دانلود پایان نامه درباره جامعه شناسی، جامعه شناسی هنر، مصرف کننده، روشنفکران

دانلود پایان نامه ارشد

این تحلیل ، آگاهی فردی هنرمند تابعی از شرایط اجتماعی یا به عبارت دیگر هویت اجتماعی هنرمند ، تابع شرایط اوست . برای بررسی جامعه شناسی هنر ، ابتدا باید بداینم نیروهای اجتماعی روزگار هر هنرمندی چه ویژگی هایی دارد و همیشه باید یک عامل را در نظر بگیریم که خود هنرمند که از پامتراهای اجتماع است در کنار چه عوامل و بستری قرار می گیرد . در این رویکرد ، هنرمند ، موجودی منفعل در برابر عوامل اجتماعی نیست بلکه خودش به عنوان یک عامل و نیروی اجتماعی محسوب می شود . در واقع اهمیت فراوان دادن به نقش هنرمند ، میراث رمانتیسم است و چپگراها نیز تحت تاثیر انقلابی گری رمانتیک بودند ، در حالی که روابط واقعی اجتماع به گونه ای است که خواست و هویت هنرمند به عنوان نیرو در تعامل با سایر نیروها مطرح است . البته این دیدگاه چپ گرایانه به آگاهی اجتماعی بسیار اهمیت می دهد و تعمدا فردیت هر فرد را از جمله هنرمند را نادیده می گیرد و در نتیجه به همان مقدار مشخص هم نیروی فردی هنرمند را قربانی ساخت اجتماع و روابط میان نهادهای اجتماعی می کند . مرحوم آریان پور و دکتر شریعتی هم از این دسته بودند ، در نظر آنان جامعه شناسی ادبیات و هنر آیینه تمام قدی از شرایط اجتماعی بود و این آیینه نباید تحت تاثیر فردیت هنرمند قرار گیرد. نخستین ترجمه ها درباره زمینه اجتماعی هنر و نقش هنرمند از دهه 1340 در ایران آغاز شد و اصطلاحاتی مانند هنر متعهد و رسالت هنرمند در این هنگام رواج یافت و به تدریج به میان سایر نیروهای سیاسی انقلاب نفوذ کرد ، حتی پس از فرو نشستن تب جریانهای سیاسی آن روزگار در میان روشنفکران و دانشگاهیان تداوم یافت و کم کم با مفاهیم روشنفکری غربی مانند فلسفه اگزیستانسیالیسم در اوائل دهه 1350 با ادبیات ایران پیوند خورد . ( شیخ مهدی ، 1387 : 15 ) در دوره 1340 تا 1350 و سالهای نزدیک به انقلاب گفتمان جامعه شناسی هنر در دو گرایش اصلی خلاصه می شد : گروه اکثریت که پیرو اندیشه ی ( هنر برای اجتماع ) بودند و گروه اقلیت مخالف چپگرایی هواخواهان ( هنر برای هنر ) یا به عبارت دیگر هنر غیر سیاسی بودند . پس از انقلاب در ایران و کمرنگ شدن سلطه فکری مارکسیسم سنتی و با ترجمه آثار نومارکسیست ها این جریان فکری بوجود آمد که مصرف کننده ی کالاهای فرهنگی در نظام تولیدی جامعه سرمایه داری محکوم به استفاده از آنان است زیرا اراده ی او هیچ نقشی ندارد و حتی تابع نیاز مصنوعی است که برایش ایجاد شده است ، به این معنا که تنها عامل تاثیر گذار ، تولید کننده است که در شرایط و هنجارهای اجتماعی سرمایه داری ، اراده ی انسان مصرف کننده را در هم می شکند ، و دست یابی عقلانی به ابزار که پیشتر برای سلطه بر طبیعت بود به صورت نظام فرهنگی هژمونیک درآمد تا نیازهای معنوی انسان را در قلمرو کالایی درآورد . تولید کنندگان محصولات فرهنگی قادر شدند کالاهایشان را به سراسر جهانی که در قلمرو سرمایه داری بود صادر کنند .
