دانلود پایان نامه درباره اهورامزدا

دانلود پایان نامه ارشد

توجه درباره مانويت اين است که اين دين علي رغم آن که درمدتي کوتاه در نواحي بسياري از نقاط مختلف گيتي انتشاري وسيع و گسترشي عظيم يافت، پس از چند قرن به سرعتي بي سابقه به کلي از ميان رفت. مهم ترين علل وعوامل برافتادن اين دين را مي توان به شرح زير برشمرد:
نخست مخالفت شديد اديان رسمي ديگر به ويژه مسيحيت و زردشتي در مناطقي که مانويت رواج داشت. دو ديگر، پيچيدگي و غامض بودن فلسفه ديني و جهان بيني خاص مانوي. سومين و به اعتقاد جامعه شناسان ديني، مهم ترين دليل از بين رفتن اين دين مخالفت آن با بشريت و ادامه حيات بود. زيرا، ماني متوقف کردن و برانداختن نظام هستي و تکثير موجودات را تبليغ کرده ازدواج و توليد نسل را تقبيح مي کرد و انسان ها را از مزاوجت که يک امر طبيعي و لازم? بقاي نسل است، منع مي نمود.170
4-1-4. روزه هاي مانوي به قلم و.ب. هنينگ:
آنچه تاکنون دربار? روزه ها مندرج است در فقره اي از کتاب الفهرست که در مورد روزه ها چنين نوشته است:
1. هنگامي که خورشيد در قوس و ماه تمام باشد، دو روز بدون شکستن، روزه مي گيرند.
2. پس از آن، هنگامي که هلال آشکار مي شود، دو روز بدون شکستن روزه مي گيرند.
3. پس از اين، هنگامي که ماه تمام ( و خورشيد در) جدي است دو روز روزه مي گيرند.
4. پس از آن، هنگامي که هلال آشکار مي شود و خورشيد در دلو است و هشت روز از ماه (قمري) گذشته، سي روز متوالي روزه مي گيرند، ولي هر روز در شامگاه افطار مي کنند.
به نظر من (نويسنده) اين اطلاع را مي توان به کمک تقويم سغدي مانوي که نخستين بار در اينجا انتشار يافته تکميل ( و جزئاً) تصحيح کرد. پيش از اين ف.و. ک. مولر و نگارنده به منظور تثبيت صورت اسامي ايام و ماه هاي سغدي به آن اشاره کرده ايم.
فهرست هاي گاه شماري سغدي، پس از آن که جزييات هر سال ( تاريخ سنه، “اعداد اصلي” خورشيد و ماه، نخستين روزهاي هفته) را به دست مي دهد، فهرست هايي از ماه نوها (تثبيت شده با ماه و روز سغدي، روز هفته، ساعت روز يا شب و احياناً رتوهاي ساعت) و در پايان فهرست هايي از پنج مجموع? دو روز دارد. اگر چه، اين فهرست دوم هيچ يک از نسخه هاي خطي ما سالم نمانده است، شک نيست که صورتي از روزه هاي دو روز? مانوي بوده است.
و اين مسئله از راه فواصل موجود ميان دسته هاي مختلف دو روز آشکار مي شود. صرف نظر از دو روز پنجم، فاصله ها عبارت است از(a) 16، (b)14،(c) 23 روز در نسخ? خطي شمار? 1، و (a) 16، (b) 14، (c) 24 روز در نسخ? شمار? 2. اين فواصل دقيقاً مطابق است با فاصل? ميان روزها بدان گونه که الفهرست آمده، يعني (a) ميان ماه تمام و هلال، (b) ميان هلال و ماه تمام، (c) ميان ماه تمام وهلال به علاو? هشت روز، چون فهرست هاي دسته هاي دو روز همراه با فهرست هايي از اجتماع ها (يا هلال ها) در تمام سال است، به آساني مي توان دريافت که نخستين دست? دو روز مصادف است با يک ماه تمام، و دومي با يک هلال (يا اجتماع) و قس علي هذا. ولي فهرست گاه شماري يک روز? پنجم نيز دارد که بيست وشش روز پس از روز? چهارمي (وآخري) الفهرست، و بنابراين، در داخل ماه روز? مانوي واقع مي شود. به نظري من چنان مي رسد که اين فاصل?، نمايند? 26 روز محنت ماني در زندان پيش از مرگ بوده است. از اين قرار روز? پنجم ياد بود مرگ ماني مي شود. زمان آن روزهاي 27 و 28 ماه روزه است. در روز سوم پس از آن، يعني در روز سي ام ماه روزه، روزه جشن بم برگزار مي شد.
