دانلود پایان نامه درباره اصول اخلاقی، رفتار انسان، اخلاق کاربردی، اخلاق کار

دانلود پایان نامه ارشد

کنند، و هر مهارتی را بعد از مهارت دیگر به روبات تجسم یافته اضافه می کنند. آنها معتقدند که “این فرآیند در نهایت، جهان روبات و رفتار خود روبات را به صورت درونی نمایش می دهد، و این امر منجر خواهد شد به ایجاد پدیده ای شبیه آگاهی”350. “استن فرانکلین”351، طراح سیستم کامپیوتری 352IDA، سیستمی که او ادعا می کند خصوصیات آگاه بودن را دارد، می گوید که: “زمانی یک عامل مصنوعی از نظر کارکردی آگاه است که معماری و مکانیسم آن، او را قادر سازند تا بسیاری از همان کارهایی را انجام دهد که آگاهی انسان، انسان را قادر به انجام دادن آنها می کند”353. روبات شناسایی که روی آگاهی ماشین کار می کنند، مثل “مورای شاناهان”354 و اوون هالند ، تشخیص دادند که “ساخت سیستمی که آگاهی اش قابل مقایسه با آگاهی انسان باشد کار طاقت فرسایی است. با این وجود، آنها قطعاً معتقدند که روباتهایی که هم از نظر کار کردی و هم از نظر پدیداری آگاه هستند در نهایت با موفقیت توسعه خواهند یافت”355
زمان به ما خواهد گفت که آیا رشته آگاهی ماشین موفق خواهد شد یا نه. برخی از فیلسوفان معتقد خواهند بود که آگاهی پدیدار، نیازمند چیزی است فراتر از تعادل کارکردی، و هرگز با موفقیت کامپیوترها در اجرای امور مربوط به آگاهی انسان، به دست نخواهد آمد. اما این برداشت از آگاهی بعنوان چیزی که هیچ تفاوتی را در رفتار قابل مشاهده ایجاد نمی کند، به توسعه AMA ها مربوط نمی شود. تعادل کارکردی رفتار، چیزی است که احتمالاً می تواند موضوع مباحث عملی طراحی AMA ها باشد. تا زمانی که ایده های جدید دربارۀ چگونگی نزدیک کردن کامپیوتر ها به رفتار انسان وجود دارد، دور نمای پیشرفت هم وجود دارد. در این مرحله از بازی، ما فکر می کنیم به جا نباشد که از این منظر علیه نبوغ انسان شرط بندی کنیم.

فصل سوم

رویکردهای از بالا به پایین و از پایین به بالا به اخلاق ماشین

تلاش برای ساخت AMA ها همچنان ادامه دارد، ولی درباره چگونگی ساخت آنها و قرار دادن اخلاق در آنها، در دو ناحیه بزرگ، عدم توافق هایی وجود دارد. یکی از آنها اصول اخلاقی است: متخصصان درباره استاندارد های اخلاقی ای که یک فاعل مصنوعی باید از آنها پیروی کند، اختلاف نظر دارند. برخی معتقدند که هنجار اصلی و اساسی، اصل سود است، اصلی که اعمال صحیح را بر حسب بیشترین سود برای افراد بیشتر، می سنجد. دیگران معتقدند که برخی اعمال خاص، حتی اگر خیر انبوه را افزایش دهند، توجیه اخلاقی ندارند. روش بکار بردن اصول اخلاقی در فاعل های هوشمند، مطابق اسلوب اخلاق کاربردی، روش از بالا به پایین است. در این روش ما از کلیات، به سمت جزئیات حرکت می کنیم، در حالیکه اصول و قواعدکلی را در دست داریم و آن اصول را در موقعیت های خاصی که بار اخلاقی دارند، بکار می بریم. روش دیگر برای تولید فاعل های اخلاقی خودکار، آن است که رفتار انسان را مدل فرار دهیم و AMAها را طوری بسازیم تا بطور اتفاقی تصمیمات درست بگیرند. به “سه روش” می توان این کار را انجام داد: “اول آنکه فضایل اخلاقی را مستقیماً در فاعل های خودکاربرنامه ریزی کنیم. دومین روش آن است که از طریق فرآیند یادگیری قابل مشارکت، کاری کنیم تا فاعل ها، اخلاق را یاد بگیرند. سومین روش آن است که با استفاده از روش شبیه سازی تکامل، سعی کنیم فاعل های اخلاقی بسازیم.”356 همچنین مطابق اخلاق کاربردی، دومین روش ذکر شده، روش های از پایین به بالا نام دارند، که به جای تأکید بر اصول کلی، بر تصمیمات جزئی و عملی نظر دارند. در این شیوه، ما از ابتدا اصول و قواعد معینی را در اختیار نداریم، تا بر اساس آن، وضعیت خود را به لحاظ اخلاقی تشخیص داده و تصمیم گیری کنیم که در شرایط مورد نظر چه باید کرد؛ بلکه در این شیوه، توافقات و رفتارهای اجتماعی افراد به عنوان نقطه شروع استدلال و تصمیمات اخلاقی انتخاب می شوند که با توسعه آن به موراد جدید می توان تصمیمی مشابه تصمیمات گذشته گرفت و از مجموع آنها به حکم کلی و اصلی دست یافت.

