دانلود پایان نامه درباره برون گرایی، بی ثباتی هیجانی، ویژگی های شخصیت، تنظیم شناختی هیجان

دانلود پایان نامه ارشد

سازگاری شخص را با محیط تعیین می کند» (کریمی،1376).
کلی شخصیت را اینگونه تعریف کرده است: شخصیت عبارت است از روش هر فرد از جستجو برای تفسیر معنای زندگی (همان).
1-9-2 طبقه بندی شخصیت
طبقه بندی شخصیت دارای پیشینه ای دیرین و باستانی است (اسمعیلی کورانه، 1384):
بقراط و جالینوس: بقراط بدن انسان را آمیزه ای از چهار خلط: خون، بلغم، صفرا و سودا می دانست که این چهار خلط در رابطه با عناصر چهارگانه طبیعت (آب، خاک، آتش و هوا) است و بنا به نظر این پزشک یونانی، خون شخص به هنجار، هر چهار عنصر را به مقدار مساوی دارد. در صده دوم میلادی جالینوس بر پایه نظر بقراط این عقیده را پیدا کرد که مردم بر حسب غلبه هر یک از چهار خلط مذکور در بدن دارای یکی از چهار مزاج صفراوی، دموی، بلغمی و سوداوی خواهند بود (کی نیا، 1376).
کرچمر: طبقه بندی کرچمر، که یادآور انسان شناسی جنایی لومبروزو است، بیش از هر طبقه بندی دیگر مورد توجه جرم شناسان واقع شده و به کار گرفته شده است. سه تیپ اصلی کرچمر که در کتاب او به نام «ساخت بدن و منش» مورد بررسی قرار گرفته عبارتند از: تیپ استخوانی یا لاغراندام، فربه تنان، تیپ سخت پیکران با تیپ عضلانی (اسمعیلی کورانه، 1384).
شلدون: به نظر شلدون یک ساختمان فرضی بیولوژیک در انسان وجود دارد که ان را تیپ مورفوژنی یا تیپ بیولوژیک می نامند. شلدون پس از مدت ها بررسی دقیق ترکیب جسمانی افراد را بر اساس سه عنصر به سه دسته تقسیم نمود: عنصر اول اندومورفی نام دارد، عنصر دوم مزومورفی و عنصر سوم اکتومورفی نام دارد (ستوده، 1381).
فروید148: فروید عوامل سازمان دهنده شخصیت آدمی را عبارت از نهاد، خود و فراخود می داند.
آیزنک: آیزنک بر اساس یک سری مطالعات تجربی ثابت کرد سه عامل اصلی در شخصیت وجود دارد که برون گرایی، روان نژند گرایی و پسیکوزگرایی نام دارد (آیزنک، 1997).
2-9-2 مدل پنج عاملی شخصیت
نظریه پنج عاملی شخصیت که به پنج عامل بزرگ نیز معروف است، از سوی دو روان شناس ساکن ایالات متحده به نام کاستا و مک کری در اواخر دهه 80 میلادی ارائه شد و در اوایل دهه 90 میلادی مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت. زیربنای این نظریه در درجه اول کارهای آیزنک بود. ماتیوز و دیری149 ( 1998) اشاره دارند که این نظریه از جهاتی دارای پایه های منطق کلامی و از زوایایی دارای زیربنای آماری است. دیگمن150 (1990) معتقد است که طرح پنج عاملی ویژگی های شخصیت را نشان می دهد و محصول چهار دهه تلاش و کوشش علمی در این زمینه است. پنج عامل اصلی و بزرگ عبارت اند از: روان نژندگرایی، که عصبیت یا بی ثباتی هیجانی نیز نامیده شده، برون گرایی، بازبودن به تجربه، دلپذیر بودن یا توافق و وجدانی بودن. از نظر بلوک151 ( 1995) عوامل روان نژندگرایی و برون گرایی، از تحلیل های کتل گرفته شده، عامل بازبودن به تجربه درونزاد کاستا و مک کری و عوامل توافق و وجدانی بودن از تحلیل واژگان موجود در زبان انگلیسی به دست آمده اند (به نقل از حق شناس، 1385).