آشکار است که ابن النديم اين مطلب را فراموش کرده است که در داخل ماه روزه نيز دو روزه (اول، دوم و بيست و هشتم همان ماه) وجود داشته که در آن دو روزها روزه پيوسته بوده و افطار نمي کردند. در روزهاي ديگر ماه روزه پيروان دين ماني مجاز بودند که در شامگاه پس از روزه يک بار خوراک بخورند.
فايد? ديگري که از فهرست هاي گاه شماري سغدي به دست مي آيد کمکي است که به فهم يِتي يِمکي (هفت يِمکيَ ) از خوستوَنفت ترکي مي کند. چنان به نظر مي رسد که هفت يمکي شبيه پنج دو روز روزه بوده، يا لااقل ميان پنج روزه به نحوي تقسيم مي شده اند، که اميدي به تغيير راه اين تقسيم به صورت صحيح نداريم.
کلم? يمکي ممکن است به معني “نماز” و مخصوصاً “نمازشفاعت باشد.” ممکن است روزه ها، يادبودي از شهيداني بوده باشد که به خاطر آنها نمازهاي شفاعت خوانده مي شده.
نخستين روزه مخصوص يادآوري از نخستين انسان (به زعم مانويان بزرگ ترين شهيد تاريخ) بوده است. دومي اختصاص به مارسيسن جانشين شهيد شده ماني داشته. پنجمي و آخري که نماينده سالگرد وفات ماني بوده، مطمئناً به ماني اختصاص داشته. از دو روز باقي مانده سومي و چهارمي محتملاً به ياد بود سه رئيس برگزار مي شده است. 171
بخش دوم : 4-2. اعتقادات مانوي
4-2-1. سرنوشت انسان پس از مرگ:
مانويان معتقدند که اگر شخص در شناخت و فراهم آوردن وسايل رهايي عنصر نوراني وجود خود از زندان ظلمت جسم از طريق پرهيزگاري و رعايت دستورات ديني توفيق حاصل نمايد. پس از مرگ روحش به قلمرو نور برمي گردد و در غير اينصورت به دوزخ ظلمات سرنگون مي شود. چناچه کسي کيش ماني را بپذيرد ولي توانايي انجام تمام فرايض و دستورات ديني را نداشته و گناه بزرگي نيز مرتکب نشده باشد، محکوم مي گردد که متوالياً در اجساد ديگر به زندگي بازگردد و دور? دردناک تناسخ را که به اصطلاح “سمسارا”172ناميده مي شود، طي کند تا روح او کاملاً منزه شده لايق پيوستن به ارض نور بشود.
