دانلود پایان نامه درباره آداب و رسوم، آخرالزمان

دانلود پایان نامه ارشد

آداب و مراسم ويژ? ديني خود مي پردازند. پيش از آن ها، مهرپرستان نيز روز يکشنبه را روز بزرگ نيايش خويش برگزيده بودند.
6.عقيده به اينکه را حضرت عيسي (ع) خون خود را به خاطره جهانيان ريخت و هنگام به صليب کشيدنش بر سر وي تاجي از خار نهادند، او را تازيانه زدند و پهلويش را با زوبين سوراخ کردند و… چه بسا دنباله ي راز ديرينه يي است که در ميان مهرپرستان رواج داشت؛ آن ها عقيده داشتند ايزد بانوي مهر به پهلوي گاو نر مقدس، از روي خوش نيتي، ضربه يي زد، از پهلوي آن خون فواره کرد، آن گاه هر مهرپرست بالغ اين بود؛ او بايد زير داربستي قرار گيرد که روي آن گاو نري را براي کشته شدن آماده مي کردند و خون او بر تن آن مهرپرست جاري مي شد تا به حيات مقدس برسد. اين رسم ديرين، همان خون قرباني به هنگام کاشتن تخم است که در ميان بشر نخستين رايج بوده است.
7.شب زايش حضرت عيسي (ع) (شب يلدا يا همان کريسمس) برابر با شب زايش ايزد بانوي مهر است.
8.وجود درخت کاج و سرو هنگام جشن کريسمس و نوعي تقدس دادن به آن با همان آداب و رسوم مهرپرستان برابري مي کند. چون عقيده داشتند که ايزد بانوي مهر از سرو زاده شده است.
9.تثليث مسيحيان برگرفته از سه گانه انگاري ميترا و دو يا او (گاو نر و پرتو خورشيد) است.
10.رواج نام هاي ويژه و مرسوم در ميان مهرپرستان، چون: پاپ (پيشواي کاتوليک هاي جهان)، پدر (لقبي براي کشيشان کاتوليک)، برادر (لقبي براي راهب هاي مسيحي)، تيار( نام تاجي که پاپ هنگام بر پايي مراسم ديني بر سر مي گذارد، اين همان نام تاج پادشاهان ماد و پارس است). ميترا (نام سرپوش بلندي که کار دينال ها آن را بر سر مي گذارند.) و …
11.سرود خواني و نواختن ناقوس هنگام برپايي مراسم و آداب ديني، و بسياري کارهاي ديگر که ميان مهرپرستان با مسيحيان مشترک است و در واقع، ديرينه ي آنها به روزگار مهرپرستان برمي گردد.
مولودي جايگاه حضرت عيسي (ع) را در آسمان چهارم مي داند و اين چيزي جز ادامه ي باورهاي ايرانيان باستان (مهرپرستان) به هفت آسمان که در برابر با مقام هاي مقدس هفتگانه آسماني ميترايي است نمي توان باشد. 327
آيين مهر (ميترا)، در واقع آخرين مذهبي بود که تا قرن چهارم ميلادي در برابر بسط و توسع? مسيحيت مقاومت و پايداري کرد و بعد از آن، در رقابت با مسيحيت، جاي خود را به آيين ماني داد.328
5-7-4. هزار? سلطنت عيسي مسيح:
در آخرالزمان عيسي مسيح با تمامي شکوه و جلالش به منظور برقراري برابري و عدالت و غلبه بر نيروهاي شيطاني و تأسيس حکومتي شکوهمند بر زمين، براي برخورداري و تمتع انسان ها از عالي ترين نعمات روحاني و مادي، باز خواهد گشت؛ در اين زمان وي خود فرمانروا است و تمامي انسان هاي عادل از جمله ِقديسان زنده شده و در آن حکومت سهيم خواهند شد. در پايان اين سلطنت، قديسان به همراه عيسي مسيح به ملکوت آسمان عروج کرده و در همين حال انسانهاي شرور که آنها نيز دوباره زنده گرديده اند به عذاب ابدي دچار مي شوند. مدت زمان فرمانروايي شکوهمند عيسي مسيح و قديسان او بر روي زمين غالباً دوره اي برابر هزار سال تلقي شده که عموماً از آن به “هزار? سلطنت مسيح” تعبير مي شود و در عين حال اعتقاد و باور به تحقق سلطنت ياد شده در آينده با عنوان “هزاره گرايي” مشخص شده است.
