دانلود پایان نامه درباره افکار عمومی، جهان اسلام، رژیم صهیونیستی، صهیونیستی

دانلود پایان نامه ارشد

تلویزیون برای نشان دادن تصویر امریکا به اروپای غربی – جایی که مردم تصویر تحریف‌شدهای از ایالات متحده دارند- یک ضرورت است. با پایان جنگ سرد، امریکایی‌ها به تخصیص بودجه و سرمایه‌گذاری در قدرت نرم علاقه کمتری پیدا کردند.
از سال 1963 تا 1993، بودجه فدرال 15 برابر افزایش یافت، اما بودجه آژانس اطلاع‌رسانی امریکا تنها 5/6 برابر افزوده شد. این آژانس در اواسط دهه 1960 بیش از 12 هزار کارمند داشت که این رقم بالاترین تعداد آن بود، اما در سال 1994 این رقم به 9 هزار و در آستانه تصاحب آن به وسیله وزارت امور خارجه به 6715 کارمند رسید. به نظر می‌رسد قدرت نرم به کالای بی‌مصرفی تبدیل شده بود. بین سال‌های 1989 و 1999 بودجه آژانس یادشده تا 10 درصد کاهش یافت. در حالی که برنامه‌های رادیو دولتی در طول جنگ سرد نیمی از جمعیت شوروی را هر هفته و 70 تا 80 درصد جمعیت اروپای شرقی را پوشش می‌داد، در آغاز قرن جدید تنها 2 درصد از جمعیت عرب به رادیو صدای امریکا گوش می‌دادند. منابع شعبه آژانس اطلاع‌رسانی امریکا در اندونزی، بزرگ‌ترین کشور مسلمان جهان، به نصف رسید. از سال 1995 تا 2001، مبادلات فرهنگی و آکادمیک از 45 هزار در سال به 29 هزار رسید و بسیاری از کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی در دسترس بسته شدند. در حالی که “بی. ‌بی‌. سی” هر هفته در سرتاسر جهان 150 میلیون شنونده داشت، رادیو صدای امریکا کمتر از 100 میلیون مخاطب داشت. قدرت نرم به گونه‌ای با جنگ سرد عجین شده بود که کمتر امریکایی متوجه روی دادن انقلاب اطلاعاتی بود و به این ترتیب قدرت نرم بی‌اهمیت شده بود.
تنها پس از سپتامبر 2001 بود که امریکایی‌ها به اهمیت سرمایه‌گذاری در قدرت نرم دوباره پی‌بردند. انعکاس تصویر مثبت از یک کشور امری جدید نیست، اما شرایط برای قدرت نرم در سال‌های اخیر به نحو چشمگیری متحول شده است. در گذشته و به دلیل ماهیت استبدادی کشورهای منطقه و فقدان نقش مردم در کشورهای خود، امریکا توجه چندانی به اهمیت افکار عمومی مردم نسبت به سیاستهای خود نداشت و تنها از طریق همکاری با دولتهای استبدادی و متحد، سیاست‌های خود را پیش میبرد(تارنمای جنگ نرم و عملیات
روانی، 1391).
حادثه 11 سپتامبر نشان از تغییر عمدهای داشت که در زمینه امنیت، قدرت و تهدید به وجود آمده بود. امنیت امریکا از سوی گروههای غیردولتی به چالش کشیده شده بود که از قدرت سختِ چندانی برخوردار نبودند، اما توانسته بودند با ایدئولوژی خاص خود گروهی از جوانان را جذب و از آنها علیه منافع تنها اَبَرقدرت جهان استفاده کنند. پاسخ سریع امریکا به این اقدامات به‌کارگیریِ قدرت سخت و حملة نظامی به کشورهای افغانستان و عراق بود، اما این راهبرد نه تنها موفقیتی به دنبال نداشت، بلکه موجب تخریب وجهه این کشور در جهان و به خصوص در جهان اسلام شد، بنابراین امریکا راهبرد خود را تغییر داده و در صدد به‌کارگیری قدرت نرم در سیاست خارجی خود برای مبارزه با تهدیدهای موجود در سیاست خارجی برآمد(بهرامی، 1391).

