دانلود پایان نامه درباره الاشارات و التنبیهات، کلام اشعری، فلسفه مشاء، جزء لایتجزی

دانلود پایان نامه ارشد

تنبیهات ابن سینا را در اسلوب مورد پسند خویش، البته با تحفظ بر نظم منطقی ابن سینا در ارائه مطالب، به رشته تحریر در آورده است. و در بیان مطالب پای بند به عین عبارت های ابن سینا نیست و به شرح خود بر اشارات و تنبیهات بسیار نظر دارد.

پرسشهای تحقیق
1. آیا میتوان مهمترین مسائل مطرح شده در کتاب اشارات و تنبیهات ابن سینا را بدون
شرحهای موجود و در یک چکیدهای روان، به زبان فارسی از نظر گذراند؟
2. آیا فخر رازی در لباب الاشارات و التنبیهات، تنها در پی خلاصه کردن کتاب اشارات و تنبیهات ابن سینا بوده یا نظرات کلامی خود را وارد کتاب کرده است؟
3. امتیاز لباب الاشارات و التنبیهات، بر شرح اشارات و تنبیهات در چیست؟
4. تبیین لباب الاشارات و التنبیهات، چگونه امکان پذیر است؟

اهمیت و ضرورت تحقیق
کتاب اشارات و تنبیهات، با عبارت های سنگین و رمز گونه و اجمال گویی های ابن سینا، نمی تواند برای همگان مورد استفاده قرار گیرد. به همین دلیل شرح های فراوانی بر آن نگاشته شده است. کتاب هایی که به عنوان شرح الاشارات و التنبیهات نگاشته شده اند نیز، به دلیل تفصیل و حجم زیاد مطالب که شامل نزاع های مبنایی بین فخر رازی و خواجه نصیر طوسی و دیگران هستند، برای طالبان فلسفه در پاره ای موارد ملال آور و گاهی بی حاصل است. از این رو توجه به کتابی که اجمال و ابهام های اشارات و تنبیهات ابن سینا را نداشته و هم چنین تفصیل و پرگویی های شرح اشارات و تنبیهات را نداشته باشد، ضروری می نماید.
تنها کتابی که این ویژگی ها را دارد کتاب لباب الاشارات و التنبیهات فخر رازی است. لباب الاشارات و التنبیهات، حلقه مفقوده همه طالبان فلسفه مشاء است؛ از آن رو که لباب الاشارات و التنبیهات، همه فلسفه مشاء از طبیعیات تا الهیات را در برگرفته است؛ از حقیقت جسم آغاز گردیده و در اسرار آیات حق تعالی پایان می پذیرد، آن هم بدون پر گویی و بدون ابهام و اجمال. بنابر این بر آن شدم تا ترجمه ای روان و گویا البته با حفظ امانت داری و عدم دخل و تصرف در عبارت های کتاب و شرحی مختصر با توجه به نظرات فخر رازی، برای دوست‌داران و طالبان فلسفه ارائه نمایم.
پیشینه تحقیق
آن‌چه باعث تأسف است، غفلت اهل فن از این کتاب پر ارزش است. طبق تحقیقات به
عمل آمده، تا کنون هیچ ترجمه و تحلیلی از این کتاب در دسترس نیست و نوشتار پیش رو، نخستین کاری است که در مورد لباب الاشارات و التنبیهات انجام شده است.

