دانلود پایان نامه درباره تحقیق کیفی، مصرف‌كننده، روش تحقیق، جامعه شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

لحظة رويداد دراماتيك، نشانة تصويري و صوتي مستقيمي از واقعيت بازسازي شدة داستاني و يا مانند آن است. ديگر نشانه‌هاي يك نمايش دراماتيك نيز در گسترة همين تقليد شمايلي عمل مي‌كند.
واژه‌هاي گفت‌وگوها و حركت‌هاي بازيگران نوع ديگري از نشانه است؛ ولي در اين گونه نمايش در زمينة بازآفريني شمايلي، كاربرد آن‌ها در واقعيتي جاي مي‌گيرد كه مورد تقليد قرار گرفته است. در زير به اجمال به بررسي اين عناصر مي پردازيم:
1-2-4-2- بازيگري
بازيگر، عالي‌ترين نمونة شمايلي است. انساني كه به نشانة يك انسان ديگر تبديل شده است.
در سبك واقع‌گرا بازيگر سعي مي‌كند با تمام حركات بدن، چهره و بيانش، جايگزيني از طبيعت و واقعيت به عاريت گرفته باشد؛ چنان‌كه تماشاگر احساس كند صحنه‌اي از زندگي واقعي پيش چشمان او در حال رخ دادن است .
اين حركات و فنون بازيگري نمايش، گاهي چنان با حرفه‌اي‌گري تمام اجرا مي‌شود كه تماشاچي از روي دادن صحنه‌هاي قتل، تيراندازي و يا خودكشي بازيگر، دچار شوك عصبي و يا واكنش‌هاي غير ارادي همچون فرياد و گريه با صداي بلند مي‌شود.
بدن انسان، اداها و اشاره‌هاي آن، پرمايه‌ترين سرچشمة القاي معنا بر صحنة تئاتر است، تا جايي كه در برخي از نمايش‌هاي يك نفره، هنگامي كه بازيگر رودر روي فضاي خالي صحنه سخن مي‌گويد مي تواند دال بر حضور هم‌سخني ديگر و ناپيدا باشد.
2-2-4-2- كارگرداني
هم‌چنان‌كه آمد، كارگردان وظيفه‌دار هماهنگي و تشخيص مقدار توفيق ساير عوامل در رويكرد واقع‌گرايي است:
لباس، چهره‌آرايي، موسيقي، دكور و چيدمان صحنه از اين قبيل است. كارگردان است كه مشخص مي كند كدام يك از حركات و گفت‌وگوها شمايلي و كدام يك نمادين باشد؛ يعني كارگردان ذهن تماشاگر را از سطح دلالت صريح به دلالت ضمني و بالعكس تغيير مي‌دهد.
توانايي و خبرگي آفرينندگان نمايش دراماتيك در عرضه و در هم تنيدن ساختارهاي گوناگون نشانه‌هاي درام، تنها هنگامي تأثير لازم را خواهد داشت كه تماشاگران به معناي آن‌ها پي‌ ببرند؛ بنابراين كارگردان مي‌بايد زمينه‌هاي فرهنگي و قراردادهاي نمايشگاني را به گونه‌اي ترتيب دهد كه تماشاگر ضمن دريافت پيام نمايش، آن را خارج از دنياي واقع حس نكند.
3-2-4-2- دكور و طراحي صحنه
در مكتب واقع‌گرايي طراح صحنه با نظارت و هماهنگي كارگردان تلاش مي‌كند تا برشي عكس‌گونه از زندگي واقعي را بر روي صحنه منتقل كند؛ در اين ميان پرده‌اي كه تصويري از يك باغ را روي آن نقاشي كرده‌اند، شمايلي از واقعيت به شمار مي‌رود؛ اما بايد به خاطر داشت كه اين نقاشي به نوبة خود مي‌تواند از سوي تماشاگران به عنوان نماد بهار يا خزان تأويل شود.
اما هم‌چنان‌كه آمد آشكارترين كاركرد دكور؛ يعني ترتيب فني فضاي معماري صحنه در ارتباط با سالن نمايش، كاركردي اطلاعاتي، شمايلي است: دكور مكاني را كه رويداد درام در آنجا رخ مي‌دهد تصوير مي‌‌كند؛ و با مشخص كردن مكان و دورة تاريخي؛ جايگاه اجتماعي بازيگران و بسياري از جنبه‌هاي بنيادين درام؛ بيشترين داده‌هاي پايه‌اي تعريف را براي تماشاگران فراهم مي‌آورد تا مخاطبان تئاتر، نمايش را بهتر درك كنند.
