دانلود پایان نامه درباره افغانستان، ایالات متحده، سیاست خارجی، نظام بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

استراليا –اسپانيا –روماني و… آمريكا را همراهي كردند.
شبانگاه 7اكتبر 2001 در ساعت 20/7 به وقت محلي دولت امريكا وانگليس حملات هوايي وموشكي خود رابه منظور حمله پيش گيرانه به  افغانستان آغاز كردند. ائتلاف بين المللي عليه تروريسم كه پس از 11سپتامبر به رهبري آمريكا ودر زمينه  های سياسي –اقتصادي –نظامي وحقوقي –تشكيل شده بود ناتو وديگر اعضاي  اين ائتلاف را برابر با ماده 5 اساسنامه پيمان  آتلانتيك شمالي در كنار ايالات  متحده قرارداد. تاعليه تروريسم بين المللي  ، طالبان والقاعده مبارزه كنند.
ضربات پيش گيرانه هوايي وموشكي آمريكا در مبارزه  براي آزاد سازي افغانستان از سيطره طالبان والقاعده به عينيت پيوست ودر سريعترين زمان ممكن مراکز كنترل ،  فرماندهي ودفاعي ، مخابراتي و اردوگاه هاي آموزشی آنان مورد حملات هوايي وموشكي قرار گرفت شهرهاي كابل –قندهار-هرات –جلال آباد-مزار شريف مورد حمله همزمان هوايي وموشكي با استفاده از دهها هواپيما قرارگرفت و از دست طالبان خارج شد .
آمريكا قبل از حضور در افغانستان سعي كرد مهره هايي را كه مي توانستند براي آنها وحضورشان مانع وخطرآفرين باشند از دور خارج كند وراه ورود و استقرار خود به افغانستان را هموار نمايد يكي ازاين مهره ها احمد شاه مسعود بود كه درست دو روز قبل از حملات 11سپتامبر ترور شد .
اكنون راه ورود به افغانستان هموار است وهيچ گونه مانعي وجود نداردوافكار عمومي با بوش وتيم محافظه كار همراهي مي كند . دليل وبهانه وجود القاعده بهترين فرصت پيش آمده براي آمريكاست وعدم ثبات سياسي افغانستان شرايط داخلي اين كشور بهترين زمينه را براي ميزباني آمريكا همپيانانش گسترده است .
به نظر مي رسد مبارزه با تروريسم وايجاد دموكراسي در كشوري چون افغانستان نمي تواند دليل وانگيزه اصلي آمريكا از ورود به آن كشور آنهم بدين گستردگي وبا چنين تجهيزاتي همراه باشد چرا كه حذف طالبان وگروههاي تروريستي القاعده بدون لشكرکشی گسترده به افغانستان نيز امكان پذير بود . لذا به سادگي مي توان دريافت كه آمريكا از حمله به افغانستان اهدافی چند وفراتر از مبارزه با تروريسم واستقرار دموكراسي دنبال مي كند كه به پاره اي از آنها خواهیم پرداخت .
آمريكا به بهانه حضور القاعده وبن لادن در افغانستان وارد اين كشور شد وبا شعار مبارزه با تروريسم وتعميم اين جريان به تمام جهان توانست انكار عمومي جهان رابا خود همراه سازد  وراه رسيدن به افغانستان وبه عبارتي نفوذ وحضور در خاورميانه و نزديكي به رقيب ديرينه خود –روسيه –راهموارد نمايد وبه اهداف هژموني خود نزديك گردد. اهمیت موقعیت ژئوپلیتيك افغانستان  در کنار هموار بودن مسیر به لحاظ شرايط  داخلي آن كشور، بهترين گزينه براي آمريكا جهت حضور در منطقه خاورميانه به شمار مي رفت چرا كه اولين وموثر ترين دليل عدم ثبات سياسي در كشور افغانستان بود كه در صورت وجود يك دولت مقتدر امريكا يا هيچ كشور ديگري هرگز نمي توانست بدين سهولت به آن كشور وارد شود .