2-17-1- قدرت نرم امریکا در غرب آسیا
قدرت نرم برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی مردم منطقه به‌کار گرفته میشود، به نحوی که افکار و نگرشهای آنها را تغییر داده و آنها را با سیاستهای امریکا در منطقه همراه کند. این کشور به خوبی پی برده است که اگر نتواند افکار عمومی را با خود همراه سازد، قادر نخواهد بود به اهداف سیاست خارجی خود دست یابد. زمانی که امریکا برای جنگ با عراق به دنبال کسب حمایت کشورهایی مانند ترکیه بود نتوانست موافقت این کشور را کسب کند، چرا که افکار عمومی در این کشور دید منفی نسبت به سیاستهای امریکا داشتند. حتی زمانی که رهبران خارجی رابطه دوستانهای با امریکا داشته باشند، اگر مردم و مجلس آنها تصویری منفی از این کشور و سیاست‌هایش داشته باشند، آزادی عمل آنها ممکن است محدود شود. در چنین شرایطی، دیپلماسی‌ای که افکارعمومی را هدف گرفته باشد، می‌تواند همانند ارتباطات دیپلماتیک طبقه‌بندی شدة سنتی در میان رهبران، برای کسب نتایج و پیامدها مهم باشد. در حال حاضر، امریکا فعالیتهای دیپلماسی عمومی را به عنوان شکل مدیریت شده قدرت نرم در رأس سیاست خارجی خود قرار داده است و سعی دارد با بهرهگیری از فعالیت‌هایی مانند مبادلات آموزشی و فرهنگی، پخش برنامههای بین‌المللی و طیف وسیعی از اقدامات دیگر ذهنیت مردم غرب آسیا را نسبت به خود تغییر داده و وجهه از دست رفته این کشور را ترمیم کند(بهرامی، 1390).
تردیدی نیست که امریکا تقریباً از همه ارکان برای اعمال “قدرت نرم” برخوردار است که از جمله آنها میتوان به جریانهای مهاجرت، فیلمهای هالیوود، شرکتهای بینالمللی، دانشجویان خارجی، کتابها، موسیقی، پایگاههای اینترنتی، نامزدهای جایزه نوبل و دستاورهای علمی اشاره کرد(نای، 1386، ص134). پیروزی در جنگ سرد، فروپاشی شوروی و تک‌قطبی شدن جهان نیز بر این اعتبار افزوده است. حضور بلندمدت در منطقه، نیاز شدید دولت‌های وابسته به حمایت مستمر امریکا، وابستگی شدید کشورهای منطقه به آن، تأمین امنیت صوری منطقه، انعقاد پیمان‏های مختلف با کشورهای منطقه، پایان دادن به اشغال کویت، اشغال عراق و سرکوب صدام، حضور نظامی جدی در منطقه، نقش تعادل‏بخشی در منطقه، نفوذ بلامنازع در سازمان‏های بین‌المللی، روابط گسترده سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی با بیشتر کشورهای منطقه، تلقی این کشور به عنوان مأمن و تکیه‏گاه نظام‏های استبدادی و غیر دمکراتیک حاکم بر بیشتر کشورهای منطقه، نقش محوری آن در فرایند جهانی شدن، کمک‏های اقتصادی و گاه بلاعوض به برخی کشورهای نیازمند منطقه، طرح شعارهای فریبنده همچون حقوق بشر و مبارزه با تروریسم، قدرت زیاد در جعل اتهامات، بحران‏آفرینی و ایجاد رعب و هراس در میان مردم و رهبران کشورها و خوف دولت‏های منطقه از ناهمسویی با سیاست‏های این کشور، نفوذ در میان رهبران و نخبگان بیشتر کشورهای منطقه، تلاش گسترده فرهنگی برای انتشار ارزش‏ها و الگوهای مورد قبول خود در جهان اسلام، به ویژه در میان نسل جوان و کسب محبوبیت و … از مواردی به شمار می‌رود که به
حسب ظاهر موجب کسب قدرت نرم برای این کشور در نزد دولت‌های وابسته غیرمردمی شده است
(حجازی، 1387، ص13).

