دانلود پایان نامه درباره تولید ناخالص ملی، مزیت رقابتی، کارآفرینی

دانلود پایان نامه ارشد

2002).
در ایالات متحده به طور تقریبی بیش از 10.8 میلیون کسب و کار خانوادگی وجود دارد که این تعداد 58 درصد کل نیروی کار این کشور را به استخدام در آورده است. کسب و کارهای خانوادگی همچنین سهمی بالغ بر 59 درصد تولید ناخالص ملی این کشور را به خود اختصاص داده اند (آستراچان و شانکر12،2003). بیش از 90 درصد از کل کسب و کارها در ایالات متحده، از نوع کسب و کارهای خانوادگی هستند که بیش از 80 درصد شغل های جدید را تامین می نمایند (خاکپور مقدم،1390، به نقل از مک کن13،2005).
مانند سایر نقاط جهان کسب و کارهای خانوادگی نقش چشم گیری در اقتصاد کشور های حاشیه ی خلیج فارس ایفا می کند، بطوریکه تخمین زده می شود نقش این کسب و کار ها در تولید ناخالص داخلی این کشور ها از کمترین مقدار در عربستان که به نوعی بخش دولتی حاکم است، از 35 تا 38 درصد تا بیشترین مقدار،65 درصد در GDP کشورهایی مثل کویت متفاوت است. این مقدار در کشور ایران محاسبه نشده است، ولی آنچه بدیهی است، نقش شرکت های خانوادگی در اقتصاد غیر دولتی بسیار حائز اهمیت است. شرکت هایی از قبیل گلرنگ، مادیران، بهروز، بوتان و مجموعه شرکت های دریانی ها در صنایع مختلف و سایر شرکت های خانوادگی نقش قابل توجهی را در اقتصاد غیر دولتی ایران دارند (ایراندوست،1390).
بنابرین رشد و يا شکست کسب و کارهاي خانوادگي به طور مستقيم در رشد اقتصادي جوامع تأثيرگذار است. مطالعات انجام شده در خصوص علل، تأثیرات یا فرایند های رشد کسب و کار نتایج مختلفی داشته اند.
مطابق پژوهش هایی که در خصوص کسب و کارهای خانوادگی انجام شده است، رشد یک کسب و کار خانوادگی را می‌توان از ابعاد مختلف تعریف کرد، از جمله می‌توان به گسترش بخش های بازار، افزایش تعداد پرسنل انسانی، افزایش تعداد شعبات، دوام کسب و کار برای نسل های دوم، افزایش درآمد، نام تجاری مطرح و بین‌المللی شدن به عنوان مؤلفه هایی برای رشد یک کسب و کار اشاره کرد. برای این که کسب و کار خانوادگی رشد نماید و برای نسل های بعدی نیز بقا داشته باشد باید دارای برنامه ریزی استراتژیک دقیق و اصولی با اهداف مشخص باشد تا توان خلق ارزش و نهایتا مزیت رقابتی را در بازار ملی و بین المللی به منظور رشد و توسعه داشته باشد (شاه بابایی، 1390).
در حالی که عوامل مختلفی به عنوان تعیین کننده رشد شرکت‌ها اظهار شده است اما محققین در خصوص آن ها به اتفاق آرا نرسیده اند (وینزیمر14، 2000) و علی رغم تلاش ها ی صورت گرفته در جهت ساختن مدلی برای پیش بینی رشد آینده ی شرکت ها، نتیجه قابل قبولی حاصل نشده است.
از جمله عوامل مؤثر بر رشد شرکت ها گرایشات استراتژیک15 می باشد، محققان بازاریابی در طول سال ها چندین گرایش استراتژیک را موثر بر عملکرد شرکت معرفی کرده اند ازجمله گرایش ارتباط با مشتری16، گرایش به نوآوری17، گرایش به بازار18، گرایش به برند19، گرایش به کارآفرینی20، گرایش به یادگیری21 (لاکانن و دیگران22، 2011) که هر یک از آن ها تاثیراتی بر رشد و سودآوری در کسب و کارهای خانوادگی دارند (آلتینداگ و زهیر23، 2012).
عاملی که نمی توان از اثر آن بر گرایشات استراتژیک شرکت ها (چاگانتی و سامباریا24، 1987) چشم پوشی کرد و به خودی خود بر رشد کسب و کارها تأثیر گذار است (پترسون و دیستلبرگ25، 2011)، گرایشات ارزشی26 می باشد. دیستلبرگ و سورسون27(2009) معتقدند که کسب و کارهای خانوادگی میتوانند به واسطه ی گرایش ارزشیشان سازماندهی شوند. در مجموع، ارزشها به عنوان نیروی محرک و پیش زمینه ای برای اهداف کسب و کار می باشند و به اندازهی مالکیت و انتقال منابع در حمایت از این اهداف اهمیت دارند.
از آنجایی که صنعت پوشاک (ورزشی) که به عنوان صنعت و محصولات مصرفی در عرصه رقابت حضور دارد و از جمله صنایعی است در ایران که درصد بالایی از آنها به صورت خانوادگی اداره می شوند (به نقل از رئیس صنف مربوطه) و همچنین تولید در این صنعت رو به رشد است به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که چگونه گرایشات ارزشی و استراتژیک بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر میگذارند.
2-1 اهمیت و ضرورت موضوع
مطالعات بین المللی نشان می دهد که خانواده ها تقریبا بین 60 تا 95 درصد کسب و کارها را در هر ملتی در دست دارند، به طوری که شرکت های خانوادگی حدود 60-93 درصد کل شرکت های اروپایی و 90 درصد کسب و کارهای آمریکای شمالی را تشکیل می دهند (ایراندوست، 1390 به نقل از دایر28، 2010). این رقم برای ایالت متحده – به عنوان بزرگترین اقتصاد جهانی – بیش از 90% می باشند، که تقریبا 13 میلیون کسب و کار را در هر اندازه و هر نوعی از موسسات تشکیل می دهد. تحقیقات نشان داده اند که سهم این کسب وکارها از GDP جهانی بین 70 تا 90 درصد می باشد (ایراندوست، 1390 به نقل از جوهان و لزیور29،2011).
در جدول ذیل اطلاعات مربوط به سهم شرکت ها ی خانوادگی از تولید ناخالص ملی و اشتغال در برخی از کشور های جهان قابل مشاهده است.
جدول 1-1: سهم شرکت های خانوادگی از تولید ناخالص ملی و اشتغال در برخی از کشور های جهان
کشور
درصد سهم شرکت های خانوادگی از تولید ناخالص ملی
درصد نیروی کار استخدام شده توسط شرکت های خانوادگی نسب به کل نیروی استخدام شده در کشور
ایلات متحده
40
60
ایتالیا