وجود گروههاي مختلف قومي ، نژادي ، فرهنگي ، دينی وزباني يكي از عوامل مسلط براي جلوگيري از به وجود آوردن يك حكومت قاطع در افغانستان بوده است چرا كه هر كدام ازاين گروهها بيشتر از آنكه منافع كل كشور را در نظر بگيرند منافع خود وگروه خاصي را در نظر مي گيرند.( سرافراز؛ 1390: 54)
  واز طرفي حضور قدرت هاي خارجي در جبهه اي واحد به منظور  جلوگيري از تشكيل يك دولت مستقل در افغانستان براين موضوع دامن مي زد . ازاين رو افغانستان به دليل داشتن شرايط موجود وعدم مقاومت جدي در برابر بيگانگان گزينه اي مناسب واولين گزينه براي آمريكا جهت پياده كردن اهداف خود انتخاب شد.

2-12- بررسی دلایل ماندگاری آمریکا در افغانستان:
2-12-1- امنیت
در ابتدای فروپاشی شوروی ایالات متحده دچار بحران معنا و سردرگمی ماهیتی شد و عدم وجود دشمنی که پایه سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد بود فضای امنیتی جدیدی پیش روی آمریکا قرار داده بود.در دوران جنگ سرد به دلیل غالب بودن پارادایم رئالیسم بر ابعاد امنیت بین الملل تمامی تهدیدات و تئوری های امنیتی به شکل نظامی و ملی تعریف می شد.و رقابت تسلیحاتی و تعارضات ایدوئولوژیک شرق و غرب محور توازن قوا و در نتیجه برقراری امنیت بین الملل می شد اما پس از جنگ سرد و ظهور آمریکا به عنوان یک ابرقدرت مفهوم امنیت از امنیت نظامی و ملی به امنیت جهانی تبدیل شد . امنیت آمریکا دردوران جهان دو قطبی بر مبنای ایجاد ثبات در نظام بین المللی تعریف شد اما امنیت شوروی در دوران جنگ سرد بر مبنای ایجاد بی ثباتی شکل می گرفت و این تعریف از منافع ملی آنها سرچشمه می گرفت.
چرا که بی ثباتی در هر نقطه از جهان ناراضیانی را روی کار می آورد که عمدتا گرایش چپ و همراه با آرمان های کمونیستی شوروی داشتند و به همین  دلیل ایالات متحده اغلب از ثبات بین الملل حمایت می کرد.اما پس از دوران جنگ سرد و ظهور سیاست های نوین نظام بین الملل امنیت مد نظر آمریکا در ایجاد بی ثباتی در نقاط مختلف دنیا تعریف شده است.
ایجاد بی ثباتی در نقاط ژئو استراتژیک دنیا همچون خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی در آسیای مرکزی و قفقاز و بروز انقلاب های نارنجی و شورش در مسکو و …. را می توان در همین چهار چوب  تحلیل کرد.
آمریکا پس از جنگ سرد به عنوان مدعی نظم دهنده به سیاست بین الملل برای حفظ امنیت خود نیازمند دشمنی یا رقیب ایدئولوژیک جایگزین شد و این نقش پس از 11 سپتامبر به اسلام و اسلام گرایان داده شد و استراتژی امنیتی سد نفوذ کمونیسم به سد نفوذ اسلام تغییر شکل داد.
در تحلیل نهایی در سیاست خارجی آمریکا لازم به ذکر است که شاید نبود رقیب و توازن دهنده معادلات جهانی در برابر آمریکا همچون شوروی در ابتدا مسرت بخش و نوید جهان تک قطبی آمریکا را می داد اما پس از گذشت چند صباحی از فروپاشی نظام دو قطبی اگر در دوران جنگ سرد با یک دشمن و رقیبقوی روبه رو بود که منافع ملی و امنیت آمریکا را تهدید می کرد اکنون اکثر بازیگران قدیمی و جدید بین الملل دشمن و رقیب بالقوه آمریکا می باشند و امنیت آمریکا را به مخاطره می اندازد.