2-17-2- محدودیتها و چالشهای قدرت نرم امریکا در غرب آسیا
2-17-2-1- تردید نسبت به فرهنگ امریکایی
در غرب آسیا دودلی و تردید نسبت به فرهنگ امریکایی، باعث تحلیل و محدودیت هر چه بیشتر قدرت نرم امریکا شده است. در حال حاضر در غرب آسیا، تلویزیون و شبکههای ماهواره‌ای بسیاری راه‌اندازی شدهاند که بیش از هر چیز بیانگر گریز این کشورها از فرهنگ القایی امریکایی و بازگشت به خود است. برای نمونه، راه‌اندازی شبکه “الجزیره” و پخش تصاویر سانسور نشده این شبکه تأثیر سیاسی بسیار قدرتمندی بر تلاشهای امریکا برای سرپوش گذاشتن بر تحولات منطقهای(جنگ عراق و افغانستان) داشت.

2-17-2-2- اختلاف فرهنگی زیاد بین امریکا و کشورهای غرب آسیا
منطقه غرب آسیا چالشی ویژه برای قدرت نرم امریکا به‌شمار می‌رود. در عین حال منطقه غرب آسیا غوطهور در ارتباطات مدرن است که بیشترین نگرش ضد امریکایی در میان مردمان این منطقه مشاهده میشود. این منطقه چالشی خاص را متوجه قدرت نرم امریکا میکند، چرا که قدرت نرم بستگی به خواست دریافت‌کنندگان آن نیز دارد و اختلاف فرهنگی بین امریکا و اروپا به بزرگی اختلاف بین امریکا و کشورهای غرب آسیا نیست. بدین ترتیب اروپا بیشتر از غرب آسیا مستعد منابع قدرت نرم امریکاست، چرا که با توجه به تصور مردمان غرب آسیا از امریکا به عنوان کشوری ضد اسلامی و ضدعربی و با توجه به نفوذ گسترده ارتباطات در افکار عمومی کشورهای این منطقه و نقش ارتباطات در بالا بردن آگاهی و دانش مردم، به نظر میرسد که سیاست نرم امریکا در غرب آسیا با چالشی جدی مواجه شده است(عطایی، قادری کنگاوری و ابراهیمی، 1390، صص198-197).

2-17-2-3- نهضت بیداری اسلامی
مهم‌ترین عامل در افول قدرت نرم امریکا، موج بیداری اسلامی، قیامها و خیزش‌های مردمی منطقه در مبارزه با استبداد حاکمان مورد حمایت امریکاست. به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که اسلام سیاسی جایگاه ویژهای در گسترش این قیامها داشته است و نه حاکمان مستبد غرب آسیا بلکه ارزشهای دمکراسی غرب را هم به چالش کشیده است و نماد این چالشها در خواستههای مردمی این قیامها نمایان است.

2-17-2-4- موضع مبهم امریکا در قبال انقلابهای منطقه
در حال حاضر موضع مبهم امریکا در قبال بحران بحرین، اردن، یمن، عربستان و سایر متحدان خود در منطقه موجب تضعیف قدرت نرم امریکا در غرب آسیا شده است(ستوده، جعفری، نجات‌پور، عمروآبادی،
1390، ص190).

2-17-2-5- حمایت قاطع از رژیم صهیونیستی
ادامه حمایت از رژیم صهیونیستی، پرهزینهترین سیاست برای قدرت نرم امریکا در غرب آسیا و جهان اسلام است(نای، ب، 1386، ص133).