به عبارت ديگر، مانويان معتقدند از آن جا که پيروان اين دين کلاً به دو دست? مشخص برگزيدگان و نيوشاگان بخش مي شوند، سرنوشت آن ها پس از مرگ به نسبت پرهيزگاري و طبقه ديني شان در دنيا متفاوت است. مؤمنان طبقه برگزيدگان و بالاتر، چون در زندگي جهاني خود توانسته اند با تحمل رياضت هاي دشوار و انجام فريضه هاي مشکل به تزکي? روان خود بپردازند و روح نوراني خويش را از بخش تير? جسم جدا کنند، پس از مرگ هر يک از آن ها، انسان نخستين فرشته اي را به صورت حکيمي راهنما به سوي او روانه مي کند. حکيم راهنما را سه فرشته ديگر همراهي مي کنند که کوزه اي آب، دستي جامه، تاجي از نور، و ديهيمي از گل، در دست دارند. اهريمنان حرص و شهوت بر آن شخص مرد، ظاهر مي شوند و او از حکيم راهنما و سه فرشته ديگر ياري مي جويد و با نزديک شدن فرشتگان بدو، اهريمنان پا به فرار مي گذارند. فرشتگان، جامه، تاج و ديهيم را به آن مؤمن مي پوشانند و کوز? آب را به دستش مي دهند و او را در ستوني از نيايش به فلک ماه نزد انسان نخستين، مادر زندگي و روح زنده مي برند.پس نور وجود او به خورشيد و سپس به بهشت منتقل مي شود و باقي جسدش که از ظلمت است به دوزخ مي افتد اما اگر نيوشاگي بميرد، چون به دليل وابستگي به علايق دنيوي، موفق به تزکيه کامل بخش نوراني خويش نگشته است، هنوز لايق رفتن به قلمرو نور نمي باشد. لذا همان فرشتگان و اهريمنان بر او ظاهر مي شوند و او به فرشتگان پناه مي برد و از آن ها کمک مي خواهد. فرشتگان نيز وي را از اهريمنان مي رهانند ولي او همانند کسي است که در خواب کابوس هاي هراسناک ببيند و در گل ولاي فرو برود. چنين روحي محکوم به بازگشت به زندگي دوباره است تا پاک شده به مقام برگزيدگي رسيده و شايسته رفتن به بهشت شود و اين حال ادامه دارد. تا زماني که روح شخص و نور وجودش پاک بشود و بالأخره، سرنگوني در دوزخ ظلمات سرنوشت محتوم بي دينان است.
مختصر اين که، پس از مرگ سه راه پيش روح آدميان قرار دارد: بهشت نور براي برگزيدگان و طبقات بالاتر، دنيا و تجمل درد و رنج تناسخ براي نيوشاگان که نگهبانان کيش و ياوران دين دارانند و دوزخ براي بي دينان و گنهکاران.
4-2-2. نور وظلمت:
آيين مانوي در ميان اديان ايراني، آشکارترين و واضح ترين دين ثنوي است. زيرا مشخص ترين اصل آن اعتقاد به دو مبدأ و دو مصدر ازلي و ابدي يعني “نور” و “ظلمت” و سه دور: ماضي، حال و آينده است. نور و ظلمت در آغاز و قبل از خلقت عالم جدا و منفک و مستقل از يکديگر بودند. نور در بالا مستقر و از سه طرف شمال و شرق و غرب نامحدود بود. ظلمت نيز مقرش در پايين و از سه سوي جنوب و شرق و غرب، لايتناهي بود.173
نور عظيم اول است، نه به عدد، و او خدا، پادشاه بهشت هاي روشني است و او راست پنج اندام: حلم و علم و عقل و غيب و فظنت و پنج [اندام] روحاني ديگر دارد و آن حب و ايمان و وفا و مودت و حمکت است.
[ماني] پنداشته است که او با اين صفاتش ازلي است و با اوست دو چيز ازلي، يکي از آن دو جو و ديگري زمين است. گويد ماني: اندام هاي جو پنج است: حلم و علم و عقل و غيب و فطنت. و اندام هاي زمين نسيم و با دو نور و آب و آذر است. هستي ديگر، و آن ظلمت است. اندام هايش پنج است: نزم و حريق و سموم و سم و ظلمت.174
اين دو نيرو هم پيش از آفرينش و هم در پايان جهان، کاملاً از هم جدايند و به گونه ي دو اقليم ضدين دربرابر هم استقرار يافته اند: اقليم نور و اقليم ظلمت175
پادشاه قلمرو نور “پدر ظلمت” است يا “پدربزرگي” است و پنج تجلي و تظاهر او عبارتند از: عقل وفهم و هوش و تفکر وتأمل.
