دانلود پایان نامه درباره افغانستان، مواد مخدر، گروه های تروریستی، رابطه استراتژیک

دانلود پایان نامه ارشد

ﻧﻘﺎط ﻋﻄﻒ ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ.‬ (Ramezani, 2004, p55)‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫1. در دوران رژﻳﻢ ﮔﺬﺷﺘﻪي اﻳﺮان اﻋﺘﻘﺎد ﭼﻨﺪاﻧﻲ ﺑﻪ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ وﺟﻮد ﻧﺪاﺷﺖ،‬ ‫ﻟﺬا ﻧﻘﺶ ﺳﻴﺎﺳﻲ- اﻣﻨﻴﺘﻲ و ﺣﺘﻲ اﻗﺘﺼﺎدي اﻳﺮان در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ، ﺑﻪﺧﺼﻮص ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ ﻋﺮﺑﻲ‬ ‫ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺣﺎﺷﻴﻪاي ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﺷﺪ. ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس، ورود اﻳﺮان ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﻴﺎﺳﻲ و اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ‬ ‫ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﻳﺖ ﺻﻠﺢ اﻋﺮاب و اﺳﺮاﻳﻴﻞ و اﺻﻮﻻً ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻋﺮﺑﻲ و اﺳﻼﻣﻲ، اﻳﺮان را وارد‬ ‫ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﻲ ﻣﻲﻛﺮد ﻛﻪ از ﻟﺤﺎظ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ و اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ رﺑﻄﻲ ﺑﻪ اﻳﺮان ﻧﺪاﺷﺖ و ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻨﺶﻫﺎي‬ ‫ﻏﻴﺮ ﺿﺮوري وارد ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﻣﻲﻛﺮد. از ﺳﻮي دﻳﮕﺮ در آن زﻣﺎن ﺷﻮروي ﻗﺪرت‬ ‫ﻣﺴﻠﻂ ﺑﺮ آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي، ﻗﻔﻘﺎز و اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن ﺑﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ اﻳﺮان ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻛﺮدن روﻳﻜﺮد‬ ‫ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ– ﺗﺎرﻳﺨﻲ در ﺣﻮزهﻫﺎي ﺗﻤﺪﻧﻲ ﺧﻮد در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ ﻧﺪاﺷﺖ. در ﻧﻬﺎﻳﺖ رژﻳﻢ ﺷﺎه‬ ‫اﻋﺘﻘﺎدي ﺑﻪ ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻛﺮدن ﻧﻘﺶ ﻣﺬﻫﺐ و اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژي در ﺟﻬﺖﮔﻴﺮي ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان‬ ‫ﻧﺪاﺷﺖ ‬ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ در آن زﻣﺎن ﺗﻤﺮﻛﺰ اﺻﻠﻲ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان‬ ‫ﺑﺮ روﻳﻜﺮد ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ و ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ ﺑﻮد. ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس ﻧﻴﺰ ﻣﺮﻛﺰ ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل ﺳﻴﺎﺳﻲ-‬ ‫اﻣﻨﻴﺘﻲ و اﻗﺘﺼﺎدي اﻳﺮان ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲآﻣﺪ)26 ,05 .