دانلود پایان نامه درباره تقسیم سود، سیاست تقسیم سود، سیاست تقسیم، سود سهام

دانلود پایان نامه ارشد

هزینه نمایندگی9 ؛
2ـ فرضیه جریان نقدي آزاد10؛
3ـ فرضیه پیام‌دهی11.

2ـ 2ـ 1ـ 1ـ 3ـ 1ـ فرضیه هزینه نمایندگی
این مدل‌ها اطلاع رسانی شرکت و مدیریت آن در کاهش تضاد منافع ناشی از مساله نمایندگی و متقاعد کردن بازار به عدم سوء استفاده مدیران از موقعیت‌شان را مؤثر می‌دانند. توزیع سود نقدي می‌تواند براي کاهش تضاد منافع بین مدیران و سهامداران به عنوان ابزاري براي جلوگیري از مصرف درآمدهاي شرکت در پروژه‌هاي ناکارآمد استفاده شود. زیرا پرداخت سود، منابع مالی تحت کنترل مدیران را کاهش می‌دهد و کاهش قدرت مدیران را به دنبال خواهد داشت. زمانی که واحد تجاري درپی جذب سرمایه جدید است، بازار شرکت را بر اساس. پرداخت‌هاي سود سهام ارزیابی می‌نمایند. ( گنزالز، 2007 )

2ـ 2ـ 1ـ 1ـ 3ـ 2ـ فرضیه جریان نقدي آزاد
جریان نقدي آزاد، جریان نقدي عملیاتی مازاد بر وجوه نقد مورد نیاز براي پروژه‌هایی است که داراي خالص ارزش فعلی مثبت باشند. هرچه جریان نقدي آزاد شرکت بیشتر باشد، شدت تضاد دیدگاه میان مدیران و سهامداران در مورد سیاست‌هاي پرداخت سود بیشتر می‌شود؛ زیرا پرداخت سود سهام جریان نقدي آزاد در دسترس مدیران براي سرمایه‌گذاري و اداره کردن منابع را کاهش می‌دهد. بر اساس فرضیه جریان نقدي آزاد بین تغییر در سیاست تقسیم سود و واکنش قیمت سهام رابطه مثبتی وجود دارد.( لمبرت و همكاران، 2012 )

2ـ 2ـ 1ـ 1ـ 3ـ 3ـ فرضیه پیام‌دهی
کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران و مالکان از طریق تغییرات غیرمنتظره در سیاست تقسیم سود زیر بناي مدل‌هاي پیام‌دهی سود نقدي است. طرفداران تئوري پیام‌دهی معتقدند که سیاست تقسیم سود شرکت به عنوان یک ابزار پیام‌دهی از وضعیت شرکت به علت داشتن هزینه‌اي پایین‌تر از سایر روش‌ها، مورد استفاده قرار می‌گیرد. تحقیقات در مورد پیام‌دهی سود سهام به دو نوع عمده تقسیم می‌شود:

2ـ 2ـ 1ـ 1ـ 3ـ 3ـ 1ـ تحقیقات مبتنی بر رابطه سود نقدي ـ قیمت12
این نوع آزمون خیلی بحث انگیز نبوده است. نتایج حاصل از آزمون رابطه قیمت و سود نقدي، بیانگر وجود رابطه مثبت میان آنهاست؛ یعنی با افزایش / کاهش سود سهام، قیمت سهام افزایش/ کاهش می‌یابد.
پرداخت‌هاي سود سهام روي رفتار قیمت سهامدار کوتاه مدت به دو شیوه اثر می‌گذارد:
اول شرکت‌هایی که براي اولین بار سود نقدي پرداخت می‌کنند، یا شرکت‌هایی که سود نقدي را افزایش می‌دهند، یک خبر خوب را به بازار منتقل کرده، باعث ایجاد یک بازده اضافی مثبت پیرامون تاریخ اعلان سود می شوند. این بازده اضافی به علت افزایش منظم در پرداخت‌هاي سود سهام است که بازار آن را تعهدي براي پرداخت سودهاي بیشتر در آینده تلقی می‌کند. شرکت‌ها اغلب تمایل به پرداخت سود به صورت یکنواخت13 دارند؛ یعنی اغلب سود نقدي را افزایش نمی‌دهند و از کاهش یا حذف آن بشدت اجتناب می‌کنند. همچنین، وقتی سود سهام پرداخت می‌شود، ارزش دفتري شرکت با این پرداخت کاهش می‌یابد و موجب ایجاد یک بازده اضافی منفی پیرامون وقوع این رویداد می‌شود. .( لمبرت و همكاران، 2012)

