دانلود پایان نامه درباره برجسته سازی، مفصل بندی، اسلام سیاسی، ارزش های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

زبان چیست؟فرکلاف معتقد است که از زبان به صورت ابزاری در جهت تحقق بخشی یک هدف گفتمانی یا نهادی می توان سود جست. در این جا از زبان در قالب یک درس برای حاشیه راندن دال هایی که در گفتمان غرب مفصل بندی شده اند استفاده می شود و همچنین تا جایی امکان سعی در برجسته سازی دال های مفصل بندی شده در گفتمان خود را داشته است.
بنابرآنچه که درقسمت توصیف مشخص شد گفتمان حاکم بر درس،گفتمان اسلام سیاسی است که از نظام جمهوری دفاع می کند و در پی بر جسته سازی دال های اصلی گفتمان خود است. از طرف دیگرگفتمان غرب و نظام لیبرال-دموکرات به عنوان غیریت این گفتمان در نظر گرفته شده است .با حاشیه راندن دال های آن ، گفتمان حاکم بر درس می خواهد موقعیت خود را تثبیت کند وبه صورت سلبی آزادی درگفتمان خودراتعریف کند.در این حاشیه رانی و برجسته سازی همانطوری که در قسمت ارزش های رابطه ای و بیانی واژگان گفته شده است، نویسنده به بیان ارزش های خود از طریق طرح های طبقه بندی پرداخته است که نظام ارزش یابی به حساب می آیند و همچنین طرح های متضادی را به گفتمان غیرخود نسبت داده است.به این عبارت دقت کنید: «عدالت، آزادی، استقلال ، نفی وابستگی، نفی تسلط بیگانگان بر امت اسلامی، امنیت، تامین اجتماعی و تکافل عمومی ، تلاش برای عمران آبادی، عقلانیت، مشورت و مشارکت در امور عمومی، توسعه ی معرفت و آگاهی نسبت به اسرار و حقایق آفرینش از جمله ارزش های اجتماعی اسلامی است».نویسنده ادعا می کند که با برپایی نظام مورد نظر این ارزش ها حاکم می شوند ارزش هایی که مورد پذیرش همه جوامع بشری هستند. اگر چه مقصود و هدف نهایی آن ها دنیوی نیست بلکه قرب الهی اما این ارزش ها هم تامین خواهد شد و بدین ترتیب به برجسته سازی گفتمان دال های خود می پردازند. در این درس نیز تقرب الهی ،که دال مرکزی و رهایی واقعی است، به طور ضمنی به عنوان اوج کمال و سعادت معرفی می شود. در متن درس علاوه بر آن بر سایر دال ها که به گرد تقرب مفصل بندی می شوند ، تاکید می کند.
نویسنده عنوان می کند که با برقراری نظام جمهوری اسلامی ارزش هایی در جامعه چون «عدالت، امنیت و…» حاکم می شود که هم تامین کننده زندگی دنیوی است و هم تقرب و خشنودی الهی تامین خواهد شدو برای رسیدن به چنین جامعه ای که چنین ارزش هایی حاکم است باید افراد به ارزش های جمعی، مسئولیت پذیری، امامت، خودداری از پذیرش طاغوت و قدرت های غیر الهی به ولایت و موازین الهی ارزش های اسلامی مقید باشند.گفتمان حاکم بردرس در کنار برجسته سازی دال های مربوط به گفتمان خود به حاشیه رانی گفتمان غیر می پردازد. در متن ضمن برشمردن ویژگی ها یا دال هایی چون اباحیت و مباح دانستن همه امور برای انسان ها، آزادی و خواست انسان ها به عنوان مرجع نهایی، حاکمیت مردم، حکومت دنیوی،تاکید بر شناخت علمی ارزش های اجتماعی، برتری دهنده آزادی بر عدالت و حقیقت معرفی می کند. و در قسمت آخر با تاکید بر نارضایتی مردم و تناقض و پارادوکسی که این نظام با آن در گیر است، ادعا می کند که این نظام و تعبیری که از آزادی دارد دچار شکست شده است و اصول و دال هایش نیز غیر معتبر است و بدین ترتیب به شدت گفتمان غیرخود و دال هایش را به حاشیه می راند.
