دانلود پایان نامه درباره اخلاق فضیلت، فضایل اخلاقی، شبکه های عصبی، یادگیری ماشین

دانلود پایان نامه ارشد

شود، نیاز دارد به یادگیری ادامه دهد تا خود را با تغییرات و شرایط پیش بینی نشده وفق دهد. اما آموزش و توسعه اساسی و اولیه در دوره ای که سیستم تحت حفاظت است، نیاز نیست که برای همه AMAها تکرار شود و همه آنها را از اشتباهاتی که در مکانیسم یادگیری شبیه کودک رخ می دهد، نجات دهد. نقطه قوت مهندسی از پایین به بالا، در اجتماع عناصر برای رسیدن به یک هدف وجود دارد. اما فرض اینکه یک ظرفیت خبره برای قضاوت اخلاقی از مهندسی از پایین به بالا پدید می آید، کافی نیست و همین امر موجب می شود که معتقد باشیم تحلیلی که توسط رویکردهای از بالا به پایین فراهم شده است، هم ضروری هستند. عقیده هارتمن از قبل نوعی رویکرد دورگه را پیشنهاد می کرد، اما روش هایی هم برای تولید تئوری های اخلاقی از بالا به پایین درخود AMA ها بصورت مستقیم تر وجود دارند. اگر عناصر یک سیستم به خوبی طراحی شده باشند و بتوانند به درستی باهم متحد شوند، آنگاه میزان انتخاب هایی که برای پاسخ به چالش هایی که از محیط و محتوای اجتماعی AMA برمی خیزد، و بر روی یک AMA امکان پذیر هستند، گسترش خواهد یافت. یک AMA برای ارزیابی آن انتخاب هایی که ظرفیت از بالا به پایین دارند، قادراست اعمالی را انتخاب کند که هم اهدافش را برآورده می کنند و هم در میان هنجارهای اجتماعی قابل قبول قرار می گیرند. اما این تنها روش مشاهده یک رویکرد دورگه به طراحی AMA نیست.
3-4 ادغام رویکردهای از بالا به پایین و از پایین به بالا

3-4-1روبات های اخلاقی دورگه
اگر رویکردهای ناب از بالا به پایین و از پایین به بالا، هیچکدام برای طراحی مؤثر AMAها مناسب نباشند، آنگاه رویکردی دورگه لازم خواهد بود. بعلاوه همانطور که قبلاً گفته شد، دوگانگی از پایین به بالا، از بالا به پایین، به نوعی ساده است. معمولاً مهندسان با تحلیل از بالا به پایین کارهای پیچیده شروع می کنند تا مقیاس از پایین به بالای عناصر را هدایت کنند.
رویکردهای از بالا به پایین، روی اهمیت مسائل اخلاقی واضحی تأکید داشتند که از رابطه بین فاعل ها با خود جهان خارجی ناشی می شوند. اصول و وظایف از بالا به پایین، نشان دهنده آرزوی انجمن ها برای تسخیر عمومی دستورالعمل هایی هستند که تعیین می کنند کدام رفتارها قابل قبول و کدام یک غیرقابل قبول هستند. ممنوعیت های اخلاقی از بالا به پایین، همکاری را از طریق این اصل تقویت می کنند که اغلب لازم است رفتار اخلاقی، آزادی عمل و رفتار فرد را به خاطر خیر جامعه محدود کند، به گونه ای که شاید مورد علاقه کوتاه مدت و یا خاص یک فرد نباشد. اصول اخلاقی، برای مثال، خیر جمعی را افزایش می دهند، و وظایف، مثلاً وظیفه “عادل بودن”، تمایل دارند که انتخاب های فردی را محدود کنند. به این ترتیب، زمینه ای فراهم می شود که یک مجری، از آزادی قابل ملاحظه ای برای عمل برخوردار است، اما اعمالش باید محدود باشند به رفتارهایی که از نظر اخلاقی شایسته ستایش هستند. اصول از بالا به پایین ممکن است نقش مهمی را در کمک به فاعل های اخلاقی بازی کنند تا آنها بتوانند مواردی که شهودهای اخلاقی مبهم هستند را طبقه بندی کنند.
