دانلود پایان نامه درباره امام صادق، روایات تفسیری

دانلود پایان نامه ارشد

الْفَجْرِ﴾ يعني القراءة ﴿إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً﴾ قال: يجتمع في صلاة الغداة جزء من الليل و النهار من الملائكة.148
زاره گوید از امام صادق(ع)در مورد آیه ی﴿أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ‏﴾پرسیدم، فرمودند:دلوک شمس عبارتست از زوال خورشید آنگاه که در وسط آسمان است﴿إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ‏﴾ تا نيمه شب كه خداوند چهار نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا مابین این دو وقت واجب کرده است﴿وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ﴾یعنی قرائت و خواندن[و در مورد عبارت]﴿إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً﴾فرمودند:در نماز صبح بخشي از ملائکه شب و روز جمع می شود.
2.14.2.دلوک در لغت
مجموع نظرات و دیدگاه هایی که در معنایابی واژه دلوک از سوی اهل لغت به آن اشاره شده از قرار زیر است:
راغب اصفهانی در مفردات خویش مراد و مقصود از دلوک را متمایل شدن خورشید به سمت و سوی غروب دانسته است.149
جوهری و ابن فارس نیز هر کدام در آراء جداگانه ای دلوک را به معنی زوال گفته اند150 که مراد از زوال ميل و انحراف خورشيد از وسط آسمان بطرف مغرب است و عبارت اخراى وقت ظهر ميباشد.151
قاموس آنرا غروب، زرد شدن، ميل و زوال از كبد سماء گفته است.152و طريحي نيز آنرا به معنی زوال و میل عنوان کرده است.153
3.14.2.بررسی
بنابر آنچه که در بیان لغویون گذشت می توان دلوک شمس را به ظهر تفسیر کرد چرا که همه ی عبارات منقوله از اصحاب لغت در این باب متناسب و منطبق با زمان ظهر است برای اینکه در وقت ظهر است که خورشید به سمت غروب متمایل می شود یا از وسط آسمان به سمت دیگری سوق پیدا می کند و یا در موقع ظهر است که خورشید در اوج زردی و حرارت است و هم چنین در زمان مذکور است که امر زوال که طبق آراء برخی واژه پژوهان به معنی انتقال به محلی دیگر است154تحقق پیدا می کند اگر چه در معنی زوال می توان موقع غروب را برای دلوک گنجاند چرا که در آن زمان نوعی انتقال از افق وجود دارد.
همانگونه که گفته شد در دلوک به معنی زوال و میل هر دو زمان ظهر و غروب قابل گنجایش است چون در هر دو نوعی از متمایل شدن موجود است و این مساله منشا اختلافات در این حوزه شده است.اما قراین نشان می دهد که موقع ظهر اولی باشد برای اینکه دلوک برگرفته از دلک العین یا مالیدن چشم است و انسان در آن موقع بر اثر شدت تابش آفتاب چشم خود را ميمالد155 و دست خود را در مقابل آفتاب حائل مى‏كند و این با موقع ظهر منطبق است چرا که در زمان غروب چنین شدتی در آفتاب قابل ملاحظه نیست.
بنابراین چیزی که در کلام ائمه منعکس شده منطبق با آراء اهل لغت است چرا که اهل بیت، هم معنی زوال را که نظر بیشتر لغویون بر روی آن هست بیان کرده اند و هم زوال عند کبد السماء را مطرح کرده اند که در نظرات لغویون نیز موجود است منتهی مراتب تفاوتی که میان این دو رای حاکم است اینکه کلام ائمه بدون ابهام و ایهام دلالت بر زمان ظهر دارد حتی آنجا که زوال را عنوان کرده و احتمال برداشت های متفاوت وجود دارد با آوردن اربع صلوات میان دلوک شمس و غسق لیل این ابهام را برطرف کرده است اما سخن اهل لغت قابلیت حمل بر غروب را نیز دارد.
ضمنا کلام معصومین از نوع روایاتی که به ایضاح لفظی لغت پرداخته اند.
15.2.قرآن الفجر
﴿أَقِمِ الصَّلَوةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلىَ‏ غَسَقِ الَّيْلِ وَ قُرْءَانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْءَانَ الْفَجْرِ كاَنَ مَشهْودًا﴾
نماز را از زوال خورشيد (هنگام ظهر) تا نهايت تاريكى شب (نيمه شب) بر پا دار و (بويژه) خواندن (نماز) بامداد را [مراقبت كن چرا] كه خواندن (نماز) بامداد مورد مشاهده (فرشتگان) است.