3-1رویکردهای از بالا به پایین357 و از پایین به بالا358
مطالعه اخلاق معمولاً متمرکز است بر هنجارها، استانداردهای از بالا به پایین و رویکردهای نظری به قضاوت اخلاقی. از تئوری عدالت سقراط گرفته تا پروژه کانت درباره آنکه اخلاق از عقل تنها سرچشمه می گیرد، مباحث اخلاقی نوعاً بر کاربرد استانداردهای اخلاقی در موارد خاص، نظر دارند. طبق این رویکردها، استانداردها، هنجارها یا اصول، اساس ارزیابی اخلاقی بودن یک عمل هستند. گستردگی اصول اخلاقی از بالا به پایین، از آرمان های مذهبی وکدهای اخلاقی گرفته تا ارزشهای مطرود شده، و همچنین سیستم های فلسفی را در بر می گیرد.
کلمه از بالا به پایین توسط مهندسان در یک معنای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد، آنها با چالشها از طریق تحلیل از بالا به پایین مواجه می شوند که از طریق این تحلیل امری را به امور کوچک تر تجزیه می کنند.
در بحث پیرامون اخلاق ماشین، از کلمه “از بالا به پایین” به این شکل استفاده می شود:
یک رویکرد از بالا به پایین در طراحی AMAها، رویکردی است که از یک تئوری اخلاقی مشخص استفاده می کند و نیازمندیهای محاسباتی آن را تحلیل می کند تا بتواند الگوریتم ها و زیر سیستم هایی را طراحی کند که قادرند آن تئوری را اجرا کنند. به عبارت دیگر یک رویکرد از بالا به پایین، یک تئوری اخلاقی، مثلاً سودگرایی را می پذیرد، ملزومات اطلاعاتی و رویه ای را که برای اجرای این تئوری در سیستم کامپیوتری لازم هستند را تحلیل می کند و آن تحلیل را در طراحی زیرسیستم ها و چگونگی ارتباط آنها با یکدیگر برای اجرای تئوری، بکار می برد.
در رویکرد از پایین به بالا به اخلاق ماشین ها، تأکید بر خلق محیطی است که یک فاعل مجموعه اعمالش را در آن جستجو می کند و یاد می گیرد، و به خاطر رفتارهایی که از نظر اخلاقی ستوده هستند، پاداش می گیرد. مدل های متنوعی وجود دارند برای اکتساب از پایین به بالای استعدادهای اخلاقی. رشد دوران کودکی، یک مدل را در اختیار ما قرار می دهد. تکامل، یک مدل از پایین به بالای دیگر را برای انطباق، تحول و انتخاب آن فاعل هایی فراهم می کند که قادرند معیاری برای شایسته بودن داشته باشند. برخلاف تئورهای اخلاقی از بالا به پایین که تعریف می کنند چه چیزی اخلاقی است و چه چیزی اخلاقی نیست، در رویکردهای از پایین به بالا همه اصول اخلاقی باید کشف و یا ساخته شوند.
رویکردهای از پایین به بالا اگر از یک تئوری اخلاقی پیشینی استفاده کنند، از آن فقط به عنوان روشی برای تعیین کار سیستم استفاده می کنند، نه به عنوان روشی برای تعیین روش اجرا یا کنترل ساختار. در مهندسی از پایین به بالا، عملکردهای سطح بالا در امور زیادی می تواند بدست آید. تحلیل یک سیستم، بعد از آنکه مشخص شد آن سیستم چگونه یک کار را انجام می دهد، گاهی اوقات می تواند منجر به پیدایش یک تئوری شود و یا خصوصیات امور کوچک مربوط را مشخص کند، اما نتیجه چنین تحلیل هایی می تواند کاملاً شگفت انگیز هم باشد. در این معنا یک رویکرد از پایین به بالا به اخلاق، رویکردی است که معتقد است ارزشهای هنجاری در فعالیت فاعل ها بصورت تلویحی وجود دارند، نه اینکه بر حسب یک تئوری عمومی در این فعالیت ها بصورت صریح بیان شده باشند.