گزارش
امام فخر الدین محمد رازی، یکی از برجسته ترین علمای جهان اسلام است. او در کلام، فلسفه و تفسیر صاحب نظر بوده و کتاب های وی در هر یک از علوم مربوط، جزء منابع دسته اول است. اما در بررسی شخصیت علمی فخر رازی، این گونه در می یابیم که او در تمامی آثارش، بر مدار کلام اشعری سخن می گوید. فلسفه‏اى كه او در آثارش عرضه داشته، فلسفه‏اى از نوع خاصّ و به شدّت متأثّر از آراء كلامى است كه در آن اصول و براهين فلسفى تا آن جا مورد قبول و اعتبارند كه با عقايد كلامى در تعارض نباشد و إلّا هر جا ميان قواعد فلسفى با مبانى كلام اشعرى تعارضى روى دهد، او جانب متكلّمان را مى‏گيرد و آراء فلاسفه را مورد تخطئه قرار مى‏دهد. او در آثار فلسفى اش در مسائل مهمّى از قبيل: اثبات هيولى، اثبات صور نوعيّة ؛ امتناع اجتماع فعل و قبول در شى‏ء بسيط؛ عينيّت وجود و ماهيّت در واجب؛ مسبوقيّت حادث به مادّه؛ قاعده «الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد» و امتناع صدور كثير از واحد و امثال اين ها، به خاطر جانب دارى از آراء متكلّمان اشعرى به ابطال اصول مورد اتّفاق فلاسفه مى‏پردازد.

انگیزه فخر رازی از نگارش کتب فلسفی
كلام اشعرى كه توسّط بنيانگذار آن، ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى (متوفاى 324 ه. ق.) به عنوان واكنشى بر عليه مكتب عقل گراى معتزله آغاز گرديد، در آغاز كار خود براى آن كه پاي بندى خود را در مسائل اعتقادى به سنّت و شريعت اثبات كند و مطابق با ظاهر آيات و اخبار سخن بگويد، از به كار بردن مفاهيم و براهين منطقى و فلسفى پرهيز كرد. امّا متكلّمان اشعرى در دوره‏هاى بعد به زودى دريافتند كه براى دفاع از عقايد خود، چاره‏اى جز تمسّك به دلايل عقلى محكم ندارند و با سخنان عاميانه براى هميشه نمى‏توان در برابر مخالفانى كه به سلاح منطق و فلسفه مجهزند، مقاومت كرد. روى اين حساب به فكر افتادند تا علم كلام را به دلايل عقلى محكم، مجهّز سازند. اين كار با قاضى ابو بكر باقلانى (متوفاى 403 ه. ق.) شروع شد و او به قول ابن خلدون:
«به وضع مقدّماتى عقلى پرداخت كه ادلّه و افكار و نظريّات بر آن‌ها متوقّف مى‏گرديد، از قبيل: اثبات جوهر فرد و خلأ و اين‌كه عرض قائم به عرض نیست و در دو زمان باقى نمى‏ماند و امثال اين‌ها از مسائلى كه ادلّه ايشان بر آن‌ها متوقّف بود و اين قواعد را از لحاظ وجوب اعتقاد به آن‌ها تابع عقايد ايمانى قرارداد … آن‌گاه پس از قاضى ابو بكر باقلانى، امام الحرمين ابو المعالى پديد آمد و در همين راه كتاب «شامل» را نوشت و اين راه را توسعه داد و به شرح و بسط آن پرداخت. سپس راه مزبور را در كتاب «ارشاد» تلخيص كرد و مردم آن را به منزله راهنماى عقايد خويش شمردند و مورد استفاده قرار دادند.
پس از چندى علم منطق، در ميان ملّت اسلام انتشار يافت و مردم به خواندن آن پرداختند و ميان آن و علوم فلسفى تفاوت گذاشتند، بدين سان كه منطق، تنها قانون و معيارى براى ادلّه ‏باشد و هم‌چنان كه مسائل ديگر را با منطق مى‏آزمايند؛ ادلّه را نيز با آن مى‏سنجند و از آن پس قواعد مقدّماتى فنّ كلام را كه پیشینیان وضع كرده بودند مورد نظر و تحقيق قرار دادند و با بسيارى از آن ها به وسيله براهينى كه آن ها را راهنمائى كرده بود، مخالفت كردند و چه بسا كه بسيارى از براهين ايشان برگرفته از كلام فلسفی در مباحث طبيعيّات و الهيّات بود … و نخستين كسى كه در طريقه كلام بر اين منهج و شيوه به تأليف پرداخت غزالى بود و امام ابن الخطيب فخر رازى ‏از او پيروى كرد.»2.