با جهانی شدن حوزه فرهنگی و رسانه ای که یکی دیگر از پاشنه های آشیل در حفظ امنیت ایالات متحده می باشد لذا می بینیم که ایالات متحده دنیا را دهکده جهانی می داند و در دوران پست مدرنیسم عقب گردی اجباری به ابزارهای قدیمی حفظ امنیت آورده و بهره گیری از زور و قدرت نظامی برای حفظ و امنیت خود را در دستور کار گذاشته و تنها در حوزه نظامی می بیند چرا که در حوزه های اقتصادی فرهنگی و ارزشی ظرفیت لازم برای رقابت با دیگر بازیگران قدرت یافته در سیاست بین الملل را ندارد.

2-12-2-تروریسم
اگر چه ماجرای 11 سپتامبر توانست وجهه دولت ایالات متحده را در داخل و در خارج زیر سوال ببرد اما این حادثه فرصت مناسبی برای آمریکا و سیاست خارجی آن کشور بود  که با هویت سازی و ایجاد دشمن جدیدی بنام تروریسم مقدمات ورود و مداخله در نظام بین الملل را فراهم کند و با تکیه بر نیرو های نظامی اهداف هژمونی گرایانه خود را دنبال کند و البته در این مسیر می توان رد پای تفکرات محافظه کاران از قبیل هژمونی آمریکا ، امنیت بین الملل ، فرهنگ آمریکایی ، اقتصاد جهانی و قدرت نظامی را مشاهده کرد .
آمریکا توانست تروریسم را با مسئله امنیت ملی تعریف کند و اهمیت ان را بیش از یک مسئله در سیاست خارجی آن کشور توجیه و تبیین نماید و در جهت ایجاد یک ائتلاف بین المللی تلاش کند.
 از این رو مبارزه با تروریسم در کانون اصلی سیاست خارجی آمریکا قرار گرفت و در سایه مبارزه با تروریسم توانست روسیه رقیب دیرینه و رقبای جدیدش از جمله چین ، اتحادیه اروپا و هند را با خود همراه سازد.و بعضی کشور ها با گرفتن امتیازاتی آمریکا را همراهی کردند و آمریکا توانست نقش رهبری را در این ائتلاف تثبیت نماید. علاوه بر این پدیده تروریسم باعث شد که برخی از مفاهیم سیاست خارجی ایالات متحده با در نظر گرفتن دشمن جدید به صورت نوین تعریف و تبیین شود.

که این امر از چند دیدگاه موجب تغیر در حوزه سیاست خارجی آمریکا گردید :
1 – بحران معنا در دستگاه سیاست خارجی آمریکا را حل نمود 2 – زمینه و دلیل بسیار خوبی شد تا اقدامات جهانی ایالات متحده توجیه شود 3 – معیار دوستی و دشمنی آمریکا با سایر کشور ها بر اساس نگاه آنها به پدیده تروریسم تعریف شود ( هر کس با مانیست علیه ماست ) 4 – زمینه بهره گیری از قدرت فراوان نظامی و تسلیحاتی ایالات متحده را فراهم ساخت چون اگر از قدرت استفاده نشود خواهد مرد 5 – در ائتلاف بین المللی علیه تروریسم بار دیگر به رهبری هژمونیک ایالات متحده تاکید شد 6 – این حادثه موجب شد که آمریکا زمینه فشار بر دشمنان قدیمی خود ( ایران ، لیبی ، کره شمالی و عراق ) را مساعد نماید 7 – این عملیات زمینه تسلط بر منافع نفت و انرژی خاور میانه ، آسیای مرکزی و نبض استراتژیک را آسان نمود و راهکارهای اجرایی برای طرح خاور میانه  بزرگ را در سال های بعد فراهم ساخت 8 – حضور در منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی موجب اعمال نفوذ بلا معرض ایالات  متحده در حوزه نفوذ روسیه ،چین،هند و ایران شد. (تمنا، 1385)
بدین ترتیب  حادثه 11 سپتامبر توانست مراحل هژمونی گری آمریکا را پس از فروپاشی شوروی تسریع کند و با استفاده از 11 سپتامبر و به نام مبارزه با تروریسم به اهداف استراتژیک  خود و حضور و مداخله در نظام بین الملل نائل شود.
