دانلود پایان نامه درباره اندازه شرکت، گزارشگری مالی، سودآوری، عدم تقارن اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

سرمایه گذاران مواجه می شوند و هزینه های دعاوی حقوقی بالاتری دارند، کوتاه تر است. با این وجود، مدت زمان گزارشگری شرکت هایی با مالکیت عمده بیشتر و شرکت هایی با عملیات پیچیده تر، طولانی تر است.
بورتیز و لیو113 (2006) عوامل موثر به موقع بودن گزارشگری میان دوره ای شرکت ها در کانادا را مورد بررسی قرار دادند. برای این منظور، صورت های مالی سه ماهه اول 266 شرکت برای سال 2005 انتخاب شد. در این تحقیق رابطه بین شفافیت محیط اطلاعاتی (که با استفاده از اندازه شرکت سنجیده می شود)، عملکرد مالی(که با استفاده از سود یا زیان سه ماهه و افشای تداوم فعالیت اندازه گیری می شود)، بررسی اجمالی مسائل نمایندگی(که با استفاده از مجموع اقلام تعهدی و جریان های نقدی آزاد اندازه گیری می شود) با انتشار به موقع اطلاعات بررسی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که شرکت ها با محیط اطلاعاتی شفافتر ، عملکرد مالی بهتر و مسائل نمایندگی کمتر، نسبت به شرکت هایی که محیط اطلاعاتی آنها از شفافیت کمتری برخوردار است، عملکرد مالی آنها ضعیف و مسائل نمایندگی شان بیشتر است، سریع تر گزارشگری می کنند. همچنین، شرکت هایی که صورت های مالی آنها بررسی اجمالی می شود، نسبت به شرکت هایی که صورت های مالی آنها بررسی اجمالی نمی شود ، سریعتر گزارش می دهند.
لونت و سان114 (2007) عوامل موثر به موقع بودن گزارشگری مالی را با استفاده از 320 اعلام سود شش ماهه و 400 اعلام سود سالانه شرکت های پذیرفته شده در بورس نیوزیلند بررسی کردند. در این تحقیق تاثیر سه عامل اندازه شرکت ، نوع صنعت و تاریخ ترازنامه(پایان سال مالی) بر مدت زمان گزارشگری برای دوره زمانی 2004 تا 2006 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که مدت زمان گزارشگری با اندازه شرکت و نوع صنعت ارتباط دارد؛ اما با تاریخ ترازنامه شرکت ها ارتباط ندارد.
وانگ و سونگ115 (2006) با استفاده از 8249 گزارش مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار شنزن و شانگهای طی سالهای 1993 تا 2003 ، به بررسی به موقع بودن گزارش های مالی سالانه شرکت ها در چین پرداختند. آنها عوامل موثر بر گزارشگری به موقع شامل اظهارنظر حسابرسی، سودآوری، اندازه شرکت، نوع شرکت، نوع سهام و محل بازار سهام را مورد تجزیه وتحلیل قرار دادند. نتایج تحقیق نشان می دهد سودآوری، اظهارنظرحسابرسی، اندازه شرکت، نوع شرکت، نوع سهام و محل بازار سهام، رابطه معناداری با مدت زمان گزارشگری دارند. میانگین مدت زمان گزارشگری طی دوره تحقیق 88 روز بوده است.
لونتیس و ویتمن (2004)، به موقع بودن گزارشگری مالی شرکت ها در یونان را مورد بررسی قرار دادند. برای انجام این مطالعه، 227 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار آتن برای سال 1997 انتخاب شد. محققان تاثیر عرضه عمومی سهام ، حجم معاملات، تغییر در سودآوری، تعداد بندهای شرط گزارش های حسابرسی، موانع ورود (درصد اموال، ماشین آلات و تجهیزات به مجموع دارایی ها)، نسبت تمرکز (درصد درآمد کنترل شده به وسیله چهارشرکت بزرگ هر صنعت) و اندازه شرکت را بر به موقع بودن گزارشگری مالی بررسی کردند. نتایج تحقیق نشان می دهد که عرضه عمومی سهام، تغییر در سودآوری، تعداد بند شرط گزارش حسابرسی و نسبت تمرکز، رابطه معناداری با به موقع بودن گزارشگری دارند و سایر متغیرها با به موقع بودن ارتباط ندارند. میانگین مدت زمان گزارشگری 129 روز است.
وو و همکارانش116 (2008) به بررسی رابطه بین به موقع بودن گزارش های سالانه شرکت ها و ویژگی های هیئت مدیره پرداختند. این مطالعه با استفاده از 2976 گزارش مالی سالانه شرکت های غیرمالی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تایوان طی دوره 1998 تا 2004 انجام شد. متغیرهای مورد بررسی عبارتند بودند از تعداد اعضاء هیئت مدیره ، مالکان اصلی، مدیران مستقل، تغییر فناوری، حجم معاملات، مالکیت نهادی، نسبت بدهی به دارایی، قدمت شرکت، اندازه شرکت، متغیر سودخالص، رشد فروش و چهار موسسه بزرگ حسابرسی. نتایج تحقیق نشان می دهد به جزء متغیرهای اندازه شرکت، تغییر سود خالص، رشد فروش و چهار موسسه بزرگ حسابرسی، سایر متغییرها با مدت زمان گزارشگری مرتبط می باشند.