3-2 تئوریهای اخلاقی
مهندسي كه در جستجوي ساختن يك ماشين اخلاقي است چه چيزي را درباره تئوريهاي اخلاقي لازم است بداند؟ چرا يك رويكرد از بالا به پايين و تئوري محور به اخلاق به نظر مي رسد روش خوبي براي پيشرفت AMA ها است؟ يك پاسخ آن است كه تئوريها قول راه حل هاي جامع را مي دهند. اگر اصول يا قواعد اخلاقي بتوانند به طور شفاف بيان شوند، عمل اخلاقي فقط پيروي از قوانين خواهد بود. تمام آنچه كه يك AMA لازم است انجام دهد محاسبه آن است كه آيا عملش از نظر قواعد مجاز است يا نه. فيلسوف آلماني”لایبنیتز”359، كسي كه ماشين محاسبه اي را طراحي كرد كه در سال 1646 ساخته شد، روياي داشتن ماشينهاي قوي تري را داشت كه بتوانند مستقيماَ قواعد اخلاقي را به كار گيرند تا در هر شرايطي بهترين عمل را محاسبه كنند.
علي رغم پيشرفت هاي بزرگ در تكنولوژي محاسبه از زمان لایبنیتز، ما فكر مي كنيم كه تئوري هاي از بالا به پايين ممكن است نتوانند به درك اين رويا كمكي كنند. ما نشان خواهيم داد كه جنبه هاي اجرایي قواعد اخلاقي به عنوان الگوريتم هاي رسمي تصميم گيري، مبهم هستند. با اين وجود، مردم به قواعد از بالا به پايين گرايش دارند تا اعمال خود را گزارش دهند و توجيه كنند و طراحان AMA ها نيازمند تسخير اين جنبه از اخلاقيت انسان خواهند بود.
در كلي ترين معنا، رويكرد از بالا به پايين به اخلاق مصنوعي يعني داشتن مجموعه اي از قوانيني كه بتوانند به يك الگوريتم ارجاع داده شوند. سيستم هاي اخلاقي از بالا به پايين ممكن است از منابع متنوعي آمده باشند از جمله دين، فلسفه، و ادبيات. مثالهايي از آن شامل “قاعده طلايي، 10 فرمان،اخلاق نتيجه گرايي يا سودگرايي، امر اخلاقي كانت،كدهاي قانوني و حرفه اي، و 3 قانون روباتيك آسیموف می شود.”360
در برخي از اين روشهاي تفكر، ليست قواعد، تنها مجموعه اي دلخواه است از هر آنچه كه لازم است به طور ويژه ممنوع و يا تجويز شود. اين مدل “دستوري‌” اخلاق است كه علاوه بر ريشه داشتن در سنت يهودي در سه قانون آسیموف هم ظاهر مي شود. آسیموف سه قانون کلی را برای ماشین ها ارائه می کند که به “سه قانون روباتیک”361 معروفند.
چالشي كه پيش روي مدلهاي دستوري قرار مي گيرد آن است كه وقتي قوانين باهم تعارض پيدا مي كنند چه كاري بايد انجام دهيم: آيا هيچ اصل يا قاعده ديگري براي حل تعارض وجود دارد؟ رويكرد آسیموف آن بود كه قواعد را اولويت بندي كند تا قاعده اول هميشه حاكم بر قاعده دوم باشد، قاعده اي كه هميشه به ترتيب حاكم بر سومين قاعده خواهد بود. متأسفانه از نظر متخصصان علم روباتيك، دو قانون اول آسیموف هركدام به تنهايي براي توليد تعارض كافي هستند.
