دانلود پایان نامه درباره انسان کامل

دانلود پایان نامه ارشد

“قرين” و”همزاد” است ومعادل اين نام درمتون فارسي ميانه “نرجميگ” است.”توم” نخستين بار هنگامي که ماني دوازده ساله شد از سوي خداوند بهشت نور بر وي نازل شده بدو وحي کرد که پرهيزگاري پيشه کرده از مردم کناره بگيرد وترک شهوتراني کند،ولي چون هنوزخردسال است هنگام ظهورش نرسيده است.چون بيست وچهارساله شد،”توم” بار ديگر نزد او آمده وي را دعوت به خروج وتبليغ دين مي کند.ابن نديم دربار? چگونگي برگزيدن و مبعوث شدن ماني به پيامبري از زبان “توم” چنين مي گويد: “درود برتو اي ماني از من واز خداي که مرا به نزد تو فرستاد و تو رابه پيامبري خود برگزيد و به تو دستور مي دهد که مردم را به دين خود بخواني و آنان را به بشارت حق مژده دهي و در اين کارهمه کوشش خود را به کار بري.”2
ماني هنگام نزول وحي تمام نکات اساسي تعاليم را دريافت کرده زيرا خود وي مي گويد: “درهمان سالي که اردشيرقرار بود بر تخت نشيند فارقليط جاويد نزد من آمد و با من حرف زد وبراي من اسرار عميق و اسرار رفيع و اسرار روشنايي و اسرار جنگ وجدل نهاد.اينها را او براي من فاش ساخت چنين بر من فاش ساخت فارقليط آنچه را که بوده است وآنچه را که خواهد بود.”3
بدين ترتيب ماني جهت تبليغ و انتشار دين خود بابل را ترک گفته پس از آشکار نمودن دعوتش در نقاط مختلفي از جمله هندوستان ، مذاهب در زمان شاپور ساساني به ايران آمد.4
بعضي از مورخان مي گويند: در زمان شاپور،ماني صورتگر،دعوي پيغمبري کرد و برهان دعوي او آن بود که ادوار بزرگ و کوچک و خط هاي دراز و کوتاه بکشيدي چنانکه چون به پر کار ومسطر احتياط رفتي ،تفاوت نبودي و صورت ربع مسکون و سه ربع غير مسکون چند بيضه نگاشته بود،چنانکه تمامت شهرها و درياها و کوهها و رودها از آن معلوم مي شد و پيراهني نيز ساخته بود چنانکه چون بپوشيدي مرئي بوده و چون از تن [برکنده] نامرئي 5
با موافقت شاپور شروع به تبليغ دين خود در سراسر ايران زمين مي کند وبا وجود رسميت و اهميت ويژه دين زردشتي در دور? ساسانيان ،حتي هرمز جانشين شاپور نيز با او و همراهانش مخالفتي نداشت.دين ماني تا پايان سلطنت شاپوريعني 273 ميلادي در سراسر ايران منتشر شده بود وحتي پس از مرگ او به سرعت بي سابقه در خارج از مرزهاي ايران رواج يافت. 6
2-1-3. مذهب ماني :
در زمان ساسانيان اديان و کيش هاي تازه و بي نظير دين ماني و مزدک پديد آمد وهمه کيش هاي غير رسمي،مخصوصأ آئين ماني و مزدک به سرعت در ميان مردم محروم جامعه رواج يافت.زيرا مردم ديگر هدفها و آرزوهاي خود را در آئين زرتشتي نمي ديدند،بلکه در طول زمان اين فکر براي آنها پيدا شد که بايد انديشه هاي جديد پيدا شود تا بتوانند بيانگر خواسته هاي آن باشد. 5
اساس مذهب ماني بر تصفيه و تزکيه و حسن اخلاق و طهارت باطن استوار بودند لذا مردم به سرعت به آن گرايش پيدا کردند و در اين مذهب چنان عقيده اي استوار يافتند که با همه سخت گيريهاي روحانيون زرتشتي و سلاطين ساساني،همچنان مقام و معتقد بر دين ماني ماندند. 6
