيّت هاي فردي و كاوش هاي دروني تكامل يافت. نويسندگان قالب هاي سنتّي قصّه ها و افسانه ها را به كنار افكندند و محتواي كلّي و عمومي آن ها را به دورانداختند. زيرا كه قالب هاي كهنة سنتّي، ظرفيّت و بُرد كندوكاوهاي دروني و عاطفي و احساسات خصوصي را نداشت» (ميرصادقي،388:1376). «در اين زمان، واقعيّت با برداشت و زاويه اي به كلّي متفاوت ديده مي شود؛ زندگي فرد در آميخته با گردش چرخ اجتماع شكل مي گيرد و در نتيجه، قصّة اجتماع (رمان)، واقعيّت سرنوشت فرد را نشان مي دهد. از آن جا كه رمان واقع گراست و از ديدِ نويسنده، پيوندي مستقيم ميان واقعيّت و حقيقت وجود دارد، پس حقيقتِ فرد و زندگيِ او را مي توان در قصّة اجتماع (رمان) يافت.» (مسكوب،127:1373)
با شكل گرفتن طبقة متوسط، داستان و رمان به سمت محتوايي واقع گرايانه و رئاليستي حركت كرد. «قصة رئاليستي را در آغاز، طبقة متوسط كه تجربة تجارت و عينيّت زندگي، واقع بينش كرده بود، بوجود آورد و قصّة رئاليستي و حتّي طبقة بورژوازي قرن هيجدهم، در برابر فئوداليسم عوامل مثبتي بودند.(براهني،37:1362)
به موازات اين تحوّلات در غرب، در ايران نيز، همان گونه كه اشاره شد، با توجه به راه يابي ايرانيان به اروپا و آشنايي با فرهنگ غرب، جامعه از سنّت به سمت تجدّد حركت كرد. بنابراين براي بررسي زمينه هاي اجتماعي و فرهنگيِ شكل گيري داستان و رمان به عواملي كه سبب پيدايش اين نوع جديدِ ادبي شد، اشاره مي كنيم.
2-2-2-1) صنعت چاپ
اولين پديدة مهمّي كه در دوران مشروطيّت، در ايران شكل گرفت، ورود صنعت چاپ به ايران بود كه در نتيجة آشنايي ايرانيان با دنياي غرب صورت گرفت. نكتة حائز اهميّت در اين مورد، تأثير اين صنعت در گسترش آثار فرهنگي و متعاقباً بالارفتن فرهنگ عمومي بود. اين صنعت تازه وارد كه «عباس ميرزا در سال 1227 ه، نخستين دستگاه چاپ فارسيِ آن را با حروف سربي، در شهر تبريز كه حكمراني آن را بر عهده داشت، نصب كرد.» (كريستف بالائي و ميشل كويي ،13:1378) نقش هاي مهمّي به همراه داشت: «نشر آثار فرهنگي (آثار متقدّمين، ترجمه ها و مدتي بعد يعني در اواخر قرن بيستم، آثار جديد)، پشتيباني از آموزش در مدارس نوبنياد، نشر مطبوعات (اطلاعات سياسي، علمي و فرهنگي) و نشر آثار مذهبي.» (كريستف بالائي،17:1386) به اين ترتيب، كشور، شاهد گسترش رو به رشد متون مختلف و به خصوص كُتُب ترجمه شده بود. در همين رابطه، ترجمة رمانهاي خارجي كه مخاطبان زيادي را به خود جذب كرد نيز، در شكل گيري رمان فارسي و تأثيرپذيريّ نويسندگان ايراني از اين شكل جديد ادبي، مؤثر واقع شد.
2-2-2-2) پيدايش و گسترش مطبوعات
پس از ورود صنعت چاپ به ايران، پيدايش مطبوعات و روزنامه، مهم ترين پديده به شمار مي رفت. اين

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره جامعه شناسی، جامعه شناختی، نقد جامعه شناختی، آثار ادبی Next Entries دانلود پایان نامه درباره جامعه شناختی، دارالفنون، طبقات اجتماعی، جامعه شناسی