ماهاجان و چندر117 (2008) رابطه بین به موقع بودن افشای مالی و ویژگی های شرکت ها در هند را بررسی نمودند. این تحقیق بر اساس گزارش های مالی سالانه 288 و 292 شرکت برای سال های 2005 و 2006 انجام شد. نتایج آمار توصیفی نشان می دهد که تقریبا همه شرکت های نمونه در هر دو سال مورد مطالعه ظرف مهلت مقرر180 روز گزارشگری می کنند. همچنین رابطه بین اندازه شرکت، سودآوری، نوع صنعت، اهرم، گروه پذیره نویسی، مکان استقرار شرکت، حق الزحمه حسابرسی، اندازه شرکت حسابرسی و پیچیدگی حسابرسی با مدت زمان گزارشگری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج یافته ها حاکی از آن بود که تنها اندازه شرکت، نوع صنعت، اندازه موسسه حسابرسی و پیچیدگی حسابرسی، رابطه معناداری با مدت زمان گزارشگری در هر دو سال مورد مطالعه دارد.
اسچرودر و همکاران118 (2008) معتقدند که بهنگام بودن اطلاعات ویژگی پشتیبانی کننده ای برای مربوط بودن اطلاعات است. هندریکسن و بردا119 (1992) ویژگی بهنگام بودن اطلاعات را مختص گروه خاصی از استفاده کنندگان نمی دانند و بر این عقیده اند که همه استفاده کنندگان اطلاعاتی بموقع تر را طلب می کنند.
آن ها چنین بیان می دارند که جمع آوری، تلخیص و انتشار اطلاعات باید از سرعت لازم برخوردار باشد تا چنین برداشت شود که در زمان لازم در دسترس استفاده کنندگان قرار خواهد گرفت. به عقیده ولک و همکاران120 (2001)، بهنگام بودن اطلاعات با دیگر جنبه های مربوط بودن اطلاعات رابطه متضادی دارد؛ به نحوی که بین این عامل کیفی و سایر ویژگی های کیفی مربوط بودن نوعی سازش وجود دارد.
سلطانی (2002)، با بررسی بیش از 5000 گزارش مالی شرکت های فرانسوی، به بررسی موضوع بهنگام بودن گزارش های مالی شرگت ها و گزارش حسابرسی آن ها پرداخت. وی به این نتیجه رسید که شرکت های فعال در بازه زمانی 1986 تا 1995 سعی در توسعه بهنگام بودن گزارش های خود داشته اند. افزون بر این، شرکت هایی که گزارش تعدیل شده حسابرسی داشته اند، با تاخیر بیشتری گزارش های مالی خود را منتشر کرده اند.
آنسا و لونتیس121 (2006) با بررسی 95 شرکت فعال در بازار سرمایه آتن به این نتیجه رسیدند که شرکت های بزرگتر، شرکت های خدماتی و شرکت هایی که توسط پنج موسسه بزرگ حسابرسی رسیدگی شده اند، گزارشگری سریعتری به نسبت بقیه شرکت ها داشته اند. همچنین، نتایج پژوهش آن ها نشان دارد که میانگین تاخیر زمانی این شرکت ها 161 روز بوده است و شرکت های فعال در صنعت ساخت و ساز و شرکت های با گزارش مقبول حسابرسی، تلاش بیشتری برای گزارشگری بموقع تر دارند.
دوگان و همکاران122 (2007)، به بررسی رابطه سودآوری، اندازه شرکت و ریسک مالی با بموقع بودن زمان گزارشگری برای شرکت های فعال در بورس بین المللی پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که شرکت های سودآور در مقابل شرکت های زیانده علاقه بیشتری به ارائه سریعتر گزارش های مالی داشته اند. افزون بر این، اندازه شرکت، ریسک مالی و سابقه گزارشگری بموقع از دیگر عوامل موثر بر گزارشگری بموقع بودند.
اوبرت123 (2009)، به بررسی دلایل متفاوت بودن علایق مدیران واحد های تجاری در تاخیر زمانی گزارشگری مالی سالانه در شرکت های فرانسوی پرداخت. وی به این نتیجه رسید که تاخیر زمانی گزارشگری مالی سالانه با اهرم مالی رابطه مستقیم و با تاخیر زمانی در دوره قبل رابطه منفی دارد. افزون بر این، نتایج پژوهش اوبرت نشان داد که میانگین تاخیر زمانی 250 شرکت مورد مطالعه 05/116 روز بود.