79
فنلاند
40-45
40-60
اسپانیا
65

هلند
54
43
پرتغال
60

بلژیک
55

انگلستان

<50
آلمان
55
58
فرانسه
60
45
استرالیا
50
50
منبع: موسسه بین المللی تحقیقات کسب و کارهای خانوادگی

در ايران نيز با اينکه آمار رسمي از سوي مراجع معتبر در زمينه کسب و کارهاي خانوادگي منتشر نشده است ولي روند رو به رشد شکل گيري اين کسب و کارها کاملاً محسوس و قابل مشاهده مي باشد بنابرین لازم است برنامه ریزی های بسیار دقیق و هدفمند در خصوص رشد و توسعه کسب و کاهای خانوادگی در ایران انجام گیرد.
هدف اصلی فرایندهای مدیریت استراتژیک، رساندن شرکت ها اعم از شرکت های خانوادگی به عملکردی است که امکان موفقیت آن ها در محیط رقابتی را فراهم کند (هابرشان30، ویلیامز31، مک میلان32، 2003) متغییر گرایش استراتژیک اثری عمیق بر ابعاد مختلف کسب و کار، کارایی و مزیت رقابتی دارند (ماریون33،2006). از طرفی اهداف کسب و کار نیز به عنوان عنصری استراتژیک، در کسب و کار های خانوادگی برخاسته از گرایشات ارزشی مالکین یا مدیران آن می باشند (پترسون و دیستلبرگ،2011).
در این تحقیق تلاش بر این است که تاثیر دو متغییر- گرایشات ارزشی و استراتژیک- بر رشد کسب و کارهای خانوادگی که در صنعت پوشاک ورزشی فعالیت می کنند، سنجیده شود. از آنجایی که فعالیت های کسب و کار خانوادگی به شدت تحت تاثیر مدیریت ارشد آن می باشد (آلتینداگ و زهیر، 2012)، تحقیق حاضر به مدیریت این شرکت ها کمک خواهد کرد تا تصمیمات استراتژیک خود را در جهت رشد کسب و کار هدایت کنند.
3-1 اهداف تحقیق
1-3-1 هدف اصلی
هدف این تحقیق، بررسی تأثیر گرایشات ارزشی و استراتژیک بر رشد کسب و کار های خانوادگی صنعت پوشاک ورزشی است.
2-3-1 هدف کاربردی
کمک به مدیران کسب و کارهای خانوادگی در صنعت پوشاک ورزشی در جهت آگاهی از اثرات گرایشات ارزشی و استراتژیک آن ها بر رشد کسب و کارشان، تا بتوانند از مزایای بکارگیری گرایشات استراتژیک (مشتری گرایی، بازار‌گرایی، برند‌گرایی، گرایش به نوآوری، گرایش کارآفرینانه و گرایش به یادگیری) بهره برند و با تعدیل و اصلاح گرایش ارزشی جاری در کسب و کارشان به وسیله ی رسمی تر کردن فعالیت هایشان، گامی در جهت رشد بیشتر کسب و کارشان بردارند.
4-1 سؤالات اصلی و فرعی تحقیق
1-4-1 سؤال اصلی تحقیق
گرایشات ارزشی و استراتژیک چه تأثیری بر رشد کسب و کارهای خانوادگی دارد؟
2-4-1 سؤالات فرعی تحقیق
آیا گرایش ارزشی بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبتی خواهد داشت؟
آیا گرایشات استراتژیک بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبتی خواهد داشت؟
آیا گرایش ارزشی بر رسمی سازی کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبتی خواهد داشت؟
آیا رسمی سازی بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبتی خواهد داشت؟
5-1 فرضیههای تحقیق
با توجه به سؤالات تحقیق و مدل نظری مورد بررسی، فرضیه‏های تحقیق بدین صورت است:
H1: گرایش ارزشی بر رسمی سازی در کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبت دارد.
H2: رسمی سازی در کسب و کارهای خانوادگی بر رشد آن‌ها تأثیر مثبت دارد.
H3: گرایش استراتژیک بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبت دارد.
H4: گرایش ارزشی بر رشد کسب و کارهای خانوادگی تأثیر مثبت دارد.
6-1 متغیرهای تحقیق
در یک تحقیق علمی ‏برای پاسخ دادن به سؤالهای تحقیق و یا آزمون فرضیهها، تشخیص متغیرها امری ضروری است (سرمد، بازرگان و حجازی، 1387). در تحقیق حاضر دو نوع متغیر در نظر گرفته شده است:
1-6-1 متغیر برونزا (مستقل)
متغیری که بر روی متغیر دیگر تأثیر دارد، اما خودش تحت تأثیر قرار نمیگیرد (سرمد و دیگران، 1387). براساس این تعریف، گرایش ارزشی و گرایش استراتژیک متغیرهای برونزا هستند.
2-6-1 متغیر درونزا (وابسته)
متغیری که از متغیرهای دیگر تأثیر میپذیرد (سرمد و دیگران، 1387). بنابراین، رسمی سازی و رشد کسب و کار، متغیر درونزا در نظر گرفته می‏شوند.
7-1 روششناسی تحقیق
تحقیق حاضر از نظر نوع هدف، کاربردی بوده و از لحاظ شیوه جمع آوری داده‏ها توصیفی، از نوع پیمایشی می‏باشد. تحقیق توصیفی شامل جمع آوری اطلاعات برای آزمون فرضیه یا پاسخ به سؤالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مطالعه می‏شود. یک مطالعه توصیفی چگونگی وضع موجود را تعیین و گزارش می‏کند. یک نمونه متعارف تحقیق توصیفی شامل ارزیابی نگرش‏ها یا عقاید نسبت به افراد، سازمان‏ها، رویدادها یا رویه‏ها می‏گردد و به شرایط یا روابط موجود، عقاید متداول، آثار مشهود یا روندهای در حال گسترش توجه دارد (خاکی، 1378).
در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از نمونه ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. در ابتدا با استفاده از داده های جمع آوری شده از بخش اول پرسشنامه به کمک آمار توصیفی، اطلاعات جمعیت شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در بخش آمار استنباطی، داده‏های این تحقیق با مقیاس لیکرت جمع آوری شده و برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای تعیین رابطه متغیرها و آزمون فرضیات، از نرم افزارهای SPSS و SMARTPLS2 و برای ارزیابی مدل مفهومی از مدل معادلات ساختاری بهره گرفته شده است.
8-1 قلمرو تحقیق
1-8-1 قلمرو موضوعی تحقیق
قلمرو موضوعی تحقیق حاضر با عنوان “تأثیر گرایشات ارزشی و استراتژیک بر رشد کسب و کار‌های خانوادگی در صنعت پوشاک ورزشی” حوزه بازاریابی استراتژیک، کارآفرینی و کسب و کار‌ خانوادگی می‏باشد.
2-8-1 قلمرو مکانی تحقیق
این تحقیق در سطح شهر تهران انجام شده است و جامعه آماری مورد بررسی، کسب و کار‌های خانوادگی موجود در صنعت پوشاک ورزشی در سطح تهران هستند.
3-8-1 قلمرو زمانی تحقیق
جمع آوری داده‏های این تحقیق از اوایل آذر ماه، سال 1392 تا تابستان سال 1393 انجام شده و کل تحقیق تا زمستان سال 1393 به طول انجامیده است.
9-1 روش نمونه گیری و تخمین حجم جامعه
در این پژوهش از روش نمونه برداری تصادفی از جامعه آماری نمونه برداری می شود و برای تعیین حجم نمونه از جامعه آماری به جدول استاندارد مفروض که توسط (مورگان34،1970) تنظیم و ارائه شده است ارجاع داده شده که حداقل حجم نمونه مناسب برای این تحقیق برابر با 80 نمونه می باشد (سکاران،1381).
10-1 ابزار گردآوری اطلاعات