‪ . Fuller, 1991, pp (‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫2. اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ ﻧﻘﻄﻪ ﻋﻄﻔﻲ در ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ ﺑﺎ ﺗﻘﻮﻳﺖ‬ ‫روﻳﻜﺮد اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲآﻳﺪ. ﻣﺎﻫﻴﺖ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ‬ ‫ﺑﻪﮔﻮﻧﻪاي ﺑﻮد ﻛﻪ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژي ﺷﻴﻌﻲ و ﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن اﺗﺼﺎل اﻳﺮان ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻬﺎن ﻋﺮب و‬ ‫اﺳﻼم را اﺟﺘﻨﺎب ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻣﻲﻛﺮد. ﺑﺮﺧﻼف ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﻨﻄﻘﻪاي ﻧﻮﻋﻲ ﻗﻮت در‬ ‫ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ ﺣﺴﺎب آﻣﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺻﻠﻲ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ از ﺟﻤﻠﻪ ﺻﻠﺢ اﻋﺮاب و اﺳﺮاﻳﻴﻞ‬ ‫و ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ اﺳﺘﻜﺒﺎر و ﺑﻪ ﺗﺒﻊ آن ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺣﻜﻮﻣﺖﻫﺎي ﻋﺮﺑﻲ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻗﺪرتﻫﺎي ﺑﺰرگ، دو‬ ‫ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﺑﻮدﻧﺪ ﻛﻪ ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان را ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﻨﻄﻘﻪ وﺻﻞ ﻣﻲﻛﺮدﻧﺪ. در اﻳﻦ‬ ‫زﻣﺎن ﻧﻘﺶ اﻳﺮان از ﺣﺎﻟﺖ ﺣﺎﺷﻴﻪاي ﺧﺎرج و ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻓﻌﺎلﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪاي ﺑﺎ ﺷﻜﻞ ﺟﺪﻳﺪ‬ ‫ﻣﻄﺮح ﺷﺪ. اﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ ﭘﺎﻳﺎن ﺟﻨﮓ اﻳﺮان و ﻋﺮاق ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ روﻳﻜﺮد ﺗﻮﺳﻌﻪاي و اﻗﺘﺼﺎدي در‬ ‫ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان رﻓﺘﻪ رﻓﺘﻪ ﻣﻄﺮح ﺷﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫3. ﻓﺮوﭘﺎﺷﻲ ﺷﻮروي ﻧﻘﻄﻪ ﻋﻄﻒ دﻳﮕﺮي از ﻟﺤﺎظ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ روﻳﻜـﺮد ﺗﻤـﺪﻧﻲ– ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ و‬ ‫ﺗﺎرﻳﺨﻲ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲآﻳﺪ. ﻇﻬﻮر ﻛـﺸﻮرﻫﺎي ﺗـﺎزه اﺳـﺘﻘﻼل ﻳﺎﻓﺘـﻪ در‬ ‫آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي و ﻗﻔﻘﺎز ﻛﻪ از ﻟﺤﺎظ ﺗﻤﺪﻧﻲ– ﺗﺎرﻳﺨﻲ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ اﺳـﻼﻣﻲ ﺑـﻪ ﻧـﻮﻋﻲ ﺑـﻪ‬ ‫اﻳﺮان و ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ وﺻﻞ ﻣﻲﺷﺪﻧﺪ، ﺷﺮاﻳﻄﻲ
ﻓﺮاﻫﻢ ﻛﺮد ﺗﺎ اﻳﺮان ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺷﻤﺎﻟﻲ و ﺷـﺮﻗﻲ را‬ ‫ﺑـﺮاي اوﻟـﻴﻦ ﺑـﺎر در اوﻟﻮﻳـﺖ ﺳﻴﺎﺳـﺖ ﺧـﺎرﺟﻲ ﺧـﻮد ﻗـﺮار دﻫـﺪ. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫در ﺳﺮﺗﺎﺳـﺮ دﻫـﻪ 1991 ﺻﺎﺣﺒﻨﻈﺮان ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﻣﺸﻐﻮل ﺑﺤﺚ و ﺑﺮرﺳﻲ راهﻫﺎي ﻧﺰدﻳﻜﻲ اﻳـﺮان‬ ‫ﺑﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎي اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﻠﻲ ﺿﺮورت ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل اﻳﺮان در اﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺑﻮدﻧﺪ. ﺗﻤﺮﻛﺰ‬ ‫ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﺑﺮ اﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ در اﻳﻦ دوران دور ﺟﺪﻳﺪي از رﻗﺎﺑﺖﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي، ﺳﻴﺎﺳﻲ-‬ اﻣﻨﻴﺘﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را ﺑﻴﻦ اﻳﺮان و دﻳﮕﺮ ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﻣﻬﻢ ﻣﻨﻄﻘـﻪاي ﻫﻤﭽـﻮن روﺳـﻴﻪ و ﺗﺮﻛﻴـﻪ در‬ ‫ﻣﻨﺎﻃﻖ آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي و ﻗﻔﻘﺎز ﻓﺮاﻫﻢ و ﺑﻪ ﻫﻤﺎن اﻧﺪازه ﻧﻘﺶ اﻳﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮان را در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ‬ ‫و ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ اﻳﺮان ﺑﺎزﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮد)‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫4. در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﮔﺮاﻳﻲ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺣﻮادث 11 ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ و ﺑﺤﺮان ﻋﺮاق در ﺳﺎل 2003 ‬ ‫ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ ﻣﻲ توان ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮروﻳﻜﺮد ﺳﻴﺎﺳﻲ – اﻣﻨﻴﺘﻲ را در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﺮد. ﺣﻀﻮر‬ ‫ﻧﻴﺮوﻫﺎي آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ در ﻋﺮاق و ﺧﻄﺮﻫﺎي ﻧﺎﺷﻲ از آن ﺑﺮاي اﻣﻨﻴﺖ و ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ اﻳﺮان و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ‬ ‫ﺷﻜﻞﮔﻴﺮي ﻧﻈﻢ ﺟﺪﻳﺪ ﺳﻴﺎﺳﻲ- اﻣﻨﻴﺘﻲ در ﻋﺮاق ﺑﺎ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻧﻘﺶ ﺷﻴﻌﻴﺎن و ﻛﺮدﻫﺎ در ﺳﺎﺧﺖ‬ ‫ﻗﺪرت و ﺳﻴﺎﺳﺖ اﻳﻦ ﻛﺸﻮر، ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ اﺋﺘﻼفﻫﺎ ﺑﺎ اﺣﺰاب ﺳﻴﺎﺳﻲ و دوﻟﺖﻫﺎي دوﺳﺖ‬ ‫را در ﻣﻨﻄﻘﻪ اﺟﺘﻨﺎب ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻛﺮد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﺗﺤﻮﻻت ﺳﻴﺎﺳﻲ- اﻣﻨﻴﺘﻲ ﻋﺮاق ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ ﺑﺮ ﻧﻈﻢ ﺳﻴﺎﺳﻲ- اﻣﻨﻴﺘﻲ ﻣﻮﺟﻮد در ﺟﻬﺎن ﻋﺮب و‬ ‫ﺑﻪﺧﺼﻮص ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس ﺗﺄﺛﻴﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻪ و ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل اﻳﺮان در ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﻨﻄﻘﻪاي را‬ ‫ﺿﺮورت ﺑﺨﺸﻴﺪه اﺳﺖ. ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل اﻳﺮان درﺷﺮاﻳﻂ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺮاي «ﺗﺜﺒﻴﺖ ﻧﻘﺶﻫﺎي ﺳﻴﺎﺳﻲ-‬ ‫اﻣﻨﻴﺘﻲ» در دوران اﻧﺘﻘﺎﻟﻲ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﻢ ﺟﺪﻳﺪ ﺻﻮرت ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ(ﺑﺮزﮔﺮ، 5831). ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺗﻤﺮﻛﺰ‬ ‫ﺑﺮ ﺳﻪ روﻳﻜﺮد ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ و ژﺋﻮﭘﻠوتیک، ﺗﻤﺪﻧﻲ- ﺗﺎرﻳﺨﻲ و ﺳﻴﺎﺳﻲ- اﻣﻨﻴﺘﻲ ﻫﻤﻮاره زﻣﻴﻨﻪه ای‬ ‫ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ و ﻧﻈﺮي وﻳﮋه ای در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان دارد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