طراح صحنه، با گزينش مكان‌هاي واقعي خارجي يا داخلي، آن‌ها را به عناصري معنارسان بدل مي‌كند كه در تحليل نهايي، همان كاركرد مكان‌هايي را دارد كه وي تنها بر پاية تخيلش مي‌سازد.
4-2-4-2- نورپردازي
كاربرد نور، در ميان نظام‌هاي ديداريِ دلالت در درام نقشي فزاينده است. در كاركرد شمايلي، نور‌پردازي، روز و شب بودن و نوراني يا كم‌نور بودن مكان و مانند آن را معين مي‌كند كه البته در مقابل آن از جنبه‌هاي نمادين نور نيز نمي‌توان غافل بود.
5-2-4-2- چهره‌آرايي و طراحي لباس
چهره‌آرايي يا گريم و طراحي لباس نيز از جمله عواملي است كه شخصيت محوري نمايش را در واقع‌گرايي نمايش ياري مي‌‌دهند. بديهي است موهاي سفيد، تاج، كلاه نمدي و يا زيورآلات هم‌چنان‌كه مي‌تواند به عنوان نشانه و شمايلي از پيري، پادشاهي، روستايي بودن و زيبايي تلقي شوند به همان اندازه نيز مي‌تواند نماد كسوت، قدرت، درك پايين و ساده بودن و يا ثروت و مكنت نيز باشند.
مارتين اسلين در اين باره معتقد است: «چهره‌آرايي و لباس مي‌تواند در افزايش تأثير نظام‌هاي نشانه‌اي حالت بياني چهره، اداها و اشاره‌ها و حركت نقش مهمي را بازي كند. با كلاه‌گيس، برش لباس و نوع كفش مي‌توان قد و پهناي بازيگر (يا ارج و پايگاه آن شخصيت) را افزايش يا كاهش داد. مي‌توان او را وا داشت كه حركاتش را بيشتر يا كمتر كند. مي‌توان شيوة راه رفتنش را دگرگون كرد. همة اين جزئيات در سطح شمايلي و نمادين و نمايه‌اي دلالت و معنا دارد.
6-2-4-2- موسيقي و آواز(صدا)
صداي آبشار، رعد و برق و بوق‌هاي ممتد ماشين‌هايي كه در ترافيك مانده‌اند، همه، نشانه و شمايلي از دنياي واقع‌اند. در حقيقت اين اصوات براي واقعي‌تر جلوه‌دادن صحنه نمايش و آماده‌سازي زمينة ذهني تماشاگران جهت قرار گرفتن در فضاي داستان به كار گرفته مي‌شود.
بديهي است در سبك رئالستيك و واقع‌گرا تلاش مي‌شود در برگزيدن موسيقي صحنه از عوامل طبيعي و يادآور واقعيت خارجي استفاده شود .به عنوان نمونه در يك نمايش حماسي و يا صحنه‌اي كه اسب‌ها قرار است از ميدان جنگ بگريزند، از موسيقي يكنواخت صداي نعل اسبان استفاده مي‌شود و يا صداي زنگ شتران كه نمايه‌اي از گذر كاروان از صحرا است.
7-2-4-2- شخصيت‌افزار (آكسسوار)
شخصيت‌افزار يا آنچه كه به آن آكسِ‌سوار مي‌گويند نمايندة عناصر، وسايل و موادي است كه انسان‌ها در زندگي عادي و روزمرة خود از آن‌ها استفاده مي‌كنند، بدين‌منظور يك تخت خواب همراه با يك آباژور كوتاه، نشانه‌اي شمايلي از اتاق خواب يك منزل است.