پژوهش های تاییدکننده پنج عامل بزرگ شخصیت :
مطالعه
نحوه گردآوری
N
E
O
A
C
فیسک152(1949)
خود فرد، شاهد ، دوستان
هیجان تحت کنترل
مطمئن ، بروز دهنده خویش
کنجکاوی ذهنی
سازگاری اجتماعی
وفاق
یورگاتا153(1964)
خود فرد، دوستان
(دو مطالعه )
هیجانی
قاطع
روشنفکر
دوست داشتنی
مسئول
نورمن154(1963)
خود فرد ،دوستان
ثبات هیجانی
برونگرایی
فرهنگ
توافق
وجدانی بودن
اسمیت(1967)
دوستان
هیجانی
برونگرا
موشکاف
توافق
نیرومندی ویژگی ها
دیگمن و تیک
موتوچوک155
(1990)
تحلیل مجدد اطلاعات پژوهشی کاتل ،توپز و چریستال و دیگر پژوهش ها
نیرومندی ایگو در مقابل درونگرایی
برونگرایی در مقابل درونگرایی
فهیم
تبعیت دوستانه در مقابل کینه توزی و عدم تبعیت
مشتاق عمل و موفقیت
گلدبرگ156(1990)
خود فرد
ثبات هیجانی
پیشگام
فهیم
توافق
وجدانی بودن
(همان) .
علی رغم تاکید تحقیقی تعداد کثیری از محققان بر عوامل پنج گانه شخصیت، اصطلاحات گوناگونی برای هر بعد به کار رفته است که این تنوع صرفا محدود به اصطلاحات است نه مفاهیم پایه ای هر بعد، اما عناوین اصلی که معمولا در تحقیقات مختلف به کار می رود بدین صورت است:
1 . برون گرایی، درون گرایی (یا شادجویی) ( E )
2 . رفاقت، خصومت (یا دلپذیری) ( A )
3 . با وجدان بودن (یا اراده) ( C )
4 . روان رنجور خویی (یا ثبات عاطفی) ( N )
5 . عقل (یا انعطاف پذیری) ( O )
به منظور توصیف معنی این عوامل در جدول بالا تعدادی از ویژگی های این صفات را که نمره بالا یا پایین را در هر عمل شرح می دهد آورده ایم.
روان نژندگرایی در برابر ثبات هیجانی قرار می گیرد و طیف وسیعی از احساسات منفی از جمله اضطراب، غمگینی، بدخلقی، تحریک پذیری و عصبیت را دربر می گیرد. باز بودن نسبت به تجربه نشان دهنده گستردگی، عمق و پیچیدگی ذهنی در تجارب زندگی فرد است. برونگرایی و سازگاری، صفاتی را در برمی گیرد که درون فردی است یعنی نشان می دهد که افراد با یکدیگر و برای یکدیگر چه می کنند. سرانجام با وجدان بودن، نشان دهنده رفتار وظیفه مدار و هدف مدار است و از لحاظ اجتماعی، نظارت بی وقفه را اقتضاء می کند (پروین،1381). در این پژوهش ما دو بعد روان نژندگرایی و برون گرایی را بررسی می کنیم .
روان نژندگرایی: از جمله ابعاد گسترده شخصیت مقایسه سازگاری، ثبات عاطفی، ناسازگاری و عصبی بودن یا روان نژندگرایی است. شخص با گرایش روان نژندی ناراحت است و دارای تلون مزاج می باشد (هوراد 157و هوراد، 1988؛ به نقل از سروقد، 1390). تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت مجموعه N را تشکیل می دهد. افراد با روان نژندی بالا نسبت به افرادی با روان نژندی پایین موقعیت ها را بیشتر تهدیدکننده می دانند (اشنایدر158، 2004).
