دانلود پایان نامه درباره اوقات فراغت، دانشگاهها

دانلود پایان نامه ارشد

سلطاني، ايزدي و محمدي (1388) به تاثير ويژگيهاي كالبدي بر احساس امنيت شهروندان در فضاهاي شهري توجه نشان دادهاند. يافتههاي آنان نشان ميدهد كه عبور از معابر كمعرض (كمتر از چهار متر) و زندگي در كنار زمينهاي باير سبب افزايش احساس ناامني در شهروندان ميشود. توجه به احساس امنيت زنان را ميتوان در كاري كه زنجانيزاده (1380) انجام داده است مشاهده كرد. او با تاكيد بر مردانه بودن توليد خدمات و فضاهاي شهري بر لزوم ايجاد كميتههاي زنانه در مديريت شهري تاكيد ميكند.
ناامني در شهر و احساس ناامني دو موضوع تحليلي متفاوت هستند. چه بسا امنيت بالا، ولي احساس ناامني، به دليل حافظهي تاريخي ساكنان شهر از اتفاقاتي كه در گذشته رخ داده است، بالا باشد و يا اين كه امنيت پايين باشد، ولي به دليل اطلاعرساني نادرست و پوشش ندادن حوادث در رسانهها، اين امر احساس ناامني زيادي را در ساكنان شهر به بار نياورد. بنابراين زماني كه صحبت از احساس ناامني ميشود، رجوع ما به آمار رسمي جرايم و ميزان آن در شهرها نيست بلكه هدف توجه به احساس و برداشت ساكنان شهر و وجدان جمعي اجتماعات شهري در مورد مسالهاي تحت عنوان «امنيت شهري» است. ترس و عدم احساس امنيت را ميتوان همانطور كه به عنوان يك مسالهي فضايي مطرح است، به مثابهي يك مسالهي اجتماعي كه در بسياري از موارد در ارتباط تنگاتنگ با فضاهاي شهري قرار دارد نيز مطالعه كرد (فنستر93، 2005). اين درست است كه ناامني شهري پديدهاي فراگير است و زن و مرد نميشناسد، اما احساس ناامني تجربهاي متمايز در ميان زنان و مردان است. ناامني براي زنان عموما پديدهاي است كه مستقيما محصول و متاثر از جنسيت آنهاست و بيشترين احساس ناامني در زنان، احساسي است ناشي از تجاوزاتي كه ممكن است به حريم جنسيشان صورت بگيرد. مسالهي ناامني جنسي زنان به شكلي گسترده مورد توجه ادبيات جرمشناسي قرار گرفته است. اما بررسي اين پديده در شهر، و مطالعهي رابطهي ناامني شهري با مفهومِ‌ حق به شهر، جزو موضوعات جديد در مطالعات شهري است.
مسالهي ناامني جنسيتي در شهرهاي ايراني پديدهاي است كه توجه به آن به دو دليل اهميت دارد. يكي اين كه بحث ناامني معمولا به شكل عام و در تحليل خشونت شهري مطرح شده است. چرا كه جرايم بيشتر توسط مردان روي ميدهد و قربانيان آن عموما مردان هستند. آمار شهرهاي آمريكا نشان ميدهد كه مردان شهري 64 درصد بيش از ميانگين مردان حومه نشين ياروستايي، و 47 درصد بيش از زنان قرباني خشونت شدهاند (گوتدينرو باد، 1390: 287).