2-17-2-6- کاهش اعتبار امریکا در منطقه
در میان رهبران افکار عمومی، اعتبار17 منشأ تعین‌کننده و منبع با اهمیت قدرت نرم به‌شمار می‌رود. شهرت، اهمیتی بیشتر حتی نسبت به گذشته پیدا کرده است و مبارزات سیاسی اغلب بر سر ایجاد و از بین بردن اعتبار رخ میدهد. دولتها نه تنها با دیگر دولتها برای اعتبار به رقابت میپردازند؛ بلکه این کار را با بهرهگیری گسترهای وسیع از بدیلهای مختلف، شامل رسانههای خبری و شرکتها و سازمانهای غیردولتی و سازمانهای بین‌المللی و شبکههای مجامع علمی انجام میدهند، به‌گونه‌ای که سیاست به عرصه مبارزه میان اعتبارهای رقیب تبدیل شده است(عطایی، قادر کنگاوری و ابراهیمی، 1390، ص193). در نتیجه اعتبار نقش مهم‌تری به عنوان منشأ قدرت یافته است. اطلاعاتی که تبلیغاتی به نظر میرسد نه تنها ممکن است بیارزش شمرده شود بلکه در صورتی که موجب کاهش شهرت کشوری از لحاظ اعتبار شود زیان‌بخش نیز تلقی گردد. ادعاهای مبالغه‌آمیز در بارة تهدید قریب‌الوقوع سلاح‌های کشتار جمعی صدام حسین و پیوندهای مستحکم وی با القاعده به‌احتمال در جلب حمایت مردم امریکا و انگلیس از جنگ عراق مؤثر بوده است؛ اما افشاگریهای بعدی درباره مبالغه‌آمیز بودن ادعاهای یادشده ضربهای سنگین به اعتبار این دو کشور وارد آورد(نای 1383، صص13-12).
ناکامی اطلاعاتی و مبالغه اطلاعاتی برای مقاصد سیاسی در سرآغاز جنگ عراق و … برای قدرت نرم امریکا مخرب بوده است.

2-18- مقایسه تطبیقی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و امریکا در غرب آسیا
لازم به ذکر نیست که در یکی دو دهه اخیر قدرت نرم امریکا در منطقه به دلیل اعمال آشکار برخی سیاست‏های خشن و توجیه‏ناپذیر همچون حمایت صریح و قاطع از رژیم صهیونیستی، یک‏جانبه‏گرایی، توسعه‏طلبی، اشغال عراق و افغانستان، مخالفت با سوریه و لبنان، و … اعتبار و وجاهت آن افول یافته و قدرت نرم آن به میزان چشمگیری تحلیل رفته است. این معادله به‌احتمال در خصوص ایران سیری معکوس طی کرده است( هاینین، 2008، ص69). بنابراین با از دست دادن مشروعیت امریکا در منطقه که از دکترین بوش ناشی میشد امریکا خسارات زیادی متحمل شد. جنگ در عراق و افغانستان و رسوایی در گوانتانامو، ابوغریب و نقض حقوق بشر از طرف دولت رژیم صهیونیستی و حمایت از دولتهای استبدادی در جهان عرب، قدرت نرم امریکا را تضعیف کرده است(بهرامی، 1391).

2-18-1- تأثیرگذاری انقلابهای منطقه
قدرت نرمی که از طریق رسانهها و دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی مبادله ایجاد شد نقشی مهم در به‌وجود آوردن مطالبات مردم که خواهان دمکراسی، حقوق بشر و عدالت اقتصادی و اجتماعی هستند، داشته است. از این نکته نیز نباید غافل شد که با شکلگیری بیداری اسلامی و خیزشهای مردمی در جهان اسلام و عرب قدرت سخت امریکا به چالش کشیده شده است. اکنون مردم خواهان سرنگونی حکومتهای استبدادی منطقه هستند که به عنوان هم‌پیمان امریکا نقشی مهم در سیاستهای نظامی آن کشور ایفا ‌کرده‌اند. “زین‌العابدین بن علی” در تونس و “حسنی مبارک” در مصر به عنوان متحدین اصلی امریکا در اجرای سیاست‌های این کشور نقش مهمی داشتهاند و با سرنگونی آنها این نگرانی در امریکا در مورد آینده

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره افغانستان، ایالات متحده، سیاست خارجی، نظام بین الملل Next Entries دانلود پایان نامه درباره افغانستان، ژئوپلیتیک، تاجیکستان، خاورمیانه