دانلود پایان نامه درباره بهرام گور

دانلود پایان نامه ارشد

آزادي مذهبي مسيحيان ايران را از شاهنشاه استدعا کرد و از او تمنا نمود که اولاٌ: فرمان آزادي کليساي ايران را علام دارد، ثانياً: اجازه فرمايد که شورائي براي تنظيم امور کليسائي در ايران تشکيل گردد، و از وي خواست که عيسوياني را که به زندان افکنده بودند عفو کند، و به روحانيان مسيحي اجازه دهد که به هر جا که بخواهند سفر نمايند. شاهنشاه مسئول او را اجابت فرمود، در 409 م. فرماني براي عفو عمومي و آزادي مسيحيان ايران صادر کرد. طبق اين فرمان حکم شد کليساهائي را که قبلاً موبدان ويران ساخته بودند، از نو بنا کنند.
بنابراين پس از سيصد سال براي نخستين بار کليساي ايران به رسميت شناخته شد. اين فرمان آزادي يزدگرد را مسيحيان ايران مانند فرمان ميلان که امپراطور قسطنطين درسال 313 م. صادر فرموده بود تلقي نموده اند. يزدگرد چاثليق ديگر بنام “احاي” مأموريت يافت اختلاف ميان شاه و برادرش بهور123 راکه فرمانرواي پارس بود رفع کند.
شوراي مذهبي مسيحيان طبق پيشنهاد ماروثا تيسفون تشکيل گرديد. به فرمان شاهنشاه ايران حکم شد که هم? اسقفان به فوريت در تيسفون گرد آيند. اين مجمع در سال 410 م. تحت رياست اسحاق، اسقف سلوکيه و تيسفون، و نظارت ماروثا منعقد شد، و به دعاي سلامت شاهنشاه افتتاح يافت. پس از تصديق آزادي مسيحيان ايران از طرف نمايندگان يزدگرد قطع نامه اي از طرف آن مجمع به تصويب رسيد. يزدگرد مصوبات اين مجمع مذهبي را تأييد کرد و فرمود دو تن از بزرگان کشور يعني خسرويزدگرد که منصب وزرگ فرمذاري (صدرات اعظم) و مهرشاپور که مقام ارگبذي داشتند، اسقفان را به دربار شاهي خوانده، و از طرف شاهنشاه بار ديگر به آنها اطمينان دهند که هر کس از اوامر جاثليق اسحاق و ماروثا سرپيچي کند سخت کيفر خواهد ديد. مسيحيان از مّراحم شاهنشاه ايران بسيار شادمان گرديدند، و در روز عيد قيام که آخرين روز شوراي مذهبي بود، جشن با شکوهي برپا کردند و از يزدگرد سپاسگذاري نمودند.
بايد دانست که علاوه بر حسن ظني که يزدگرد به مسيحيان داشت، طبعاً مايل به مسامحه در امور اديان بود. چنانکه نسبت به قوم يهود هم که اهميت سياسي نداشتند خوشرفتاري مي کرد. اين پادشاه رئيس قوم يهود را به زني گرفت.