عناصر اصلي اين باور و عقيده مي تواند چنين باشد:
* رجعت عيسي مسيح با تمامي شکوه و قدرت و جبروتش؛
* تأسيس حکومتي زميني توأم با عدالت؛
* ستاخيز قديسان و سهيم شدن آنها در اين حکومت؛
* نابودي قدرت هايي که دشمن خداوند به شمار مي آيند؛
و بالأخره در پايان اين حکومت و سلطنت و پس از آنکه انسان هاي عادل به ملکوت آسمان عروج کنند، رستاخيز کبري و روز داوري نهايي آغاز مي شود، در حالي که انسان هاي شرور به اعمال آتش دوزخ و عذاب هميشگي در خواهند افتاد.
اعتقاد به سلطنت ياد شده با تلفيقي از وجهي طبيعي و وجوهي فوق طبيعي في نفسه ريشه در باورهاي يهوديان به ظهور منجي اين جهاني و در زمين? سنت پيشگويان عهد عتيق دارد. مشهور آن است که قوم يهود به جهت پيشينه خاص اجتماعي شان و محروميت از دولت و حاکميت ملي واحد، همواره در انتظار ظهور “مسيحا” و نجات دهنده اي بودند که در ضمن به ويژگي هاي قدرت و کشورگشايي نيز مجهز باشد.
در آموزه هاي انجيلي عهد جديد آشکارا بر اين امر تأکيد شده که چگونه يهوديان در زمان عيسي مسيح عميقاً در انتظار يک سلطنت مسيحايي زميني بوده اند، ولي منجي اي که آمد، تنها بشارت ملکوت خداوند و تطهير و رهايي انسان از گناهانشان را داد، ملکوتي که واقعاً با تولد او آغاز شد، بدين ترتيب هيچ نشانه اي درباره سلطنت هزار ساله عيسي مسيح در اناجيل و رساله هاي پولس قديس ديده نمي شود و همه چيز حول يک فضاي روحاني و ديني مي گردد؛ حتي آنجا که از رستاخيز و روز داوري سخن گفته مي شود.329
5-7-5. دعاي اوزيريس براي خداي آفتاب (مقايسه با دين مسيح):
دعاي اوزيريس براي خداي آفتاب در مصر قديم بسيار است و از مطالعه در اين ادعيه و اوصافي که در کتيبه هاي مصري براي خداي آفتاب آمده است بعضي از دانشمندان غربي دين مصريان قديم ارمني بر وحدت و توحيد پنداشته اند و معتقد شده اند که مردم مصر در عهد قديم خداوند واحد و يکتا را به نام خورشيد مي پرستيدند. اين عقيده صحيح نيست زيرا خورشيد در آسمان به چشم ديده مي شد و مانند آن در ميان ستاره ها بسيار است اما خدا موسي و عيسي و محمد ناديده و بي جسم و مدبر و بي همتا است و با آفتاب و ماه قابل قياس نيست. ايزيس زن و همسر اوزيريس در ميان خدايان مصري موقعيت برجسته اي داشته است و هيکل وي به تن? انساني و سر يک گاو به حالتي که طفل خود هروس را شير مي دهد مجسم مي شد و اين خداوند به لقب ملک? آسمان ستار? دريا، کدبانو، مادر زمين، گل سرخ، مادر خدا و نجات دهند? ارواح ناميده شده است. نطف? هروس وقتي در جنين مادر بسته شد که پدر وي اوزيريس به قتل رسيده بود و از اين جهت بعضي از روحانيان مسيحي وي را با حضرت مريم مادر حضرت عيسي تطبيق کرده اند.330

فصل ششم:
بررسي تطبيقي آموزه هاي مانوي با مسيحيت
در عصر ساساني

بخش اول: 6-1. سرگذشت ماني و عيسي (ع):
6-1-1.خانواده ماني و عيسي (ع):