اينكه چرا درصد عاملان و قربانيان خشونت در مردان بيش از زنان است در ادبيات جرمشناسي تحليلهاي متفاوتي دارد ولي واقعيتي كه وجود دارد اين است كه مسالهي جرايم جنسي در كنار آمار بالاي خشونتهاي مردانه مورد بررسيهاي كمتري قرار گرفته است. ادبيات ناامني جنسي در ايران نيز محدود است. دومين مساله اين است كه ناامني جنسي در شهر را ميتوان مستقيما در ارتباط با مفاهيم ديگري مورد مطالعه قرار داد كه در آراي دو تن از جامعه شناسان شهري برجسته معرفي شدهاند. اولين انديشمند هانري لوفور است كه مفهوم حق به شهر94 را مطرح كرده است. ميتوان اين بحث را مطرح كرد كه ترس زنان در استفاده از فضاهاي شهري عمومي مانند خيابانها، وسايل نقليهي جمعي و پاركهاي شهري يكي از مهمترين عواملي است كه اجازه نميدهد زنان به «حق به شهر» دست بيابند. مثالها در اين زمينه بسيارند. شهر ايراني اساسا در سيطرهي مردان است. فضا و زمان مناسب با فراگردهاي اجتماعي مردان تعريف شده است و زنان به شكلي آگاهانه استفادهي خود را از فضاها و زمانهاي شهري محدود كردهاند. پارك‌ها، خيابانها، كوچهها، پلهاي عابران پياده، خيابانهايي كه محل كسب و كار هستند، فضاهاي سربسته مانند مراكز خريد، دانشگاهها و .. همه طوري طراحي شدهاند كه زنان نميتوانند با احساس امنيت كامل از آنها استفاده و در آنان مشاركت كنند در حاليكه استفادهي كامل و شركت در فراگردهاي شهري، اركان اساسي حق به شهر در انديشهي لوفور را تشكيل ميدهند (فنستر، 2005).
زمانهاي زندگي روزمره نيز براي زنان چند پاره شده است. آنان بايد ملاحظات زماني را همواره در فرايندهاي اجتماعي خود در نظر داشته باشند. زمان و مكان شهري براي زنان به دو بخش «امن» و «ناامن» تقسيمبندي ميشود. آنان نميتوانند برحسب نيازهاي خود و نيازهاي مبتني بر نقشهاي خود به استفاده از شهر بپردازند.
انديشمند ديگر جين جيكوبز است كه نميتوان اهميت او را در شكلدهي نظامهاي امنيتي محلهاي و همسايگي در شهرهاي آمريكاي شمالي ناديده گرفت. جيكوبز به تحليل امنيت در فضاهاي شهري پرداخته و به مبحث «در معرض ديد بودن» توجه كرده است (شارع پور،1389: 219-216). بحث ما اين است كه اين مساله در شكل شهرهاي ايراني مورد توجه قرار نگرفته است. خيابانهاي كم عرض، ساختمانهايي با تعداد طبقات بالا، عدم تعبيهي نور كافي در گذرگاه هاي شهري، دور كردن عامدانهي برخي فضاها از معرض ديد مانند پلهاي عابران پياده و اتوبوسهاي شهري كه به علت نصب آگهيهاي تبليغاتي كه بر بدنهي آنها تعبيه شده است از معرض ديد ساكنان شهر دور شده اند و … همه مسائلي است كه در برنامه ريزي شهرهاي ايراني مورد توجه قرار نگرفته است.
جنبهي ديگري از رابطه ي ناامني و حق به شهر اين است كه نه تنها بروز ناامني در شهر امكان استفادهي مناسب از فضاهاي شهري را از زنان سلب ميكند بلكه امكان شركت آنان در توليد فضاي شهري را محدود ميكند. فرايند تبديل مكان جغرافيايي شهر به فضا فرايندي است كه تنها با شركت افراد در فراگردهاي شهري و پر كردن فضاهاي شهري با روابط اجتماعي ممكن ميشود (دوسرتو، 1984: 117). ناامني در شهر سبب مي شود که برقراري روابط اجتماعي براي زنان تنها در زمان ها و مکان هاي خاصي امکان پذير باشد. شكلگيري «پراكسيس»95 شهري براي زنان محدود به زمانهايي ميشود كه آنان ميتوانند از مكانهاي شهري استفاده كنند كه خود بار ديگر مشمول محدوديتهاي جنسيتي ميشود. و اين به چرخهاي باطل ميانجامد چرا كه عدم شركت زنان در شكلگيري فضاهاي شهري سبب ميشود شهر بيش از پيش جنبههاي مردانهي خود را حفظ و بازتوليد كند.