ابزارهای گوناگونی برای به دست آوردن داده‏ها وجود دارد. هر یک از ابزارها معایب و مزایایی دارند که هنگام استفاده از آنها باید مورد توجه قرار گیرند تا اعتبار پژوهش دچار خدشه نشود و از طرفی نقاط قوت ابزار، تقویت گردد. در این تحقیق، برای گردآوری داده‏ها و اطلاعات میدانی از ابزار پرسشنامه استفاده شده و همچنین جهت تدوین مبانی نظری و ادبیات تحقیق، اطلاعات کتابخانه ای، اینترنت و سایر منابع فارسی و لاتین مورد استفاده قرار گرفته است.
11-1 شرح واژهها و اصطلاحات تحقیق
کسب و کار خانوادگی:
در تمامی تعاریفی که برای کسب و کار خانوادگی بیان شده است، به نوعی خانواده در کنار کسب و کار قرار گرفته است و نقش یا وظایفی که اعضای خانواده در کسب و کار ایفا می کنند، ارائه شده است.
از نظر رزنبلت و اندرسون (1985) هر نوع کسب و کاری که بخش عمده مالکیت یا کنترل آن در اختیار یک خانواده باشد و خانواده به طور کامل و یا پاره وقت، مستقیما در آن درگیر باشد خانوادگی خوانده می شود.
ادوارد هس35(2006) کسب و کارهای خانوادگی را از اهمیت خاصی برخوردار می داند و دلیل آن را دو سنگ بنا “کسب و کار” و “خانواده” می داند که سبب ایجاد هم افزایی در این نوع کسب و کارها شده است، و علاوه بر ایجاد درآمد برای اعضای خانواده، باعث بهبود روابط میان اعضا و کاهش مسائل و مشکلات اجتماعی برای خانواده ها خواهد شد (شاه بابایی 1390).
گرایش ارزشی:
دیسلبرگ و سورنسون (2009) معتقدند که کسب و کار های خانوادگی میتوانند توسط گرایش ارزشیشان سازماندهی شوند و این نکته اهمیت دارد که گرایش ارزشی چه امتیازی را برای اهداف سیستم کسب و کار و اهداف سیستم خانواده در نظر می گیرد. در واقع گرایشهای ارزشی یک نوع شناسی است که تفاوت یک نوع از سیستم کسب و کار خانوادگی، نسبت به دیگری را مشخص می کند
گرایش استراتژیک:
ژو36 و همکاران (2005) معتقدند که توانمندی های سازمانی هر مجموعه ای از گرایشات استراتژیک آن مجموعه قابل شناسایی است. آنها گرایشات استراتژیک را به عنوان فلسفه شرکت جهت چگونگی هدایت کسب و کار از طریق تعدادی ارزش ها و باورهای عمیق که تلاش های شرکت را جهت دستیابی به کارایی برتر سوق می دهد، تعریف میکنند.
رشد کسب و کار:
رشد کسب و کار به معنی افزایش در میزان فروش سال جاری کسب و کار نسبت به سال مالی سال گذشته می باشد (این معیار در تحقیقات محققینی همچون رادرفورد37، بالر38 و مک مولان39(2003) و شواددز40 و همکاران (2001) مورد استفاده قرار گرفته است. معیار افزایش تعداد کارمندان کسب و کار (اتلیو رابنستن،1987) به عنوان معیار رشد مطرح می باشد (شاه بابایی، 1390).
گرایش ارتباط با مشتری:
گرایش ارتباط با مشتری به بازارگرایی بسیار وابسته می باشد. ارتباط با مشتری به عنوان یکی از دارایی های مهم کسب و کار تلقی می شود (جایاچاندران41 و دیگران،2005)، و در قلب استراتژی کسب و کار قرار دارند (سین42 و دیگران،2005). کسب و کاری که به ارتباط با مشتری گرایش دارد دارای ویژگی های زیر است:1) همه ی کارکنان بر این باورند که حفظ مشتری ضروری است 2) اطلاعات مشتری آزادانه به اشتراک گذاشته می شود) مشتریان بر اساس این که چطور انتظار می رود در بلند مدت ایجاد ارزش کنند تقسیم می شوند (دی43،2003)، در نتیجه این نوع کسب و کار ارتباطات مؤثر و سودآوری میان کارمندان و مشتریان ایجاد کرده، توسعه میدهد و حفظ می کند (کاماررو44،2007).
گرایش به نوآوری:
دراکر45(1954) از اولین کسانی بود که اهمیت نواوری را نشان داد و بر غفلت از آن در تحقیقات سازمانی تاکید کرد. بر اساس بسیاری از محققان شرکت باید برای بقا در محیط پر تلاطم نوآورانه عمل کند (جانسون46 و دیگران، 1997) این موضوع با افکار هورلی و هالت47 (1998) همراستا است، که شرکت هایی که از ظرفیت بالاتری برای نوآوری برخوردارند در واکنش به محیط و ایجاد توانایی هایی که منجر به مزیت رقابتی و عملکرد ممتاز می شود موفق تر خواهند بود.
گرایش به بازار:
کوهلی و جاوورسکی (1990) ادعا می کنند که دیدگاه بازارگرایی شامل:
1_ تولید هوشمندی بازار
2- انتشار تسهیم و به اشتراک گذاری این درک در میان بخش ها
3 و پاسخگویی به نیاز مشتریان می باشد.
گرایش به بازار در زنجیره ای که شرکت ها اطلاعاتی که از مشتری، کانالهای توزیع و رقبا جمع آوری می شود را به دست می آورند، به اشتراک می گذارند و به آ‌ن‌ها پاسخ می دهند وجود دارد (لاکانن و دیگران،2011؛ جاهورسکی و کوهلی48 1993؛ کوهلی و جاهورسکی،1990؛ کوهلی و دیگران،1993)
گرایش به برند:
گرایش به برند بر اساس بازارگرایی ایجاد می شود (رید49 و دیگران،2005؛ آرده50،1999). ذهنیت نسبت به برند به عنوان جزعی از استراتژی بازاریابی شرکت گرایش به برند نامیده می شود (آرده،1999؛ وانگ و مریلیس51،2008)، در نتیجه نمایی ظاهری از گرایش به بازار است (آرده، 1999). در واقع شرکت هایی که گرایش به برند دارند ممکن است حتی فرصت هایی که در تضاد با اهداف بلند مدت برند شرکت می باشد را رد کنند.
گرایش به کارآفرینی:
گرایش کارآفرینانه یک برداشت کارآفرینانه از سبک ها، رویه ها و فعالیت های تصمیم گیری را شرح می دهد (ویکلاند و شفرد52، 2005). کسب و کارهای با گرایش کارآفرینانه به صورت خود مختار، سلطه جو در برابر رقابت، پیش فعال، نوآور و متمایل به مخاطره پذیری تعریف می شوند (لامپکین و دس53،1996). در مجموع اینگونه کسب و کارها خوب میدانند چطور بازاریابی کنند و به درک نیاز مشتری، برنامه ریزی بلندمدت و عملکرد بلند مدت توجه خاص دارند (اسمارت و کاننت54، 1994).
گرایش به یادگیری:
گرایش به یادگیری تمایل شرکت به ایجاد و استفاده از انواع دانش را تحت تاثیر قرار میدهد. شرکت هایی که گرایش بیشتری به یادگیری دارند اشتیاق بیشتری دارند که پیش فرض های قدیمی و فلسفه عملیات قدیمی را مورد سوال قرار دهند (سنج55، 1990؛ اسلاتر و نارور56،1995) و کارکنان را تشویق می کنند و یا حتی ملزوم می کنند به این که مرتبا نورم های سازمان که هدایت کننده ی فعالیت های سازمانی و فعالیت های فرایند اطلاعات بازار می باشد را مورد سوال قرار دهند (دی، 1991؛ سینکولا57،1994: سینکولا و دیگران،1997).
رسمی سازی:
لوسیر و سانفیلد58(2004) رسمی سازی را همانند با در کنار هم کار کردن اعضای خانواده و تشکیل انجمن ها و برگزاری جلسات خانوادگی در نظر گرفته اند و بر این باور بودند که سطح بالاتری از رسمی گرایی نتایج بهتری را برای کسب و کار پیش بینی می کند. (پترسون و دیستلبرگ،2001؛ باسکو و پرس رودریگز59،2009؛ دایر و دایر60،2009؛ وارد61،1997)

فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

مقدمه
این فصل از 3 بخش تشکیل شده است که بخش اول مبانی نظری تحقیق می‏باشد که در آن ابعاد اصلی چارچوب نظری یعنی عناصر گرایشات ارزشی و استراتژیک، رسمی سازی و رشد کسب و کار تشریح شده است. بخش دوم به مرور پیشینه تحقیق که دربرگیرنده تعدادی از تحقیقات صورت گرفته در ایران و جهان است و نیز مدل مفهومی پژوهش می‏پردازد و بخش سوم یا پیوست بخش دوم، به صنعت پوشاک و معرفی کسب و کارهای خانوادگی حوزه پوشاک ورزشی در ایران و جهان اختصاص یافته است.
1-2 مبانی نظری تحقیق
در این بخش ابتدا به مرور بر تعاریف کسب و کارهای خانوادگی خواهیم پرداخت سپس به تعاریف و ابعاد رشد کسب و کار و به طور خاص کسب و کارهای خانوادگی می پردازیم در ادامه عناصر گرایش ارزشی و ابعاد گرایش استراتژیک را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
1-1-2 کسب و کار
نویسندگان مختلف تعاریف متفاوتی از کسب و کار دارند. در واژه نامه ی آکسفورد، کسب و کار به معنی خرید و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه ی لانگ من کسب و کار به فعالیت پول در آوردن و تجارتی که از پول حاصل شود، گفته می شود.

