دانلود پایان نامه درباره افغانستان، افکار عمومی، ایدئولوژی، منابع قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

بازتاب می دهد. با توجه به نکات فوق، سیاست امنیتی ایران نسبت به افغانستان طی دو دهه گذشته تابعی از چند عنصر بوده است:
1. ایدئولوژی انقلاب اسلامی
2. رویکرد قدرت های بزرگ و منطقه ای به افغانستان
3. رویکرد گروه های داخلی نسبت به افغانستان
4. رویکرد رهبران نظام جمهوری اسلامی به افغانستان

به دلیل تعامل های مختلف این چهار متغیر، سیاست امنیتی ایران نسبت به افغانستان در مقاطع مختلف متفاوت بوده است. از آنجا که سیاست خارجی یکی از ابزارهای حفظ منافع ملی است لذا می توان گفت که تعریف منافع ملی ایران در افغانستان نیز دستخوش تغییرات چشمگیری بوده است. در کنار این تغییر، عنصر تداوم نیز وجود داشته و آن تهدید امنیتی ناشی از افغانستان برای ایران بوده است. تهدید امنیتی ناشی از افغانستان نیز زمانی کاملا احساس شد که گروه طالبان با حمایت سرویس امنیتی پاکستان، قدرت را در افغانستان در دست گرفت و دیپلمات های ایرانی را در افغانستان به قتل رسانید.در کنار این ها، قاچاق مواد مخدر از افغانستان از دیگر معضلات همیشگی ایران بوده است.
ظهور طالبان در افغانستان، از یک سو نفوذ گروه های وابسته آنها در داخل ایران و سلب امنیت مرز نشینان را موجب شده بود، و از سوی دیگر، از لحاظ پرستیژ، چهره اسلام و به تبع آن جمهوری اسلامی ایران را در نظام بین الملل خدشه دار کرده بود. گسترش وهابی گرایی در میان بلوچ ها و نیز سنیهای ایران نیز مقوله قابل اغماضی نبود، زیرا می توانست وحدت مل ی و تمامیت ارضی ایران را با تهدیداتی جدی مواجه کند. کسب درآمد گسترده طالبلن از مواد مخدر، دغدغه های امنیتی ایران را دو چندان کرده بود. به دلیل شرایط خاص جغرافیایی حاکم بر منطقه و نیز روحیه خاص گروههای افغانی، هماری نیروه های انتظامی، سپاه و ارتش نیز قادر به تامین امنیت کامل شهرها ی مرزی نبود. حتی در زمانی که تنش میان ایران و افغانستان به اوج خود رسید، طالبان امیدوار بودند که با کشیدن نیروهای نظامی ایران به داخل افغانستان، از موقعیت خاص جغرافیایی این کشور برای ضربه زدن به نیروهای نظامی ایران استفاده کنند.
مجموعه تهدیدات فوق، در کنار شیعه ستیزی طالبان پشتون و آزار و اذیت تاجیک های فارسی زبان و نیز هزاره های شیعه، باعث شد تا طالبان بعد از عراق به اصلی ترین تهدید امنیتی برای ایران تبدیل شود. ایران بیش از دو دهه میزبان دو میلیون افغانی بود که فرایند توسعه اقتصادی ایران را تحت تاثیر قرار داده بودند. ظهور طالبان امید به ایجاد ثبات در افغانستان و بازگشت مهاجران را تا اندازه زیادی تضعیف کرده بود. بدین سان، پیشاز حوادث یازدهم سپتامبر، ایران در عمل تبدیل به یکی از قربانی های ناامنی افغانستان شده بود و هزینه های کلانی را پرداخت می کرد. بی تفاوتی جهانی نسبت به خطرات امنیتی وهابی گری و مداخله مستقیم پاکستان و حضور غیر مستقیم امارات و عربستان در افغانستان چیزی بود که ایران بارها نسبت به آن هشدار داده بود؛ تبعاتی که در حوادث یازدهم سپتامبر آشکارا خود را نشان داد.

