دانلود پایان نامه درباره آداب و رسوم، روم باستان، کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

سه نوشته تاريخي که آنها را “اعتقادنامه” مي گويند ذکر شده است از اينقرار: اعتقاد نامه رسولان: که قديمي ترين مبدأ ديني مسيحيان را متضمن است و مشتمل بر اصل تعميدي کليساي روم در سراسر عالم مسيحي مي باشد، و نصاري عبارت آنرا هر صبح و شام تکرار مي کنند.
1. اعتقاد نامه نيقيه: که متن آن در شوراي اساقفه در زمان امپراطوري کنستانتين (325 م) در شهر نيقيا (در آسياي صغير، ارنيق کنوني) تحرير شده است و مسيحيان آنرا در موقع انعقاد عشاء رباني تلاوت مي نمايند.
2. اعتقاد نامه اتانازيوس313: منسوب به سنت اتانازيوس و مشتمل بر مبدأ ثالوث مقدس (اب و ابن و روح القدس). آنرا در اسکندريه در قرن ششم ميلادي نگاشته اند و مسيحيان در اعياد مقدسه آنرا قرائت مي کنند.اين سه اعتقاد نامه در نزد همه فرق مسيحي مانند “کلمه شهادت” نزد اسلاميان معمول و معتبر است.314
ايمان مسيحيان بر تعاليم مجموع چهار انجيل استوار و تنظيم شده است. به عقيد? آنان، دست برداشتن از هر يک از انجيل ها تحقق ايمان ايشان را در پي خواهد داشت.315
جوانان مسيحي ايران نظريه دو طبيعت مجزا و منفک، بشر و خدا در وجود واحد مسيح را مي آموختند. آنها اصطلاح “مريم مادر خدا” را کاملاً رد مي کردند.
به اين ترتيب ايران به سوي مسيحيت نسطوري گام بردارد.316
نام مردان و زنان مسيحي در ايران، مردان “پسران سلامتي” و زنان “دخترسلامتي” ناميده مي شدند. بعضي از “پسران” و “دختران سلامتي” در وعظ خيلي جدي بودند و بسياري از ايشان جان خود را در راه مسيح تعليم مي نمودند. و تعاليم مسيحيان ايراني از روي تعاليم کتاب مقدس بوده و از اين رو چندان تفاوتي با اعتقادات مسيحيان امپراطوري روم نداشته است. کليساي ايران به سرعت کليساي مغرب زمين يکرشته عقايد براي خود تدوين ننمود.
اعتقاد نامه پيش از انعقاد شوراي مدائن در ايران موسوم بود، يک مسيحي بايستي معتقد باشد به خدا، يعني خداوند که هم? آسمان و زمين و دريا و هر چه که در آنهاست بساخت. او انسان را به صورت خود آفريد، شريعت را به موسي داد، روح خود را در پيغمبران فرستاد و بعد مسيح خود را به دنيا فرستاد. مسيحي مي بايد به قيامت مردگان و به سر تعميد معتقد باشد. اين است ايمان کليساي خدا. نسطوريت اعتقاد رسمي کليساي ايران گرديد و جدايي بين کليساهاي شرق و مغرب در شوراي دادشيوع شروع شده بود به درجه کمال رسيد. در مباحثات مسيحيان با يهوديان در ايران، مسيحيان اظهار مي داشتند که آنها قوم منتخب خدا هستند نه يهود و نيز ثابت مي کردند که احکام عهد عتيق براي دين حقيقي يعني مسيحيت بيش از علامات چيزي نبود و تماماً باطل شده است. و براي اثبات مدعاي خود را عهد عتيق هم نقل قول مي کردند.