4 – 2 ) سینما چیست؟
اگر نگاهی هر چند گذرا به مسیر تاریخ انواع هنرها بیاندازیم خواهیم دید مضامین تکرار شده ی بسیاری ، محتوی این هنرها را شکل داده است. مضامینی که شاید از فرط تکرار در تاریخ هنر، لوث و به مرور اثرشان را از دست داده اند. اما به صراحت می توان گفت که هنر امروز مشحون از همین مضمون هاست ، که مضامین گذشته را ارج می نهد و به آنها می بالد . برای مثال عشق ، بارها و بارها در آثار هنری ادوار مختلف و هنرهای گوناگون بیان و تکرار شده است . این سوال مطرح می شود که چه ویژگی ای در هنر باعث شده تا آثار ماندگاری که به ما رسیده است مقبولیت ، استحکام و ماندگاری خود را از دست نداده است ؟نمی توان انکار کرد که شاید کمی از وجوه ماندگاری این آثار به فطرت آدمی و تلفیق جان او با این مفاهیم و مضامین باز می گردد. اما نکته ای که اساسی تر است و با اندک تاملی می توان آن را دریافت، نحوه بیان، لحن ها و کاربردها، شیوه های گوناگون و تغییر زوایای دید در به کارگیری این مفاهیم و مضامین در ادوار و دهه های مختلف است.
سینما به عنوان یکی از هنرهای سده ی اخیر شناخته شده و نشأت گرفته از آخرین فن آوری غرب است. ولی نمی توان حقیقت آن را جدا از مجموعه های کلی تمدن غرب دانست .با این وصف باید گفت چیزی که در تاریخ سینما در غرب اتفاق افتاد تکامل جز به جز انواع فرم ها در سینما بوده است و شکل تکامل یافته این فرم ها پس از سالها در سینمای کشور ما اتفاق افتاده و رواج پیدا کرده است. سینما گرچه مرتباً در برابر افزایش آگاهی تماشاگران محدود می شود و خود را نیازمند به آگاهی ها و ابزارهای جدید می بیند اما باید برای تجلی سینما کوشید تا بتواند همیشه در کنار مخاطبان باشد. ( نبوی ، 1363: 21)
1 – 4 – 2 ) سینما در جهان :
اندکی به آغاز قرن بیستم مانده بود که سینما متولد شد. در خلال سالهای پر فراز و نشیب حوادث تاریخی پرتلاطم ، سینما کودکی را پشت سر گذاشت. زبان باز کرد و بالید.
شروع سینما با سینماتوگراف بود ، وسیله ای متشکل از دوربین فیلم برداری و دستگاه پروژکتور که اگوست و لوی لومير دو برادر عکاس و سازنده لوازم عکاسی ساکن لیون فرانسه آن را در سال 1895 میلادی اختراع کردند. قابلیت حجم و توانایی دستگاه لومیر به مراتب بهتر از دوربین کنتیوگراف ادیسون بود . اما نخستین فیلمی که بطور رسمی در برابر پول ورودی نمایش داده شد در تاریخ 27/ دسامبر/ 1895 در زیر زمین گراند کافه واقع در بلوار کاپوسین پاریس بر پرده آمد .این تاریخ را به طور کلی می توان به عنوان سر آغاز تاریخ سینما به رسمیت شناخت در عین حال که سر آغاز اقتصاد سینمایی نیز می باشد. لویی و اگوست ناچار شدند در آغاز کار به صاحب کافه ای، در ازای نمایش فیلم مبلغ سی فرانک در روز بپردازند وی طی چند هفته درآمد او از مبلغ دو هزار فرانک در روز نیز بالاتر رفت. ژرژ ملی یس جوان در همان دوران به میان آمد تا اختراع لومیرها را در برابر پرداخت هنگفتی خریداری کند. اما لومیرها در پاسخ به وی گفتند: از این اختراع می شود برای مدتی به عنوان یک پدیده علمی بهره برداری کرد