يکي از ويژگي هاي مهم اين کيش آن است که چون ماني دين خود را جهاني قلمداد مي کرد.7 دربعضي از کتب آمده است که چون ماني شنيده بود که عيسي گفته است پس از او”فارقليط” مبعوث خواهد شد به فرزندان خود بسپاريد تا از فارقليط پيروي کنند،خود را فارقليطا ناميد و دعوي نبوت کرد وکتابي مانند انجيل ظاهرساخت وگفت اين کتاب از آسمان آمده است در اواخر حکومت شاپور،ماني به هندوستان رفت.گويند در اثنا سفر به غار رسيد که از چشمه آبي گوارا و هوائي خوب داشت،پنهان از مردم قوت يکساله را به آن برد و گفت به آسمان مي روم و يکسال درآسمان مي مانم وبعد به ميان شما برمي گردم و شما بايد در فلان وضع که نزديک به غاراست منتظر من باشيد.پس از چشم مردم غايب شد و به آن غار رفت و در آن غارصورتهاي دل انگيز طرح کرد و آن را ارژنگ نام نهاد و پس از يکسال به ميان مردم بازگشت و آن صورتهاي بديع را به ايشان بنمود و آن را معجز? خود خواند. 8
مبلغين ومبشرين او براي انتشار سريع مانويت در هرناحيه اي اين دين را به زبان مردم آن محل تبليغ مي کردند ونام هايي که براي ايزدان مانوي به کار مي بردند،در هر حوزه اي همان نام هاي معروف و معمول درمذاهب رايج وشناخته شده آن خطه بود.از اين رو نام هاي مصادر خلقت و ايزدان مذکور در نوشته هاي مانوي يکسان نيست و در متون بازمانده از زبان هاي مختلف،متفاوت است.9
ظهور ماني در حکومت ساساني را بايد نشاني از نارسايي و پاسخگو نبودن دين ساساني به شرايط آن روز مردم دانست.دين ماني بسيار شگفت انگيز در شرق و غرب جهان گسترش يافت از مجموع رخدادهاي گوناگون دوران ساساني مي توان فهميد که مردم به شدت دنبال تحول بودند به همين دليل به سرعت به سوي شيانت هاي عدالتخواه مانند ماني و مزدک شتافتند.10
نشرسريع دين ماني در ايران روم شرقي براي دينهاي يهودي و مسيحي وزردشتي رقيبي سخت و براي دولتهاي ايران وروم خطرجدي تراشيد،زيرا دين ماني ادعاي جهانگيري داشت و با مرز و مليت مخالف بود و تفاوتي ميان ايرانيت و قومهاي ديگر نمي گذاشت و نيز شالوده اجتماعي ايران بود و ديگر اقوام بر خانواده و زندگي پدر سالاري بود و مانويت در اساس با زناشويي وخانواده داري بزرگان دين مخالفت مي کرد و روزه داري و عبادات مداوم وزهد و عرفان آن با روح شاد و زنده و دلبستگي به علايق زندگي و مادي و خانوادگي ايراني اصلأ جور در نمي آمد.درنتيجه هم عيسويان و هم يهوديان و هم زردشتيان دشمنان تند و آشکار مانويت شدند و خود ماني که به دليل بزرگ منشي وبردباري ديني شاپور و پسرش هرمز،اردشير در همه جا رفت و آمد مي کرد.11