پادشاه قلمرو ظلمت “اهريمن” ناميده مي شود و از ذات او نيز پنج عنصر ظلماني متجلي مي شوند که عبارتند از: دخان يا مِه غليظ ، آتش مخرب يا حريق، باد مهلک يا طوفان، لجن يا آب گل آلود و ظلمات. 176
نابسامانيها و ناسازگاريها زندگي را [ماني] از پيکار روشني و تاريکي و نبرد خداي نيکي اهورامزدا و اهريمن، شيطان مي داند. 177
اهريمن در قلمرو خود در حالت امکاني بود و زماني که به حالت فعلي در آمد، ديوي شد که سرش به سان سرشير، بدنش همانند بدن اژدها و بالش به سان بال عقاب و تنش همچون دُم ماهي و داراي چهار پا بود. اهريمن در عالم ظلمت و تاريکي به جولان در آمده همه چيز را بلعيد و سپس قصد بالا رفتن نمود. ناگهان درخشاني و جذبه نور را ديده مجذوب و مفتون آن گشت، ولي عظمت نور او را به لرزه در آورده به قعر عالم ظلمت فرو انداخت. پس از مدتي اهريمن دگرباره قصد بالا رفتن نمود.178
اين شيطان که از ظلمت بوجود آمد و ابليس قديم ناميده مي شود. پس اهريمن قصد بالا کرد، پس سرزمين روشن از امر شيطان و از قصد او به قتال و فساد آگاهي پيدا کرد. پس هنگامي که،[سرزمين روشن] از او آگاهي يافت، عالم فطنت، پس عالم علم، پس عالم غيب، پس عالم حلم از او آگاهي پيدا کرد.179
بنابراين درصدد برآمد تا به جاي استفاده از اسلحه و جنگ افراز، دشمن را با “جان” خود و يا به اصطلاح مانويان با “من” خود، دفع نمايد. بدين منظور يک موجود يا شکل اولي از خود ساطع مي کند که “مادر زندگي” خوانده مي شود. مادر زندگي نيز “انسان نخستين” را از خود تراوش مي کند. 180
اشغال دنياي برتر به دست اهريمن وضع وخيمي را درآن پديد مي آورد که اقدامات فوري و اضطراري را ايجاب مي کند. خداي متعال که سراسر صلح و لطف است، نمي تواند خودش بجنگد و بنابراين ” مادر زندگي” را مي خواند که با اناهيت خوشيزگ181 مطابقت دارد.
نام “مادر زندگي” به ياد ما مي آورد که در گذشته نزد منداييان نخستين اين اصطلاحات را پيدا مي کنيم: “زندگي نخستين”، “زندگي دومين” و “زندگي سومين”.
“مادر زندگي” به نوب? خود انسان قديم يا به ديگر سخن انسان نخستين را “مي خواند” در نوشته هاي مانوي به زبان ايراني، وي اورمزد ناميده مي شود. در حقيقت، اورمزد پسر زروان چهار شکلي است. 182
بدين ترتيب، زروان، مادر زندگي و اهرمزد، تثليث نخستين مانوي هستند. اينک، انسان نخستين که به واسطه از ذات پدر عظمت ساطع شده و در حکم جان اوست بايد آماد? نبرد با اهريمن بشود. از همين رو، پنج فرزند مي آفريند که همگي منبعث از وجود خود او هستند. اين پنج عنصر نوراني که “مهر اسپندان” خوانده مي شوند عبارتند از: هوا، باد، آتش، آب و نور. انسان نخستين از اين پنج عنصر، هوا، آب و نور را چون زره بر تن مي کند و خود را در باد مي پيچد و آتش را همچون گرزي به دست مي گيرد و به سوي عالم ظلمت فرود مي آيد. اهريمن نيز خود را مسلح به پنج عنصر تاريکي يعني طوفان، حريق، ظلمت، گِلابه و مه نموده با انسان نخستين گلاويز مي شود. انسان نخستين چون دشمن خويش را حريص و زورمند مي بيند،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره اهورامزدا Next Entries دانلود پایان نامه درباره مانوي، ماني، تاريکي، اهريمن