پدر و مادر ماني پس از انقراض سلسله اشکاني به شهر بابل مهاجرت نمودند و ماني در محيط مرفه و معين به زندگي مشغول شد. ماني نقص عضو داشت. ولي با داشتن نقص عضو خود توانست مراحل پيشرفت را طي نمايد. از کودکي همراه پدرش به فرق? مغتسله پيوسته بود و با آموزه هاي مذهبي و جهان بيني عارفانه آشنا بود.331
عيسي (ع) در بيت لحم زاده شد. مادرش مريم بود. در قرآن کراراً باکره بودن مريم و خلقت شگفت انگيز عيسي اعجازي بر قدرت و حقانيت خداوند و فرستاد? او يعني عيسي به شمار آمده است. عيسي روح الاهي است که در رحم مريم دميده شده است. عيسي مانند يک استاد نجار در کارهاي نجاري خانه هاي ناحيه جليل به کار اشتغال داشته، مخصوصاً ادوات و آلاتي فلاحتي مانند گاو آهن و طوق و عرابه براي کشاورزان اطراف ناصره مي ساخته است.332
نگارنده بر اين باور است که حضرت عيسي (ع) از جانب خداوند متعال به پيامبري برگزيده شده است و نام مادر عيسي (ع) با نام مادر ماني که مريم نام داشت شباهت دارد. عيسي (ع) از ابتداي بدو تولد داراي مذهبي برگزيده از جانب خداست که به دين مسيحيت معروف شد، ولي ماني در دوران کودکي با فرقه مغتسله که در بين النهرين رواج داشت آشنا شد که بعدها در انديشه ماني براي رواج دين مانوي تأثير داشت.
6-1-2. دوازده سالگي ماني و عيسي (ع):
بنا به قول ماني “توم” نخستين بار هنگاميکه دوازده ساله شد از سوي خداوند بهشت نور بر وي نازل شد، بدو وحي کرد که پرهيزگاري پيشه کرده از مردم کناره بگيرد و ترک شهوتراني کند. ولي چون هنـوز
خردسال است هنگام ظهورش نرسيده است.333
ماني در چهل سالگي به پدرش ملحق شد و به اين فرقه پيوست که در ضمن “سپيد جامگان” نيز ناميده مي شدند، زيرا افرادد گروه هميشه جامه سپيد بر تن داشتند تا حالت پاک و بي پيرايه آنان نمودار باشد.334
در دوازده سالگي همه آشنايان عيسي وي را داراي علاقه اي بيشتر از حد عادي نسبت به امور مذهبي مشاهده مي کرده اند، هوش سرشار و حساس و تأثيرات اجتماعي ضمير تند وي را مستعد و آماده ساخته بود که در زندگاني خود وظيف? نبوت را به جا آورد و در اين موضع بوضوح هر چه تمامتر بر انجام اين وظيف? الاهي مبعوث گرديد.وقتي که عيسي به سي سالگي رسيد، يکي از حوادث و تجربيات عمر او براي وي اتفاق افتاد، يعني به دست يحيي تعميد يافت. در اين امر، براي او همان مکاشفه عرفاني به وقوع پيوست که براي انبياي سلف عاموس و اشعيا و ارميا روي داده بود. يحيي کسي بود که يک دور? وعظ و ارشاد را با حرارت تمام آغاز نمود تا اينکه بيخبران قوم خود را آگاه و متنبه سازد. پس موفق شد و جماعت کثيري از اطراف فلسطين به سوي او روي آوردند و سخنان او را شنيدند و يحيي آنها را رود اردن در آب غسل داد و اين اعمال بود که عيسي را مجذوب يحيي کرد.335
نگارنده بر اين باور است که ماني و عيسي (ع) در دوران 12سالگي و 40 سالگي نشاني از نبوت را داشتند، و هر دو شخصيت مورد نظر در دوره اي از زمان با مذهب و شخصيت هايي چون يحيي، فرقه سپيد جامگان آشنا مي شوند که سرآغاز ماجراي مانويت و مسيحيت را شکل مي دهد.
