دانلود پایان نامه درباره ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی، ارزش بازار

دانلود پایان نامه ارشد

و سجادی، 1374).

2- 5- 1- 1- سود
سود حسابداري عبارت است از تفاضل بین درآمد و هزينه های یک شرکت طی یک دوره مالی. در طول يک سال مالي شرکت با توجه به فعاليت هايي که انجام مي دهد، درآمد تحصيل مي کند. از طرفي شرکت براي توليد محصولات و کسب منافع مجبور به تحمل برخی از مخارج است که در پايان سال مالي به منظور تعيين عملکرد شرکت، درآمدها و هزينه هاي مربوط با یکدیگر مطابقت داده مي شوند تا سود حاصل شده از عملیات در طی یک دوره مالی به دست آید.بر این اساس، سود مي تواند روشي براي ارزيابي عملکرد شرکت باشد و نشان دهنده میزان مطلوبیت عملیات شرکت باشد (تاری وردی، 1384).

2- 5- 1- 2- سود هر سهم
سود هر سهم () که عبارت است از نسبت سود خالص پس از کسر ماليات70 شرکت به تعداد سهام آن شرکت؛ از جمله معیارهای با اهمیت برای ارزیابی عملکرد واحدهای تجاری، به شمار می آید. این شاخص توسط سهامداران و سرمایه گذاران بالفعل و بالقوه مورد استفاده قرار گرفته و نشان دهنده سود به دست آمده به واسطه هر سهم عادی است. این سود ممکن است به صورت سود سهام به سهامداران پرداخت شود يا تمام آن مجدداً سرمايه گذاري شود و يا اين که قسمتي از آن سرمايه گذاري و قسمتي ديگر به عنوان سود بين سهامداران توزيع شود.
مهمترين مسئله پیرامون سود هر سهم () اين ست که آيا اطلاعات سود هر سهم بايد فقط اطلاعات تاريخي را منعکس نمايد يا اطلاعات پيش بيني را نيز منعکس کند؟ در این باره هیئت اصول حسابداری71 () بر مفهوم پيش بيني تأکيد کرده و معتقد است؛ اين اطلاعات براي تصميم های سرمايه گذاري و بررسي وضعیت شرکت برای اعطاي اعتبار در آینده بیشتر مفيد خواهد بود. ذکر این نکته ضروری است در مواقعی اطلاعات مربوط به گردش وجوه نقد و ساير اطلاعات مرتبط با توزيع سود احتمالي برای تصميم گیری سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان مهم تر از اطلاعات سود هر سهم باشد که در چنين مواردي تأکيد بيشتر بايد بر محاسبه سود نقدي هر سهم72 () و کل سود توزيعي لازم، براساس پيش بيني باشد تا محاسبه و ارائه سود هر سهم.
از جمله ايرادات وارده به سود هر سهم () اين است که به تنهايي مشخص کننده ریسک مالی شرکت نبوده، زيرا تغييرات بالقوه اي را که در هزينه سرمايه يک شرکت در ارتباط با تورم و تغييرات ريسک مالي و تجاري رخ مي‌دهد را ناديده مي گيرد. همچنين توجه داشتن به() در برنامه ريزي ها به اهميت سياست هاي تقسيم سود اشاره اي نمي کند (نظری ، 1380).

2- 5- 1- 3- نرخ رشد سود
نرخ رشد از حاصل ضرب نرخ سرمايه گذاري در نرخ بازده به دست مي آيد. بنابراين ممکن است که دو شرکت داراي نرخ رشد سود مشابه باشند در حالي که نرخ بازده آن ها با هم متفاوت باشد.

