دانلود پایان نامه درباره انگیزه پیشرفت، بهره وری سازمانی، نیروی انسانی، ساختار اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

شخصیت و خویشتن شناسی و احساس تعهد خدمت می گردد و در نتیجه تعارض و ناسازگاری بین نیاز روانی فرد به خودیابی، از یکسو و نیاز به سازمان به ازدیاد کارایی، از سوی دیگر ظاهر می شود. به اعتقاد وی آنچه سازمان از فرد می خواهد اینست که همه ی وقت و نیرو و تلاش خود را صرف ازدیاد تولید و افزایش بهره وری کند و در نتیجه کارکنان سازمان فرصت و وقت کافی برای ارضای نیازهای خودیابی که لازمه رشد شخصیت است پیدا نمی کنند. مازلو به رشد شخصیت فرد توجهی عمیق مبذول داشته است (ماهر، 1385).
2-1-2-3-9- نظریه برابری آدامز38
آدامز در توضیح نظریه برابری می نویسد: «هر گاه شخصی ادراک کند که نسبت دروندادهای او به بازده هایش (در مقایسه با نسبت های دیگر به بازده های او) نابرابر است در وی احساس نابرابری ایجاد می شود». این احساس ممکن است هنگامی در شخص ایجاد شود که الف) وی و فرد دیگری مبادلات مستقیمی با هم داشته باشند و یا ب) هر دو رابطه مبادلاتی با فرد ثالث داشته باشند و شخص خود را با فرد دیگری مقایسه کند. آدامز معتقد است دروندادها عواملی هستند که شخص ممکن است در کار خود سرمایه گذاری کند (مثل کوشش، تحصیلات و وقت) و بازده ها نیز عواملی می باشند که ممکن است عاید او شود (مثل پول، شناسایی و غیره) به این عناصر همچون مورد نظریه ناهماهنگی به نسبت اهمیتشان ارزش داده می شود. فرضیه انگیزشی زیر بنایی این نظریه، آن است که نسبت های نابرابر منجر به حالات انگیزشی منفی می گردند و طی آن شخص تلاش می کند تا این حالات منفی را کاهش دهد. آدامز معتقد است رویه ای که برای کاهش تنش برگزیده می شود شامل یک یا ترکیبی از رویه های زیر است:
1- تعریف درون داد یا بازده خود یا دیگری
2- کناره گیری از موقعیت
3- تغییر شخص مورد مقایسه که نسبت درون داد- بازده با او مقایسه می شود.
شخص چه روشی را بر خواهد گزید؟ آدامز، فرضیه حداقل هزینه را پیشنهاد می کند و معتقد است در این مورد شخص آسانترین روش را انتخاب می کند. (شکر کن، 1386)
2-1-2-3-10- نظریه چند عاملی بهره وری
کارایی، اثر بخشی و بهره وری هر سازمان در شرایطی به حد بهینه خواهد رسید که کل فرایند انتخاب و سپس به کارگیری نیروی انسانی شاغل در آن سازمان با دیدگاهی نظامدار، طراحی و به اجرا درآید. در نظریه چند عاملی بهره وری (ساعتچی، 1390) گفته می شود، سازمان هایی در شرایط توانایی دستیابی به بهره وری بهینه را خواهند داشت که هر جزء مؤثر در بهره وری سازمانی و خاصه از بعد نیروی انسانی شاغل در سازمان شناخته شده باشد و رابطه آن با اجزاء دیگر و روابط متقابل اجزا موثر در بهره وری سازمانی مورد بررسی، اندازه گیری و کنترل قرار گیرد. در مدل نظام دار انتخاب و به کارگیری اثربخش نیروی انسانی در سازمان نیز عوامل درون سازمانی اصلی عوامل درونی سازمان مکمل و عوامل برون سازمانی مؤثر در بهره وری سازمان ها به شکل یک بلبرینگ ارائه شده و روابط متقابل هر یک از عوامل، نشان داده شده است. بنابراین همانطور که در اغلب سازمان های فعال در کشور معمول است، تنها توجه به پرداختن به یک جزء از اجزای انسانی مؤثر در بهره وری سازمانی و کم توجهی نسبت به اجزای مؤثر دیگر مدیریت سازمان ها را در راه رسیدن به اهداف مهم سازمانی و خاصه در دستیابی به هدف برتر، یعنی بهره وری بهینه، ناکام خواهد ساخت (ساعتچی، 1390).