اما هیچ آینده ی تجاری ندارد. (کنيگز برگ، 1375 : 101) با آغاز قرن بیست و تحولات مربوط به آن سینما نیز نتوانست از این حوادث در امان بماند. جنگ جهانی اول، رویارویی قدرت های بزرگ، بسته شدن مراکز فیلم سازی و پخش و بازگشایی آن، سالهای بحران و اقتصاد مالی و در بعضی مناطق کمبود سوژه و پرداخت نامناسب . همه و همه این حوادث باعث شد که سینما دستخوش تحولاتی گردد. و مسیری را از دنیای کلاسیک یعنی زمان اختراع تا 1960- دنیای مدرن 1960 تا 1990 و دنیای پست مدرن را از آن زمان تاکنون طی کند. روشن است که پیدایش سینما نتیجه تکمیل ابزارهای مکانیکی است که هیچ زمان دیگری نمی توانست وجود داشته باشد اما این واقعیت قابلیت بیانی سینما را مورد انکار قرار نمی دهد. با توجه به همین قابلیت بیانی است که سینما را به هنر مفهوم مصطلح دانسته اند. تکنولوژیهای سینما هرگز از قابلیت بیانی آن قابل تفکیک نیست و امکان بیان در سینما با مهارت یافتن تکنیک آن میسر می شود.
2- 4 – 2 ) سینما در ایران :
در سال 1279 شمسی برابر با 1918 میلادی، با سفر مظفرالدین شاه به فرانسه و بلژیک و دیدن سینما توگراف و صدرو دستور خرید دوربین به ابراهیم خان عکاسباشی ، سینما به ایران وارد شد. سینما در ایران، بر خلاف دیار مبدا و در تضاد با آن، اشرافی و درباری شد.به گونه ای که فیلمهای تک حلقه ای و صامت صرفا برای وقت گذرانی درباریان به ویژه زنان آنها نمایش داده می شد. گذشته از آن ، هنوز سینما وارد متن جامعه ایران نشده بود که اقلیتهای دینی بویژه مهاجران روسی، ابتکار عمل را به دست گرفتند. افتتاح اولین مکان شبیه سینما، در ماه رمضان 1283 در تهران، درباری شدن آن به علاوه سُکانداری مهاجران و اقلیتهای دست اندرکار در عرصه سینما ، سوء تفاهمات شدیدی را بین عامه مردم و رهبران دینی ایجاد کرد. بدین جهت اصولا سینما در ایران بدون پشتوانه فرهنگی و مذهبی و نیز روشنفکری آغاز به کار کرد و به کار خود ادامه داد. علاوه بر آن و در شرایطی که جامعه ایران در آستانه پوست اندازی قرار گرفته و موج مشروطه خواهی و مبارزه با استبداد و استعمار سراسر ایران را فراگرفته بود، سینما کاران بی اعتنا به تحولات بزرگ اجتماعی و سیاسی، ابتدا وقت گذرانیهای قاجاریان و بعد مراسم تاجگذاری، و دربار رضاخان را تصویر می کردند. اولین مدرسه سینمایی را آوانس اوگانیانس تاسیس کرد. در این مدرسه، رشته های بازیگری، بوکس، شمشیربازی، اکروبات، تکنیک سینما، بازیگری و … تعلیم داده می شد. بعد از یک سال تلاش، دوازده نفر فارغ التحصیل شدند و فیلم “آبی و رابی” (1308) را به عنوان اولین فیلم ایرانی که کارهای فنی آن در هندوستان انجام گرفت به کارگردانی آوانس اوگانیانس تولید شد. در سال 1309 اولین مجله سینمایی به نام، “سینما و نمایشات” انتشار یافت. دومین فلیم اوگانیانس به نام “حاجی آقا اکتور سینما” در سال 1311 ساخته شد. هدف این فیلم، جلب توجه مردم و آشتی دادن آنها با سینما بود. موضوع فیلم، مخالفت حاج آقا با بازیگر شدن دخترش است که در نهایت به بازیگر شدن او تن می دهد. اوگانیانس تصور می