2- 5- 1- 4- سود تقسيمي
سود سهام، نشان دهنده توزیع ادواری سود پیشنهادی هیئت مدیره و تصویب شده توسط مجمع عمومی عادی صاحبان سهام بین سهامداران شرکت، بر مبنای تعداد سهام تحت تملک هر یک از آن هاست. به عبارت دیگر سود سهام، توزیع وجوه نقد یا غیر نقد شرکت، بین سهامداران به تناسب تعداد سهامی که هر سهامدار در اختیار دارد؛ است (نوروش و شیروانی، 1385).
به طور کلی ثبات سالانه شرکت در سياست تقسيم سود؛ نشان دهنده موفقيت و عملکرد مثبت شرکت است.

2- 5- 1- 5- نرخ بازده حقوق صاحبان سهام ()
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام يکي از نسبت هاي مالي است و نشان دهنده بازده کسب شده شرکت (سهامداران عادی و ممتاز) بوده که از طريق تقسيم سود پس از کسر ماليات به حقوق صاحبان سهام بدست مي آيد (اکبری،1383). از آنجایی که در محاسبه این بازده از سود خالص استفاده می شود، بنابراين همه ايرادهاي وارده به سود حسابداري؛ به اين معيار نيز وارد است. در محاسبه سود حسابداري؛ با توجه به روش هاي گوناگون حسابداري و همچنين برآورد هاي مدیریت؛ تحت تأثير قرار می گیرد و مديريت مي تواند با توجه به اهداف خود، سود حسابداري و در نتيجه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام () را تغيير دهد.
2- 5- 1- 6- نرخ بازده دارایي ها ()
نرخ بازده دارایي ها () يکي از نسبت هاي مالي است که از طريق تقسيم سود خالص به مجموع دارایی ها به دست مي آيد. () به مهارت هاي توليد و  فروش شرکت مربوط شده و با توجه به ساختار مالي شرکت تحت تأثير قرار نمي گيرد. در محاسبه نرخ بازده دارایي ها () نیز همانند نرخ بازده حقوق صاحبان سهام () از سود حسابداري در محاسبه نرخ بازده دارایی ها، استفاده می شود. در نتیجه ايرادهايي که بر سود حسابداري وارد شده، بر اين معيار نيز وارد است.
با توجه به اين که دارایي ها در ترازنامه بر اساس خالص ارزش دفتري نشان داده مي شود، بنابراين ارزش واقعي دارایي ها ممکن است بسيار پائين تر يا بالاتر از ارزش هاي دفتري آنها باشد، بنابراين نرخ بازده پایین برای دارایي ها () ضروتاً به اين مفهوم نيست که دارایي ها بايد در جاي ديگري به کار گرفته شود. همچنين () بالا به اين مفهوم نيست که شرکت مي بايست نسبت به خريد همان دارایي ها و کسب بازده بيشتر اقدام نمايد.
در محاسبه این نسبت هدف، تعیین میزان کارایی مدیریت در به کارگیری دارایی ها در فعالیت های واحد تجاری است (اکبری، 1385).
2- 5- 1- 7- نسبت قيمت به سود ()
نسبت قیمت به سود () ابزاري است براي تحليل وضعيت شرکت ها، صنايع و بازار است که از طريق تقسيم قيمت بازار يک سهم به سود همان سهم به دست مي آيد. این نسبت بيانگر مبلغي است که سرمايه گذاران براي هر ريال سود، حاضر به پرداخت وجه نقد هستند؛ به همين جهت به آن ضريب سهام73 نیز مى گويند. نسبت () از عايدي شرکت به عنوان مبناي ارزش سرمايه گذاري سهام استفاده مي کند و به روش هاي مختلف به ارزيابي سهم و شاخص بازار مي پردازد.

