دانلود پایان نامه درباره آداب و رسوم، فرهنگ عامه

دانلود پایان نامه ارشد

و رسوم خود را به ملل مغلوب تحميل مي کنند ولي اين گفته همه جا صدق نمي کند .به دليل اينکه وقتي مغول ها به کشوري مثل ايران حمله و آن را فتح کردند به جاي اينکه بتوانند آداب و رسوم خود را به ايران تحميل کنند خود مطيع آداب و رسوم ملت مغلوب شدند البته بايد پذيرفت که فرهنگ مردم ايران که ريشه در اعصار گذشته دارد دچار تغييراتي شده است .
در يکصد سال اخير فولکولور ايران چالش هايي را پشت سر گذاشته و دستخوش فراز و فرود هايي بوده است که تا جايي که گاه تا آستانه ي فروپاشي نيز رسيده است و هر بار به دست مردان دلسوز يا در سايه ي تنش ها و دگرگوني ها ي سياسي -فرهنگي سامان يافته است .
فولکولور هر ملتي در حکم زندگي نامه و شرح احوال و سيرت هاي آحاد آن ملت است و عامل اصلي و شاخص خصلت ها و تصويرگر آداب و عادات و روشنگر سوابق تاريخي و نشان دهنده تحول فکري و تکامل اجتماعي مردم است و مهم تر آنکه در سرزميني پهناور چون ايران که شهر ها و روستاهايش در شرق و غرب و شمال و جنوب پراکنده و دور از هم هستند و مردم هر نقطه اي لهجه خاص و فرهنگ ويژه ي خود را دارند وقتي فولکولور هر منطقه يا هر وظيفه را جداگانه برسي و مطالعه کنيم خواهيم ديد که با وجود اختلافات ظاهري ريشه پايه و منشاء و منبع همه ي آن ها يکي است
3-2-3-عوامل موثر بر فولکولور:
1-ايده ها و اعتقادات ديني در به وجود آمدن برخي از مفاهيم فولکولوريک موثر هستند مثلا احترامي که اسلام براي نان و نمک قائل است موجب شده است که برخي از مردم براي اينکه حرفشان را قبول کنند به نان و نمک قسم بخورند يا براي گره گشايي به نان ونمک متوسل شوند مانند گره گشايي با نان و نمک که در ميان مردم کردستان مرسوم است .همچنين مردم بر اساس اعتقادات مذهبي خود باورهايي دارند که يکي از اين اعتقادات ادا کردن نذر بعد از گرفتن حاجت است .يکي ديگر از آثار اجتماعي خوبي که اين قبيل باورها در فرهنگ مردم يک جامعه دارد وفاي به عهد است .
2- از عوامل موثر ديگر بر فرهنگ مردم نظام هاي معيشتي است . در زماني که بشر به کشاورزي پرداخت زمين و آب و گياه در زندگي اش اهميت پيدا کرد ؛در اين جاست که توتم پرستي گياهي رواج پيدا کرد و مراسم و جشن هاي بهار و پاييز و پاي کوبي به هنگام بذر افشاني و خرمن کوبي بر پا مي شود و افسانه هايي مربوط به گياه شکل مي گيرد چنان که در اساطير ايراني مشي و مشيافه از گياهي به شکل ريواس زاده شده اند و هستي مي گيرند .در بين عشاير که راه اصلي و عمده ارتزاق يا تنها پيشه شان دامپروري است نقش دام در داد و ستد و برقراري روابط خانوادگي در تشريفات ؛عرف ؛مناسک و قرباني ها و مقام و منزلت دارندگان اين دام ها ديده مي شود .
