دانلود پایان نامه درباره آخرالزمان

دانلود پایان نامه ارشد

رفته اند که چون عيسي سياحت مي فرمود ملقب مسيح شد (وقيل المسيح الجميل و المسيح بخاء المعجمه القبيح) و قاضي بيضاوي در تفسير خويش آورده است که اصل مسيح به زبان عبري مشيحا است و معني مشيحا مبارک و به روايت اکثر ائمه تاريخ بعد يک ماه از ولادت عيسي عليه السلام مريم به اتفاق يوسف نجار قرة العين خود را برداشته بجانب دمشق برد ودر غوط? يا قريه ديگر از قراي آنولايت ساکن مي بود تا آن زمان که انجيل نزول يافته به بيت المقدس مراجعت کرد و قولي آنکه آنجناب در آن وقت سي ساله بود و بر هر تقدير چون عيسي عليه السلام به بيت المقدس شناخته يهود را بدين قوم و ملت مستقيم دعوت فرمود از وي معجزه طلبيدند روح الله ايشان را از آنچه خورده بودند و ذخيره نهاده و از کل هيأت مرغي ساخته باد در وي دميد تا حيات يافته پرواز نمود و بيشتر مورخان بر آن رفته اند که آن مرغ به شکل خفاش بود و ايضا عيسي عليه السلام اکمه و ابرص را علاج کرد و چون يهود زبان بطلب معجزه ديگر بگشادند. 70
3-1-5. بعثت عيسي :
بعد از اين مکاشفه عيسي را لطافت و شکيب نمانده رو به صحرا نهاد، چهل روز تمام در بيابان اردن به تنهايي و تجرد مي گذرانيد و در کار خداوند و رابط? خود با خدا و آدميان انديشه و تفکر مي فرمود. مسيحيان بر آنند که در آن مدت وي با وحوش بسر مي برد و فرشتگان او را محافظت مي کردند و چند بار در معرض تجربه و افتتان شيطان قرار گرفت. ولي استقامت ورزيد. پس چون از حق بخلق باز آمد، راه و روشي نوين اختيار کرد که با مبادي و تعليم فرق متکلمين يهود يعني صدوقيان، فريسيان و غيره بکلي مياين بود وي آنها را مخاطب داشته گفت: واي بر شما، اي کاتبان و فريسيان رياکار که درب ملکوت آسمان را روي مردم مي بنديد، زيرا خود داخل آن نمي شويد خانه هاي بيوه زنانرا مي بريد و از روي ريا نماز را دراز مي کنيد.(متي:23/13)
عيسي از آن پس بار سنگين نبوت و هدايت خلق و تعليم جهانيان را بر دوش شريف خود گرفت و در ميان مردم عام پاکدل و نيکو نهاد به نشر مواعظ خود پرداخت حتي با طبقات سافله مانند گناهکاران و باجگيران و مردم خطا پيشه بد نام نشست و برخاست مي کرد و آنها را پيوسته پند ميداد. در آن عصر و زمان که نسوان در هيئت اجتماعيه شأن و مقامي نداشتند عيسي دربار? آنها عنايت خاص مبذول مي داشت و با زنان گناهکار نشسته آنها را نصيحت مي فرمود در نظر او زن و مرد يکسان بودند و آنانرا خواهر خود ميشمرد.(متي 12/50)
اين پيمبر و معلم رباني و مثال اين جهاني اندک دلبستگي نداشت و خانه و جامه و اثاث خود را در ناصره رها کرد و با سرماي? تجريد و فقر زندگاني پر برکت خود را آغاز نمود. در اطراف بلاد مي گشت و هر جا مي رفت وعظ مي گفت. هر جا جاهلي را مي ديديد تعليم مي داد. هر جا بيماري را مي يافت شفا مي بخشيد. مدت سه سال زندگاني مبارک خود را بدينگونه بسر آورد و قاعد? دين خود را بر اساس “محبت” نهاد . 71
3-1-6. رسالت حضرت عيسي :
رسالت عيسي (ع) بيش از سه سال نپاييد، در حاليکه بنظر مي رسد وي دعوت خود را پس از تماس با گروهي از اصلاح طلبان پر شور يهودي – که حول يحيي معمدان را گرفته بودند، آغاز نمود؛ اين يحيي بنا به گفته ي اناجيل، مردمان را به توبه فرا مي خواند و دعوت مي کرد که براي داوري قريب الوقوع الهي آماده شوند. حضرت عيسي اکثر اوقات در جليل تعليم مي داد و مردم را از فرا رسيدن “سلطنت خداوند” آگاه مي کرد .