ابن سینا و کتاب اشارات و تنبیهات
یکی از مهم ترین منابع مکتب فلسفی مشاء، کتاب اشارات و تنبیهات شیخ الرئیس ابو علی سینا است. این کتاب برخلاف سایر آثار ابن سینا دارای فصل بندی دقیق است که در بخش منطق ده نهج و در بخش فلسفه ده نمط گنجانده شده و اشاره، تنبیه، تبصره، وهم از عناوین هر یک از نهج ها و نمط هاست. با این‌که ابن سینا جامع بین معقول و منقول است، اما هرگز در بحث های عقلی از آیات و روایات استفاده نکرده است. اگر از ابتداء اشارات و تنبیهات تا آخر آن را مطالعه کنیم حتی یک آیه قرآن نمی یابیم مگر خاتمه کتاب که می گوید: «کفی بالله وکیلا»3. این کمال هنر نمایی ابن سینا است که معقول را با منقول خلط نمی کند و در بحث عقلی، صرفا عقلی بحث می‌کند.
نکته مهم دیگری که در اشارات و تنبیهات، خود نمایی می کند؛ این است که ابن سینا، بر خلاف سایر آثارش از ریاضیات بحث نمی کند و به جای آن، از عرفان سخن به میان می آورد. همین نشان گر فاصله گیری ابن سینا از مکتب عقلی محض مشاء ارسطوئی و بهره گیری از افکار نو افلاطونی است. همین مطلب را می توان در نمط دهم آن‌جا که ابن سینا از حکمت متعالیه سخن می گوید، می توان فهمید.

فخر رازی و کتاب اشارات و تنبیهات
فخر رازی، ابن سینا را بهترین فیلسوف مکتب مشاء معرفی می کند4. همین اعتقاد برای یک متکلم اشعری کافی است تا برای فلسفی کردن کلام اشعری به آثار ابن سینا به ویژه اثر برجسته او یعنی اشارات و تنبیهات، روی بیاورد. فخر رازی به عمق علمی اشارات و تنبیهات پی برده بود؛ به همین دلیل یک بار آن را شرح می کند و در شرح خود در هیچ مسأله ای ابن سینا را از تیرهای سهمگین اشکال هایش بی نصیب نمی گذارد و دیگر بار به تلخیص و تهذیب آن، تحت عنوان لباب الاشارات و التنبیهات، همت می گمارد که اگر کسی توان مطالعه شرح اشارات و تنبیهات او را نداشت، کتاب لباب الاشارات و التنبیهات را مطالعه کند.