6-1-3. محتواي سخنان ماني و عيسي (ع) و پيروزي در ميان مردم:
گفته هاي ماني که بعدها (کاملاً اشتباه) مانيکزيوم ناميده شده است، دربار? اصل و منشأ مجزا و منفک دنياي روشنايي و دنياي تاريکي، آميختگي اين دو عنصر و جدايي نهايي آنهاست. ماني به هر کجا که مي رفت، مردم پاي سخن او مي نشستند او با هيجان و دقت سخن مي گفت و دردها و رنجهاي خواب آلوده آنان را بيدار مي کرد. ماني با جامه و شال سپيدش کاملاً متمايز و مشخص بود. در ضمن مردم تنها جواهري را که هميشه با خود داشت، حلقه اي از طلا و نقره که روي آن تصوير خورشيد و ماه حکاکي شده بود به همديگر نشان مي دادند.
ماني دربار? آميختگي، پيچيدگي و ابهام تمام گوهرهاي طبيعت سخن مي گفت. او به مردم توصيه مي کرد که دربار? سطح صاف دريا فکر کنند و به قايقها آرام بنگرند و در عين حال به توفان و آبهايي که همه چيز را به اعماق خود مي برد، بينديشند. ماني دربار? آتش سخن مي گفت که از خود روشنايي پراکنده مي کند، گرما بخش است، انسان را از سرما محافظت مي کند و براي پخت خوراکهاي لذيذ به کار مي رود، اما در ضمن دربار? آتش نيز سخن مي گفت که شهرها را به خاکستر تبديل مي کند، وحشت و رعب به وجود مي آورد و صورتها را از شکل مي اندازد، در مورد باد مي گفت از چهار گوهرهاي ديگر ابهام برانگيزتر است. برگي که در اثر وزش باد تکان مي خورد کاملاً ديده مي شود، اما نسيمي که آن را تکان مي دهد نامشهود است
ماني به آنها توضيح مي دهد که حتي زمين نيز نابودي به همراه دارد. زماني که شروع به لرزيدن مي کند با شکافهاي عميق خود همه چيز را مي بلعد. زمين زندگي مي بخشد اما در عين حال شريک مرگ نيز هست.336
در متون مانوي که از تمثال هاي مسيحي نسخه برداري کرده است، گاهي از “تصليب” ماني سخن مي رود.337
نگارنده بر اين باور است که ماني براي اينکه کلامش در ذهن شنوند? نقش بندد از طريق مثالهاي غم انگيز و خنده آور و از داستانهاي مربوط به حيوانات و جنايات و روايات زندگي روزمره عمل مي نمود. و از طريق روشهايي چون نقاشي و شعر و سرود رنگ ولعاب خاصي به مذهب خود مي داد و باعث پيروزيش در ميان ديگر مذاهب به شمار مي رفت.
عيسي بسادگي تکلم مي کرد و در اطراف مسائل اصلي دين به زبان خالي از اصطلاحات، و عوام فهم سخن مي گفت و غالباً از مظاهر طبيعت و حيات انساني اقتباسها کرده شاهد و مثال مي آورد و کلام خود را مطلوب نفوس و مطبوع طباع قرار دهد. عيسي ساده بود و براي مردم ساده دل صحبت مي کرد و از حکايات مختصر و دلخواه که به قضاياي ديني روح و طراوت مي بخشيد در سخن مي آميخت و حقيقت کاميابي و توفيق عيسي (ع) در اين نکته بود که از افکار دروني و انديشه هاي باطني مردم سخن مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد ضمانت نامه بانکی، ضمن عقد، شرط ضمن عقد، آنسیترال Next Entries دانلود پایان نامه درباره نفس اماره، آخرالزمان