مارتين اسلين منتقد انگليسي تئاتر مي‌نويسد: «وسايل صحنه ـ مانند مبلمان، ابزارها، وسيله‌ها و ديگر چيزهاي جابه‌جاشدني كه در مكان دراماتيك يافت مي‌شود و شخصيت‌ها آن‌ها را به كار مي‌برند ـ بخشي از طرح كلي صحنه به شمار مي‌آيد. اشياي واقعي مانند ميز، صندلي و شمشير كه در اين زمينه به كار مي رود، همچون كسان واقعي كه شخصيت‌ها را نمايش مي‌دهند، جنبه‌اي دو گانه دارد: صندلي كه در نمايش هملت به كار مي‌رود، نشانه‌اي است از يك صندلي تخيلي در قصر السينور در گذشته‌اي اسطوره‌اي و بنابراين به گونه‌اي نقش بازيگري دارد؛ ولي هم‌زمان، شايد خود آن صندلي براي تماشاگر زيبا و ستودني باشد، زيرا شايد به ديد او طراحي‌اش بسيار چشم‌نواز بيايد يا حتي صندلي‌اي واقعي از آنِ دوره‌اي تاريخي باشد كه در تماشاگر اين انديشه را پديد آورد كه كاش آن صندلي از آنِ او بود. اشيايي كه بازيگران در دست مي‌گيرند و اثاثي كه به كار مي‌برند نيز شايد معناي نمادين مهمي داشته باشد: تاج را مي‌توان نشانه پادشاهي شمرد… يا نامه‌اي را مي‌توان نمادي از سقوط و نابودي قهرمان دانست.»

8-2-4-2- رنگ‌هاي صحنه
هيچ رنگي روي صحنه؛ يعني در صحنه‌آرايي، نورپردازي و بازيگرافزار نبايد بي‌هدف انتخاب شود. رنگ‌ها هم‌چنان‌كه شمايلي از رنگ‌هاي روزمره به حساب مي‌آيند نمادي از شادي‌ها، ناكامي‌ها و يا بدبختي‌هاي مردم يك سرزمين‌اند. اين رنگ‌ها كه در ابتدا همانند بسياري از عناصر زندگي واقعي، شمايلي و بر دلالت صريح قرار داشتند با گذشت زمان و تغيير و تحولات زندگي، تبديل به نشانه‌هاي نمادين و نمايه‌اي شدند. رنگ قرمز مثلاً در تعزية ايراني و لباس شمر، نمادي از بي‌رحمي و شقاوت شد و رنگ سياه بر تن فرزندان ابي‌عبداالله‌(ع) نمادي از خاكساري و عزاداري براي پدر. پوشيدن لباس سفيد از سوي زن مي‌تواند نمايه‌اي از عروس شدن او باشد و يا فراك بلند و سفيد يك مرد بر پزشك يا پرستار بودن او. در هر صورت رنگ مي‌تواند در رمزگشايي عناصر صحنه و درك و انتقال پيام نمايش به بينندگان و تماشاچيان نقش مهمي ايفا كند.
9-2-4-2- تماشاگران
تماشاگر يكي از اركان و عناصر نمايشي است كه به عنوان مصرف‌كننده تئاتر در يك سوي نمايش قرار مي‌گيرد. به طور كلي در نمايش دوگونه تماشاگر وجود دارد: يكي تماشاگر شاهد است كه هيچ دخالتي در جريان نمايش نمي‌كند و همچون تماشاچي سينما به صحنه خيره مي‌شود و به تجزيه و تحليل ذهني داستان مي‌پردازد و ديگري تماشاگر شريك32 است كه نقش او تنها به ديدن منحصر نمي‌شود؛ همچون كار شعبده‌بازان كه با تماشاچيان صحبت مي‌كنند و از آن‌ها مي‌خواهند كه مثلاً داخل كلاه را به خوبي مشاهده كنند.
نكته مهم در مورد تماشاچيان تئاتر اين است كه توليدكننده و مصرف‌كننده هم‌زمان و هم‌مكان هستند و اين هنر تنها هنر زنده از اين دست به شمار مي‌رود.
هدف تمام عوامل اجراي يك نمايش انتقال پيام و يا طرح سؤال در ذهن تماشاچي است؛ بنابراين اين عناصر نمايشي بايد طوري چيده و اجرا شوند كه دو مسئلة توانش دريافتگران در درك پيام و از بين بردن اختلال پيش‌بيني‌شده در ممانعت از رسيدن پيام به تماشاچي را قبلاً و در حين نمايش در نظر بگيرند.
كارگردان بايد بداند كه چه وقت بايد از دلالت صريح و چه هنگام از دلالت ضمني استفاده كند.