گزارشی از کار فخر رازی در لباب الاشارات و التنبیهات
فخر رازی در مقدمه خود بر این کتاب بیان می کند که به دنبال خلاصه کردن اشارات و تنبیهات است و کاری به صحیح و فاسد آن ندارد مگر این که در برخی موارد مطالبی را بیان کند. اما آن هنگام که لباب الاشارات و التنبیهات به طور دقیق مطالعه شود، خواهیم دید که فخر رازی تنها در پی خلاصه کردن یا روان سازی عبارت های ابن سینا نبوده، هر چند که این هم بخشی از کار وی در این کتاب است، اما در واقع او مفاهیم و محتوای اشارات و تنبیهات ابن سینا را در اسلوب مورد پسند خویش، البته با تحفظ بر نظم منطقی ابن سینا در ارائه مطالب، به رشته تحریر در آورده است. او در بیان مطالب پای بند به عین عبارت های ابن سینا نیست و به شرح خود بر اشارات و تنبیهات بسیار نظر دارد.
فخر رازی در شرح خود بر اشارات و تنبیهات، در قید و بند عبارت های ابن سینا بوده است، از این رو با همان بیان و بنان ابن سینا در شرح مطالب، پیش رفته است. اما در لباب الاشارات و التنبیهات، چون قلم از خود فخر رازی است در هر مطلبی استدلال را طبق روش خود تبیین می کند. از این رو به چند نمونه اشاره می نمایم و تفصیل آن ها در ترجمه و تبیین نمط ها خواهد آمد:
1- در نمط اول، فخر رازی مثال صفحهای که مرکب از اجزاء غیرقابل تجزیه باشد، را در کتاب مباحث المشرقیه به عنوان برهان ششم در ابطال جزء لایتجزی آورده است.5
2- در نمط دوم، استدلال ابن سینا بر اثبات مزاج را ابطال می کند. در این راستا همان اشکال هایی که در شرح اشارات و تنبیهات بیان کرده را همین جا می آورد.
3- در نمط سوم، فخر رازی برای اثبات تجرد نفس، از استدلال ها و عبارت های کتاب النفس و الروح و شرح قواهما بسیار بهره می گیرد. او آن گاه که حواس باطنی را تبیین می کند، بر خلاف دیدگاه ابن سینا، همه آن ها را ابطال می کند و در پایان می گوید: مدرک تمامی این معانی و صور، نفس است.
4- فخر رازی در نمط چهارم، از استدلال های خود در کتاب البراهین در علم کلام و کتاب الاربعین فی اصول الدین، فراوان بهره برده است.
5- فخر رازی در ابتدای نمط پنجم، طبق مبنای شیخ می گوید: علت نیاز به مؤثر امکان است نه حدوث، سپس برای اثبات این مدعا، نه دلیل اقامه می کند. این ترتیب در کتاب اشارات ابن سینا وجود ندارد، بلکه فخر رازی این نحوه بیان و ترتیب گفتار را از کتاب «المطالب العالیه من العلم الالهی، جلد چهار، مقاله دوازده، فی بیان ان کون العالم ازلیا لایقتضی استغنائه عن المؤثر» ، آورده است.
6- در نمط ششم علاوه بر اشکالات بسیار، قاعده «الواحد لا یصدر عنه الا الواحد» را با استدلال های قرآنی رد می کند. این جا به تفسیر مفاتیح الغیب که معروف به تفسیر کبیر است، پناه برده است. فخر رازی از جمله متکلمین اشعری است که این قاعده را نمی پذیرد. از همین رو در نمط ششم، ترتیب نظام طولی عالم را طبق مبنای ابن سینا نپذیرفته و به شدت این قاعده را رد می کند. فخر رازی با تمسک به استدلال های عقلی و آیات قرآنی، اثبات می کند که همه مخلوقات صادر از جانب خداوند متعال هستند؛ اعم از مخلوقات مادی و مجرد و اعم از عالم علوی و سفلی همه به طور مستقیم، مستند به خداوند متعال اند. نه این که عالم عنصری از عقل فعال(عقل دهم) صادر شود و بقیه عقول به ترتیب از عقل بالاتر خود و آن‌چه از خداوند متعال صادر شده فقط عقل اول باشد. فخر رازی معتقد است؛ این سخن بر خلاف نص صریح آیات قرآنی است.
7- در پایان نمط هفتم، ابن سینا بحث قضا و قدر را مطرح می کند و به اختیار بندگان قائل می شود. اما فخر رازی در لباب الاشارات و التنبیهات، در پایان نمط هفتم، بر مبنای اشاعره، بحث جبر را تحت عنوان «اشاره» مطرح می کند و بر اثبات جبر استدلال می کند و می گوید: عقاب و پاداش نیز جزء قدر است. این دلیل که به عنوان اشاره مطرح شده، همان برهان هشتم است که فخر رازی در «المطالب العالیه من العلم الالهی، جلد نه، باب الاول: فی تقریر الدلائل العقلیه عل

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره واجب الوجود، الاشارات و التنبیهات، فلسفه مشاء، قاعده الواحد Next Entries دانلود پایان نامه درباره بینهایت، ذراع، متأخر، محال.