مستعمين او مضمون فرا رسيدن سلطنت خداوند را به طرق بسيار تعبير کردند. براي بعضي وعده ي سرنگوني حکومت منفور رومي بود، براي برخي ديگر نشانه ي پايان جهان؛ و گروهي اندک آن را کمال مأموريت تبليغي اسرائيل يا دعوت به يک راه جديد زندگي مبتني بر عشق به خداوند و عشق به تمامي مردمان مي دانستند .
حضرت عيسي فضائل فروتني و سادگي را موعظه مي کرد: آدميان بايد بياموزند که خود را آخرين بدانند و “همانند کودکان کوچک بشوند”. او تعليم مي داد که رعايت هم? جزئيات پيجيده ي شرع يهود اهميت کمتري دارد تا عشق صادقانه به خداوند و عشق صادقانه به همسايه. تنفر از گناه به جاي اهانت به گناهکار راه رفتار درستکارانه است.
در اناجيل، حضرت عيسي بيش از يک پيامبر و يک معلم اخلاقي است. شواهد نشان مي دهند که او هرگز در ملأ عام خود را “پسر خدا” نخواند، لکن فراهم آورندگان اناجيل يقين داشتند که او مسيح است. عيسي (ع) نزديک شدن مرگ خويش را کمال مأموريت خود مي انگاشت. او تعليم مي داد که “پسر انسان مي بايد رنجهاي بسيار را بر خود هموار کند و مي بايد هلاک شود و سه روز بعد دوباره برخيزد!” عيسي خود را با “خادم رنجکش” که اشعياء پيشگويي کرده بود يکي مي دانست: کسي که نفس خويش را ” براي گناه پيشکش مي کند”، کسي که ” صعود خواهد کرد و برکشيده خواهد شد”.
عيسي در کنيسه ها، که در آن يهوديان براي عبادت گرد ميامدند، يا در فضاي باز تعليم مي داد. او بزودي گروه بزرگي از پيروان را که اشتياق فراوان هم داشتند جذب کرد و در بين ايشان تعداد کمي بودند که راه زندگي خود را رها کردند تا در ارادت به وي زندگي را بسر برند. گفته شده که در زمان مرگ عيسي مسيح، گروهي دوازده نفر از مريدان نزديک وي وجود داشتند که با ايشان از رابطه ي بيهمانند خود با خداوند محرمانه سخن گفته بود: “همه چيز به وسيله ي پدرم به من واگذار شده است وهيچ کس نمي داند پسر کيست بجز پدر، يا اينکه پدر کيست بجز پسر، و آن کساني که پسر انتخاب مي کند، تا بر ايشان آشکار نمايد.” 72

3-1-7. بروز شرک در زمان عيسي بن مريم(ع) :
شرک و بت پرستي گويي در اعماق جان و فرهنگ قوم بني اسرائيل نفوذ داشته است. لذا آن ها به سرعت از دين توحيدي برمي گشتند، چنانکه در دوران موسي کليم عليه السلام به مجردي که آن حضرت چهل شبانه روز از ميان
آنان دور شد، هم? گوساله را به جاي خدا نشاندند و به پرستش آن مشغول شدند.73
بنابراين، بي سابقه نبود که در زمان حضرت عيسي مسيح، قوم بني اسرائيل در حضور آن حضرت به سرعت دين خالص و توحيدي او را تبديل به شرک (تثليث) کنند وقائل به خداي پدر، خداي پسر و خداي روح القدس شوند و در حقيقت آن را به بت پرستي پيش از آن باز گردانند. حال ببينيد قرآن کريم چه زيبا اين حقيقت را بيان کرده است: حضرت حق به عيسي بن مريم(ع) خطاب مي کند: ( اگر چه خدا مي داند که عيسي اين را نگفته است، منتها اين سوال و جواب، وسيله اي است براي بيداري کساني که بايد بيدار شوند.) اي عيسي، تو به مردم گفتي که تو و مادرت را به عنوان خدا بگيرند؟ حضرت عيسي(ع) عرض مي کند، خدايا تو منزهي! جايگاه من اين نيست که بگويم من خدا هستم، اگر مي گفتم خودت مي دانستي. تو به آن چه که در جان و در عمق وجود من است آگاهي و اين منم که آن چه در نزد تو است، نمي دانم.74