رویکردهای از پایین به بالا برای ترویج عقیده به وجود ارزش های مطلق در بخش فاعل ها، طراحی شده اند. ارزشهایی که از طریق توسعه از پایین به بالای یک سیستم به وجود می آیند، تعیین کننده های علّی یک سیستم را منعکس می کنند. ما رویکردهایی را که از تکامل و یادگیری ماشین ناشی می شوند را بررسی کردیم. این رویکردها سیستم هایی را تولید می کنند که انتخاب ها و انعطاف پذیری آنها در رفتار، فراتر از اعمال محدودی است که در دسترس سیستم های واکنشی یا پیروان جدی قانون، قرار دارد. ممنوعیت های اخلاقی ای که مورد احترام سیستم های در حال رشد یا سیستم های یادگیرنده هستند، آنهایی هستند که تمایل دارند تا انتخاب ها و شانس خود را برای بقا و خوشبختی افزایش دهند. برای مثال همکاری با اعضای انجمن فاعل ها ، برخی از انتخاب ها را محدود می کند و در عین حال شانس ها را بیشتر می کند.
بعلاوه، یک فاعل اخلاقی نیازمند آن است که در جهان واقعی مورد استفاده قرار گیرد، به احساسات و یا اطلاعات شبه انسانی دسترسی داشته باشد و اگر می خواهد در زمینه های زیادی کارکرد درست داشته باشد، از مسائل اجتماعی و سنت ها آگاهی داشته باشد. برخی از ورودیهای اخلاقی ای که توسط این استعدادهای فراعقلانی مورد اشاره قرار گرفته اند، (ورای توانایی استدلال کردن)، ممکن است محصول درجه دوم معماری از پایین به بالا باشند، اما این امر به هیچ وجه مورد ضمانت قرار نمی گیرد.
رویکردهای از بالا به پایین و از پایین به بالا، هر دو بدون شک نیازمند کار مهندسی AMAها خواهند بود. اما رویکردهای دورگه با یک مشکل دیگر هم مواجه هستند، مشکل ترکیب کردن فلسفه های گوناگون و معماری های غیر مشابه. تمایلات طبیعی ای که بصورت ژنتیکی بدست آمده اند، کشف ارزشهای هسته ای از طریق تجربه، و یادگیری قواعد اثبات شده از طریق فرهنگ، همه روی رشد اخلاقی کودک تأثیر می گذارند. در آغاز دوره بزرگسالی، ممکن است آن قوانین تبدیل به اصول انتزاعی ای شوند که رفتار فرد را به سبک از بالا به پایین هدایت می کند. احتمال دارد که طراحی AMAهای شایسته ستایش، نیازمند سیستم های محاسباتی ای باشد که قادرند ورودیها و تأثیرات گوناگون را باهم متحد کنند، از جمله ارزش های از بالا به پایینی که توسط ارزشهای مطلق ترویج شده و توجه زیاد به محتوا، آگاهی پیدا کرده اند. بری تشریح تعامل جنبه های از بالا به پایین و از پایین به بالا، ما احتمال بهره برداری از شبکه پیوندگرا را در توسعه یک سیستم کامپیوتری که دارای فضایل و ویژگیهای شخصیتی خوب است، بررسی می کنیم.
3-4-2 اخلاق فضیلت، رویکرد دورگه
نظریه پردازان فضیلت به جای تمرکز بر نتایج قواعد، بر اهمیت رشد ویژگیها ویا عادات خوب تأکید دارند: چیزی که فرد به آن عقیده دارد، بر کاری که فرد انجام می دهد برتری دارد.