از زمان اول کليساي ايران تمايل زيادي به زهد و تقوي داشت. بسياري از زنان و مردان نيکو تصور مي نمودند که براي کامل شدن در ايمان لازم است دنيا را ترک گفته و عمر خود را در صومعه ها به تحصيل و دعا بگذرانند. لباس رهبانان ساده و فورم مخصوص داشتند و سر خود را مي تراشيدند و روزي هفت دفعه براي دعاي جماعتي دور هم جمع مي شدند، و دعا را اولين تکليف خود مي دانستند. بعضي اوقات هم اجازه مي يافتند که براي موعظه و بشارت کلام به اطراف دير بروند. و مجاز مي شدند که دير را ترک نموده و دسته، دسته يا تنها براي روزه و دعا به کوه هاي اطراف بروند و بعضي از آنها به بت پرستان موعظه مي نمودند.317
بخش هفتم: 5-7. تأثير آموزه هاي مسيحي بر ديگر اديان و بالعکس
5-7-1. مسيحيت و ويژگي هاي پسنديد? آن:
قرآن بيان مي دارد مسيحيان از بقيه گروه هاي مذهبي به دين اسلام فرهنگي و مسلمان نزديک تر مي کند.
به نظر قرآن جهت نزديک بودن نصارا به اسلام و مسلمانان در اين موضوع نهفته است که آنان از چند ويژگي و خصلت پسنديده برخوردارند که اگر در هر گروه فکري و فرهنگي ديگر يافت شود پيامدي جز اين نخواهد داشت. در پيروان عيسي بن مريم اين خصلت ها ردگيري و تأکيد شده است:
در ميان ايشان عالمان و دانشمندان زيادند. دانشمندان خدا شناس وقتي حق را شناختند بدان روي مي آوردند. دانش دريچه معرفت و شناخت است و نخستين گام به سوي سعادت و خوشبختي همان شناخت درست و معرفت واقعي و پذيرش آن است. با وجود دانشمندان اين امکان براي مسيحيان فراهم است تا از شناخت بهره مند باشند. ملتي که از لحاظ شمار دانشمندانش افزايش يابد آن ملت به سوي خير و سعادت حرکت مي کند؛ زيرا دانشمندان پس از شناخت حق هستند و امت خويش را نيز بدان سو رهنمون مي سازند.خصلت ديگري که در مسيحيان يافت مي شود، خصلت پارسايي و دوري از دنياي فريبنده است. در حقيقت اين ويژگي دومين گام به سوي سعادت فرد و ملت است. ويژگي سوم که قرآن امت مسيحي را بدان ستايد خصلت فروتني و تواضع است. کسي که در برابر حق استکبار نمي ورزد و به آنچه حق و حقيقت است ايمان مي آورد و در برابر آن متواضع است.318
5-7-2. ظهور انديشه هاي گنوسي و مارکيوني:
از حوادث جريان ساز در تاريخ تفکر مسيحيت اوليه، ظهور آراي گنوسيک بود. مواجهه و مقابله با تفکر گنوسي و مرقيون در حيات دروني کليساي پيش از قسطنطين، انتخابي سرنوشت ساز را صورت بخشيد که در نهايت به رد و طرد گنوسيان انجاميد.319
فرق? گنوسي که عقايد آن اساساً با تعاليم رايج کليسا در تعارض بود؛ براي عيسي جنبه اي کاملاً ملکوتي قائل بودند و جنب? بشري او را تماماً مجازي مي دانستند؛ خداي برتر و خالق جهان ماده را روح سفلي يا همان “يهوه” مذکور در عهد قديم مي دانستند. در صورتي که مرقيوني ها عهد عتيق را منسوخ و يهوه را خداي بي رحم و تجاوزگر مي دانستند؛ مسيح را منجي نمي دانستند و در اصالت اناجيل ترديد داشت. در واکنش به ثنويت گنوسي، ايرنايوس (اسقف شهر ليون) و ديگران بر ارزش تاريخي مسيح تأکيد کردند. آنها تصريح کردند که عيسي ما را از “جهان” نجات نمي دهد بلکه، “باجهان” نجات مي دهد، هم چنين خدا و پدر خداي ما عيساي مسيح “خالق جهان” است. شخصيت هاي برجسته و صاحب اثر گنوسي عمدتاً به سوريه و مسيحيت سرياني تعلق داشتند.320
بر اساس گفتار ايرنايوس “اعتقاد نام? حواريون” تدوين شد و ايمان به کليساي مقدس در کنار ايمان به روح القدس قرار گرفت.321
5-7-3. مهر پرستي و مسيحيت:
مهر يا ميترا که در کيش هند و ايراني از آن خداوند روشنايي و عدالت و راستي و پيمان اراده شده و معادل شمشا (شمس) خداي بابليان است، از اديان ايران قديم بوده است. مهر پرستان يکديگر را برادر و مربيان خويش را پدر مي خواندند. آيين مهر پرستي از ايران به روم رفت و در پرستشگاههايي براي اين خداوند در روم شناخته شد و مهر پرستي هفت درجه وجود داشت و براي ورود به هر درجه شتشويي لازم بود که اساس غسل تعميد مسيحيان بر آن است. روميان قديم روز يکشنبه را که بعدها مسيحيان عيد گرفتند، مخصوص به خورشيد دانسته و مقدس شمردند. بزرگترين جشن مهر در 25 دسامبر بود که روز تولد مهر تصور شده است و کوتاه ترين روز سال بوده. زيرا در شب “يلدا” اولين شب زمستان يا شب آخر ماه آذر که بلندترين شب سال است روميان مهر پرست گمان مي کردند که ديگر خورشيد از افق مشرق سر بر نخواهد آورد.
بدين جهت چون ديدند فرداي آن روز با وجود درازي شب باز خورشيد طلوع کرد. از اين رو آن روز را تولد مهر پنداشته اند و براي او جشن گرفتند و اين عيد را تاليس نويکتيوس* يعني “خورشيد عدالت” مي گفتند همانطور که در هنگام تولد مهر شبانان او را پرستيدند، در هنگام تولد مسيح نيز شبانان بروي نماز بردند.
در بهار نيز جشني نزد مهر پرستان معمول بوده است که بجاي آن در مسيحيت عيد فصح (پاک) در روز صعود عيسي آمده است.
باري از ناقوس و ارغنون کليسا گرفته تا عقيد? به اينکه مسيح خود را براي نجات گيتي و بشر خدا ساخت از آيين مهرپرستي مأخوذ مي باشد. مهر پرستان معتقد بودند که آخر الزمان روز رستاخيز مردگان از گورهايشان است تا در برابر مهر حاضر شده از روي عدالت پاداش و کيفر بينند. اگر در ايران که زادگاه اين آيين است آثار زيادي از مهر پرستي در دست نيست. در کشورهاي اروپايي از ايتاليا و آلمان گرفته تا انگلستان، ميترائوم يا مهرابه هاي مهر فراوان است.حاصل سخن آنکه چون دولت روم کيش مسيحي را در قرن چهارم ميلادي به رسميت شناخت و در اين چهار قرن اوليه مسيحيت آييني گمنام بود و شعائر و تشريفات مشخصي نداشت، آداب و رسوم مهر پرستي در روم يعني مذهب پيشين روميان عيناً به مسيحيت انتقال يافت. 322
مهر پرستي ايراني در دوره اشکاني زمينه شکوفايي دين مسيحيت را فراهم نمود. در بسياري از بخش هاي مسيحيت مي توان نشاني از مهر پرستي ايراني يافت.323
مسئله عنوان و لقب (ميان آيين ميترا و مسيح) بود. ارباب کليسا عنوان و لقب بود. ارباب کليسا عنوان “پيامبر” و رسول [ملاکي هم به معني پيک، رسول و پيامبر و هم نام آخرين پيامبر بني اسرائيل است] و يا “خورشيد عدالت”324 را با “خورشيد شکست ناپذير” مقايسه مي کردند، آنگاه مقايسه شعاع هاي خورشيد به عنوان نمادگر سر خورشيد شکست ناپذير پيش آمد، که آنان هاله اي از نور را پيرامون سر عيسا، همان روشنايي توجيه کردند که به جهان تابيد. اين همانندي ها که به مقايسه مي انجاميد از نظر تيزبين بسياري نبايد پنهان مانده باشد. سرانجام هال? خورشيدي را که ميان ميترايي ها نماد مشخص خداوند عالي جناب خورشيد بود. اُرتدوکس ها به عنوان نماد دو نشان خداون عيساي مسيح پذيرفته و بر آن صحه نهادند و در طول سده پنجم، ريشه شرک آميز خورشيد پرستي آن چنان ژرف و خفته در سرشت مردمان بود که نه تنها خورشيد پرستان مشرک يا پيروان ميترا، بلکه پيروان مسيح و کليسا نيز هنوز به سنت ديرينه عادت داشتند که در برابر خورشيد تابان که در افق پس از طلوع فراز مي رفت ايستاده و سر فرود آورده و نيايش کنند. بخشايش خود را بهره ي ما فرما.325
عبادت و شعاير آيين ميترا، در معبدهاي زيرزميني اجرا مي گرديد، وليمه هاي مذهبي که با نان و شراب توأم بود به غذاي تناول القربان مسيحيان شباهت داشت.