یکی از دال هایی که در گفتمان غرب با آزادی همراه است ارزش های فردی است. در جمله «در آموزه های اسلامی آن هنگام که عبادت بعد اجتماعی به خود می گیرد، ارزش بیشتری پیدا می کند»به طور ضمنی این دال به حاشیه رانده می شود و همچنین زندگی دنیوی دال دیگرهمراه شده باآزادی درگفتمان غرب است درعبارت بعدی در مقابل زندگی آن جهانی رنگ می بازد:«بر اساس هستی شناسی توحیدی، اغلب این ارزش ها با آن که ناظر به مسائل اجتماعی دنیوی هستند، تفسیری دنیوی و سکولار ندارند بلکه سیرتی الهی و دینی دارند؛ و به همین دلیل عمل به آن ها رفتاری صرفا دنیوی یا اجتماعی نیست بلکه یک وظیفه الهی است و مانند عبادت فردی سبب تقرب انسان به خداوند می شود».
ساختار شکنی:در این متن انسان محوری و تاکید بر رای و نظر اکثریت مردم دال مرکزی گفتمان غرب معرفی می شود. در تصویر متن، تظاهرات مردمی نشان داده می شود که در آن روی پرچمی کلمه 99% نوشته شده است.99%به صورت استعاری همانطوری که در قسمت توصیف بیان شد، نشان دهنده از دست دادن تایید اکثریت مردم درنظام لیبرال –دموکرات است. بدین ترتیب متن خواسته با ساختار شکنی دال مرکزی گفتمان لیبرال-دموکرات سبب فروپاشی کل مفصل بندی آن شود یادر عبارت زیر نیز باز ساختار شکنی گفتمان غیر دیده می شود:«دانشمندان علوم سیاسی از تناقضی که از نارضایتی مردم نسبت به نظام سیاسی لیبرال دموکراسی به وجود می آید، با عنوان پارادوکس(تناقض) دموکراسی یاد می کنند».
تصور اجتماعی یا اسطوره
در متن نویسنده با استفاده از افعال زمان حال ،می خواهد گفته هایش را به عنوان یک حقیقت مسلم به خواننده بقبولاند .باچنین رویکردی ویژگی های گفتمانی غیرراتنها با جهان غرب سازگار می داند.در حالیکه معتقد است این گفتمان در غرب هم دچار پارادوکس شده است .پس تنها راه رهایی از این تناقضات و رسیدن به جامعه ای ایده آل که در آن ارزش های انسانی حاکم است، پیروی از نظامی است که گفتمان خود در آن جاری است. بدین ترتیب گفتمان خود را تا حد یک تصور اجتماعی بالا می برد.
آن آزادی که در این درس به آن اشاره شده همان تقرب الهی ، اوج رهایی و کمال و سعادت در دیدگاه اسلام سیاسی یا همان آزادی درونی است.در متن درس به آزادی اجتماعی اشاراتی شده است. این آزادی با ارزش های دیگر چون عدالت، استقلال و… همراه است ، در حد ارزش های جمعی دیگر است که توسط احکام و قوانین مختلف محدود می شود .به بیانی دیگرتا جایی پذیرفته می شود که منافاتی با ارزش های جمعی دیگر نداشته باشد. ولی به آزادی فردی نه تنها پرداخته نشده بلکه تا جای ممکن به حاشیه رانده شده است و از آن جایی که آزادی فردی در گفتمان غرب مورد تاکید است ،بدین ترتیب گفتمان غیربه شدت به حاشیه رانده می شود.بنابراین آزادی مورد تاکید دراین درس بنابرنظریه برلین آزادی مثبت ازنوع درونی واخلاقی است.درکنارآن آزادی منفی به شدت به حاشیه رانده می شود.