دوستي يزدگرد را مسيحيان مورخان مسيحي به طور مبالغه آميزي جلوه دادند. چنانکه گفته اند که يزدگرد قبول مسيحيت کرد براي اين قول دليلي در دست نيست. زيرا يزدگرد در اواخر سلطنت رفتار ملايم خود را نسبت به مسيحيان تغيير داد سبب آن چنين بود که عيسويان از فرط جسارت و وقاحت چندان ايرانيان را رنجيده خاطر ساختند که پادشاه چاره اي جز سخت گيري و تنبيه ايشان نديد. مثلاً در شهر هرمزد اردشير از بلاد خوزستان يک کشيش مسيحي بنام “هشو”124 گستاخي را بدانجا رسانيد که با رضايت ضمني عبدا125 اسقف آن ناحيه آتشکده اي را که در نزديکي کليساي عيسويان قرار داشت ويران ساخت. نظير اين خرابکاري ها از طرف مسيحيان ايران مکرر اتفاق افتاد تئودوره.126 مورخ قديم اعتراف مي کند که اين نوع خراب کاريها کارناروائي بوده است. اين نوع گستاخي ها به زيان عيسويان تمام مي شد و شايد انتصاب مهرنرسي که او را دشمن بزرگ عيسويان قلمداد کرده اند، به مقام “وزرگ فرمذاري” (صدر اعظمي) دليل تغيير رفتار شاه نسبت به مسيحيان باشد. نولدکه گويد: “نام مهرنرسي در کارنامه شهدا “مهيرنرسه” آمده است و بعيد به نظر مي رسد که يزدگرد او را بلافاصله پس از جلوس وزير کرده باشد زيرا او چهل سال پس از آن به عنوان فرمانده سپاه ظاهر مي گردد لازار فرپي او را “هزرپت” (هزاربد) خيليارخوس آذربايجان و دشمن بزرگ مسيحيان مي خواند. گفتيم که بر اثر حق ناشناسي بعضي از مسيحيان از محبتهاي يزدگرد اول اين پادشاه در اواخر عمر رفتار خوب خود را با مسيحيان تغيير داد چنانکه “مهرشاپور” نامي که از دين زرتشتي به مسيحيت گرائيده بود به زندان افتاد و مجبور شد که مسيحيت را انکار کند و به عنوان مرتد به مرگ محکوم گشت. 127

3-5-3. شروع آزارها در اواخر حکومت يزدگرد اول :
درسال هاي آخر پادشاهي يزدگرد، تسامح کلي وي درباره مسايل ديني که براي يهوديان نيز سودمند بود، تغيير کرد، و در پي آن دوره اي بسيار ناآرام که گه گاه با تعقيب و آزار همراه بود، براي مسيحيان آغاز گرديد. زمينه ي اين تغيير نگرش را مي توان در سازش و تفاهمي که گويا ميان شاه و روحانيت پيش آمد و برآيند مستقيم آن گماردن دشمن مجسم مسيحيان، مهرنرسه در مقام”وزرگ فرمدار” بوده است. تعصب ديني مسيحيان نيز بي گمان دخالت داشته است، اما اين تعصب تنها يک محرک بود نه بهانه ي مستقيم. از جمله از اقدامات آنان تخريب يک آتشکده بود. 128
مسيحيان ايران به خاطر وقاحت خود حسن ظن يزدگرد را مبدل به بدبيني کرده بودند و قبل از مرگش فرمان آزار و تنبيه آنان را صادر کرد و مجري فرمان را “مهرشاپور” موبدان موبد قرار داد. 129
در اعمال شهداي مسيحي بارها زندانيان را وادار مي کردند تا به جاي گوشت قرباني، گوشت حيوانات تازه ذبح شده بخورند يا خورشيد را با به جاي آوردن بعضي اعمال نيايش کنند. اگر اين کارها را مي کردند رهايي مي يافتند.130
3-5-4. وضعيت مسيحيان درزمان پادشاهي بهران پنجم :
در زمان سلطنت بهرام پنجم (بهرام گور) بار ديگر جنگ هايي بين ايران و روم درگرفت و اوضاع مسيحيان ايران آشفته شد و دوباره مورد تعقيب و آزار واقع شدند. معابد آنان را ويران کردند و بسياري از آنان به قتل رسيدند.131
در زمان پادشاهي بهرام پنجم دشمني با مسيحيان با بالا گرفتن نفوذ مهرنرسه افزايش يافت. شايد شاه که به رغم خواسته بزرگان به تخت نشسته بود مي خواست با همکاري اين مرد، دل دستگاه ديني زرتشتيان را به دست آورد. 132