2-5- رابطه استراتژیک ایران و افغانستان
كشورهاي واقع در يك حوزه ي جغرافيايي به حكم مؤلفه هايي همچون جغرافيا، تاريخ، اقتصاد و فرهنگ بر همديگر تاثير مي گذارند و از هم تاثيرمي پذيرند. نگاه عميق به تحولات جمهوري اسلامي ايران و افغانستان نشان ميدهدكه اين دوكشور به علت همسايگي، مسایل تاريخي، فرهنگي، زباني و ديني از يكديگر متأثر مي شوند. به عنوان مثال جنگ داخلي در افغانستان به بي ثباتي در مرزهاي ايران و ورود مهاجرين افغان به ايران انجاميد. در همين حال، وقوع انقلاب اسلامي در ايران آثار اوليه خود را بر افغانستان به نمايش گذاشت و لذا ايران به يكي ازحاميان نيروهاي جهادي در افغانستان تبديل شد. اشغال افغانستان به وسيله شوروي، رقابت شرق و غرب در اين کشور، جنگ و جهاد داخلي، کشتار شيعيان و آواره شدن ميليون ها نفر، مواد مخدر، مسئله هيرمند و . . . از جمله مسائلي هستند که ايران از آنها تأثير پذيرفته و دربعضي مواقع برای تأمين امنيت و منافع خود به ناچار درگير تحولات ومسائل افغانستان شده است. علاوه بر موارد فوق ، ظهور وسقوط طالبان تحت تأثيرآمريکا وتحولات افغانستان پس از 11 سپتامبر 2001، باعث اهميت بيشترتحولات اين کشور در ارتباط با امنيت ملي ايران شده است.
محیط استراتژیک ایران چنان است که افغانستان به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این محیط تبدیل شده است. امروزه عدم وجودصلح وامنیت درافغانستان، وجود سیاستهای اشغالگرانه آمریکا وخصوصاً سیاستهای پنهان برخی کشورها به منظور انتقال مواد مخدر و باندهای قاچاق اسلحه و گروههای خرابکارانه به ایران مواردی است که همواره ایجاد ثبات امنیتی منطقه را به مخاطره افکنده است. مهمترین منابع تنش زای سیاسی- امنیتی در روابط ایران و افغانستان را می توان در مؤلفه های فعالیت اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر در داخل و آن سوی مرزها، فعالیت گروه های تروریستی که اقدامات منفی سیاسی و ضد امنیتی مرتکب می شوند، حضور مهاجرین افغان و تبعات ناشی از این حضور، قاچاق و جرائم خشن، جستجو کرد. با حمله آمريكا به افغانستان و اشغال نظامي آن كشور‏، مناطق پيراموني ايران تغييراتي را پذيرا شد و حوزه نفوذ سنتي ايران را محدود و در تنگناي شديد قرار داد. حضور آمريكا در افغانستان (به طور غيرمستقيم و بر مبناي همكاري) موجب كاهش قدرت مانور ايران در افغانستان و گسترش حوزه ژئوپليتيكي آمریکا شد. اتمي شدن پاكستان و ظهور يك قدرت هسته‌اي در همسايگي ايران و همكاري استراتژيك اين كشور با آمريكا در منطقه به ويژه در افغانستان و اختلال در شكل‌گيري روابط راهبردي ايران، روسيه، چين و هند و معرفي افغانستان به عنوان يك رقيب ژئوپليتيكي براي ايران از جمله مؤلفه‌هاي بسيار مهمي است كه ميزان آسيب‌پذيري ايران را در اين حوزه ژئوپليتيكي بطور فزاينده‌اي بالا برده است(یونسیان، 1380: 57).با توجه به اين مطالب مي‌توان ادعا كرد كه بخش قابل توجهی از مؤلفه‌هاي تأثیرگذار در تأمين امنيت داخلي كشور به نوعي متأثر از متغيرهاي خارج از مرزهاي سرزميني است لذا هر گونه آسيب‌پذيري در روابط کشور با همسایگان زمینه نقصان در امنيت داخلي و امنيت ملي را
فراهم مي‌نمايد.