3- وضعيت جغرافيايي : مثلا مردمي که در مناطق کوهستاني زندگي مي کنند آداب و رسوم خاصي دارند و براي بردن عروس در مراسم عروسي از اسب يا الاغ استفاده مي کنند ولي در مناطق خشک و کويري چنين نيست و در اين مناطق بيشتر از شتر استفاده مي شود که در مناطق خشک يا کم آب جشن ها و مراسمي براي احترام به آب و ارزش آن بر پا کنند .اين جشن ها از سويي با مساله نيايش آب در ايران و جهان پيوسته است مثلا يکي از آداب فولکوريک که زمينه پيدايش آن وجود شرايط اقليمي خاص است مراسم باران خواهي است حتي همين پديده (آب) در برخي از عناصر تشکيل دهنده ساختار خانواده مثل مهريه تاثير گذاشته است .مانند تعيين چند ساعت حق آب به عنوان مهريه ي عروس در برخي مناطق خشک و کويري ايران که مالکيت بر چند هزار هکتار ره به همراه خواهد داشت
4- تکنولوژي يکي از عواملي است که بر فرهنگ عامه تاثير مي گذارد .تکنولوژي جديد موجد انقلاب صنعتي بوده و به دنبال به هم ريختن سنت ها و نهاد ها کهن و تحميل موازين نا آشنا در مورد کار و فراغت ؛تغييرات اجتماعي ناگهاني و عظيمي را به وجود آورده است .دهکده ها و روستاهايي که زندگي آن ها متکي بر کشاورزي بود نابود شد و به مراکز عمده صنعتي و توليد ماشيني تبديل شد .از اين رو سيل جمعيت روستا وابستگي سنتي به خاک را که از ارزش هاي اصيل فرهنگي آن ها بود از دست داد و به مهاجرت پرداخت .نوآوري تکنولوژيک ساخت و نظام اجتماعي ديروز را مورد تهاجم قرار داده و منشا آداب و رسوم و ضوابط ؛ ارزش ها و سازمان هاي جديد اجتماعي شد . در اين فرايند سازي بسياري از افراد نسبت به وضع جديد احساس تعارض کرده .جامعه به عنوان يک کل با مبادلات دوره اي مربوط به تکنولوژي مواجه و چه بسا دستخوش تفرقه مي شود(فولکلور و هويت ملي؛مصطفي خلعت بري ؛ص 137).
3-2-4- تاريخچه و منابع فرهنگ ايران
سرزمين کهنسال ايران داراي فولکلورهاي ديرپا ؛متنوع ؛گسترده و غني است .بسياري از آداب و رسوم ما ريشه در تاريخ کهن ما دارد .افسانه سرايي و قصه پردازي از سنت هاي قديمي ماست .نمونه افسانه و اساطير ايران از زمان زرشت و سال پيش از او در اوستا و کتب باستاني ما متجلي است .” هرودوت ” مورخ يوناني به هنر قصه گويي و افسانه پردازي ايرانيان اشاره ها دارد .در بخش هي به جا مانده از اوستا حتي در کهن ترين بخش ان “گاثا” اگاهيي هايي ارزنده در زمينه زندگي ؛آداب و رسوم و انديشه مردم عهد زرتشت به دست مي آيد .در قسمت هاي جديدتر آن مثل ” يسنا و ” پشتها “باز هم عقايد و رفتار و عادات مردم ايران باستان بازگو مي شود .در کتاب هايي که از دوران ساسانيان در دست است بسياري از رسوم و اعتقادات مردمم آن زمان تشريع شده و براي ما به يادگار مانده است .کتاب هاي : ارداويرافنامه ؛شامسيت نشاسيت؛دينکرت؛اندرزآذربادماراسپند؛سر در نشر سر در بندهشن؛اندرزدانايان به مزديسنانغزندوهومن يسن؛شهرستان هاي ايران و… مشحون و از آداب و رسوم و انديشه ها و عادات و شيوه زندگي مردم ايران پيش از اسلام است .بعضي از آن ها اعتقادات در اين عصر نيز جايي براي خود دارد مثل احترام به نان و نمک ؛حرمت چراغ روشنايي ؛برپايي جشن هاي نوروز و مهرگان و جز آن ها چيدن سفره هفت سين ؛تاثير چشم زخم ؛چشم شور و..( هدايت1342:51)
در ايران پيش از اسلام علاوه بر کتاب هاي ياد شده از آثاري مانند خداي نامک و هزار افسانک بايد ياد کرد که در ان ها اساطير؛قصه هاي پهلوانان؛افسانه هاي ديو و پري؛داستان هاي مربوط به زندگي حيوانات و حکايات پيرامون امرا و وزرا گرد آمده و منبع و ماخذي براي تدوين کتب اساطيري و داستاني و تاريخي بعد از اسلام شده است .”ژول مول” در ديباچه اي که بر شاهنامه فردوسي انگاشته معتقد است که ” ايرانيان در داستان هاي باتاني حماسي از بيشتر ملت ها غني تر اند “(مول،1363:4) زيرا از يک سو دامنه جهان گشايي و نشيب و فراز امپراتوري و پيوستگي جنگ ها و شکوه بناهايي که پادشاهان قديم برپا داشته اند در خاطره ها آثار چندي باقي گذاشته است و از ديگر سو نيروي تخيل ملت ايران همواره تشنه کارهاي شگفتي آور بوده است .(ص5؛همان ) وي مي نويسد : از نخستين گردآورندگان افسانه ههاي کهن ؛مصنفي ارمني به نام موسي خورني است که در قرن پنجم ميلادي مي زيسته است .داستان هاي ضحاک و رستم و ديگر افسانه هاي باستان را با نام ” افسانه افسانه ها” گردآوري و روايت کرده است .در زمان انوشيروان پادشاه ساساني قصه هاي ملي کهن و ” حکايات ملوک” در سراسر ايالت هاي امپراتوري گرد آوري شد .(همان ص 6) اين کوشش در زمان يزدگرد آخرين پادشاه ساساني براي ديگر بار ادامه يافت .هزار افسانک اصل کتاب هزار و يک شب است که ظاهرا از هندوستان به ايران امده و به زبان پهلوي ترجمه شده است .سپس از زبان پهلوي به عربي برگردانده شده و بعد قصه هاي ديگري را که داراي ريشه هاي عربي ؛مصري ؛ پهلوي و ايراني بوده به آن افزوده اند تا به صورت کنوني درآمده است .همچنين داستان هاي کليلکه و دمنه در زمان انوشيروان به وسيله برزو طبيب از هندوستان به ايران فرستاده و از زبان سانسکريت به پهلوي ترجمه شده است .بعد از اسلام ابن مقفع اين کتاب را به عربي برگردانده است . کليله و دمنه داراي باب هاي متعددي است و در آن حکمت و موعظه و پند و اندرز را با داستان و قصه هايي که از زبان وحوش نقل شده آميخته است .سندباد نامه نيز از قصه هاي قديمي هند و از “آسمار و احاديث هندوان” است که نخست به پهلوي نقل شده و سپس به عربي برگردانده شده است .وباز در قرن چهارم هجري و متعاقب آن در قرن ششم به فارسي ترجمه شده است .اين ها نشان دهنده توجه ايرانيان قديم به قصه ؛داستان و حکايت است .در زمان ساسانيان اساطير و افسانه هاي ايراني از مرز هاي ايران به ديگر کشورها راه جست .چنان که در آغاز ظهور اسلام قصه هاي پهلوانان ايراني در ميان اعراب نقل مي شد و مشتاقان زيادي داشت “از آن جمله گويند که يکي از مردم مکه به نام نضرابن حارث در اوان ظهور اسلام درآن شهرستان رستم و اسفنديار را براي مردم روايت مي کرد و اهل مکه از شنيدن اين داستان لذت بسيار مي بردند .نضر ابن حارث روايت مذکور را در سرزمين فرات از قصه گوياني که به رسم قصه گويان ايران براي مردم داستان گذاري مي کردند شنيده و به ياد سپرده بود”(صفا،1346:19 )ترجمه ي بعدي اين افسانه ها به زبان عربي به حفظ و نگهداري آن ها و جلوگيري از نابودي شان کمک کرد.بسياري از منابع فولکولور گذشته ايران توسط دانشمندان ايراني الاصل همچون ابن مقفع طبري ؛مسعودي؛ثعالبي؛حمزه اصفهاني و ديگران به عربي ترجمه شده و امروزه در دسترس ماست