به زبان ساده کسب و کار عبارت است از حالتی از مشغولیت و به طور عام، شامل فعالیت هایی است که تولید و خرید کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود در بر می گیرد. پترسن و بلومن62 بر این باورند که هر تبادلی که در آن خرید و فروش صورت می گیرد، کسب و کار نیست بکه کسب و کار هر نوع تبادل تکراری و تجدید شونده ی خرید و فروش است.
پروفسور اون، کسب و کار را یک نوع کاسبی می داند که طی آن کالاها یا خدمات برای فروش در بازار تولید و توزیع می شوند (شاه بابایی،1390؛ به نقل از دان من و بارت63، 2004) بنابرین با توجه به تعاریف یادشده می توان دریافت که کسب و کار با خرید و فروش کالاها، تولید کالاها یا عرضه خدمات به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد. با توجه به تعاریف یاد شده، ویژگی های کسب و کار عبارتند از:
فروش یا انتقال کالاها و خدمات برای کسب ارزش
معامله کالاها و خدمات
تکرار معاملات
انگیزه سود (مهمترین و قدرتمندترین محرک اداره امور کسب و کار)
فعالیت توأم با ریسک کسب و کار همیشه بر آینده متمرکز است و عدم اطمینان، ویژگی آینده است. از این رو همواره کسب و کار توأم با ریسک است (دان من و بارت، 2004).
2-1-2 کسب و کار خانوادگی
خانواده و کسب و کار به عنوان دو زیر سیستم از یک ابر سیستم به نام جامعه و اجتماع هستند که در اثر ارتباطات و تأثیرات متقابلی که بر روی یکدیگر می گذارند تشکیل یک نظام کلی تر به نام کسب و کار خانوادگی را می دهند. اگر پویایی و تحرکات خانواده و کسب و کار به طور واضح و آشکار با یکدیگر تعامل و ارتباط داشته باشند میان این دو نوعی تلفیق و ترکیب به وجود می آید که از دید محققان باعث پیدایش یک نظام نوین و منحصر به فرد به نام کسب و کار خانوادگی می شود (دانمن و بارت، 2004) چشم انداز اقتصادی اکثر کشورها تحت سلطه ی شرکت های تجاری خانوادگی باقی می ماند، بنابرین تعجبی ندارد که جوامع دانشگاهی و علمی آغاز به شناسایی و تشخیص اهمیت مطالعات در زمینه شرکت های خانوادگی کرده اند. کسب و کار های خانوادگی به عنوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد ثروت و استخدام نیروی کار در تمام کشورهای جهان و نقش عمده ای در رشد و توسعه اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان دارا هستند. به طوری که سهم شرکت های خانوادگی از کل شرکت های موجود در اروپا حدود 60 تا 93 درصد در ایالات متحده حدود 95 درصد و در آمریکای مرکزی و جنوبی حدود 65 درصد می باشد. علاوه بر آن معادل 40 تا 60 درصد از تولید ناخالص ملی کشور آمریکا متعلق به این گونه کسب و کارها می باشد (استراچان و همکاران64، 2003).
طبق تعریف جامعی که هندلر از کسب و کار خانوادگی ارائه داده است، کسب و کار خانوادگی به مثابه سازمانی است که اصلی ترین تصمیمات قرارداد که این اعضا در مالکیت و یا مدیریت آن سازمان نقش اصلی را بر عهده دارند (آدندورف65، 2008).
در تعریف یک کسب و کار خانوادگی سه عامل مهم خانواده، مالکیت و مدیریت مطرح می باشند. آنچه که از یافته های تحقیقات بر می آید این است که همگرایی عامل خانواده و تنها یکی از دو عامل مالکیت و مدیریت (خانواده و مالکیت یک کسب وکار، یا خانواده و مدیریت یک کسب و کار) می تواند به تعریف یک کسب و کار خانوادگی بسنده کند. (دان من و بارت، 2004).
خانواده و کسب و کار دو سامانه اجتماعی پیچیده هستند که وقتی با هم ترکیب می شوند، کسب و کارهای خانوادگی متمایزی را نسبت به سازمانهای دیگر می سازند و درجه های متفاوتی از همپوشانی دارند، سامانه کسب و کار نفوذ می کند و این تعامل منجر به طبیعت حرفه ای منفی و محدود کننده کسب و کار در خانواده می گردد. (استافورد و همکاران66، 1999) اسوارتز در کنار هم قرار دادن دو سامانه خانواده و کسب و کار یک چاچوب دو بعدی از کسب و کار خانوادگی را ارائه داده است. (استراچن و همکاران، 2003).
هابرسون و ویلیامز67(2005) یک سیستم اجتماعی کسب و کار خانوادگی را تشکیل و مرکب از سه خرده سیستم واحد کنترل خانوادگی، نهاد کسب و کار و افراد عضو خانواده می دانند که این سه خرده سیستم به صورت فرایندهای مدور بازخوردی عمل می نمایند و بر یکدیگر تأثیر می گذارند. گرسیک و همکارانش با کنار هم قرار دادن ابعاد مالکیت، خانواده و کسب و کار یک چارچوب سه بعدی از کسب و کار خانوادگی را ارائه نموده اند. طبق چارچوب سه بعدی کسب و کار خانوادگی افراد ممکن است با توجه به رابطه و نسبتی که با کسب و کار خانوادگی دارند در هر کدام از زیر بخش های هفت گانه چارچوب قرار گیرند. افراد ممکن است که تنها یک مالک باشند، یک مدیر باشند، یکی از اعضای خانواده باشند یا ترکیب های متفاوتی از این سه بعد.
3-1-2 مقیاس کسب و کار خانوادگی