کرد که مشکل سینمای ایران صرفا مخالفت مذهبیون با حضور دخترانشان در عرصه بازیگری است و او می تواند با ساخت چنین فیلمی، زمینه گسترش سینما در متن جامعه را فراهم آورد. اما همه این اقدامات نه تنها مردم، رهبران مذهبی و روشنفکران را با سینما آشتی نداد، بلکه بر ابهامات و سوء تفاهمات نیز افزود. علاوه بر این، ظرفیتهای اقتصادی ، فنی و علمی جامعه به اندازه ای نبود که سینمایی ایرانی ایجاد کند. تغییر جهت جمهوریت به نظام سلطنتی، کودتای رضاخان، رشد جریانهای ضد سلطنتی و بی اعتنایی سینما نسبت به آنچه در متن جامعه می گذشت، سینما را در مسیری انداخت که می بایست با کمک دربار و یا مهاجران جویای ثروت ، به حیات خود ادامه دهد. عبدالحسین سپنتا در سال 1311 فیلم “دختر لر” را در هند ساخت. او برای یافتن بازیگر زن فیلم با توجه به موضع زنان و مردان جامعه ما نسبت به پدیده سینما، دست به دامان زن راننده سفیر انگلیس شد و او را در نقش گلنار، شخصیت اصلی فیلم ، به کار گرفت. این فیلم با توجه به اینکه فارسی و ناطق بود، در نمایش عمومی (1312) در دو سینمای مایاک و سپه مورد توجه عده ای از مردم قرار گرفت. اما این جمع ، بیانگر ظرفیت بالقوه تماشاگران و در واقع مردم نبود . در سال بعد ، همزمان با بزرگداشت حکیم ابواقاسم فردوسی ، از سپنتا خواسته شد که درباره فردوسی فیلمی بسازد . وی در آخرین روزهای مانده به برگزاری بزرگداشت ، فیلم را به اتمام رساند . اما به جرح و تعدیلی که در فیلم صورت گرفت ، وی ناخرسند از محصول به نمایش در آمده ، مایوسانه به تلاشهای خود در زمینه سینما ادامه داد. وی در سال 1313 فیلم “شیرین و فرهاد” و در سال 1315 فیلم “چشمهای سیاه” را ساخت. آخرین فیلم سپنتا “لیلی و مجنون” نام داشت که در سال 1316 به نمایش درآمد . شایان ذکر است که هر پنج فیلم سپنتا در هند ساخته شد . از سال 1315 تا سال 1326 فیلمی در ایران ساخته نشد . از سال 1324 اسماعیل کوشان که تحصیلاتش در فرنگ تمام شده بود و یک سالی در استودیوهای آلمانی و اتریشی کار کرده بود ، دوبله فیلمهای اروپایی و آمریکایی را به فارسی شروع نمود . وی برای اولین بار فیلمی فرانسوی به نام “نخستین وعده دیدار” را که در ایران با عنوان “دختر فراری” به نمایش در آمد ، در ترکیه دوبله کرد . این فیلم مورد توجه تماشاگران قرار گرفت و وی را برانگیخت تا کلید آغاز سینمای فارسی را بزند . مهدی رُسی خان که پدرش انگلیسی و مادرش تاتار روس بود ، کارش را در ایران با عکاسی آغاز کرد در سال 1276 شمسی ، رُسی خان به کارش رونق می بخشد . او در این سال با خرید یک دستگاه پروژکتور اقدام به نمایش فیلم های کوتاه 8 تا 9 دقیقه کرد و در آغاز در حرم سرای محمد علی شاه فیلم نشان داد و یک سال بعد در خیابان علاء الدوله ( فردوسی فعلی) یک سالن سینما بر پا ساخت ، که با فیلمی از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره مکتب فرانکفورت، جامعه شناسی، جامعه شناسی هنر، آموزش و پرورش Next Entries دانلود پایان نامه درباره سینمای ایران، کانون پرورش فکری، بهرام بیضایی، ساختار سیاسی