2-14- قدرت نرم و ویژگیهای آن
ریشههای نظری بحث قدرت نرم را میتوان در نظریه آنتونی گرامشی10 واضع اصطلاح هژمونی11 و چهره سوم قدرت استیون لوکس12 جست و جو کرد(قهرمانپور، 1389، ص150). گرامشی با کمک گرفتن از این واژه در صدد نشان دادن چهره واقعی نظام سرمایهداری نهان در پس پرده جاذبههای ظاهری آن بود(قدسی، 1389، ص137)، اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و پایان جنگ سرد، نظریهپردازان برجسته در حوزه سیاست بینالملل، همچون ساموئل هانتیگتون13، ویلیام کریستول14، رابرت کیگان15 و فرانسوا فوکویاما16 کوشیدند که با طرح دیدگاه‌های تازهای شرایط راستین حاکم بر سامانه بینالملل را بررسی کنند. یکی از اندیشمندانی که در این راه گام برداشت، جوزف نای، استاد روابط بینالملل مدرسه حکومتیِ جان اف کندیِ دانشگاه هاروارد است که مقوله قدرت نرم را نخستین‌بار در چارچوب نظریهای مستقل در سال 1990 در باب بازبینی ماهیت و نتایج قدرت امریکا مطرح کرد(نای، 1991، ص25). نای قدرت نرم را این‌طور توصیف میکند: «توانایی یک کشور بر وادار کردن کشورهای دیگر به اینکه همان چیزی بخواهند که او میخواهد و آن هم از راه جاذبههای فرهنگی و ایدئولوژیک که خود در اختیار دارد. به سخن دیگر قدرت نرم به آن گروه از توانمندیها و تواناییهای یک کشور گفته میشود که با به کارگیری ابزارهایی چون فرهنگ، آرمان یا ارزشهای اخلاقی به صورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتار دیگر کشورها اثر میگذارد»(نای، 1386، ص125؛ حسن‌خانی، 1384، ص138). از نظر نای این نوع قدرت را میتوان “چهره دوم” قدرت نامید(نای، 2003، صص67-66). قدرت نرم در برگیرنده مؤلفههای فرهنگی، ایدئولوژیک، سیاسی و هنری است. ارزشهایی همچون مردم‌سالاری و حقوق بشر که دارای جذابیتهای جهان‌شمول است از دیگر منابع قدرت نرم به‌شمار می‌رود(دهقانی فیروزآبادی، 1390، ص8). بنابراین برخلاف قدرت سخت که با شاخصهایی چون توانمندیهای نظامی یک کشور در ارتباط است؛ قدرت نرم با تواناییهای علمی، فرهنگی و سیاست خارجی و داخلی مرتبط است(عطایی، قادری کنگاوری و ابراهیمی، 1390، ص191).
بنابراین میتوان قدرت نرم را این‌طور تعریف کرد: «مجموعه سیاستها، دیپلماسیها و ابزار و سیاستهای فرهنگی که دولتها از طریق روابط دیپلماتیک و دیپلماسی عمومی و فرهنگی برای اجرای سیاستهای خود از آنها استفاده میکنند، دولتهایی که بتوانند افکار عمومی جهانی را با خود همراه کنند از قدرت نرم خوبی برخوردارند. در این شیوه، تأثیرگذاری بر افکار عمومی با شکلدهی و جذب جامعه هدف و بدون بهرهگیری از اجبار انجام میشود. ایجاد احساس همراهی در مردم نسبت به منافع و ارزشهای مشترک به ویژه در زمینههای قومی، نژادی، ملی و مذهبی از مهم‌ترین عناصر برای اعمال قدرت نرم است».
قدرت نرم نیز همانند سایر مقولات دارای ویژگیهایی است که در ادامه به برخی از مهم‌ترین آنها اشاره میشود:
1. تأثیرات قدرت نرم میتواند طولانی‌مدت باقی بماند و حتی ماندگار باشد؛
2. تأثیرگذاری به مراتب عمیقتری بر جا میگذارد؛
3. به صورت غیرمستقیم بر رفتار دیگران اثر گذاشته میشود؛
4. در بسیاری از موارد از قدرت سخت، کارآیی بیشتری دارد؛
5. عاملین اجرای قدرت نرم، نخبگان و عناصر فرهنگی و سیاسی هستند که مانند یک جریان بر افکار عمومی یک ملت تأثیر میگذارند(مهرعطا، 1388، صص50-51).