یکی از تحقیقاتی که به نوعی برای کسب و کار خانوادگی یک پیوستار قائل است، F-PEC68 می باشد. کین، استرچن و سمیرنیوس69(2009)، پیشنهاد نمودند که کسب و کارهای خانوادگی می توان از طریق اندازه گیری سه بعد: قدرت، تجربه و فرهنگ (F-PEC) تعریف نمود. وسعت و چگونگی درگیری خانواده در شرکت و تأثیر آن بر شرکت یک موضوع قابل توجه است. حداقل سه بعد برای خانواده وجود دارد: قدرت، تجربه و فرهنگ. قدرت به نفوذ اعمال شده از طریق تأمین مالی کسب و کار (مثل سهامی که در دست خانواده است) و از طریق رهبری و با کنترل کسب و کار از طریق مدیریت و یا مشارکت نظارتی خانواده ارجاع دارد. تجربه: به مجموع تجارب عهده داری مدیریت و مالکیت ارجاع دارد. فرهنگ ارجاع دارد به ارزش ها و تعهد و پرسشنامه تعهد کسب و کار خانوادگی را بکار می گیرد (کارلاک و وارد70، 2001)یدآ
در تعریف دیگری کسب و کار خانوادگی کسب و کاری است که به قصد شکل دادن و دنبال کردن چشم انداز کسب و کار اداره یا مدیریت می شود که این چشم انداز توسط یک ائتلاف غالب که تحت کنترل اعضای یک خانواده می باشد، تعیین می گردد. به طوری که به صورت بالقوه بین نسل های یک خانواده پایدار می ماند (کریسمن و همکاران71،2003)
بر اساس تعریف سیستماتیک از خانواده، همه افرادی که با هم نسبت خونی دارند یا از طریق ازدواج یا به فرزند‌خواندگی گرفتن نسبت خانوادگی پیدا کردند معمولا خانواده در نظر گرفته می‌شوند اما افرادی که نسبت خونی با هم ندارند و از طریق ازدواج یا فرزندخواندگی نسبت خانوادگی پیدا نکرده اند اما اهداف و منابع را به اشتراک می گذارند و به هم متعهد هستند ممکن است خانواده در نظر گرفته شوند. با گذشت زمان این فرد ممکن است به گونه ای که عضوی از خانواده است در نظر گرفته شود؛ مثلا فرد از منابع و املاک خانواده سهم عادلانه دریافت می کند در صورتی که به صورت بیولوژیک یا قانونی عضوی از خانواده نباشد؛ البته تصمیم در مورد این موضوع یک تصمیم خانوادگی می باشد (دیستلبرگ و سورنسون، 2009).
4-1-2 تفاوت کسب و کار خانوادگی و غیر خانوادگی
تفاوت میان کسب و کارهای خانوادگی از هسته اصلی کسب و کار شروع می شود. مدیران اجرایی کسب و کارهای خانوادگی بیشتر اهداف خانواده را با اهداف و مقاصد کسب و کار درگیر نموده اند. به عبارت دیگر الویت بندی اهداف توسط مالکان کسب و کارهای کسب و کارهای خانوادگی با مالکان کسب و کارهای غیر خانوادگی تفاوت دارد (چائو و همکاران،2003).
از نظر شخصی کمتر تحت تأثیر شکست های کسب و کاری قرار می گیرند، پویایی های دوره ای و مقامی بیشتری دارند، بیشتر به وسیله پاداش های شخصی- سنتی تحریک می گردند و امنیت شغلی کمتری دارند (ونتر،2002، به نقل از آدندورف،2004).
در کسب و کارهای خانوادگی تعارض های میان افراد خانواده اغلب تا مدت زمانی طولانی باقی می ماند و مسائل شخصی خانواده با مسائل کسب و کار آمیخته می شود. افراد خانواده اغلب هویت و شخصیت خود را به همراه کسب و کارشان در تمامی زندگی نمایش می دهند، شکست کسب و کار برای افراد خانواده با محدودیت های شغلی و شخصیتی مهمی همراه است در حالی که این امر در میان مدیران دیگر کسب و کارها (غیر خانوادگی) در دنیا کمتر رایج است. همچنین رهبران کسب و کارهای خانوادگی نسبت به خود و خانواده شان کاملا حسابگر و جوابگو هستند در حالی که رهبران کسب و کارهای غیر خانوادگی تنها نسبت به سهامداران کسب و کار جوابگو و حسابگر هستند و فرایند توالی و جانشینی کسب و کار نیز در کسب و کارهای خانوادگی بسیار مشکل آفرین و تشنج زا می باشد (شاه بابایی،1390؛ به نقل از کاتر،2006).
کسب و کارهای خانوادگی اغلب فرایندهای تصمیم گیری متمرکزتر و سیستم های کنترلی غیر رسمی تری نسبت به کسب و کار های غیر خانوادگی دارند. (شاه بابایی،1390؛ به نقل از کاتر،2006).
کسب و کارهای خانوادگی دانش و بصیرت منحصر به فردی را توسعه و گسترش می دهند که به مرور و از طریق مراقبت و مشارکت در کسب و کار به دست آورده اند (بیجاگرن و ساند،2003). کسب و کارهای خانوادگی بیشتر از استراتژی های محافظه کارانه به همراه رشد کمتر و تمایل کمتر برای ورود به بازارهای جهانی استفاده می کنند (چائو و همکاران72،2003). کسب و کارهای خانوادگی در مقایسه با کسب و کارهای غیر خانوادگی از نظر تعداد کارمندان و حجم فروش شرکت، کوچکتر هستند (شاه بابایی،1390؛ به نقل از کرامی و همکاران،2005).
5-1-2 وضعیت کسب و کارها و شرکت های خانوادگی در برخی کشورهای جهان
مطابق انتشار آکادمی بین المللی تحقیقات شرکت های خانوادگی (IFERA) در دسامبر 2003 سهم شرکت های خانوادگی از کل شرکت های موجود در اروپا حدود 60-93 درصد در ایالت متحده حدود 95 درصد و در آمریکای مرکزی و جنوبی حدود 65 درصد می باشد. همچنین نزدیک به 25 درصد از 500 شرکت بزرگ آمریکایی از نوع شرکت های خانوادگی می باشند. شرکت های بزرگی نیز در سطح دنیا مانند شرکت های Danone,Michelin,Pengeot,Henkel,BMW,Johnson & Johnson,Kelloggs,IKEA,TetraPak از نوع شرکت های خانوادگی هستند. در جدول (1-2) اطلاعات مربوطه به درصد شرکت های خانوادگی از کل شرکت های موجود در برخی از کشورهای جهان آمده است.
جدول 1-2: درصد شرکت های خانوادگی از کل شرکت های موجود در برخی کشورهای جهان منبع IFERA,2003
کشور
درصد از کل کسب و کارها
کشور
درصد از کل کسب و کارها
ایالات متحده آمریکا
95
هلند
74
ایتالیا
93
پرتغال
70
فنلاند
80
بلژیک
70
یونان
80
انگلستان
70
قبرس
80
آلمان
60
سوئد
79
فرانسه
>60
اسپانیا
75
استرالیا
75