2-1-3- انگیزه پیشرفت
2-1-3-1- تعاریف انگیزه پیشرفت
انگیزه ی پیشرفت یکی از مفاهیم بنیادی روانشناسی انگیزش است (سیف، 1394). به طور کلی انگیزه ی پیشرفت بیانگر میل و علاقه ی فرد نسبت به انجام دادن کارها، تنظیم محیط کار پر ثمر، فائق آمدن بر مشکلات، افزایش میزان کار، رقابت در انتخاب بهتر و بیشتر از طریق افزایش تلاش و پیشی گرفتن از دیگران و به عبارت دیگر، میل و علاقه به انجام کاری بهتر و کارآمدتر از آنچه قبلاً انجام شده است (کلانتری، 2006).
اتکینسون39 (1964) بیان می کند که افراد ممکن است به دو روش بر انگیخته شوند: جستجوی موفقیت و اجتناب از شکست. او دریافت که در بعضی از افراد، اجتناب از شکست موجب برانگیختگی می شود (جستجو کنندگان از شکست)، انگیزه جستجو کنندگان از موفقیت به دنبال شکست افزایش می یابد و تلاشهای خود را جهت موفقیت شدت می بخشند، ولی اجتناب کنندگان از شکست، تلاشهای خود را به دنبال شکست، کاهش می دهند. یکی ازمشخصات مهم اجتناب کنندگان از شکست، گرایش آنها به انتخاب تکالیف خیلی آسان با خیلی مشکل است (کدیور، 1392).
در واقع یکی از نیازهایی که پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده است نیاز به پیشرفت یا انگیزه پیشرفت است. پژوهشهای زیادی در این زمینه نشان داده اند که افراد از لحاظ این نیاز با هم تفاوت زیادی دارند. بعضی از افراد دارای انگیزه سطح بالای هستند و در رقابت با دیگران و در کارهای خود، برای کسب موفقیت می کوشند. دیگران انگیزه ی چندانی به پیشرفت و موفقیت ندارند و از ترس شکست آماده ی خطرکردن برای کسب موفقیت نیستند. بعضی از افراد بیش از دیگران بلند پروازند و برای کسب موفقیت می کوشند (سیف، 1390).
انگیزه ها در پیش بینی رفتارهای ضمنی و صریح نقش دارند. انگیزه های ضمنی خود جوش هستند و از طریق شیوه های ذاتی برانگیخته شوند ولی انگیزه های صریح از طریق گزینه های حساب شده و تحریک شده برانگیخته می شوند. افراد با نیازهای ضمنی قوی برای رسیدن به اهداف تعیین شده تلاش می کنند ولی برخی دیگر با تمایل به رعایت هنجارهای اجتماعی برای تعیین رفتار فردی با یکدیگر همکاری می کنند. انگیزه های صریح و ضمنی تأثیر فوری و فوتی بر رفتار دارند. هدف اولیه انگیزه های ضمنی، مواجهه با چالش از طریق انجام کار به روش مؤثر است. و با انگیزه صریح رفتار یک فرد بر اساس مشاهده خود و انتخاب خود فرد است. عامل اصلی این نوع انگیزه ادراک یا احساس توانایی خود فرد می باشد. قابل ذکر است که انگیزه پیشرفت موقعیت های گوناگونی را در بر می گیرد. همانند انگیزه پیشرفت در کار پیشرفت در روابط بین فردی، پیشرفت در تحصیل و پیشرفت در مهارهای مختلف. رابطه بین انگیزه های تحصیلی رابطه کل و جزء است. انگیزه پیشرفت در موقعیت تحصیلی را انگیزه تحصیلی گویند. به عبارتی پیشرفت در تحصیل، یکی از جوانب انگیزه پیشرفت است (شعاری نژاد ، 1386).