6. قدرت نرم نه تنها با اجبار سروکار ندارد، بلکه ربطی به تطمیع نیز ندارد. در حقیقت، جنس قدرت نرم از دایره چماق و هویج بیرون است.
7. قدرت نرم، یک قدرت اقناعی است نه اغوایی، یعنی اگر ما با تبلیغ یا وارونه نشان دادن موضوعی، بتوانیم دیگران را جذب خودمان کنیم، این امر را نمیتوان در چارچوب اعمال قدرت نرم در نظر گرفت. جوزف نای، واضع و پیش‌برندة ایدة قدرت نرم، معتقد است قدرت نرم بر قابل اعتماد بودن استوار است و تبلیغات، فاقد این عنصر است(گلشن‌پژوه، 1387، صص25-22).
8. قدرت نرم هر کشوری برآمده از یک دوره تاریخی طولانی‌مدت است.
9. قدرت نرم که یک قدرت ناملموس است، تنها زمانی که همسو با جریان اصلی زمانه باشد، توسعه خواهد یافت.
10. جوهره قدرت نرم به‌گونهای است که قابلیت انطباق با شرایط سازوکارهای نوین را دارد و به واسطه بهره‌گیری از فناوریهای جدید میتواند ضریب دستیابی به هدف را افزایش دهد.
11. قدرت نرم، توانایی زیادی برای رقابت و گسترش دارد. برخی اندیشمندان بر این باورند که این شکل قدرت، قابلیت استفاده در سیاست‌گذاری خارجی را نیز دارد؛ به‌گونهای که نای در این راستا(تأثیرگذاری بر سیاست خارجی) معتقد است قدرت نرم دو گام یا مرحله دارد؛ گام اول، چگونگی به کار گرفتن قدرت نرم برای ایجاد گرایش عمومی احساسات در دولت هدف؛ و گام دوم، شناخت نیازهایی است که برای سیاست‌گذاری حکومت در دولت هدف با القای قدرت نرم در عقاید عمومی تأمین می‌شود(لاین، 2010، ص56). قدرت نرم یک موجودیت ایستا ندارد، بلکه یک فرایند پویاست. اگر نسبت به ارتقای سطح قدرت نرم بیتوجهی یا صرف نظر شود، حفظ توسعة پایدار با اتکای صرف به قدرت سخت، دشوار خواهد بود.
13. قدرت نرم بر خلاف قدرت سخت که مبتنی بر عینیتهاست، بر نوعی ذهنیت استوار است. در واقع تبعیت از دارندگان قدرت نرم براساس باورها و اعتقادها و به میزان اعتبار و شهرت انجام میشود.
14. قدرت نرم، امری نامحسوس است این ویژگی با تقسیم‌بندی قدرت سنتی متفاوت است. ملموس یا ناملموس بودن قدرت در شیوه سنتی بیشتر معطوف به کارکرد منابع قدرت بود، اما از آنجا که قدرت نرم بر ذهنیت متکی است، بنابراین ویژگی نامحسوس بودن آن به لحاظ ماهیت قدرت نرم است و ماهیت قدرت نرم مبتنی بر مجموعه مهارتها و التزامهایی(مانند دین، ایمان و …) است که برای یک بازیگر، توانمندی تولید میکند؛
15. قدرت نرم بر عوامل اجتماعی تأکید دارد. مرور نظریههای قدرت نرم، دلالت بر نقش‌‌آفرینی بلامنازعِ جامعه و عناصر اجتماعی در فرآیند تولید قدرت نرم دارد و نقش ابزاری، چنانکه در نظریههای قدرت سخت مشاهده میشود، در آن وجود ندارد. به همین دلیل افکار عمومی چه در حوزه داخلی و چه در حوزه خارجی، در دستور کار سیاست‌گزاران قرار گرفته و تلاش میشود “قدرت اجتماعی” جای قدرت سخت مبتنی بر اجبار را بگیرد(بیگدلو، 1390، صص159-158).
16. قدرت نرم وابسته است. از ویژگیهای قدرت نرم وابستگی آن به قدرت سخت میباشد. از این‌رو کشورها برای رسیدن به یک قدرت ملی فراگیر باید هم‌زمان که در جهت افزایش توان مادی خود اقدام مینمایند، در راستای ارتقای سطح قدرت نرم خود نیز فعالیت کنند؛ چرا که اگر نسبت به کسب قدرت نرم بیتوجهی یا صرف نظر شود، حفظ توسعة پایدار با اتکای صرف به قدرت سخت بسیار دشوار خواهد بود(انعامی علمداری، 1387، ص32؛ نای، الف، 1386، ص111).