دیده بان جهانی کارآفرینی (GEM) پس از بررسی و مطالعه انواع و اقسام کسب و کارهای خانوادگی در سرتاسر جهان آنها را از لحاظ نوع کار و ماهیت وظیفه به 10 دسته اصلی طبقه بندی نموده است که در جدول 2-2 این طبقه بندی ها و درصد هرکدام از کل کسب و کارهای خانوادگی مشاهده می شود.
با توجه به اینکه 73FBS شامل یک سیستم کسب و کار است، ما نیاز به یک تعریف برای سیستم کسب و کار در سطح گروهی داریم. بر اساس اصولی که برای تعریف خانواده در نظر گرفتیم، تعریف کسب و کار می تواند اینچنین باشد: افرادی که به استخدام کسب و کار درآمده اند یا کسانی که با اهداف و ارزش های کل سیستم مشترک هستند و تعهد دارند.
وابستگی متقابل و تعامل این افراد در محیط کسب و کارشان یک سیستم کسب و کار را شکل می دهد. این تعریف همچنین نظر باس (1987) را دربردارد که ابهام وجود دارد در مورد کسی که به عنوان عضوی از سیستم کسب و کار در نظر گرفته می شود. ممکن است مشاوران خارجی، اعضای هیئت مدیره و یا افرادی که مرخصی گرفته اند اعضای سیستم کسب و کار در نظر گرفته شوند در صورتی که کسب و کار و فرد توافق داشته باشند که فرد عضو گروه است (دیستلبرگ و سورنسون،2009).
جدول 2-2: طبقه بندی انواع و اقسام کسب و کارها و درصد هرکدام از آنها از کل کسب و کارهای خانوادگی منبع: GEM
کشاورزی، جنگلداری، ماهیگیری
4%
استخراج معدن
5%
صنایع تولیدی
14%
حمل و نقل، ارتباط و خدمات شهری
6%
عمده فروشی، فروش وسایل نقلیه موتوری، تعمیرات
6%
خرده فروشی، هتلداری، رستوران
39%
خدمات مصرف کنندگان
6%
مالی، بیمه، املاک، و مستقلات
5%
خدمات تجاری
10%
بهداشت، اموزش، خدمات عمومی
5%