ماني در تعريف دين خود چنين مي گويد: “يک اينکه دين کهن در يک شهر “سرزمين” و به يک زبان بود،پس دين من در هر شهر به همه زبانها آشکار شود.و در شهرهاي دور آموخته خواهد شد.و ديگر اينکه دين پيشين تا زماني که سالاران پاک “سران مقدس” در آن بودند،وجود داشت و هنگامي که سران آن عروج مي کردند،پس ايشان آشفته مي شد و در اندرز و کرفگي (=ثواب) سست مي شدند.اما دين من با انجيل زنده وبا آموزگاران و شماسان و برگزيدگان و نيوشايان و با خرد و کار خير تا ابد خواهد پاييد.سوم اينکه روان هاي پيشينيان که در دين خود کرفگي گرد نياوردند،به دين من خواهند آمد که اين خود،درواز? رستگاري خواهد بود.چهارم،اين آفرينش دو بن و انجيل هاي زنده،خرد و دانش من از آن دين پيشينيان برتر و بهتر است.پنجم همه کتاب ها و خرد و تمثيل و…” در اين متن که آسيب ديده و ناتمام است، ماني دلايل برتري دين خود را ذکر کرده است.12
2-1-4. کرتير و ماني:
در آن روزگار دو شخص سمت و جهت رويدادها را در زمينه ايدئولوژي در کشور روشن مي کردند.يکي از آن دو کرتير-داراي عنوان پر طمطراق “مربي ديني” شاهنشاه موبدان موبد و رئيس دادگاه عالي کشور،و ديگر ماني -آورند? آئين نو و پيامبر يکتا خداي جهان و فرستاده در زمين بودکرتيراتحاد متشکل موبدان و هيربدان سردار کرتيراتحاد متشکل موبدان و هيربدان سردار کشور،پول و زمينهاي متعلق به آتشکده ها را در اختيار داشت و شاهنشاه ايران و همه رسمها و سنتهاي گذشته و آئين کهن که روي آنرا زنده کرد و از ناراستيها و ناپاکيها منزه داشت پشتيبان کرتيربودند.
ماني نيزبه تعصب پيروان آموزشهاي خويش و سادگي و آسان بودن اجراي اين آموزشها و جاذبه اعتماد به “خداي يگانه”با نامهاي گوناگون تکيه داشت.بازرگانان و برخي از بزرگان و زماني ،شاهنشاه ايران پشتيبان ماني بودند.
اين دو آئين ياد آوازي بود از تمامي مبارزه هاي فکري و انديشه اي “ايدئولوژيک” آن روزگار.اگر آئين کرتير در واقع به “تکيه گاه تاج و تخت” بدل گشت آئين ماني آواره و رانده شده،در آن زمان بر همه جا از آفريقاي شمالي تا چين گسترده شد و چندي نگذشت که شکل “اعتراض مذهبي” به خود گرفت. و به منزله پرچم يکرشته از قيامها و شورشهاي مردم عليه “جور و بيداد در جهان”از جمله به پرچم پيکار با جور وبيداد فئودالي بدل گشت.13
کرتير بعد از مرگ شاپور پادشاه نماينده عکس العمل مغان شمالي بر عليه ماني بود.کرتير به آزار مسيحيان و مانويان وباقي اديان در کتيبه اش افتخار کند.روحانيون زرتشتي مانويان را قلع وقمع کردند.14
2-1-5. بهرام پسر هرمز و ماني :
بهرام پسر هرمز پادشاهي حليم و مهربان بود و ماني صورتگر که در زمان شاپور از ايران گريخته و به هندوستان رفته بود در زمان بهرام به ايران بازگشت.15
گويند: ماني زنديق بهرام را به دين خويش مي خواند. 16
ماني در زمان سلطنت بهرا م به اميد اينکه اين پادشاه در اثر کم تجربگي و مزخرفات او را باور کرده به آئين جعلي او که حسب روايت المقدسي در”کتاب البدو والتاريخ”نخستين مذهب ملحدانه در روي زمين است بگرود که همين مذهب با تغيير اسامي متدرجأ امروز بصورت عقيده باطنيه در آمده است.