از آيات ياد شده به خوبي استفاده مي شود که دين مسيحيت در زمان خود عيسي بن مريم(ع) مبتلا به شرک و بت پرستي شده است. 75
3-1-8. ديدگاه قرآن کريم در مورد عيسي مسيح :
سور? نساء آيه 157 و ادعايشان که ما مسيح عيسي بن مريم پيامبر خدا را کشته ايم، حال آنکه نه او را کشتند و نه بردار کردند بلکه [ حقيقت امر] بر آنان مشتبه شد، و کساني که در اين امر اختلاف کردند از آن در شک اند و به آن علمي ندارند، بلکه پيروي از حدس و گمان مي کنند و او را به يقين نکشته اند.
آي? 158 همين سور? بلکه خداوند او را بسوي خويش برکشيد و خدا پيروزمند فرزانه است.
آي? 159 همين سوره و هيچ کس از اهل کتاب نيست مگر آنکه پيش از مرگش به او (عيسي) ايمان آورد و روز قيامت او (عيسي) بر ايشان گواه است.76

بخش دوم : 3-2. مسيحيت بعد از مسيح
3-2-1. مسيحيت پس از عيسي :
پس از مصلوب شدن حضرت عيسي (ع) و دفن ايشان رسولان (حواري ها) بر آن عقيده بودند که عيسي (ع) در ميانشان هست و کارهاي خود را به دست ايشان انجام مي دهد و آن ها خود را پر از عطاياي روحي و حياتي نو يافته اند. اين موقعيت زماني که سبب جوشش قدرت هاي روحاني خداوند را نزد آنها پديد آورد، عيد گلريزان ناميده شد. اين روز ده روز پس از غيبت حضرت عيسي (ع) بود که حواري ها به وظيف? خود، پس از عيسي (ع) بي خبر بودند. اما در آن روز مشکل از ميان برداشته شد،پرتو روح القدس گمان آن ها را از ميان برد و به آن ها در انجام رسالت شان قدرت داد.
جامعه جديد مسيحي در اورشليم در آن روزها، همان اعمال ديني يهوديان – چون؛ پرستش يَهُوهَ، قرباني، انجام شريعت موسوي که در تورات آمده و … را انجام مي دادند. و در انتظار آخرالزمان بودند تا حضرت عيسي (ع) که به خواست خدا از مرگ برخاسته و جايگاه اعمال ديني مرسوم در ميان يهوديان، پاره يي مراسم و آداب نو به آن افزودند؛ برپايي مراسم نيايش در پرستشگاه بزرگ شهر يا گرد هم آمدن در خانه ها – براي شنيدن سخنان حواري ها- و پخش کردن نان مقدس بين يکديگر را از آن جمله بود.
اعضاي خانواد? حضرت عيسي (ع) در همان روزها به رهبران برجست? اين نهضت جديد تبديل شدند، تبليغ و ترويج دين جديد نيز از همان روزها با وجود حواري ها آغاز شد و کم کم به ميان مسيحيان فلسطين کشانده شد. آن گروه خود را بني اسرائيل حقيقي قلمداد مي کردند و به همين دليل در ميان يهوديان به تبليغ آيين جديد خود مي پرداختند. سپس اين گونه تبليغ ها به سوريه کشانده شد و پيروان ديگر آن روزگار، اغلب به دين مسيح گرايش پيدا مي کردند..