6-1-2 رشد کسب و کار
در پژوهش‏ها و مطالعات انجام شده بر روی رشد کسب و کار و عوامل مؤثر بر آن، محققان هر یک مجموعه عوامل مختلفی را در نظر گرفته و آن را بسط و توسعه داده‏اند. در زیر، اشاره ای به عمومی‏ترین این عناصر که در بیشتر تحقیقات از آنها یاد شده، می‏پردازیم.
کارلند 74(1984) ایجاد یک کسب و کار را با اهداف اصلی سود و رشد به همراه مدیریت استراتژیک را لازمه یک کارآفرین اعلام کرد. از نظر کاتز75 (1995) کارآفرینان رشد کسانی هستند که موفقیت خود را با اندازه و رشد کسب و کارشان می‌سنجند و می خواهند خود رئیس خود باشند. اگر کارآفرینی را در اینجا همان راه اندازی کسب و کار بدانیم برای یک کارافرین، رشد، تشخیص فرصت های درست، درک چگونگی بهره برداری از آنها و کسب مزیت رقابتی با توجه به آن فرصت ها می باشد (طالبی،1387)
تامبونن بر این عقیده است که رشد یک سازمان چیزی بیشتر از بزرگ شدن اندازه آن سازمان است. رشد یک فرایند پویا می باشد که شامل تغییر و توسعه در سازمان و تغییر در شیوه تعامل سازمان با محیط است. رشد هر کسب و کار از مناظر مختلف قابل بیان کردن می باشد. رشد را می توان به عنوان افزایش کمی و کیفی متغییر هایی چون اشتغال، تعداد و ارزش ها سهام نهایی، ترکیب و آرایش نهایی ساختار شرکت، جهت گیری ها و موقعیت بازار تعریف کرد (تامبونن76،2008). همچنین رشد کسب و کار به معنی افزایش در میزان فروش سال جاری کسب و کار نسبت به سال مالی سال گذشته می باشد. این معیار یکساله در تحقیقات محققینی همچون رادرفورد، بالر و مک مولان77(2003) و شوادز و همکاران78 (2001) مورد استفاده قرار گرفته است. معیار های افزایش تعداد کارمندان کسب و کار (شاه بابایی،1390؛ به نقل از الیت و رابنستین79،1987). بهبود کیفیت محصول افزایش تنوع محصول، نوآوری در محصول، توانمند سازی سازمانی به عنوان معیارهای رشد مطرح هستند (رادرفورد80،2006). از کلیه پژوهش های انجام شده می توان رشد و توسعه کسب و کارها را در فاکتور ذیل بیان کرد:
افزایش در فروش (بالارفتن فروش)، افزایش تعداد شعبات داخل کشور، افزایش تعداد پرسنل، دوام و انتقال کسب و کار به نسل بعدی، بین الملی شدن کسب و کار (صادرات)، بکارگیری فناوری جدید، افزایش رضایتمندی مشتریان
1-6-1-2 ابعاد رشد کسب و کار
یک کسب و کار را می توان سازمانی در نظر گرفت که به صورت یک کل منسجم رشد می کند و این رشد از ابعاد مختلف قابل بررسی می باشد. هنری مینتزبرگ81 در کتابش با نام “سازماندهی سازمان ها” چهار دیدگاه را برای رشد و توسعه یک کسب و کار مطرح کرده است: رشد مالی، رشد استراتژیک، رشد ساختاری و رشد سازمانی
رشد مالی:
در این دیدگاه رشد کسب و کار از بعد گردش مالی هزینه ها و سرمایه گذاری های مناسب برای حصول سود در نظر گرفته می شود. در این دیدگاه توسعه یک کسب و کار، افزایش چیزی است که مشتریان بسیاری تمایل به خرید آن را داشته باشند. در حقیقت رشد مالی معیار عملکرد کسب و کار در ارضای نیازهای بازار است و به عبارتی ارزش افزوده ای که یک کسب و کار برای ذی نفعان خلق می کند.
رشد استراتژیک:
این دیدگاه رشد یک کسب و کار را در شیوه تعامل کسب و کار با محیط اطراف که به صورت استراتژیک انجام می شود، معرفی می کند. این تعاملات در محیط فرصت هایی را برای خلق مزیت رقابتی ایجاد می کند. رشد این تعاملات استراتژیک، کسب و کار را برای براورد نیاز مشتری مهیا می کند.
رشد ساختاری:
در این دیدگاه رشد در شیوه کنترل و سازماندهی کسب و کار در نظر گرفته می شود. تغییراتی که شرکت در شیوه سیستم های داخلی، مسئولیت ها و نقش های مدیریتی ارتباطات و روابط داخلی خود اعمال می کند می تواند یکی از ابعاد رشد کسب و کار باشد.
رشد سازمانی:
این دیدگاه از رشد به تغییر فرایند های سازمانی، فرهنگ و نگرش هایی مرتبط است که رشد سازمان را تسهیل می کند. می توان سبک رهبری را در این رشد مؤثر دانست.

شکل 1-2: ابعاد رشد در یک سازمان (منبع: هنری مینتزبرگ)

نظریه پردازان کسب و کارهای خانوادگی بر این باورند مفهوم موفقیت و رضایت فردی تحت تأثیر نظام باورها و ارزیابی افراد از دسترسی و بکارگیری منابع مورد نیاز برای رسیدن به اهداف کسب و کار است (بابولز و سانتگ82، 1993).
به عبارت دیگر در پس معیارهای محسوس و نا محسوس موفقیت یک نظام باور وجود دارد که به کمک معیارهای عینی مثل بازگشت سرمایه،، رشد فروش، سود، تعداد کارکنان و نرخ بقا مفهوم موفقیت کسب و کار را می سازند (هاینرس و کیسلر83، 2006؛ اولسون و همکاران84، 2003).
7-1-2 گرایشات ارزشی
ارزش ها می توانند نیروی محرکه ای برای دستیابی به اهداف مورد نظر باشند، به همان صورتی که تأمین منابع و بکارگیری از آن ها در جهت رسیدن به اهداف لازم می باشد (پترسون و دیستلبرگ، 2011). از منظر نظریه بوم شناسی انسانی می توان یک کسب و کار خانوادگی را از طریق ارزش هایش و به طور خاص گرایش ارزشی اش مور

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره توزیع فراوانی، نوع مالکیت، وضعیت تأهل Next Entries دانلود پایان نامه درباره گرایش استراتژیک، بازارگرایی، بوم شناسی