پژوهش در زمينهي رابطهي ناامني جنسي زنان و حق به شهر با اين پرسش بنيادين آغاز ميشود كه آيا احساس ناامني جنسي مانعي در برابر به دست آوردن حق به شهر (به معناي لوفوري) آن ميشود؟ براي پاسخ دادن به اين پرسش بايد ضمن بررسي ناامني جنسي زنان و اثبات وجود آن، تاثير احساس ناامني جنسي در زنان بر مولفههاي حق به شهر لوفور (استفاده از فضاهاي شهري و شركت در فراگردهاي شهري و تبديل مكان به فضا) سنجيده شود.
ناامني فضايي جنبهي عيني فضا نيست بلكه وجهي انتزاعي دارد. برخي از نمونههاي طراحي شهري كه ممكن است احساس ناامني را در زنان ايجاد کنند از اين قرار هستند:
– ديدناپذيري96: يكي از نمودهاي ناامني فضايي، فضاهايي هستند كه به دليل ديدناپذير بودن در زنان توليد ناامني احساس ادراک شده97 ميكنند. فضاهايي مانند پلعابر پياده، تونلهاي زيرزميني عابر پياده اتوبانها و كوچههاي خلوت بدون ديد منازل مسكوني. ديدناپذيري داراي دو جنبهي وجود موانع ديد و عدم وجود روشنايي خوب در معابر شهري است. در مورد موانع ديد ميتوان به نصب تابلوهاي تبليغاتي در اطراف پلهاي عابر پياده، (که امكان ديده شدن شهرونداني را كه روي پل حركت ميكنند كاهش ميدهد) و تونلهاي زيرزميني عابر پياده اشاره كرد. عدم بهرهمندي از روشنايي مناسب در ساعات تاريك روز نيز ميتواند فضاها را ناامن سازد. اگر با رويكرد جيكوبز به فضاهاي ديدناپذير بنگريم، با توجه به اين كه خودِ شهروندان در كنار فضاي مساعد شهري بهترين سازوكار امنيت شهري را ميسازند، فضاهايي كه از ديدرس شهروندان دور باشند، ناامني بالايي خواهند داشت (شارعپور، 1389: 217).
– كاربريهاي ناهمخوان شهري: وجود كاربريهاي ناهمخوان شهري در كنار هم، مانند بافتهاي كارخانهاي و كارگاهي در كنار منازل مسكوني، به دليل بالا بودن رفت و آمد وسايل نقليه و افراد از تمام اقشار و طبقات مختلف و احتمال حضور كارگران شبانهروزي در كارخانهها كه عموما مرد هستند و در شهر تهران، جمعيت بالايي از آنان را مهاجران تشكيل ميدهند، سبب ايجاد ادراك ناامني در ساكنان منطقه ميشود.
– گريزناپذيري: فضاهاي بسته پل عابر پياده، خيابانهاي بدون پيادهرو كه در آن فضاي خاصي براي جدا كردن محل عبور عابران و عبور اتومبيلها در نظر گرفته نشده است.

3-2-2-1-1-2- امكان تفريح و ماجراجويي
امكان تفريح داراي ابعاد فرهنگي و اقتصادي-سياسي است. فرهنگ، ميتواند با تحميل پيشفرضها و كليشههاي از پيش تعيينشده، نقشها و هنجارهاي اجتماعي را تعريف يا محدود كند. تمايز ميان انواع تفريحها و نحوهي گذران اوقات فراغت در زنان و مردان پيش از رسيدن به دوران بلوغ در آنان دروني ميشود.