در زمان بهرام پنجم دوباره اذيت و آزار عيسويان توسط زرتشتيان شروع شد بحدي که عيسويان ممالک مجاور سرحدات غربي دسته دسته به ايالات بيزانس فرار کردند. مهرشاپور قبايل عرب را بر عليه آنها تحريک کرد و تعداد زيادي از آنان را به قتل رساندند. 133
کشتار ترسايان سراسر ايران در زمان بهرام گور از تلخ ترين حوادث تاريخ ساسانيان است. در يک شهادت نامه از شخص ناشناس در اين مورد آمده: وي دستور داد بزرگاني را که پيروان دين يزدان بودند را از سرزمين خود برانند، خانه يشان را تاراج کنند وهرچه دادند ببرند و ايشان را به سرزمينهاي دوردست فرستاد تا در اثر بدبختي و جنگ در آنجا آزار ببينند و تمام مسيحيان را اينطور آزار دادند تا از دين خود برگردند و به دين خدايان ايشان بگروند و به اموال کليسا و به ساختمان هاي مذهبي دستبرد زدند و مصالح را در ساختمانهاي خود به کار بردند134
حوادث اين دوره در کليساي ايران نيز تأثير گذاشته بود. بطوريکه دراين زمان سه نفر به نامهاي “معنه” و “فربخت” و “داديوشع” همزمان مقام جاثليقي داشتند. “معنه” در نتيج? دخالت فرمانده لشکريان که ظاهراً مهرنرسي بوده به اين مقام رسيد. فربخت را نيز يکي ديگر از فرماندهان سپاه به اين مقام رسانده و تعهد کرده بوده از آيين مغان پيروي کند. اما دادشيوع در سال 421 به اين مقام رسيد در انتخاب وي اختلافات زيادي بوقوع پيوست. وي به کمک “سموئيل” اسقف طوس که از اين شهر در برابرحمله هياطله دفاع کرده بود مورد توجه بهرام قرار گرفت و به اين مقام رسيد بعدها دشمنان وي او را به دوستي با دولت روم متهم کردند. 135
همچنين وي را متهم کردند اشياء مقدس را فروخته و مرتکب رباخواري شده و مغان را به آزار و قتل نصارا تحريک کرده است. به همين دليل به دستور بهرام وي زنداني شد و بعداً در نتيجه اقدامات “تئودوسيوس” دوم قيصر روم آزادشد و از مقام خود متنفر شد و مي خواست استعفا کند ولي پيروان وي واسطه شدند و مجمعي در شهري از منطقه عرب نشين متشکل از سي اسقف تشکيل دادند. اين مجمع به اين دليل اهميت داشت که در آن استقلال فرقه عيسوي ايران از کليساي بيزانس اعلام شد. 136
اين تصميمات به معناي آزادي قانوني بالفعل از انطاکيه بود و بدين ترتيب کليساي ايراني خود را بيرون از اتحاديه پنجگانه رم، قسطنطنيه، اسکندريه، انطاکيه و اورشليم قرارداد. انگيزه سياسي اين کار چندان زياد نبوده است. دوستي با غرب گسيخته نشد و تنها چشم پوشي از تمامي تعاليم مسيحي مي توانست تأثير سياسي داشته باشد. مسئله اساسي يافتن راهي براي دعوي مقتدرانه و اگر ضرورت مي يافت تحميل کردن صلح داخلي بدون دخالت بيگانه بوده است.
در عين حال چنين تحولي را بايد برآيند نفوذ تدريجي آن دسته از مسيحيان دانست که در محيط زرتشتي رشد کرده بودند. پيدا شدن نامهاي ايراني فراوان از مردم عادي و روحاني در اسناد کليسايي گوناگون سده پنجم ميلادي دليل پيروزيهاي تبليغاتي کليساي سرياني در ميان هم ميهنان ساسانيان است. 137
به اين ترتيب در زمان بهرام پنجم مسئله عيسويان ايران حل شد و امتيازي نصيب حکومت ساساني گرديد که “جاثليق” جديد را وادار به تشکيل مجلسي از کشيشان کرد که در آن مجمع کليساي مسيحي ايران به کلي همانطورکه گفته شد از کليساهاي بيزانس جدا گرديد و بدبيني هاي منسوب به ايرانيان مسيحي که متهم به توطئه به نفع روميان بودند مي بايست خاتمه پذيرفته باشد.138
3-5-5. کرتير و مسيحيان:
تمام منابعي که در اختيارداريم تأييد مي کند که دوره ي صلح و نيکبختي مسيحيان تا زمان سلطنت بهرام دوم (276-293 م) طول کشيد و دراين دوره بود که نخستين آزارها شروع شد.