2- 5- 1- 8- نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري سهام ()
اين نسبت از طريق تقسيم ارزش بازار هر سهم به ارزش دفتري همان سهم به دست مي آيد. ارزش دفتري هر سهم نشان دهنده ارزش هاي تاريخي است و از طرفي ارزش بازار هر سهم انعکاسي از جريان هاي نقدي آتي آن سهم است که عايد شرکت خواهد شد، بنابراين اگر شرکت داراي مديريت و سازماندهي مطلوب باشد، و با کارآيي کامل به وظايف و نقش هاي خود عمل کند دراين صورت ارزش بازار، بزرگ تر از ارزش هاي تاريخي و دفتري خواهد بود و اين نسبت افزايش پيدا مي کند. نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري هر سهم () طرز تفکر سرمايه گذاران نسبت به عملکرد گذشته و دورنماي آتي شرکت را بيان مي کند.
2- 5- 1- 9- ارزش افزوده بازار ()
هدف اوليه بيشتر شرکت ها افزايش ثروت سهامداران است. بديهي است که اين هدف منافع سهامداران را تأمين مي کند. همچنين اين هدف براي اطمينان از تخصيص منابع کمياب به طور کارا می تواند معیار خوبی باشد. ثروت سهامداران از طريق به حداکثر نمودن تفاوت بين ارزش بازار سهام شرکت و مقدار سرمايه تأمين شده توسط سهامداران به حداکثر مي رسد. اين تفاوت، ارزش افزوده بازار () ناميده مي شود که بر اساس فرمول زیر محاسبه می شود (ایزدی نیا، 1384 ).

که در آن :
= ارزش افزوده بازار.
= جمع ارزش بازار سهام.
= جمع حقوق صاحبان سهام.
= تعداد سهام منتشره.
= ارزش بازار هر ورقه سهم.
به طور کلی هر چقدر () بالاتر باشد، مديريت از عملکرد بهتري برخوردار خواهد بود.

2- 5- 1- 10- ارزش افزوده اقتصادي ()
در حالي که ارزش افزوده بازار () تأثير اقدام هاي مديريت را از زمان شروع فعاليت شرکت اندازه گيري مي کند، ارزش افزوده اقتصادي () بر اثربخشي مديريت در يک سال معين تأکيد دارد. ارزش افزوده اقتصادی()؛ از جمله معیارهای مالی است که در جهت سنجش عملکرد و تعیین ارزش شرکت؛ که یک تصویر واقعی از ایجاد ثروت برای سهامداران ارائه کرده و در اتخاذ تصیمات سرمایه‌گذاری و شناسائی فرصت‌هائی برای بهبود و توجه به منافع شرکت به مدیران کمک می‌کند؛ را ارائه می نماید (وار74، 2008).
ارزش افزوده ثروت ایجاد شده توسط واحد تجاری است که حاصل کار و تلاش تمامی افراد است که به نوعی در واحد تجاری سهیم هستند. این معیار توانسته است تا حدود زیادی در محاسبه سود واقعی و محاسبه ثروت ایجاد شده شرکت، موفق عمل کند و همچنین انتقادات وارد شده بر سود محاسبه شده حسابداری را بر طرف کند.
نحوه محاسبه ارزش افزوده اقتصادی () عبارت است است:

که در آن:
= سود پس از کسر مالیات75.
= میانگین هزینه تأمین مالی و سرمایه76.
= میزان سرمایه که شامل سرمایه تأمین شده توسط سهامداران77 و سرمایه تأمین شده توسط اعتبار دهندگان78.
= سرمایه تأمین شده توسط سهامداران.
= سرمایه تأمین شده توسط اعتبار دهندگان.
= نرخ بازده اسمی سرمایه سهام داران79.
= نرخ بازده اسمی مربوط به بدهی80.
بر اساس ارزش افزوده اقتصادی()، تعیین ارزش شرکت به دو عامل بستگی دارد؛ یکی بازده سرمایه به کار گرفته شده در شرکت و دیگری هزینه سرمایه به کار گرفته شده. از جمله معیارهای اساسی که در تعیین ارزش شرکت طبق روش ارزش افزوده اقتصادی() استفاده می شود، آن است که عملکرد مدیریت می تواند به طور مستقیم در تعیین ارزش شرکت دخیل باشد (استیورات81، 1991) و مدیران مسئول ایجاد ارزش و حداکثر ساختن ثروت سهامداران هستند. ارزش افزوده اقتصادی () این میزان تعهد مدیران درباره ایجاد ثروت برای سهامداران را می تواند اندازه گیری کند که نسبت به سایر روش های سنتی تعیین ارزش دارای مزیت است.
2- 5- 1- 11- ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده ()
با تمام مزایایی که در این روش نسبت به سایر روش های تعیین ارزش و ارزیابی شرکت وجود دارد؛ از جمله انتقاداتی که به ارزش افزوده اقتصادي () وارد شده است؛ آن است که اعداد استفاده شده در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی () بر حسب ارقام تاریخی است و نتایج آن بر اثر تورم مورد تحریف قرار گرفته و سودمندی و مفید بودن خود را تاحدود زیادی از دست می دهد (ریتر و وار82، 2002). حال اگر در تعیین ارزش افزوده اقتصادی، تورم و قدرت خرید و همچنین از ارزش روز خالص دارایی ها استفاده شود؛ مبلغ بدست آمده نشان دهنده ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده () است.
مزيت ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده () نسبت به ارزش افزوده اقتصادی () آن است که، در هر زمان () مثبت باشد براي سهامداران ارزش مضاعف ايجاد شده است، يعني سود عملياتي تأمين كنندگان مالي كه در پايان سال برحسب درصدي از ارزش بازار سرمايه آنها بيان شده است، بيشتر از هزينه فرصت سرمايه آنها بوده است. اما اين وضعيت در محاسبه ارزش افزوده اقتصادی وجود ندارد؛ زيرا تأمين كنندگان مالي مي توانند بازدهي را بر مبناي  سود عملياتي دريافت كنند كه ازهزينه فرصت سرمايه شان كمتر خواهد بود. با وجود اين كه ارزش افزوده اقتصادی () مثبت است. در اصل ارزش افزوده اقتصادی () از اطلاعاتی با قابلیت اتكاء بیشتري استفاده مي كند ولي اين اطلاعات الزاماً اطلاعات مربوط نيستند.
در محاسبه ارزش افزوده اقتصادي تعديل شده () به جاي تأكيد بر قابليت اتكاء اطلاعات (ارزش دفتري دارایی ها ) به مربوط بودن اطلاعات (ارزش روز دارایی ها) تأكيد شده است و با توجه به اين كه براي محاسبه بازده از مبلغ سود خالص سال جاري استفاده مي شود و اطلاعات سود خالص نيز (مثل بهاي تمام شده كالاي فروش رفته و مبلغ فروش) عمدتاً مربوط به دوره جاري هستند‏ بنابراين در نظر گرفتن ارزش روز دارایی ها، عدد به دست آمده دارای مطلوبیت بیشتری است (وار، 2008).

2- 6- عوامل مؤثر بر رابطه بین عملکرد و ساختار سرمایه
همان گونه كه در فصل قبل مطرح شد، هدف اين پژوهش بررسي ارتباط ساختار سرمايه و عملکرد شرکت با توجه به مشکلات نمایندگی است.
متغيرهاي مستقلی که اثر هر یک را بر عملکرد شرکت بررسی می شود؛ عبارتند از درصد سهام متعلق به سهامدار عمده با مالكيت دولتي83، رشد فروش84، توان رقابتي85. همچنین از بازده دارایی ها () به عنوان ملاک ارزیابی عملکرد شرکت و نسبت بدهی به جمع دارایی ها86 به عنوان ساختار سرمایه استفاده می شود. در ادامه به تشریح هر یک از متغیرهای مستقل و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره عملکرد شرکت، حسابداری مدیریت، تئوری نمایندگی، اطلاعات حسابداری Next Entries دانلود پایان نامه درباره ساختار سرمایه، تامین مالی، مشکلات نمایندگی، اندازه شرکت