2ـ 2ـ 1ـ 1ـ 3ـ 3ـ 2ـ تحقیقات مبتنی بر رابطه سود نقدي ـ بازده14
با توزیع بخشی از سود، شرکت‌ها به منظور تامین مالی پروژه‌هاي سرمایه‌گذاري جدید باید هزینه‌هاي بالاتري براي انتشار سهام پرداخت نمایند. تئوري پیام‌دهی 15این جنبه از ابهام در سیاست تقسیم سود را تشریح می‌کند. چون مدیران داراي اطلاعات بیشتري در مورد سودآوري آتی شرکت نسبت به سرمایه‌گذاران بیرونی هستند، با افزایش سود تقسیمی می‌توانند پیام‌دهی بهتري از چشم‌انداز آتی واحد تجاري داشته، به طور عادي قیمت سهام بالاتري را در بازار تجربه کنند. علاوه براین، مدیران مالی ممکن است از سیاست تقسیم سود به سبب محتواي اطلاعاتی آن در تعیین کیفیت سود شرکت استفاده نمایند. بنابراین، چون سرمایه‌گذاران خارجی داراي اطلاعات کمتري درباره سودآوري آتی شرکت هستند، عملکرد سود تقسیمی را به عنوان یک پیام از جریان نقدي مورد انتظار آتی در نظر می‌گیرند، زیرا قیمت سهام در بازار به تصمیمات مرتبط با سود تقسیمی شرکت به سرعت واکنش نشان می‌دهد. ( لمبرت و همكاران، 2012)
2ـ 2ـ 1ـ 2ـ سیاست تقسیم سود
همچنان كه مي‌دانيم هدف بلند مدت شركت‌ها و مديران آن‌ها به حداكثر رسانيدن ثروت سهامداران است. پرداخت سود سهام به صاحبان سهام عادي از راه‌هايي است كه شركت مي‌تواند بدان وسيله بر ثروت سهامداران اثر بگذارد، اما بايد اين نكته را متذكر شد كه پرداخت تمام سود به سهامداران به معني به حداكثر رسانيدن ثروت سهامداران نخواهد بود.( جنسن و همكاران، 2010 )
به طور كلي تحقيقات انجام شده در زمينه تقسيم سود به سه ديدگاه فكري منجر شده است. عده‌اي به پيروي از عقايد پروفسور ليتزن برگر معتقدند كه كاهش سود پرداختي به سهامداران باعث افزايش ارزش سهام آن‌ها مي‌شود. عده‌اي ديگر مانند جان چايلد معتقدند كه تقسيم سود براي سهامداران و شركت‌ها از اهميت برخوردار است و تقسيم سود بيشتر، سهامداران را از زيان‌هاي احتمالي آتي برحذر مي‌دارد. گروه سوم كه در ميان آن‌ها از پروفسور ميلر نام برده مي‌شود، اعتقاد دارند كه سياست‌هاي سرمايه‌گذاري مجدد سود سهام در شركت باعث افزايش منفعت سهامداران مي‌شود كه در كل نتيجه بهتري از تقسيم سود به صورت نقدي دارد.
البته اتخاذ هر يك از سياست‌هاي تقسيم سود فوق يكي از قديمي‌ترين و سوال برانگيزترين موضوعات مطروحه در مديريت مالي بوده تا جايي كه به قول فيشر بلاك، از آن به عنوان «معماي سود» سهام ياد مي‌كنند. نكته مهم در خصوص سياست‌هاي تقسيم سود، تعيين حد مطلوب نسبت مناسب پرداخت سود است. برخي معتقدند كه شركت‌هاي قديمي‌تر و بالغ به علت امكانات محدودتر توسعه، معمولاً به تقسيم سود مي‌پردازند و شركت‌هاي جديد و كوچك‌تر كه فن‌آوري پيشرفته را به كار مي‌گيرند، به علت نياز آني براي سرمايه‌گذاري و توسعه به عدم تقسيم سود علاقه نشان مي‌دهند. با عنايت به موارد فوق الذكر مي‌توان گفت كه صدها سياست تقسيم سود مي‌تواند وجود داشته باشد اما اكثر آن‌ها در سه گروه يا روش اصلي زير طبقه‌بندي مي‌شوند.