افزون بر اين، تماشاگر بايد با فنون عرضة آن جهانِ ويژه در درام نيز آشنا باشد؛ بنابراين تماشاگر بايد پاية قواعد دراماتيك يا سينمايي آن رسانة ويژه نمايشي را نيز بداند. از‌اين‌رو مي‌توان اين گونه نتيجه گرفت كه قواعدي كه نمايش را برمي‌سازد و توان تماشاگر را براي فهم و رمزگشايي نشانه‌هاي درون آن برمي‌انگيزد، در دو دستة يكسر جداي از هم جاي مي‌گيرد:
1. قواعد ويژة فرهنگ، تمدن يا جامعة بازيگران و تماشاگران؛ يعني قواعد فرهنگي و رفتاري و ايدئولوژيك زندگي بشر.
2. قواعد چيره بر اجراي نمايش دراماتيك؛ يعني قواعد خاص دراماتيك يا نمايشي.
از سوي ديگر تأويل هر تماشاگر از نمايش و معناي فراگير آن نيز به عوامل چندي بستگي دارد كه در سرشت خود او نهفته است: از جمله حس و سليقة ديداري دربارة لباس و ابزار صحنه؛ گرايش فردي به ويژگي‌هاي جسماني يك بازيگر؛ يا در كوتاه سخن، گرايش‌هاي ويژة هركس.
10-2-4-2- جمع‌بندي و نتيجه‌گيري
هرچند بنياد نمايش واقع‌گرا بر نشانة شمايلي است؛ با اين حال هيچ‌گاه نمي‌توان از شمايل، نمايه يا نماد ناب سخن گفت؛ چه اينكه دلالت نشانه در تئاتر بسته به زمان، مكان و قلمروي فرهنگي و نيز فرهيختگي مخاطب متفاوت خواهد بود.
بايد تأكيد شود كه اجراي تئائري در كليّت خود نمادين است؛ زيرا فقط از طريق قرارداد است كه تماشاگر رويدادهاي صحنه را در حكم چيزهايي غير از خودشان تلقي مي‌كند…
بنابراين مي‌توان گفت كه در روي صحنه نقش‌هاي نشانه‌اي نمادين، شمايلي و نمايه‌اي به طور هم‌زمان و همراه با هم حضور دارند: همة شمايل‌ها و نمايه‌ها در تئاتر الزاماً مبناي قراردادي دارند.»

5-2 –سوالات تحقیق
سوال اصلی :
آیا تعزیه بر تبلیغ و ارتباطات دینی در ایران تاثیر دارد؟
سوالات فرعی :
1- اجزای تعزیه چیست؟
2- کارکرد تعزیه درایران چگونه است ؟
3- تاریخچه تعزیه وتبلیغ دینی در ایران به چه ترتیبی است ؟

فصل سوم – روش تحقیق
1-3- روش کیفی
2-3- شیوه جمع آوری داده ها
3-3- شیوه تجزیه و تحلیل داده ها
4-3- تعاریف عملیاتی
5-3- قابلیت اعتماد

1-3- روش کیفی
به طور کلی تحقیق کیفی با داده هایی سر و کار دارد که واقعیت های مورد مطالعه را به صورت کلامی، تصویری و امثال آن نمایان کرده و مورد تحلیل قرار می دهد. این نوع تحقیق بر معنایی که افراد ذیربط (شرکت کنندگان درفرآیند اجرای تحقیق) از پدیده مورد مطالعه در ذهن دارند،تاکید دارد.
1-1-3 – درآمدی بر روش کیفی
پژوهشگران روش کیفی می کوشند تا پدیده های مورد مطالعه را در شرایط طبیعی شان بررسی کنند. در تحقیق کیفی مجموعه ای از شواهد تجربی گردآوری می شود. از جمله داده های مصاحبه، تجربه های شخصی، زندگی نامه، مشاهده مستقیم، اسناد تاریخی، و متون تصویری.
روش تحقیق کیفی در رشته هایی نظیر روانشناسی، جامعه شناسی، تاریخ، انسان شناسی و قوم نگاری، علوم سیاسی و اجتماعی کاربرد دراد و از این رو پژوهش کیفی رویکردهای میان رشته ای برای شناخت جامع تری از پدیده ها

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ و ارتباطات، آموزش و پرورش، فلسفه ذهن، جهان خارج Next Entries دانلود پایان نامه درباره تحقیق کیفی، پژوهش کیفی، رفتار انسان، تحلیل داده