شائول: يک فريسي خشکه مقدسي که در مدرسه هاي يهودي تربيت شده بود. او در هر جايي خلاف دين مسيح تبليغ مي کرد و به آزار و تعقيب مسيحيان مي پرداخت تا اينکه روزي به منظور آزار مسيحيان آن ديار قصد سفر به دمشق کرد. حضرت عيسي (ع) در راه بر او ظاهر شد و مکاشفه يي به او دست داد که سرا پاي زندگي او را دگرگون ساخت و به دين مسيح گرويد. پس از آن به اين باور رسيد که انجيل بشارت به نجات و رستگاري داده است، اين امري همگاني بود و به قوم يهود محدود نمي گرديد، پس بايد به ترويج و تبليغ دين مسيح در ميان هم? مردم و پيروان دين هاي ديگر پرداخت. به همين دليل بود که او رسم مسيحيان نخستين را کنار زد و عقيده داشت لازم نيست، هر کسي مسيحي شود، نخست بايد يهودي باشد و شريعت حضرت موسي (ع) را بپذيرد. با اين انديشه، وي همراه دوستش، بَرنابا به اورشليم رفتند تا از انديشه هاي خود در برابر رهبران جامعه ي نخستين مسيحي شده ي آنجا دفاع کنند. آنها از اين دفاع سربلند بيرون آمدند و به رهبران آن جامعه اثبات کردند که ضرورت پذيرش دين مسيح، دين يهود نيست. پس از آن، وي براي تبليغ دين مسيح به شهرها و روستاهاي گوناگون – از جمله؛ آتن، اِفسوس ( اِفه سوس)، کورنيت و … در حرکت بود.
پس از مدتي به اورشليم بازگشت و در دادگاه يهودي (سَنهِدرين) به دليل تغيير دين، از يهودي به مسيحي و ترويج انديشه هاي خلاف شريعت موسوي (ع) محکوم شد. براي محاکمه رسمي او را به قيصريه بردند. او که به يک شهر رومي برده شده بود به امپراتوري روم پناه آورد تا اينکه بين سالهاي شصت وچهار تا شصت وهشت ميلادي بر اثر شکنجه و آزار امپراتور روم – قرون جان يافت.اودر ميان مسيحيان به پولس رسول – به معناي رسول کوچک – معروف است. اين آزارها و تعقيب ها چند دليل داشت:
يکي، از سوي يهوديان بود چون؛ دين جديد را خلاف شريعت موسي (ع) مي پنداشتند و طبيعي بود که روحاني يهودي در برابر دين جديد ايستادگي کنند و شاهد کم شدن پيروان خويش باشند.
دوم، امپراتوري روم بود. چون؛ همه ساله شهروندان رومي بايد با امپراتور بيعت مي کردند و به وي ابزار وفاداري مي داشتند و چون وي جنبه ي الوهي داشت، بايد همه خود را براي فداکاري براي او آماده مي کردند، تنها مسيحيان بودند که از اين سنت نادرست پيروي نمي کردند. بنابراين، امپراتور آنها را مستحق آزار مي داشت.
سوم، دين مسيح با سرعت هر چه بيشتر در ميان طبقه ي نيازمند و بردگان آن امپراتوري رو به افزوني بود، در برابر آن ها طبقه ي اشراف نگران طغيان آنها بودند.
چهارم، با تبليغ دين جديد، ستايش خداي يگانه به جاي بت پرستي و شرک، کم کم ميان روميان جايگزين و مجسمه هاي امپراتور که الوهي و قابل پرستش بود، به کنار زده مي شد.
پنجم، تبليغ حواري ها به بطلان دين

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره دانش پژوه Next Entries دانلود پایان نامه درباره کتاب مقدس، آخرالزمان