سرهنگی (1380)، در پژوهشی با عنوان “عوامل موثر بر بموقع بودن گزارشگری مالی سالیانه شرکت ها در بازار سرمایه” به بررسی پنج عامل اندازه، سودآوری، اهرم، عمر شرکت و نزدیکی پایان سال مالی، به فصل شلوغی حسابرسی با بموقع بودن گزارشگری مالی پرداخت. وی در پژوهش خود به بررسی 92 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1374 لغایت 1378 پرداخت. نتایج پژوهش سرهنگی نشان داد که تنها عامل سودآوری با بموقع بودن گزارشگری مالی رابطه معنادار و معکوس داشت؛ به گونه ای که با افزایش سودآوری اطلاعات بهنگام تر می شدند. افزون بر این، وی بیان کرد که 99/99 درصد شرکت ها دارای گزارشگری فوری و در بازه قانونی هستند.
اعتمادی و یار محمدی (1382)، به بررسی عوامل موثر بر گزارشگری میان دروه ای بموقع در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. آن ها با مطالعه 40 شرکت به این نتیجه رسیدند که اندازه شرکت، سودآوی شرکت، پیچیدگی عملکرد شرکت، ترکیب سهامداران و وجود سیستم بهای تمام شده بر بهنگام بودن اطلاعات میان دوره ای بی تاثیر بوده و تنها میزان معاملات سهام در دوره میان دوره ای رابطه مستقیم آماری با سرعت گزارشگری میان دوره ای داشته است.
مهدوی و جمالیان پور (1389)، عوامل موثر بر سرعت گزارشگری مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را طی سال های 1378 تا 1387مورد بررسی قرار دادند. از اختلاف زمانی میان تاریخ پایان سال مالی و تاریخ ارائه گزارش های مالی حسابرسی شده سالانه، به عنوان معیاری برای سرعت گزارشگری مالی و از نسبت های مالی، متغیر اندازه شرکت و نسبت سرمایه گذاری مجدد سود جاری، به عنوان عوامل موثر بر سرعت گزارشگری استفاده کردند. با توجه به نتایج حاصله، شرکت ها با سرعت گزارشگری مختلف دارای نسبت های مالی و غیر مالی متفاوتی بوده است. اکثر نسبت های مالی و غیر مالی مورد بررسی با سرعت گزارشگری مالی رابطه معنادار آماری داشتند. همچنین، نتایج پژوهش آن ها نشان داد که با استفاده از نسبت های مالی و غیر مالی می توان به مدل های معناداری برای پیش بینی سرعت گزارشگری مالی دست یافت.
گلاستن و هریس124 (1988) نیز دریافتند که هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی گزینش نادرست، به طور مستقیم با سطح عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه، مرتبط است . به دنبال آنها ، استل (1989) شواهدی را فراهم آورد حاکی از اینکه 43 درصد از شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش ، به دلیل وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار است.
ونکتاش و چینگ125 (1986) نشان دادند که شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش منبع درآمد کارگزار برای جبران زیانهای پیش بینی نشده ، در نتیجه‌‌ی مبادله با معامله گران آگاه است. از این رو شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش، تابع صعودی از مساله‌ی گزینش نادرست به وسیله بازارسازان و متخصصان بازار است که به طور خطی، با میزان اطلاعات نامتقارن خاص شرکت در بازار، رابطه دارد.
گلاستن و میلگرم (1985) نشان دادند که شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش، حاصل افزایش تعداد سرمایه گذاران آگاه، نسبت به سرمایه گذاران ناآگاه است.
لخال126 (2008) به بررسی اثر اعلان سودهای فصلی بر واکنش قیمت سهام، حجم مبادلات و اثر نسبی شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش پرداخت که شاخصی برای عدم تقارن اطلاعاتی و نقدینگی بازار است، نتایج نشان داد که پس از اعلان سودهای فصلی، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می یابد.
براون و همکاران (2008) نیز بر این اشاره داشتند که هر چه کیفیت گزارشگری مالی بیشتر باشد، عدم تقارن اطلاعاتی، کاهش و حجم مبادلات سهام افزایش می یابد.
ایمان و همکاران127 (2009)در تحقیق خود مبنی بر افشای اختیاری و نقدینگی بازار، به این نتیجه دست یافتند که با افزایش سطح افشای شرکت ها،شکاف قیمت پیشنهادی عرضه و تقاضا، کاهش می یابد که این عاملی است در افزایش حجم مبادلات سهام در بازار که اصطلاحا به آن «نقدینگی بازار» گفته می شود.
الموتییاری و همکاران128 (2006) ارتباط میان کیفیت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی را بررسی کردند. با استفاده از داده‌های 38187 سال شرکت در دوره1992 تا 2001، آنها نشان دادند که عدم تقارن اطلاعاتی با کاربرد حسابرسان متخصص در صنعت خاص رابطه معکوس دارد.
در تحقیق مشابهی باتچریا و همکارانش129 (2009) رابطه میان کیفیت سود و عدم تقارن اطلاعاتی را بررسی کردند. با بررسی داده‌های

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره هزینه سرمایه، ساختار سرمایه، اوراق قرضه، بازده مورد انتظار Next Entries دانلود پایان نامه درباره عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی، تقارن اطلاعاتی