تحلیل متن 3
کتاب ادبیات فارسی (2) درس چهاردهم :تربیت انسانی و سنت ملی ما
توصیف:
کلمات واجدکدام ارزش های تجربی،رابطه ای وبیانی هستند؟
الف.ارزش های تجربی:
در نگاه اول به متن وجود واژگانی چون( آدمیت، اخلاق، تعلیمات دینی و اخلاقی، رابطه ی انسان با خدا، صفات مذموم، عدالت خواهی، مسئولیت اجتماعی، اصول دین اسلام، تاریخ صدر اسلام، مساوات، برادری، عدالت خواهی، انحطاط اخلاقی، دینی و اجتماعی، دین مبین اسلام و برابری) جلب توجه کرده وآنرا متعلق به گفتمانی خاص (اسلام سیاسی )می کند.همچنین استفاده افراطی از واژگان مشابه ای چون:
-آدمیت، رادمردی، آزادگی، دلیری، ترجیح دادن مرگ بر ننگ، شرافتمندی، مناعت، مروت
-برابری، مساوات، برادری، عدالت خواهی
-وظیفه، مسئولیت، وظیفه شناسی، مسئولیت اجتماعی
-اسلام، تاریخ صدر اسلام، دین مبین اسلام، اصول دین اسلام،
نشان از تعلق خاطر نویسنده به این کلمات است.
درتضاد معنایی نویسنده واژگانی را به گفتمان خود و متضاد آن واژه ها را به غیر خود نسبت می دهدکه نشان دهنده مبارزه گفتمانی درمتن است.علاوه براین این دالها باآزادی مفصل بندی می شوندوآزادی معنایش راازطریق همنشینی بادال های مذکوربدست می آورد.
جدول 4-1-4:تضادمعنایی دردرس:تربیت انسانی وسنت ملی ما
گفتمان خود
گفتمان غیر
برابری
اختلافات عظیم طبقاتی
آدمیت و اخلاق
انحطاط اجتماعی و دینی و اخلاقی
مناعت
تجمل پرستی
رادمردی
فساد
عدالت
نبودن عدالت اجتماعی
آزادی،آزادگان
ستم کشیدن وتحمل کردن
اطاعت نکردن از زور وطغیان
چاپلوسی وتملق
شرافتمندی
خدعه ودروغ وتزویر وریا
اعتماد به نفس
وحشت از رفتن به راه راست
دلیری
وحشت از صراحت زبان
ترجیح مرگ بر ننگ
ننگ ورسوایی

عبارتبندی افراطی:به این عبارت توجه کنید«اگر ایرانی خدمتی به جهان کرده باشد، بیش از همه چیز در روشن کردن اصول آدمیت و اخلاق است. درباره ی رابطه ی انسان با خدا و انسان با انسان، در تعلیمات دینی و اخلاقی بزرگان ما لطیفه ای نیست که فروگذار شده باشد. مثنوی مولوی در عمق و در لطافت فکر دینی نه تنها از کتب مقدس فرنگیان کمتر نیست، بلکه از همه ی آن ها با ذهن انسان قرن بیستم سازگار تر است .تعلیمات اخلاقی و انسانی پیشوایان فرهنگی ما از قبیل فردوسی، غزالی، و خواجه عبد الله انصاری و ناصر خسرو و سنایی و عطار و مولوی و سعدی و حافظ می تواند برای روشن کردن هدف های تربیتی ما بزرگترین منبع الهام باشد. در کمتر ادبیاتی محبت و خدمت به همنوع و از خود گذشتگی تا این حد ستوده شده است که در ادبیات ما».
نویسنده با چنین عبارتبندی های افراطی به برجسته سازی گفتمان خود می پردازد.