آیا فضایل تضمین کننده رفتار خوب هستند؟ در یکی از دیالوگ های ارسطو به نام “منو”446، سقراط استدلال می کند که” همینطوراست، زیرا نمی توان از فضایل استفاده ناصحیح کرد: اگر کسی واقعاً دارای فضیلتی باشد، امکان ندارد به گونه ای عمل کند که گویی از آن فضیلت برخوردار نیست. (بطور عکس، عمل بد نشان دهنده آن است که فرد واقعاً فضیلت ندارد!)”447
فضایل چه هستند؟ افلاطون4 فضیلت اساسی را شناسایی می کند: حکمت، شجاعت، اعتدال و عدالت. ارسطو این لیست را گسترده تر می کند و آنها را به فضایل عقلانی و اخلاقی تقسیم می کند. صدو شانزده سال بعد، توماس آکوئیناس، فضایل دینی را اضافه کرد که به بحث “پل مقدس”448 درباره ایمان، امید و نیکوکاری (عشق) در اولین نامه اش به “کورینتیانس”449 باز می گشت.
همانطور که سودگرایان روی چگونگی اندازه گیری سود توافق ندارند، و وظیفه گرایان هم متفق القول نیستند که کدام لیست از وظایف را بکار ببرند، متخصصان اخلاق فضیلت معاصر هم روی لیست استاندارد فضایلی که هر فاعل اخلاقی باید آن را نشان دهد، توافق ندارند. ملحد فرانسوی به نام “آندره کمت اسپون ویل”450، در پرفروش ترین کتاب فرانسوی اش به نام “رساله کوچکی در باب فضایل بزرگ”451، هجده فضیلت را می آورد، از جمله ادب و شوخ طبعی. لیست های دیگر فضایل از مرز یکصد فضیلت فراتر رفته اند. بعلاوه آنچه که یک فضیلت به حساب می آید ممکن است در یک جامعه با جامعه دیگر متفاوت باشد و باعث شود که برخی نظریه پردازان استدلال کنند که تئوری فضیلت متعلق به ارزش های یک جامعه خاص است و ممکن است برای یک جامعه چند فرهنگی، مشکل ساز باشد. ما به جای تمرکز براین تفاوت ها توجه خود را جلب می کنیم به توانایی مهار کردن محاسباتی اخلاق فضیلت: آیا می توان از فضایل به عنوان ابزار برنامه نویسی استفاده کرد؟
کلید پاسخ به این سؤال ممکن است در این جمله ارسطو پیدا شود که معتقد بود فضایل عقلانی از حکمت عملی و فضایل اخلاقی جدا هستند. ارسطو فکر می کرد که فضایل عقلانی باید آموزش داده شوند، در حالیکه فضایل اخلاقی باید از طریق عادت و تمرین یاد گرفته شوند. این امر بیان کننده آن است که اگر این فضایل باید در AMAها اجرا شوند، یک رویکرد متفاوت برای فضایل متفاوت مورد نیاز است. امکان آموزش فضایل عقلانی به ما می گوید که توصیف صریح قواعد یا اصول هم ممکن است. اما برای فضایل اخلاقی، تأکید روی عادت، یادگیری و شخصیت، به نظر می رسد که فرآیندهای از پایین به بالای کشف یا یادگیری را توسط یک انسان و یا از طریق تمرین پیشنهاد می کند.