‫2-6-دﻳﺪﮔﺎهﻫﺎي ﻧﻈﺮي ﻣﻮﺟﻮد در زﻣﻴﻨﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ‬‬‬‬‬‬
‫دﻳﺪﮔﺎهﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ اﻧﺘﻘﺎدي دراﻳﺮان ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ اﺳﺎﺳﺎً ﺳﺎﺧﺖ ﻗﺪرت، ﺳﻴﺎﺳﺖ و‬ ‫ﻓﺮﻫﻨﮓ در اﻳﺮان ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاي اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ در ﺣﻮزه ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ‬ ‫را ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ راﻫﺒﺮد ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ و ﺑﺪون ﻓﺎﻳﺪه ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲﻛﻨﺪ. از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎهﻫﺎ ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪ‬ ‫اﻳﻦ ﻣﻮارد اﺷﺎره ﻛﺮد:‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‫2-6-1-ﻋﺪم ﺗﺤﻘﻖ اﺋﺘﻼف ﺑﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻣﻨﻄﻘﻪ‬‬‬‬‬‬
‫ﻧﻈﺮﻳﻪ »ﻋﺪم اﻣﻜﺎن اﺋﺘﻼف« ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ در اﺻﻞ ﺳﺎﺧﺖ ﻗﺪرت و ﺳﻴﺎﺳﺖ در اﻳﺮان‬ ‫ﻫﻤﭽﻮن ﻣﺎﻫﻴﺖ اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ ﻧﻈﺎم و اﻫﺪاف ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ از ﺟﻤﻠﻪ دﻓﺎع از‬ ‫ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﻧﻬﻀﺖﻫﺎي آزادﻳﺒﺨﺶ از ﻳﻚ ﺳﻮ و ﻣﺎﻫﻴﺖ و وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺳﺎﺧﺖ ﻗﺪرت و ﺳﻴﺎﺳﺖ‬ ‫در ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺟﻬﺎن ﻋﺮب از ﺳﻮي دﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاي اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ زﻣﻴﻨﻪ اﺋﺘﻼف و ﻫﻤﻜﺎري در‬ ‫ﺳﻄﺢ ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺟﻬﺎن ﻋﺮب را ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫از اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه »اﻳﺮان ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻛﺸﻮر ﺷﻴﻌﻪ ﺑﺎﻣﺤﺪوده ﻣﺮزي ﺳﻨﻲﻧﺸﻴﻦ و ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪ‬ ‫ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﻲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ اﻳﺮاﻧﻴﺖ و ﻫﻤﻴﻦﻃﻮر ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻛﺸﻮر ﻣﺒﺘﻜﺮ و ﭘﻴﺸﺮوي اﻧﺪﻳﺸﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ،‬ ‫ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎن ﺧﻮد ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻤﺘﺎز اﺳﺖ«. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي و‬ ‫ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﻳﺮان ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎن ﺷﻤﺎﻟﻲ و ﺷﺮﻗﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ و اﺳﺎﺳﺎً اﻳﻦ ﻛﺸﻮرﻫﺎ ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ‬ ‫ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ را ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ اﻳﺮان ﺑﺎ اﻳﻦ ﻛﺸﻮرﻫﺎ ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺪ وارد اﺋﺘﻼف و ﻫﻤﮕﺮاﻳﻲ ﺷﻮد. ﺑﻪ‬ ‫واﺳﻄﻪ اﻳﻦ ﺗﻔﺎوتﻫﺎي اﺳﺎﺳﻲ، » اﻳﺮان ﭼﻪ از ﻧﺎﺣﻴﻪ ﺟﻨﻮب ﺑﺎ اﻋﺮاب، ﭼﻪ از ﻧﺎﺣﻴﻪ ﺷﻤﺎل ﺑﺎ‬ ‫ﺗﺮكﻫﺎ و ﭼﻪ از ﻃﺮف ﺷﺮق ﺑﺎ ﻫﻨﺪ و ﭘﺎﻛﺴﺘﺎن ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺋﺘﻼف ﻛﻨﺪ و ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺧﺎص ﻣﺎﻧﺪه و‬ ‫رﻓﺘﺎر ﻛﺮده اﺳﺖ)‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‫2-6-2-ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺟﻬﺎﻧﻲﮔﺮاﻳﻲ واﻫﻤﻴﺖ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻚ ﻏﺮب‬‬‬‬‬‬
‫ﻧﻈﺮﻳﻪ «ﺟﻬﺎن ﮔﺮاﻳﻲ» ﻛﻪ در اﺻﻞ ﻣﻨﺘﻘﺪ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان‬ ‫اﺳﺖ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﺮان در روﻧﺪ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪن و ﺗﻮﺳﻌﻪ در درﺟﻪ اول ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮش و‬ ‫ﺗﻮﺳﻌﻪ رواﺑﻂ ﺑﺎ ﻣﺮﻛﺰ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻋﻠﻢ و ﺛﺮوت ﺟﻬﺎن ﻳﻌﻨﻲ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻏﺮﺑﻲ اﺳﺖ. از اﻳﻦ ﻟﺤﺎظ‬ ‫اﺋﺘﻼفﻫﺎي ﻣﻨﻄﻘﻪاي و ورود اﻳﺮان ﺑﻪ ﺣﻮزهﻫﺎي ﺳﻴﺎﺳﻲ- اﻣﻨﻴﺘﻲ ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺣﺴﺎس‬ ‫ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ اﻋﺮاب و اﺳﺮاﻳﻴﻞ، رواﺑﻂ اﻳﺮان ﺑﺎ ﻏﺮب را وارد ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲﻫﺎي ﺧﺎﺻﻲ‬ ‫ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ درﻧﻬﺎﻳﺖ روﻧﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ در اﻳﺮان را دﭼﺎر اﺷﻜﺎل ﻣﻲﺳﺎزد. ﻳﻜﻲ از ﻃﺮﻓﺪاران اﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ‬ ‫ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﻧﻈﺮي در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان در ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﻗﺎﻋﺪهﻣﻨﺪ ﻧﺒﻮدن‬ ‫رواﺑﻂ اﻳﺮان ﺑﺎ ﺟﻬﺎن ﻏﺮب اﺳﺖ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﺑﺮاﺳﺎس اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه «ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ﺑﺮاي ﺗﺴﻬﻴﻞ در دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﻛﻼن ﺧﻮد‬ ‫از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدي و اﻳﻔﺎي ﻧﻘﺶ ﻓﻌﺎل در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮاري راﺑﻄﻪ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺑﺎ ﻗﺪرتﻫﺎي‬ ‫ﺑﺰرگ ﺑﻪﺧﺼﻮص آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ»‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻣﻨﺒﻊ ‫ﻗﺪرت در ﺳﻄﺢ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻧﺰد ﻏﺮب اﺳﺖ و ﺑﺴﻴﺎري از ﻣﺸﻜﻼت اﻳﺮان ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎن ﻧﻴﺰ ﻧﺎﺷﻲ از‬ ‫ﻓﻘﺪان رواﺑﻂ ﻗﺎﻋﺪهﻣﻨﺪ ﺑﺎ ﻏﺮب اﺳﺖ(ﺳﺮﻳﻊ اﻟﻘﻠﻢ، 9731، ص 33). اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪن را ﻳﻚ‬ ‫روﻧﺪ ﻣﻲداﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎر، ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺟﻬﺎن از ﺟﻤﻠﻪ اﻳﺮان دﻳﺮ ﻳﺎ زود ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ آن ﻫﻤﺮاه‬ ‫ﺷﻮﻧﺪ.