روابط معنایی که متن را منحصر به فرد می گرداند:
(اگر بخواهیم به اصول آدمیت و اخلاق در روزگار کنونی برسیم تا راهنمای تربیتی ما باشد لزومی ندارد که به فرهنگ غرب متوسل شویم بلکه پیشوایان فرهنگی خودمان چون فردوسی، غزالی و… می توانند بزرگترین منبع الهام ما باشد … علاوه بر این دین مبین اسلام نیز آزادی، مساوات و عدالت و برابری را برای ما هدیه آورده است).
(همچنین باید سعی کنیم صفات مذمومی چون خدعه و دروغ و تزویر و ریا که به جا مانده از فرهنگ مغول است را از خود دور کنیم و به یاد داشته باشیم آنچه موجب سقوط امپراتوری عظیم ساسانی شده، انحطاط اجتماعی، دینی و اخلاقی در نتیجه ی رواج تجمل پرستی فساد و بی عدالتی بوده است).
ب.ارزش های رابطه ای :
در متن این درس نویسنده سعی کرده با یاد کردن از مولوی، سعدی، حافظ و… که در حافظه جمعی جامعه ما از جایگاه ویژه ای برخورداراند ، زمینه مشترکی با خوانندگان ایجاد کند تا حس هم دلی آن ها را برای پذیرش اصول و عقاید گفتمان خود برانگیزاند.
یکی از خصوصیات واژگانی که با ارزش رابطه ای سر و کار دارند رسمی بودن است یعنی به طور یکدست انتخاب های رسمی تری در عوض گزینه های موجود کمتر رسمی استفاده می شود. به طور مثال (متوسل شویم به جای بهره جوییم، خدمتی به جهان کرده باشد به جای کاری انجام داده باشد، بزرگترین منبع الهام به جای بزرگ ترین راهنما، رجحان می دهد به جای ترجیح می دهد، صراحت بر زبان آوردن به جای رک حرف زدن) نویسنده اینگونه خواسته نشان دهد ملاحظه خوانندگانش را می کند و تمایلی ندارد نظراتش را بر دیگران تحمیل کند و می خواهد حس همدلی آن ها را برای پذیرش اصول ایدئولوژیک خود برنگیزاند.
حسن تعبیر:به این عبارت دقت کنید:«با آن که بیش از 700 سال از حمله مغول می گذرد، چنین می نماید که هنوز صفات اخلاقی قومی که مغول بر او حکومت می کرد، در آداب و اخلاق برخی از افراد دیده می شود. ستم کشیدن و تحمل کردن، چاپلوسی و تملق گفتن، خدعه و دروغ و تزویر … اگر بخواهیم جامعه ی بهتری بسازیم، باید مثل آبله و مالاریا با آن ها مبارزه کنیم».در این جا نویسنده از حسن تعبیر استفاده می کند و رواج صفات مذموم در جامعه را به جای آن که درست ریشه یابی کند آن را به جای مانده از فرهنگ مغول می داند و از باز کردن این موضوع که در جامعه چه شرایطی وجود دارد که باعث رواج آن ها می شود یا این صفات مذموم چه کاربردی دارد، عمدا خودداری می کند.
پ. ارزش های بیانی :
در این متن گفتمان خود همان خود اصیل ایرانی-اسلامی است و در مقابل آن سه غیروجود دارد. این سه غیر گفتمان غرب، گفتمان مغول(گفتمان مهاجم) و گفتمان ساسانی(گفتمان استبدادی) است. نویسنده به بیان ارزش های خود از طریق طرح های طبقه بندی می پردازد که تا حدودی نظام های ارزش یابی هستند به بیانی دیگر ضمن برجسته کردن گفتمان خود گفتمان های غیررا به حاشیه می راند. نویسنده در مقابل گفتمان غیراول (غرب) ادعا می کند اصول انسانی و اخلاقی مربوط به دوران کنونی بیش از آن که مربوط به فرهنگ و کتب مقدس

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره نظام سیاسی، ارزش های اسلامی، ایدئولوژی، جهان اسلام Next Entries دانلود پایان نامه درباره مفصل بندی، اسلام سیاسی، برجسته سازی، پیش دانشگاهی