1.15.2.قرآن الفجر در روایات
روايت اول: وَ عَنْهُ، عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ، عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ غَيْرِهِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ ،… قَالَ: ثُمَّ قَالَ:﴿ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً﴾ يَعْنِي صَلَاةَ الْغَدَاةِ يَجْتَمِعُ فِيهَا حَرَسُ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ.156
درست از قول ابن مسکان و وی نیز از حلبی و دیگران و ایشان هم از امام صادق(ع)نقل می کند که در مورد عبارت:﴿ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً﴾ فرمودند:يعني نماز صبح كه در آن نگهبانان شب و روز از فرشتگان جمع می شود.
روایت دوم: عن زرارة قال‏ سألت أبا عبد الله ع عن هذه الآية ﴿أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ‏﴾ قال: دلوك الشمس زوالها عند كبد السماء ﴿إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ‏﴾إلى انتصاف الليل فرض الله فيما بينهما أربع صلوات الظهر و العصر و المغرب و العشاء ﴿وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ﴾ يعني القراءة ﴿إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً﴾ قال: يجتمع في صلاة الغداة جزء من الليل و النهار من الملائكه.157
زاره گوید از امام صادق(ع)در مورد آیه ی﴿أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ‏﴾پرسیدم، فرمودند:دلوک شمس عبارتست از زوال خورشید آنگاه که در وسط آسمان است﴿إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ‏﴾ تا نيمه شب كه خداوند چهار نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا مابین این دو وقت واجب کرده است﴿وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ﴾یعنی قرائت و خواندن[و در مورد عبارت]﴿إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً﴾فرمودند:در نماز صبح بخشي از ملائکه شب و روز جمع می شود.
1.2.15.2.قرآن در لغت
واژه ی قرآن اسمی است که برای کتاب دینی مسلمانان اطلاق می شود و در مورد ریشه ی این واژه میان اهالی لغت اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را ماخوذ و مشتق از قرء به معنی و مفهوم خواندن یا قرائت کردن می دانند158که این دیدگاه مورد قبول و پذیرش صحابی جلیل القدر عبدالله بن عباس و لغوی پرآوازه قرن سوم لحیانی است.159بعضی دیگر آن را از قرء به معنی جمع کردن دانسته اند160چنانكه عرب وقتى چيزى را گرد آورده و پاره‏اى را بر پاره ديگر مى‏افزايد مى‏گويد: «قرأت الشّى‏ء قرآنا» چيزى بر آن افزودم. شاهد مثالى هم مى‏آورند از عمرو بن كلثوم التغلبى (م 40 ق ه) شاعر عهد جاهلى كه در معلّقه معروف خود گفته:«ذراعى عيطل أدماء بكر*** هجان اللون، لم تقرأ جنينا»
«بازوانى سپيد مانند دست و پاى ناقه‏اى كه هنوز جنينى را در بر نگرفته، فربه و استوار» در اينجا وصف شترى مى‏كند كه هرگز بار نگرفته. شاهد بر سر «لم تقرأ جنينا» است. يعنى خود بر هيچ بچه‏اى جمع نكرده‏. هيچ بچه‏اى بر رحم خود ضميمه نكرده است.
اما مناسبت اين معنى را با قرآن گفته‏اند اين است كه حروف و كلمات و آيات و سوره‏ها همه در آن جمع آمده است و يا اينكه حقايق و احكام و معارف و تعاليم عاليه دينى كه در كتب پيشين پراگنده بوده، در اين يك مجموع شده و بهم پيوسته است.161
از مجموع دو رای فوق الذکر، نظر اول نسبت به دوم اقوی و مناسب به نطر می رسد چرا که بر طبق رای دوم که به معنی جمع آوری و تالیف است آیه ای مانند﴿فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَه‏﴾نامفهوم به نظر مي رسد چون معنی اش این می شود: «چون آنرا تأليف كرديم، از آن جمع پيروى كن» و حال آنكه پيش از تأليف هم پيروى قرآن واجب بود.ضمنا آیه ی﴿ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ‏﴾نیز در آن صورت به تکرار می افتد و تکرار هم از کلامی که در اوج فصاحت است به دور است.
علاوه بر این دو، آراء دیگری هم از سوی قرآن پژوهان مطرح شده که ضعیف است و از گفتن آنها صرف نظر می شود
2.2.15.2.فجر در لغت
لغویون مراد و مقصود از واژه ی فجر را عبارت از سپیده ی صبح162، شکاف و انشقاق163، جود و کرم164و زشتی و گناه165دانسته اند كه به نظر می رسد با توجه به آنچه که در کتب لغت موجود است اصالت با مفهوم شکافتن باشد یعنی در همه ی این معانی یک وجه و عنصر مشترک دیده می شود و آن بعد شکاف و تفتح است؛ برای نمونه علت اینکه به به صبح، فجر اطلاق شده برای این است که شب را مى‏شكافد و روشن مى‏كند یا گناه را از آن حیث فجر نامیده اند که پرده دیانت را می درد یا جود و کرم را به این کلمه مسمی کرده اند چرا که با شکافته شدن امساک ظاهر شده و خود را نمایان می کند.