همينکه ماني اطلاعات خود را به بهرام عرضه داشت بهرام امرداد که موبدان گرد آيند و درحضور او با ماني مناظره کنند و چون موبدان موبد مبناي عقيده اي که او پيشنهاد مي کرد سئوال نمود ماني گفت: ترک دنيا وخرابي آن و عدم ارتباط با زنان به منظور قطع نسل که اين عالم مادي فاسد مضمحل شود چرا که ارواح طيبه الهي با ابدان نجس اهريمني ممزوج شده وخداوند که از اين اختلاط متنفر است از تفريق آن خشنود خواهد گرديد تا بميل خود به خلقت ديگري مبادرت کند و دنياي ديگري بسازد.موبد گفت:تخريب بدن.موبد گفت:پس ما بايد ترا بکشيم که با تخريب بدنت روحت را عمران کرده باشيم.زنديق معطل بماند بهرام گفت:اما عمل تخريب را از بدن تو شروع مي کنيم که طبق اصول عقايد خودت با تو رفتار کرده باشيم.پس امر داد که پوستش بکنند. 17
هوادران ماني در متن پارتي مرگ ماني را باشکوه تمام تصويرکرده اند :چونان شهرياري که زين افزار و رزم جامه را به در آورد و جامه شاهوار بر تن کند،فرستاده روشني “ماني” تن پوش رزمگاهي را به در آورد و نشست بر ناو روشني و گرفت خلقت خدايي را،ديهيم روشني و گلتاج زيبا را،با شادي بسيار،باخدايان روشني که روان اند از چپ و راست،با چنگ وسرود شادي،پرواز کرد با معجز? خدايي،چون برقي تند وشهابي درخشان پيش به سوي ستون شکوه و راه روشني و گردون? ماه،و در آنجا غنود با پدر اورمزدبغ…”18
2-1-6. آخرين نيايش ماني:
اي داور همه جهان و جهانيان [گوش فرادار]
ودعاي مردي پاکدل را بشنو . . .
اي پدر يتيمان و بيوگان و مردان داغديده . . .
اي سرور دادگستر . . .
به نداي اين ستمديده توجه کن
اي رهانند? من، اي ابر مرد،اي انسان کامل،اي دوشيز? روشنايي.
ستمگران را کيفر بده . . .
شما مرا بدين کار . . .فرستاديد
توبه من فرمان دادي،وتو مرا اينجا فرستادي . . .
شتاب کن واين زنداني را آزاد کن،
روان مرا بسوي خويش فرا خوان . . .
هنگامي که پيکر او در آنجا بر روي خاک افتاده بود . . .
هنگامي که ديدگاه او آرام و بي حرکت شده بود . . .
سه تن از زنان آشناي راز او،
با يکديگر . . . به سوي او آمدند
برکنار او نشستند و بر وي گريستند . . .
هر سه دستها را بر روي چشمان او نهادند و چشمانش را بستند.
اين زنان بر روي پيکر وي گريه مي کردند و مي گفتند: اي پدر مهربان ديده بگشاي و بر ما نظر کن . . . سايه مهرباني خود را که سرشار از رحمت و لطف است بر ما گستران.کجا هستند هزاران مردي که تو برگزيده بودي و هزاران تن که به تو گرويده بودند.زيرا که تو پاسداري از راستي و دادگستري مي کني.
زمين و آسمان و همه جهان و جهانيان بايد بر تو مويه کنند و در معبدها و انجمنها به ياد تو ناله سر دهند. زيرا که تو هزارها تن را براستي گواهي دادي . . .مويندگان درحالي که دستهاي خود را بر چشمان خدا يگانه نهاده بودند مي گريستند ولي از وي پاسخي نشيدند. . . .19
بخش دوم : 2-2. مانويت و گسترش آن در جهان
2-2-1.خاستگاه دين مانوي :
دين شناسان چندين قرن است که به دنبال يافتن خاستگاه دين مانوي هستند.بحث بر سر اين است که آيا خاستگاه اين دين رابايد دردين زرتشتي يا در دين هاي ديگر آن روزگار جست وجو کرد؟ دراين باره،ديدگاه هاي گوناگوني است و کشف نوشته

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره کتاب مقدس، جهان اسلام Next Entries دانلود پایان نامه درباره ماني، مانويان، مانوي، پيروان