سیف (1394) انگیزه پیشرفت را سائقی برای پیشی گرفتن بر دیگران، دستیابی به پیشرفت با توجه ملاک های مشخص و تلاش جهت کسب موفقیت می داند و معتقد است کسی که دارای انگیزه پیشرفت است این تمایل را دارد که کارش را به خوبی انجام دهد و به صورت خود جوش به ارزیابی عملکرد خود بپردازد. رفتارهای پیشرفت گرایی افراد نشانه های از انگیزه پیشرفت آنان است.
2-1-3-2- منشأ انگیزه پیشرفت
پژوهشگران ده ها سال قبل در صدد برآمدند تا منشأ نیاز کودکان به پیشرفت را در شیوه فرزند پروری و فرصت ها یادگیری اجتماعی پیدا کنند، آنها امیدوار بودند که بتوانند عوامل تعیین کننده اجتماعی شخصیت افراد دارای نیاز پیشرفت زیاد در برابر کم را توجیه کنند. وقتی پژوهش در این باره ادامه یافت معلوم شد که نیاز به پیشرفت پدیده ای چند وجهی است که یک صفت واحد را شامل نمی شود، بلکه مجموعه ای از فرایندهای اجتماعی، شناختی و رشدی را در بر می گیرد.
1- تأثیرات اجتماعی شدن:
بخشی از پرورش تلاشهای پیشرفت نیرومند و انعطاف پذیر به تأثیرات اجتماعی شدن مربوط می شود. کودکان در صورتی تلاشهای پیشرفت نسبتاٌ نیرومندی پرورش می دهند که والدینشان موارد زیر را تأمین کنند: آموزش استقلال، خود مختاری، آرمان های عملکرد علمی، معیارهای واقع بینانه برتری (روزن و داندرید، 1959 ، وینترباتوم، 1958) خود پنداره توانایی عالی مثل «این کار برای تو آسان است»، ارزش مثبت برای تکالیف پیشرفتی، معیارهای روشن برای برتری، محیط مسافرت و فراهم کردن کتابهای کودکان که سرشار از داستان های تخیلی پیشرفتی هستند. اما در نهایت این اقدام برای مشخص کردن شیوه های اجتماعی کردن کودکان دارای نیاز به پیشرفت زیاد فقط تا اندازه ای موفقیت آمیزبود، عمدتاً به خاطر این که یافته های خوبی نشان دادند که تلاشی های پیشرفت از کودکی تا بزرگسالی که به مقدار زیاد تغییر می کند و در بزرگسالی از یک دهه به دهه بعدی اصلاً قابل پیش بینی نیستند(جنکنز40، 1987).

2- تأثیرات شناختی
چندین پژوهشگر این نظر را که افراد شخصیت پیشرفت گرا را درونی می سازند رها کرده اند. این پژوهشگران در عوض، توجه خود را بر اساس شناختی نحوه تفکر پیشرفت گرا معطوف کرده اند(آمس41، 1984). برخی از شیوه های تفکر پیشرفته تر از شیوه های تفکر دیگر هستند؛ یعنی ادراک توانایی زیاد، پذیرفتن گرایش تسلط و برتری، انتظارات زیاد برای موفقیت، ارزش قائل شدن زیاد برای پیشرفت سبک انتسابی خوشبینانه. ادراک توانایی زیاد هم استقامت در تکلیف و هم عملکرد شایسته را تسهیل می کند (هانسفورد و هاتی42، 1982).