مراسم ديني ميترا مانند مراسم دين مسيح، محل هايي براي غسل تعميد داشته است و داراي آب تبرک و عشاءِ رباني و تناول القربان بوده است. هر دو آئين، بيمرگي و جاودانگي را در افکار پيروان القا مي کردند و زندگاني پس از مرگ را با بهشت و دوزخ و واقعيت روز جزا تبليغ مي نمودند.
دين مسيح، ايجاد عبادات و شعائر خود را از اديان رايج در قرن دوم، بخصوص از مذهب ميترايي اقتباس کرده است.326
از تأثير پذيري هاي ديگر مسيحيت از آيين ميترايي مي توان به چند مورد زير اشاره کرد:
1.در انجيل ها آمده که هنگام به صليب کشيدن حضرت عيسي (ع) قبا با شنل ارغواني بر تنش انداختند و تاجي از خار بر سرش نهادند. در مهرکده هايي که در امپراتوري روم باستان پيدا شده، هر جا شمايلي از ايزد مهر به جا مانده است، تن پوش مهر را به رنگ ارغواني يا سرخ کشيده اند. امروز در مراسم بزرگ تاج بخشيدن به پاپ و کاردينال ها لباس سرخ مي پوشند.
2.در آيين ميترايي، پس از آموزش پيروان ايزد مهر بر روي دستان يا پيشاني آنها مُهر زده يا خالکوبي مي شد. پولس در نامه يي به غلاطيان مي نويسد: ….داغ هايي بر بدن خود دارم که نشان مي دهند، من غلام مسيح هستم.
3.در آيين ميترايي، پسران و دختران مجرد، براي خدمت به ايزد- بانوي مهر، وقف ميترا مي شدند تا در مهرکده زندگي و به آن الاهه خدمت رساني کنند. همين دوشيزدگان خدمت گزار که عروس خوانده مي شدند، در روزگار پس از حضرت عيسي (ع) خواهران راهبه يي بودند که از زناشويي چشم پوشيده و خود را وقف عيساي مسيح کردند.
4.مهرپرستان و سپس مزدا پرستان، در آداب ديني خود از يک نان مقدس و آب روحاني بهره مي بردند. آن نان “دُرون” و آن آب “هوم” (هئومه/ هوما) ناميده مي شد. اين آداب نخست به راحتي در ميان يهوديان و سپس مسيحيت جاي خود را باز کرد؛ …. همه همان نان روحاني را مي خوردند و همان آب روحاني را مي نوشيدند. آن ها از صخره ي روحاني مي نوشيدند که همراه شان بود، و آن صخره؛ خود مسيح بود…
5.مي دانيم که يهوديان روز شنبه را روز مقدس مي شمردند و مسيحيان روز يکشنبه را و در آن روز به نيايش و به جا آوردن

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره رفق و مدارا Next Entries دانلود پایان نامه درباره آداب و رسوم، آخرالزمان