می توان گفت آمریکا با هدف کشتن یا دستگیری بن لادن و سرکوب طالبان در افغانستان به عنوان مهد تروریسم اهداف گسترده تری را فراتر از مرز های افغانستان دنبال می کند تا به هدف اصلی خود که هژمونی بر جهان و نظام بین الملل است دست یابد.
آمریکا با طرح مبارزه با تروریسم به عنوان بخشی از امنیت ملی توانست افکار عمومی داخلی و متحدین خود را حول محور تروریسم بسیج کند مبارزه با تروریسم در سطح بین المللی نیز این ویژگی را در بر داشت که توانست آمریکا را به عنوان یک هژمون به جامعه جهانی معرفی نماید که در این راه توانست همکاری و مشارکت رقیب دیرینه اش روسیه را بدست آورد و شرط بعدی که همان حمایت افکار عمومی و قدرت داخلی برای حمایت از اقدام های خارجی است را نیز محقق کند و درصدد نهادینه کردن هژمونی خود باشد .
آمریکا با شعار مبارزه با تروریسم و حضور در افغانستان و بهره گیری از ویژگی های خاص ژئوپلتیکی این کشور تلاش کرد تا مقدمات نهادینه سازی هژمونی خود را هموار کند و این امر مستلزم آن است که بازیگرانی که قواعد جدید بازی بین الملل را به رسمیت نمی شناسند تنبیه شوند به گونه ای که تمام کشورها به این نتیجه برسند که قدرت هژمون قدرت برتر نظام بین الملل است و در استفاده از این قدرت با هیچ مانعی روبه رو نمی باشد و در بسیاری از موارد بدون استفاده از قدرت فیزیکی می تواند اقدامات خود را پیش ببرد . اقدامات ایالات متحده در افغانستان و عراق و تهدید برخی کشور ها و گسترش هر چه بیشتر ناتو در همین
راستا می باشد.(امینیان، 1381)
لذا افغانستان اولین و بهترین گزینه برای مبارزه با تروریسم و تثبیت و نهادینه کردن ،هژمونی ایالات متحده انتخاب می شود، کشوری اساسا خارج از حوزه امنیتی آمریکا که به واسطه همسایگی با کشور های مهم و قدرتمند روسیه ، چین ، پاکستان ، ایران و موقعیت استراتژیکی در حوزه نفوذ آنها و نزدیکی به منابع انرژی آسیای مرکزی ، حوزه خزر ، و جذابیت های خاص ژئوپلیتیک را برای آمریکا به وجود آورده بود .

2-13- افغانستان و منافع ملی ایران
از منظری واقع گرایانه، کشورهای متوسط و ضعیف (از نظر قدرت) در نظام بین الملل نمی توانند داارای منافع ملی پایدار باشند. به عبارت دیگر، منافع ملی آنها تا حد زیادی تحت تاثیر منافع ملی قدرتهای بزرگ و جهت گیری آنها می باشد. در کشورهای در حال توسعه نقش افراد در سیاست خارجی و در نتیجه رویکرد دولت ها به روابط بین الملل اهمیت بسزایی دارد؛ به گونه ای که با تغییر رهبران، رویکردها نیز تغییر می کنند. در نتیجه سیاست خاررجی یک کشور ادامه سیاست داخلی آن بوده و به نحوی آن را

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره افغانستان، مواد مخدر، گروه های تروریستی، رابطه استراتژیک Next Entries دانلود پایان نامه درباره جهان اسلام، ایدئولوژی، انقلاب اسلامی، انقلاب اسلامی ایران