گرایش به تسلط در مقایسه با گرایش به درماندگی باعث می شود که افراد تکالیف نسبتاٌ دشوار را انتخاب کنند و با افزایش نه کاهش تلاش به مشکل پاسخ دهند. انتظار موفقیت، رفتارهای گرایشی مثل جستجو کردن چالش های بهینه و انجام دادن خوب کارها را به بار می آورد (اکسلز43، 1984). ارزش قائل شدن برای پیشرفت در حیطه خاص، استقامت در آن حیطه را بیشتر می کند. سبک انتسابی خویش بینانه (نسبت دادن موفقیت به خود ولی نسبت دادن شکست به علت بیرونی)، هیجان های مثبت مثل امید و غرور را بعد از موفقیت پرورش می دهد و از هیجان های منفی مثل ترس هنگام تنگنا و مخمصه جلوگیری می کند (وینر44، 1985). بنابراین، هنگامی که شرایط در خانه، محیط آموزشی، سالن ورزشی، محیط کار و محیط درمانی موجب عقاید توانایی زیاد، گرایش تسط، انتظار موفقیت، ارزش قائل شدن برای پیشرفت و سبک انتسابی خوش بینانه می شود، این شرایط برای پرورش دادن نحوه تفکر و رفتار کردن پیشرفتی خاک حاصلخیز شناختی تأمین می کند.
3- تأثیرات رشدی
شناسایی تأثیرات شناختی بر رفتار پیشرفتی باعث شده که پژوهشگران در این باره تحقیق کنند که چگونه این شیوه های تفکر در طول زندگی فرد پرورش می یابد (هک هاسن45، 1982) عقاید، ارزش ها و هیجان های مربوط به پیشرفت همگی الگوهای رشدی قابل پیش بینی را نشان می دهند. بچه ها توانایی های واقعی شان را ناشیانه ارزیابی می کنند. آنها در مورد توانایی هایشان عقاید واقع بینانه ای دارند. بعد از شکست عقاید توانایی شان را خور نمی شمرند و از عملکرد ضعیفشان در مقایسه با همسالانشان چشم پوشی می کنند. اما کودکان در اواسط کودکی به طور فزاینده ای عملکرد خود را با همسالانشان مقایسه می کنند و در اواخر کودکی، برای ایجاد توانایی نسبتاً واقع بینانه بر اطلاعات وسیعی وابسته می شوند. به خود ارزیابی ها، ارزیابی های همسالان ارزیابی معلمان و ارزیابی های والدین متکی می شوند. در رابطه با ارزش ها، بچه ها برای تأیید دیگران، ارزش بسیار زیادی قائل می شوند. ولی در مورد پیشرفت به تنهایی اهمیت چندانی قائل نیستند (استیپک، 1984).
در رابطه با هیجان، کودکان با غرور یا شرم به دنیا نمی آیند. نه غرور هیجان فطری است و نه شرم، بلکه غرور به صورت یک ساختار اجتماعی، از تاریخچه رشد رویدادهای موفقیت آمیز که به مهارت و تسلط ختم می شوند، به وجود می آید. یا شرم به صورت یک ساختار اجتماعی، از تاریخچه رشد و رویدادهای شکست که به تمسخر می انجامد، به وجود می آید (استپیک ، 1983).
2-1-3-3- انگیزه پیشرفت و ویژگی های شخصیتی همبسته با آن
افرادی که انگیزش پیشرفت در آنها بالا است علاقمند به برتری، به خاطر برتری هستند و نه به خاطر پاداش که به دنبال دارد. آنها نقش ها را بر اساس فرصت هایی که برای برتری فراهم می کنند و نه به خاطر اعتبار آن ها، ارزیابی می کنند. علاقه پیشرفت در آن ها از کارکردن با گروه خود متأثر نمی شود بلکه از کار کردن برای خود اثر می گیرد. آن ها ترجیح می دهند که بتوانند برای نتایج کوشش های خود، با مسئولیت شخصی بپذیرند.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره رضایت شغل، رضایت شغلی، فیزیولوژی، حمایت اجتماعی Next Entries دانلود پایان نامه درباره انگیزه پیشرفت، عزت نفس، تعلیم و تربیت، ویژگی های شخصیت