با اين وجود فرهنگ تنها عامل تعيينكنندهي كنشهاي انساني نيست. قواعد در تمام حوزههاي انساني به شكلي مداوم توليد، بازبيني و دگرگون ميشوند. بعد اقتصادي-سياسي، به توزيع نامتوازن ثروت و قدرت در اقشار مختلف جامعه اشاره ميكند. دسترسي به منابع اقتصادي بالاتر و بهرهمندي از قدرت نمادين ميتواند احتمال قرار گرفتن فرد در معرض فرصتهاي اجتماعي را افزايش دهد. سرانه استفاده زنان از ميزان امکانات فرهنگي، تفريحي و ورزشي شهرداريها ميتواند يكي از معيارهاي سنجش ميزان توزيع برابرانهي فرصت استفاده از فضاهاي تفريحي در ميان مناطق مختلف شهري باشد. فراگردهاي تفريحي و كاري بدون وجود فضاهايي كه به چنين اعمالي اختصاص يابد، ممكن نميشود. اختصاص يافتن فضاها به اقشار خاص و كاهش سهم استفاده از اين فضاها، يكي از الزامات امكان تفريح و كار در شهر است.
مسالهي ديگر در ارتباط با فضاهاي تفريحي، سهم فيزيكي از فضاهاي شهري است كه قابليت استفاده براي تفريح و ماجراجويي را داشته باشند. تقسيمبندي جنسي فضاهاي شهري و اختصاص دادن آن به طور نامساوي به يك جنس نمونهاي از زيرپاگذاشتن حق به شهر جنس ديگر است و سهم افراد از فضاي فيزيكي شهري را محدود ميكند.
مردان بيشتر بر مسائلي مانند ترافيك و پاركينگ در فضاهاي عمومي تاكيد دارند در حالي كه زنان به توالتهاي عمومي احتياج دارند چرا كه به دليل كاركردهاي جسماني (عادت ماهيانه، بارداري، و …) احتياج بيشتري به اين مكانها دارند. با اين وجود توالتهاي مردانه و زنانه در كنار هم ساخته ميشوند و معمولا توالتهاي مردانه باز و توالتهاي زنانه بسته هستند.
مهدكودكهاي موقت و زمينهاي بازي امن (براي نگهداري كودكان هنگامي كه زنان در حال انجام فعاليتهاي بيرون از خانه هستند)، پيادهروهاي مناسب (به دليل دسترسي كمتر زنان به وسايل نقليهي شخصي) نيز ساير خدمات عمومي هستند كه زنان در خدمات شهري جاي خالي آن را احساس ميكنند (گريد، 1994).

3-2-2-1-1-3- ارتباطات شهري
برقراري ارتباطات شهري، چه به شكل ارتباطات غيابي و چه ناشي از تحرك در فضاهاي شهري، نشاندهندهي ميزان سرزندگي در شهر است. كميت و كيفيت ارتباطات ايجاد شده در شهر به دو عامل جغرافياي شهري و زمان شهري بستگي دارد. شكل برقراري ارتباط براي فواصل دور (چه به لحاظ جغرافيايي و چه به لحاظ زماني) معمولا به شكل ارتباطات غيابي است و در فضاهاي نزديك به شكل حضوري است. عامل موثر ديگر ريتم است. لوفور در کتاب «تحليل ريتم»98 اين مفهوم را معرفي ميكند. ريتم كه از موسيقي گرفته شده است به تكرارهاي موجود در زندگي انسان توجه دارد. لوفور دو نوع ريتم را در زندگي انسان شناسايي كرده است:
* ريتمهاي چرخهاي كه دربرگيرندهي تكرار وقايع و فواصل ميان آنها هستند؛ اين ريتمها ريشه در طبيعت دارند. مانند چرخش روز و شب، امواج دريا،‌ چرخش فصلها و غيره.
* ريتم متناوب يا خطي كه از زندگي اجتماعي حاصل ميشود و ساختهي فعاليت انساني است. يكنواختي اعمال و حركتها و ساختارهاي تحميل شده بر انسانها انواع ريتم خطي هستند.
ناهماهنگيهاي موجود بين دو ريتم چرخهاي و خطي، گاه به سازش و گاه به ايجاد اختلال

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره مفهوم فضا، حمل و نقل Next Entries دانلود پایان نامه درباره روش پژوهش، ساختار شهر، حمل و نقل