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‫2-6-3-ﺗﻀﺎد ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮدن اﻳﺮان در ﻣﻨﻄﻘﻪ‬‬‬‬‬‬
‫درﻧﻬﺎﻳﺖ ﻧﻈﺮﻳﻪ »ﺷﻜﺎف ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ- اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ« ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻪ وﺟﻮد ﺷﻜﺎفﻫﺎي ﻋﻤﻴﻖ در ﺳﺎﺧﺘﺎر‬ ‫ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ- اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺗﺎرﻳﺨﻲ در ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت اﻳﺮان و ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻋﺮب اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ‬ ‫زﻣﻴﻨﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﺗﺪاوم ﻫﻤﻜﺎريﻫﺎ در ﺣﻮزهﻫﺎي ﺳﻴﺎﺳﻲ- اﻣﻨﻴﺘﻲ و اﻗﺘﺼﺎدي را دﺷﻮار ﻣﻲﺳﺎزد.‬ ‫از اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه، اﻳﺮان ﺑﺎ ﻫﻴﭻ ﻳﻚ از ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻋﺮﺑﻲ رواﺑﻂ ﻗﺎﺑﻞ اﺗﻜﺎﻳﻲ ﻧﺪاﺷﺘﻪ و دوران ﭘﺲ از‬ ‫اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ ﭘﺮآﺷﻮبﺗﺮﻳﻦ رواﺑﻂ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﺑﺎ دﻧﻴﺎي ﻋﺮب ﺑﻮده اﺳﺖ و ﻫﻨﻮز ﺑﺴﻴﺎري از‬ ‫ﺑﺪﺑﻴﻨﻲﻫﺎ و ﺗﺼﻮرﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﻣﺎﻧﻊ از ﻫﻤﻜﺎري و ﻧﺰدﻳﻜﻲ ﺑﻴﻦ اﻳﻦ دو ﻃﺮف‬ ‫ﻣﻲﺷﻮد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ از اﻳﻦ دﻳﺪﮔﺎه اﻳﺮان ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻗﻮﻣﻲ، ﻣﺬﻫﺒﻲ و ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺎ اﻋﺮاب اﺣﺴﺎس ﺑﻴﮕﺎﻧﮕﻲ‬ ‫ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﺑﺤﺮان ﻣﺸﺮوﻋﻴﺖ و اﻣﻨﻴﺖ در دﻧﻴﺎي ﻋﺮب اﻳﻦ ﺷﻜﺎف ﺳﻴﺎﺳﻲ– ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ را ﺗﺸﺪﻳﺪ‬ ‫ﻛﺮده اﺳﺖ. در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻋﺮاب ﻧﻴﺰ ﺑﻪ اﻳﺮان ﺣﺪاﻗﻞ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻧﺎﻣﻄﻤﺌﻦ و ﺣﺘﻲ ﺑﻌﻀﻲ از‫دولﻋﺮﺑﻲ ﺑﻪﻋﻨﻮان دﺷﻤﻦ ﻣﻲﻧﮕﺮﻧﺪ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ‬ ‫ وﺟﻮد ﭼﻨﻴﻦ ﺷﻜﺎفﻫﺎي ﺳﺎﺧﺘﺎري و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺎﻧﻊ از ﻧﺰدﻳﻜﻲ دو ﻃﺮف و ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ در ﺳﻴﺎﺳﺖ‬ ‫ﺧﺎرﺟﻲ ﻣﻲﺷﻮد.‬

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره منابع قدرت، سیاست خارجی امریکا، سیاست خارجی، دیپلماسی فرهنگی Next Entries دانلود پایان نامه درباره افغانستان، سپتامبر 2001، کشورهای آسیایی، سازمان ملل متحد