در ايران بعد از اسلام از دير زمان کتاب هايي در زمينه فرهنگ عامه داريم .نخستين ترانه هاي عاميانه در زبان فارسي ترانه هاي مربوط به قرن اول تا سوم هجري است که چند نمونه از آن ها به صورت مکتوب براي ما مانده است و مولفان کتب تاريخ ادبيات فارسي از آن ها به عنوان نخستين جلوه هاي شعر فارسي ياد کرده اند .اين ترانه ها در حقيقت پلي هستند بين شعر هجايي و شعر عروضي فارسي يکي از آن ها ترانه اي است که يزيد بن مفرغ شاعر تاري نژاد عصر اموي که در ايران مي زيسته است به زبان فارسي در هجو عبيدالله بن زياد گفته ؛ديگري هجوي است که اهل بلخ براي حاکم خراسان که در جنگ با امير ختلان و خاقان ترک شکست خورده بود سرودند و کودکان در کوچه و بازار مي خواندند .ترانه اين است :از ختلان آمده است /با روي تباه آمده است /آواره باز آمده است /بيدل فراز آمده است .علاوه بر اين ها ترانه ي ديگري است که بر اثر خرابي سمرقند و در تاسف بر ويراني اين ولايت سروده شده است ( صفا؛ص 148)اين گونه ترانه ها به ديگر گويش هاي محلي هم در گوشه و کنار ايران در همين دوره سروده مي شد .براي نمونه در تاريخ بخارا به سروده هايي بر مي خوريم که مردم بخارا در عشق سعيد بين عثمان سردار عرب به ملکه بخارا به لهجه بخارايي سروده بودند ( زرين کوب،ص145-142)و همچنين اهل اين شهر سروده هايي داشتند در ماتم سياووش که مطربان آن ها را کين سياووش مي گفتند.(صفا ؛ص 150) “نرشخي” مولف تاريخ بخارا مي نويسد ” و مردمان بخارا در کشتن سياووش نوحه هاست چنان که در همه ي ولايت ها معروف است و مطربان آن را سرود ساخته اند و مي گويند و قوالان آن را گريستن مغان خوانند و اين سخن زيادت از سه هزار سال است ” ( جنتي عطايي،1356:26) اشاره به انديشه هاي عامه در اغلب کتاب هايي که پيشينيان ما به نثر يا به نظم تاليف کرده اند ديده مي شود .در کتاب هايي که در قرون چهارم و پنجم هجري درباره ي دانش هاي پزشکي دارو شناسي و ستاره شناسي نوشته شده در ميان آن ها به مسائلي بر مي خوريم که امروزه به عوان طب و نجوم عاميانه در بين مردم رايج است .ابوريحان بيروني بسياري از آداب و رسوم و علوم و افکار باستاني ايران و جامعه زمان خودش را در کتاب هاي ارزشمندي چون آثرالباقيه و التفهيم گرد آورده است .تحقيقات بيروني در اين زمينه از مرزهاي ايران گذشته است و کتاب “تحقيق ماللهند ” او پژوهش کاملي درباره ي جامعه هند آن زمان به شمار مي آيد .بيروني بارها به هند رفته و مسائل جامعه آن جا را مشاهده و تجربه کرده و شواهد و تجربيات و برداشت هاي خود را در اين کتاب گنجانده است .ترجمه سندباد نامه به دستور امير نوح بن منصور ساماني در اواخر قرن چهارم به دست خواجه عبدالحميد ابولفارس قنارزي يا فناورزي (قنارز به قاف مفتوح و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، ضرب المثل، اوقات فراغت Next Entries دانلود پایان نامه درباره قهوه خانه ها، آداب و رسوم، امثال و حکم