برون گرایی:برون گرایان تمایل به فعالیت های جسمی و کلامی دارند، افرادی اجتماعی هستند ولی اجتماعی بودن فقط یکی از ویژگی های این افراد است. افزون بر دوستدار دیگران بودن و تمایل به شرکت در اجتماعات و مهمانی ها، این افراد در عمل قاطع، فعال، حراف و اهل گفتگو هستند (مک کری و کاستا، 1980؛ به نقل از سروقد، 1390).
10-2 شخصیتو راهبردهای شناختی تنظیم هیجان
توجه روزافزون به تاثیر ابعاد گوناگون شخصیت بر استرس و شیوه هایی که افراد در مقابله با آن به کار می برند زمینه ساز انجام پژوهش های متعدد شده است. شخصیت با هر دو عامل استرس و سبک مقابله رابطه داشته و در این راستا مشخص شده است. افراد با ویژگی های شخصیتی متفاوت، سبک های مقابله ای متفاوت ( منفعلانه در برابر فعال ) در برابر تجربه استرس از خود نشان می دهند.
در این راستا کاردام و کراپیک 159(2001) نشان دادند که افراد با روان نژندگرایی بالا در مواجهه با موقعیت های تنیدگی زا از راهبرد منفعلانه از قبیل اجتناب، ملامت خود، تفکر آرزومندانه و همچنین شیوه های مبتنی بر ستیزه جویی بین فردی از قبیل واکنش خصمانه و تخلیه هیجانی استفاده می کنند. لذا، سطوح بالاتر روان نژندگرایی به گونه ای فزاینده خطر تجربه عواطف منفی را تشدید می کند که باعث می شود بهزیستی ذهنی افراد کاهش یابد (به نقل از سروقد و همکاران، 1390).
از سویی امیرخان 160و همکاران (1995) نشان دادند که افراد با خصیصه روان نژندگرایی ویژگی هایی از قبیل خشم، اضطراب، شرم، تکانشگری و آسیب پذیری از استرس را نشان می دهند و تکانشگری به ناتوانی در کنترل امیال، آرزوها و خواسته ها مربوط می شوند و در نهایت آسیب پذیری، احساس ناتوانی در مقابله با استرس است. افراد مضطرب وقتی با موقعیتی اضطرابی مواجه می شوند، ناامید شده و دچار ترس می شوند. از این رو افرادی با نمره بالا در روان نژندگرایی شیوه های مقابله ای هیجان مدار را پیشه می کنند. همچنین افراد با ویژگی روان نژندگرایی بالا در موقعیت های استرس زا به شیوه های منفعلانه و نامناسب پاسخ می دهند در حالیکه افراد با برون گرایی بالا راهبردهای مقابله ای فعالانه و کسب حمایت اجتماعی را پی می گیرند ( به نقل از سروقد و همکاران، 1390) .
از سویی گروس (1999) نشان داده است که تفاوت های فردی در تعدیل هیجان در هر یک از مراحل تولید هیجان ها مشاهده می شود. در خلال مرحله انتخاب موقعیت، برون گراها ممکن است بیشتر موقعیت هایی را انتخاب کنند که شانس درگیری اجتماعی داشته باشند. بنابراین راهبردهای متعادل تنظیم شناختی هیجان در افراد روان نژندی گرا و درون گرا مشابه هم بوده و در مقایسه با راهبردهای افراد پایدار هیجانی و برونگرا از کفایت مناسب برخوردار نیستند. یکی از دلایل اساسی تفاوت ها راهبردها را می توان در تفاوت های شخصیتی آن ها جستجو کرد . تفاوت های فردی در برانگیختگی پایه، خصوصیات متمایز کننده برونگرایی / درون گرایی و روان نژندگرایی / ثبات هیجانی است. در این راستا آیزنگ ( 1998) توضیح می دهد که درون گراها بیش برانگیخته هستند و سطوح پایین برانگیختگی را جست و جو می کنند؛ در حالیکه برون گراها کم برانگیخته هستند و سطوح بالای برانگیختگی را جست و جو می کنند. از سویی به اعتقاد کاسپی ( 1999) برون گرایی توصیف گر حوزه ای است که در آن افراد به جای اجتناب از تجربه های شدید به صورت فعال درگیر دنیا می شوند ؛ در حالیکه ، روان نژندگرایی حوزه ای را پیش بینی می کند که افراد در آن، دنیا را به صورت تهدیدزا یا پریشان کننده تجربه می کنند. به عبارت دیگر، افراد دارای خصوصیات بالای روان نژندگرایی، تندخو، به آسانی ناامیدشونده، نگران، دارای تنش و ناتوان در برابر وسوسه ها و کنار آمدن با استرس هستند. متفاوت بودن راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر اساس صفات شخصیتی مختلف ، همسان با خصوصیاتی است که مورد اشاره قرار گرفت (به نقل از حسنی و همکاران ،1387).