2-15- مؤلفهها و منابع قدرت نرم
جوزف نای به عنوان برجستهترین نظریهپرداز در موضوع قدرت نرم، در مورد منابع این شکل از قدرت، سه محور را مورد اشاره قرار میدهد:

2-15-1- فرهنگ
مجموعهای از ارزشها و رویههایی است که به جامعه معنا میبخشد. زمانی که فرهنگ یک کشور، ارزشهای جهان‌شمول را دربرمیگیرد و سیاستهای آن، ارزشها و منافعی را ارتقا میبخشد که دیگران نیز در آن سهیم هستند، به دلیل جاذبه‌آفرینی، احتمال دستیابی به نتایج مطلوب برای آن کشور فراهم میشود. ارزشهای محدود و فرهنگهای جزئی، کمتر قادر به تولید قدرت نرم هستند؛ بنابراین فرهنگ عام و جهانی، منبعی مهم از قدرت نرم است؛ اما همانگونه که نای نیز تأکید دارد، تأثیرگذاری فرهنگ به مثابه قدرت نرم، به بستر و زمینهای بستگی دارد که این قدرت در آن اعمال میشود.

2-15-2- ارزشها
ارزشهایی که یک دولت در رفتار داخلی خود، در نهادهای بینالمللی و سیاستهای خارجی مورد حمایت قرار میدهد، اولویت دیگران را به‌شدت متأثر میسازد. نهادها نیز میتوانند قدرت نرم یک کشور را تقویت کنند. ارتباطهای فردی، مجرای مهم دیگری را برای اعمال قدرت نرم تسهیل میکنند(نای، ب، 1386، ص129).

2-15-3- سیاست
وقتی در چشم ناظران دارای مشروعیت باشد(نای، 1387، ص51)، سیاستهای داخلی و خارجی دولتها نیز میتواند بر قدرت نرم تأثیر بگذارد، سیاستهای دولت اعم از داخلی و خارجی که ریاکارانه، متکبرانه، بی‌تفاوت نسبت به نظر دیگران یا مبتنی بر رویکرد کوته‌نظرانه نسبت به منافع جهانی باشد، منجر به تضعیف قدرت نرم یک کشور خواهند شد؛ در حالی که تلاش برای ارتقای حقوق بشر و دمکراسی عاملی مهم در تقویت نفوذ خواهد بود(هرسیج و تویسرکانی، 1389، صص155-154).
منابع قدرت نرم در واقع متنوع و متکثر بوده که بسته به شرایط و زمینههای کشور به کارگیرنده و نیز مخاطبان آن مورد استفاده قرار میگیرند. راهکارها، منابع و عوامل ایجاد یا تقویت کننده این بعد از قدرت که در خصوص کشورهای مختلف دنیا می‌تواند صدق کند، بر حسب تعاریف ارائه شده، عبارتند از:
هم‌گرایی و پیوندهای فرهنگی، مذهبی، قومی و زبانی با سایر کشورها؛ موقعیت ایدئولوژیکی و فرهنگی؛ جایگاه ژئوپلیتیکی؛ مناسبات و مبادلات فرهنگی؛ ترویج زبان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره افغانستان، ایالات متحده، سیاست خارجی، نظام بین الملل Next Entries دانلود پایان نامه درباره افغانستان، آسیای مرکزی، ژئوپولیتیکی، ژئوپولیتیک