3.15.2.بررسی
عبارت قرآن الفجر با تکیه بر آن چیزی که ارباب لغت مستقلا در باب واژه های قرآن و فجر طرح کرده اند به معنی قرائت و خواندن در صبح است چرا که لغویون مراد از قرآن را خوانده شده و منظور از فجر را صبح دانسته بودند؛ اما اهل بیت مقصود از قرآن الفجر را نماز صبح می دانند که در معنی فجر هر دو طرف(اهل بیت و اهل لغت)متفق القول بوده و آرایشان منطبق با هم است اما در واژه ی قرآن اصحاب لغت بنابر رسالت خود به معنایابی لغت پرداخته اند و اهل بیت نیز در ذیل آن نماز را ارائه داده اند که ربط میان کلام معصوم با بیان لغوی در این است که امام، از میان موارد و مصادیقی که مشتمل و متشکل از قرائت است مثل نماز و دعا و…نماز را برگزیده است.
در بیان ائمه علاوه بر نماز صبح، مباحث تفصیلی نیز راجع به جمع شدن فرشتگان و گواهی آنان بر این نماز طرح شده که در بین انواع روایات تفسیری از نوع ایضاح مفهومی است چرا که این قسمت از روایت به تفصیل محتوای آیه پرداخته است و تفصیل نیز از جمله مشخصات ایضاح مفهومی است.
16.2.مقام محمود
﴿ وَ مِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسىَ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا محَّمُودًا﴾
«و پاره‏اى از شب را به آن (خواندن قرآن و نماز) بيدار باش در حالى كه (عبادتى) افزون براى توست باشد كه پروردگارت تو را به مقامى پسنديده برانگيزد.»
1.16.2.مقام محمود در روايات
روايت اول: عن بعض أصحابنا عن أحدهما قال‏ في قوله:﴿عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً﴾ قال: هي الشفاعة.166
بعضی از اصحاب و یاران ما از یکی از آن دو[صادقین(علیهما السلام)]در مورد عبارت﴿عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً﴾نقل كرده اند كه فرمودند:[مقام محمود]همان شفاعت است.
روايت دوم: وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ وَ هِشَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لَوْ قَدْ قُمْتُ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَشَفَعْتُ فِي أَبِي وَ أُمِّي وَ عَمِّي وَ أَخٍ كَانَ لِي فِي الْجَاهِلِيَّة.167
پدرم از محمد بن ابی عمیر و او نیز به واسطه معاویه و هشام از امام صادق(ع)نقل می کنند که رسول خدا فرمودند:قطعا پدر و مادر و عمو و برادرم که در جاهلیت بودند آنگاه که برمقام محمود برخیزم شفاعت خواهم کرد.
روايت سوم: حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ عِيسَى، عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أُذَيْنَةَ الْعَبْدِيِّ، عَنْ أَبِيهِ، وَ أَبَانٍ مَوْلَاهُمْ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَوْماً مُقْبِلًا عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وَ هُوَ يَتْلُو هَذِهِ الْآيَةَ﴿وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً﴾ فَقَالَ: يَا عَلِيُّ، إِنَّ رَبِّي (عَزَّ وَ جَلَّ) مَلَّكَنِي الشَّفَاعَةَ فِي أَهْلِ التَّوْحِيدِ مِنْ أُمَّتِي وَ حَظَرَ ذَلِكَ عَمَّنْ نَاصَبَكَ وَ نَاصَبَ وُلْدَكَ مِنْ بَعْدِك.168‏
حماد بن عیسی از عمر بن اذینه و او از عبدالرحمن ابن اذینه عبدی و وی نیز از طریق پدرش و ابان غلام آنان از انس بن مالک نقل کرده اند که گفت: ديدم من حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله را كه برابر حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه مى‏آمد در حالتى كه تلاوت ميكرد اين آيه را﴿عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً﴾ سپس حضرت مرتضى على عليه السّلام را مخاطب ساخته فرمود كه اى على بدرستى كه پروردگار من مرا مالك شفاعت اهل توحيد از امتم گردانید و منع كرد شفاعت نمودن مرا از براى آن كسانى كه عداوت داشته باشند با تو و اولاد بعد از تو.
روایت چهارم: وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ الْمَقَامُ الَّذِي أَشْفَعُ فِيهِ لِأُمَّتِي.169
رسول خدا فرمودند:[مقام محمود]مقامی است که در آن برای امتم شفاعت می کنم.
روایت پنجم:

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره معنای اصلی، امام صادق Next Entries دانلود پایان نامه درباره امام صادق، گناهان کبیره، رسول خدا (ص)، چارچوب سازی