خیلی بعید است که بتوان فضایل را بطور منظم و مرتب به رویکردهای از بالا به پایین و از پایین به بالا تقسیم کرد. از دید ما، آنها دورگه هستند. اما شروع ساخت رویکردهای دورگه،رقبل ازآنکه انسان تکه هایی را برای پیوند زدن بهم داشته باشد، بسیار سخت است. و به همین دلیل بهتر است که به کار ساخت کامپیوترهایی بپردازیم که دارای ویژگی ممتاز اجرای از بالا به پایین فضایل هستند و یا ویژگی ممتازی را توسط کامپیوتر یادگیرنده توسعه می دهند. رویکرد اول به فضایل به عنوان ویژگیهایی نگاه می کند که می توانند در سیستم برنامه نویسی شوند. رویکرد دوم از تشخیص یک همگرایی بین رویکردهای “پیوندگرای” مدرن به شبکه های عصبی و سیستم های اخلاقی مبتنی بر فضیلت، بویژه سیستم اخلاقی ارسطو، نشأت می گیرد. “پیوند گرایی روی توسعه و تعلیم شبکه های عصبی از طریق تجربه و مثال تأکید دارد، به جای اینکه روی تئوری های انتزاعی ای که توسط زبان و قواعد تسخیر شده اند، تمرکز کند.”452

3-4-3 رویکردهای از بالا به پایین به فضیلت
کار برنامه نویسی فضایل در سیستم های محاسباتی مسائلی را مطرح می کند شبیه مسائلی که رویکردهای مبتنی بر قاعده داشتند: تعارضات بین فضایل، لیست های ناقص فضایل، و بویژه دشواریهایی که در تعاریف وجود دارند. فضایل روی اعمالی که مردم عمدتاً از روی اندیشه انجام می دهند و اعمالی که مردم به انجام آنها تحریک می شوند، تأثیرگذارند، اما توصیف دقیق فضیلت مربوطه در محتوای اندیشه، خیلی به ندرت اتفاق می افتد. برای مثال، یک فرد مهربان، کارهای مهربانانه انجام می دهد، اما نوعاً این رفتار را بر حسب مهربانی خودش توضیح نمی دهد. بلکه یک فرد مهربان از انگیزه هایی صحبت می کند که متمرکز هستند روی فردی که از مهربانی سود می برد، برای مثال “او نیازمند آن مهربانی است”، “این کار باعث تشویق او می شود” یا ” این کار درد را از بین می برد”. “در کنار آشکار کردن برخی از پیچیدگیهای تئوری فضیلت، این مثال نشان می دهد که حد و مرزهایی که بین تئوری های اخلاقی مختلف وجود دارند، در این مورد، سودگرایی و اخلاق فضیلت، می توانند کاملاً مبهم باشند. در واقع تصور فرآیند توسعه فضایل یک انسان، جدا از آموزش او برای عمل مطابق انگیزه های صحیح و تولید نتایج خوب، بسیار سخت است”.453
عملکردهای از بالا به پایین فضایل با این حقیقت چالش دارند که فضایل بطور ذاتی و اساسی الگوهای پیچیده ای از انگیزه و آرزو را دربر دارند. یک فضیلت خاص- مثلاً مهربان بودن- تقریباً می تواند روی تمام اعمالی که یک فرد انجام می دهد تأثیر بگذارد؛ این فضیلت تأثیراتی به گستردگی یک سیستم دارد.
یک فاعل مصنوعی که فضایل را به سبک از بالا به پایین بکار می برد، لازم است که دانش قابل توجهی درباره روان شناسی داشته باشد تا بتواند چگونگی کاربرد آنها را در یک موقعیت خاص تعیین کند. برای مثال، زمانی که یک عمل، هم می تواند یک فضیلت را بکار گیرد و هم می تواند آن را مختل کند، فرد باید چه کاری انجام دهد؟ تصور کنید که از شما یا روبات خواسته شده که به دو نفر کمک کنید، ولی شما فقط می توانید به یکی از آنها کمک کنید. فرد دیگر عدم پذیرش شما را به عنوان عملی نامهربانانه برداشت خواهد کرد. ممکن است فرد احساس کند که نامهربان بودن غیر قابل پذیرش است، اما چطور می تواند تعیین کند که درخواست کدام یک را باید محترم بشمارد؟ “یک AMA ی مبتنی بر فضیلت، مثل همکاران وظیفه گرای خود، زمانی که بررسی می کند که

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره استراتژی ها، رفتار اخلاقی، محدودیت ها، انعطاف پذیری Next Entries دانلود پایان نامه درباره هوش مصنوعی، پیوندگرایی، قضاوت اخلاقی، شبکه های عصبی