در این راستا لی بگلی161 و همکاران (2005) بیان می کنند که افراد برون گرا بیشتر به استفاده از اشکال سازگارانه مقابله مانند جستجوی حمایت اجتماعی، تفکر مثبت یا تفسیر دوباره، جانشین سازی و کنترل، تمایل نشان می دهند (به نقل از شکری، 1386).
11-2 شخصیت و اختلالات هیجانی
تبیین روابط بین شخصیت و اختلالات هیجانی از دیرباز مورد توجه دیدگاه های روانشناختی بوده و هست که در این راستا نظریه پردازان رویکرد صفات تاکید فراوانی به روابط بین آن ها داشته اند به نحوی که کوستا و مک کری (1980) تاکید نموده اندکه بی ثباتی هیجانی و ناسازگاری نقش بسیار مهمی در رشد و ثبات خلق منفی ایفا می کند. از سویی پنلی و توماکا 162(2002) و مک163 و همکاران (2004) نشان داده اند که افراد با روان نژندی بالا محرک های منفی ناچیز را درست همانند فشارهای منفی شدید مورد ارزیابی قرار می دهند. در این راستا کرینز164و همکاران (2002) و ارمل165 و همکاران (2004) مشخص کرده اند که در دوره های افسردگی، روان نژندگرایی افزایش و برونگرایی کاهش می یابد. از سویی کاستا و مک کری (1992) نشان دادند که افراد دارای بالاترین نمره در روان نژندگرایی عموما مضطرب، مستعد ناراحتی و نگرانی، پرخاشگر و تکانشی هستند( به نقل از شکری،1384).
همچنین هایس و جوزف166 (2003) معین کردند که برونگرایی بهترین پیش بینی کننده شادمانی در مقیاس سنجش شادمانی آکسفورد به شمار می رود و در این راستا واتسون و هیوبارد167 (1996) نشان دادند که افراد برونگرا سطوح بالایی از شادی و شعف ، انرژی ، علاقه و خستگی ناپذیری را از خود نشان می دهند. از سویی کاظمی (1387) مشخص نمود که برون گرایی و مسئولیت پذیری، رابطه مثبت و معنادار و روان نژندگرایی رابطه منفی و معنی دار با شادکامی دارد. همچنین چنگ و فورن (2003)نشان دادند که بین شادکامی و افسردگی رابطه منفی وجود دارد و اضطراب و افسردگی از ویژگی های روان نژندی به شمار می آیند و از سوی دیگر افراد شادکام از هیجانات منفی ، ازجمله افسردگی و اضطراب دوری می کنند و به دنبال کسب روابط مثبت و صمیمانه با دیگران هستند.
همچنین فرجی (1390) طی پژوهشی نشان داد که نمرات بالا در ویژگی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره نشخوار فکری، تنظیم هیجان، صفات شخصیتی، صفات شخصیت Next Entries دانلود پایان نامه درباره تنظیم هیجان، وسواس فکری، تنظیم شناختی، تنظیم شناختی هیجان