براي حل مشكل تعارض، برخي فيلسوفان تلاش كرده اند تا اصول كلي تر يا انتزاعي تري را پيدا كنند كه از آنها اصول خاص تر و ويژه تري را بتوانند استخراج كنند. فيلسوفان ديگر قبول ندارند كه قواعد اخلاقي بايد به عنوان ايجاد كننده رويه جامع تصميم گيري فهميده شوند، حال آنكه كاركرد قواعد از بالا به پايين را يك اكتشاف مي دانند كه به هدايت تصميمات و اطلاع رساني به تحليل انتقادي ارزيابان متخصص كمك مي كند.
بين مكاتبي از فيلسوفان كه فكر مي كنند استدلال اخلاقي مي تواند تحت يك اصل كلي آورده شود، دو رقیب وجود دارند: سودگرايي و وظيفه گرايي
سودگرايي ادعا مي كند كه اخلاق در نهايت درباره زياد كردن مقدار كلي “سود” (ميزان شادي يا سعادت) در جهان است. بهترين اعمال (يا بهترين قواعد خاص براي پيروي) آنهايي هستند كه سود جمعی را زياد مي كنند. از آنجايي كه سودگرايان مراقب نتايج اعمال هستند، ديدگاه هاي آنها نوعي از نتيجه گرايي است. تئوري نتيجه گراي ديگر خودگرايي362 است، كه فقط نتايج را براي فردي كه اعمال را انجام مي دهد در نظر مي گيرد. اما خودگرايي رقيب جدي اي براي طراحي AMA ها نيست (يا حتي شايد به طور كلي تر براي اخلاق).
در سودگرايي بحث مهمي وجود دارد بين “سودگرايي عمل گرا “363 (عمل هر فردي سنجيده مي شود) و ” سودگرايي قاعده گرا”364 (قواعد اعمال در پرتو تمايلشان به افزايش سود كلي سنجيده مي شود). AMAهاي سودگرا با نیازهای محاسباتي بزرگي مواجه مي شوند زيرا لازم است كه آنها بسياري از، نه همه، نتايج انتخاب ها را پيدا كنند تا اعمال را از نظر اخلاقي درجه بندي كنند. برای فاعل، مشكل آن است كه چگونه نتايج جهت هاي مختلف عمل را تعيين كنند تا مقدار سود را زياد كنند. براي طراح سيستم هاي مصنوعي، مشكلي كه بايد حل شود آن است كه چگونه ماشينهايي بسازند كه بتوانند راه های مورد نياز نتايج و شبكه سودهاي آنها را ايجاد كنند.
ديدگاه رقابت كننده با سودگرایی در مورد اصول اخلاقي آن است كه وظيفه ها در هسته اخلاق قرار دارند. وظيفه ها و حقوق در

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره اراده آزاد، هوش مصنوعی، فارغ التحصیل دانشگاه، پردازش اطلاعات Next Entries دانلود پایان نامه درباره ممكن، اخلاقي، موقعيت، آينده