در روش اول يعني پرداخت نسبت سود تقسيمي ثابت، درصد ثابتي از سود خالص در سال بين سهامداران تقسيم مي‌شود. اين نسبت معمولاً ثابت است، ولي از آنجاكه سود خالص شركت در هر سال ممكن است نوسان‌هاي زيادي داشته باشد، سود تقسيمي هم بر پايه همين نوسان‌ها است. به همين سبب ممكن است در يك سال سود زيادي بين سهامداران تقسيم شود و در سال ديگري هيچ سودي بين سهامداران تقسيم نشود. در روش دوم، هر سال مبلغ نسبتاً ثابتي به عنوان سود هر سهم بين سهامداران تقسيم مي‌شود. اين مبلغ مي‌تواند معادل درصدي از ارزش اسمي هر سهم باشد مزيت اين روش اين است كه، روند بلندمدت با ثباتي بر پرداخت سود سهام حاكم است و به دليل اطمينان در تقسيم سود در اين حالت افراد ريسك گريز تمايل بيشتري براي سرمايه‌گذاري در اين شركت‌ها دارند. اما عيب اين روش اين است كه با وجود فرصت‌هاي رشد و سودآور بازدهي بيشتري نصيب سهامداران نمي‌شود.
روش سوم خط مشي تقسيم سود، بين دو روش قبلي قرار دارد. به اين منوال كه هر سال مبلغي را به عنوان سود ثابت پرداخت مي‌كنند و با افزايش سود شركت در دوران رونق مبلغ اين سود را افزايش مي‌دهند. مزيت پرداخت مبلغ اضافي در اين است كه شركت مي‌تواند در دوران ركود و حسب ضرورت مبالغ اضافي را قطع كند بدون اينكه از ميزان سود تقسيمي هر سهم بكاهد. اما عيب اين سياست اين است كه توقع سهامداران را بالا مي‌برد كه اگر اين مبالغ اضافي پرداخت نشود احياناً قيمت بازار سهام كاهش مي‌يابد.
( غلامرضا کرمی، 1389، ص5 )
2ـ 2ـ 1ـ 2ـ 1ـ اهمیت افشای سیاست تقسیم سود
بورس اوراق بهادار یک بازار متشکل سرمایه می‌باشد و از آن جهت متمرکز نمودن سرمایه‌های پراکنده و قرار دادن این سرمایه‌ها در خدمت اهداف توسعه شرکت‌ها و تخصیص بهینه منابع از مهمترین ارکان توزیع سرمایه در اقتصاد کشورهای توسعه یافته است. به تبع اتخاذ سیاست‌های مناسب سازمان بورس و در بعضی موارد تقویت نقش ارشادی و نظارتی خود می‌تواند تاثیر بسیار مهمی در رسیدن به هدف مذکور داشته باشد. توسعه بازار سرمایه و تشکیل بیشتر سرمایه باعث افزایش محوریت سازمان بورس و بازار سرمایه در توزیع بهتر سرمایه و رشد شاخص‌های اقتصادی می‌گردد و رشد و توسعه اقتصادی را به همراه دارد. یکی از سیاست‌های مهم شفافیت اطلاعات در خصوص سیاست‌ها و خط مشی تقسیم سود شرکت‌های پذیرفته شده در بورس و اعمال نظارت کافی در خصوص ایجاد این شفافیت و انجام نقش ارشادی در خصوص اتخاذ سیاست‌های مذکور می‌باشد. اگرچه از دیدگاه بعضی از تئوریسینهای مالی در یک بازار کامل ( نبود هزینه‌های معاملات، مالیات و قابلیت نقدینگی بالای سهام و افشای کامل اطلاعات گذشته و حال و آینده و محرمانه که از ویژگی‌های آن بازار می‌باشد ) نظریه بی‌ارتباطی سیاست تقسیم سود با ارزش شرکت مطرح شده است ولی اکثر کارشناسان و تئوریسین‌های مالی به دلیل نبود بازار مذکور در جهان معتقدند که سیاست تقسیم سود ارتباط کاملی با ارزش شرکت‌ها دارد بطوریکه عمده صاحبنظران این دیدگاه معتقدند که با توجه به شرایط اقتصادی می‌توان آن را به سه دسته تقسیم نمود:
الف ـ شرکت‌های در حال رشد: در این مؤسسات نرخ بازده داخلی شرکت از عملیات بیشتر از نرخ هزینه تامین مالی می‌باشد به طبع تقسیم سود اینگونه شرکت‌ها به دلیل عدم استفاده از آن در جهت رشد و توسعه شرکت باعث کاهش ارزش سهام می‌گردد.
ب ـ شرکت‌های در حال سکون: در اینگونه شرکت‌ها نرخ بازده کسب شده از شرکت‌ها معادل نرخ هزینه سرمایه و تامین مالی می‌باشد لذا تقسیم یا عدم تقسیم آن بر ارزش شرکت‌ها تاثیر گذار نمی‌باشد.
ج ـ مؤسسات در حال سقوط: در اینگونه شرکت‌ها نرخ بازده کسب شده از فعالیت کمتر از نرخ هزینه سرمایه و تامین مالی می‌باشد لذا تقسیم سود باعث افزایش ارزش سهام می‌گردد.( کارلان، 2006 )
با توجه به این مطالب به نظر می‌رسد در خصوص سیاست تقسیم سود بایستی با توجه به وضعیت صنعت و شرکت تصمیم‌گیری نمود. در صنایعی که شرکت‌ها در حال رشد می‌باشند و امکان توسعه و افزایش سودآوری با انجام سرمایه‌گذاری وجود دارد کاهش تقسیم سود باعث افزایش ارزش شرکت می‌گردد و در صنایعی که نرخ بازده سرمایه‌گذاری در آن صنایع کمتر از نرخ هزینه تامین سرمایه می‌باشد و انجام سرمایه‌گذاری توانایی ایجاد بازده متناسب را ندارد تقسیم سود شرکت باعث انتقال منابع آن به صنایع و شرکت‌هایی با بازده مناسب می‌گردد. از آنجایی که تبیین سیاست تقسیم سود و میزان تقسیم سود در اختیار هیات مدیره نمی‌باشد سهامداران عمده شرکت‌ها با توجه به اهداف خود نسبت به تقسیم سود اقدام نموده‌اند.
از دیگر عوامل موثر بر سیاست تقسیم سود می‌توان به وضعیت نقدینگی، توانایی شرکت در دستیابی به بازارهای پول و سرمایه، محدودیت‌های قراردادهای وام، سودآوری و فرصت‌های سرمایه‌گذاری، مالیات و هزینه انتشار سهام جدید اشاره نمود که هریک با توجه به وضعیت اقتصاد کشور، صنعت و شرکت‌ها ارزیابی می‌گردد.( كردتبار و رسائيان، 1389 )
از آنجا که خط مشی تقسیم سود شرکت‌ها در بیشتر کشورهای دیگر در اختیار هیات مدیره می‌باشد بازار از این طریق میزان جریان نقدی ورودی و خروجی خود را برآورد می‌نماید؛ تغییر سیاست تقسیم سود دارای محتوی اطلاعاتی و خبری می‌باشد و اعلام تغییر سیاست بر تغییرات ارزش بازار تاثیرگذار می‌باشد. در ایران خط مشی تقسیم سود شرکت‌ها در اختیار سهامدارن عمده است و این امر باعث ایجاد خلاء اطلاعاتی در این مورد گردیده است بطوریکه برآورد اینکه شرکت در آینده چه میزان سود تقسیم خواهد کرد منوط به رفتار سهامداران عمده می‌باشد که این موضوع منطقی به نظر نمی‌رسد. علیرغم اینکه تغییر سیاست تقسیم سود در شرکت‌ها را می‌توان یکی از اطلاعات با اهمیت بازار دانست ولی در ایران این خلاء اطلاعاتی وجود دارد. رفتار سهامداران عمده در خصوص تقسیم سود کاملاً متفاوت می‌باشد. لذا به نظر می‌رسد می‌بایستی اطلاعات مذکور به صورت

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره تقسیم سود، سود تقسیمی، سیاست تقسیم سود، سیاست تقسیم Next Entries دانلود پایان نامه درباره سود سهام، صاحبان سهام، تقسیم سود، حقوق صاحبان سهام