شايد فشارموبدان و دربارياني که درآيين زرتشتي تعصب داشته اند، عامل اصلي تغييرسياست شاهنشاهان ساساني نسبت به مسيحيان بوده باشد. زجر و شکنجه هايي که گروهي ازمسيحيان درزمان سلطنت برخي از شهرياران ساساني متحمل شده اند درکتب محققان مسيحي آن چنان بزرگ جلوه داده شد که حدي برآن متصورنيست.139.
در کتيبه کرتير بر کعبه زرتشت که حدود 280 ميلادي و در روزگار پادشاهي بهرام دوم (276-293 م) نوشته شده، خود دلالت برحضور قابل ملاحظه ي جماعت مسيحي دارد.موبد کرتيرکه رهبري دستگاه ديني را برعهده داشت، دراين کتيبه به تعقيب و آزار و کشتن (=زتن) مسيحيان (نصرانيان و کريستيان) اشاره مي کند.مسلماً در کتيبه اي رسمي از اقليتي بي اهميت و غيرقابل اعتناد دربرابر اکثريت زردشتيان ياد نمي شود. با توجه به دشمني و تعصبي که از کرتير گزارش شده، قطعاً وي از جانب اين جمع احساس خطرجدي نمود که به کشتارايشان دست زده است، مخصوصاً آنکه براي پيروان اين دين دو اصطلاح را به کار برده است؛ اين برمسيحيان سرياني اطلاق مي شده و مسيحيان (کريستيان) بر مسيحيان يوناني زبان. 140
متن کتيبه بدين شرح است: ” و برهمن و نصارا و کريستيان و مغتسله و زنديق درشهرزده شدند و بت ها شکسته شدند و لانه ديوان ويران شده و گاه و نشستنگه ايزدان شد و شهر به شهر و جاي به جاي، اعمال مربوط به ايزدان افزايش يافت و بسياري آتش بهرام نشانده شد و بسياري مغ مرد شادمان و کامروابودند….”141
از اشارات کتيبه ي کرتير به دو فرقه ازمسيحيان و نيزازاسناد منابع سرياني اين زمان برمي آيد که جوامع مسيحي در نيمه دوم سده سوم ميلادي پايگاه محکمي در اراضي اطراف دجله و فرات در بين جوامع آرامي زبان پيدا کرده است. در نتيجه فعاليت هاي اين جوامع هيأت هاي مذهبي اين دوره پيش آمد، مسيحيت در سرتاسر ايران و حتي فراتر از آن پراکنده شدند. 142
3-5-6. گسترش کليسا و مراکز مهم کليسايي:
هنگامي که آموزه هاي اعتقادي نسطوريان تثبيت شد و نظام سازماني کليساي نسطوري در ايران قوت و استحکام يافت، کليسا در صدد برآمد تا در مناطق دورتر به فعاليت بپردازد و حوزه هاي کليسايي را گسترش دهد. مجموع شرايط دروني و بيروني در تحقيق اين امر مؤثر بود. در وهل? نخست، استقرار نسطوريان در ايران و بيرون از مرزهاي بست? امپراتوري روم آنها را از درگيري و مناقشات ميان يعقوبيان و ارتدوکس ها که از انطاکيه و قسطنطنيه نشأت مي گرفت به دور نگه مي داشت.
به اين ترتيب آنها درگير مشاجرات و مناقشات نظري نبودند. ميان منوفيزيت هاي کليساي قديم اسکندريه و انطاکيه، که در يک جناح قرار داشتند، و ملکاني ها که پيرو مصوبات کالسدون و موافق با آراي کليساي قسطنطنيه و روم در جناح مقابل بودند وجود داشت. از جريان کلي رشد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره مسيحيت، کليساي، عيسي، مسيحي Next Entries دانلود پایان نامه درباره شهرستان داراب