دانلود پایان نامه درباره کرامت انسان، کرامت انسانی، کرامت ذاتی انسان، حقوق اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

است از نعمت هایی که خدای متعال به انسان داده است. یکی از بزرگترین این نعمت ها، نعمت عقل و شعور است، ولی اینکه خرد(عقل) و وجدان انسان منشا حقوقی برای وی گردد که حتی با ارتکاب بدترین جنایات نیز مستحق اهانت نباشد قابل قبول نیست. ظاهر آیه شریفه (( لقد کرمنا…)) این است که در مقام بیان برتری قوا و استعداد های وجودی انسان نسبت به سایر موجودات است نه اینکه بخواهد حقی را برای انسان اثبات نماید».29 این گروه ( تن دادن به نظام اسلامی و انسانیت انسان)؛ یعنی ترکیب این دو را منشأ سلسله حقوق تلقی می کنند.30 به هر حال، برای کرامت انسان از آن جهت که انسان است، نقش و جایگاهی در مسائل فقهی نمی پذیرند. به باور اینان آیهء یاد شده در صدد بیان اثبات حقوقی برای انسان نیست و هیچ ملازمه ای بین کرامت و مسائل حقوقی وجود ندارد. این نکته دقیق است که آیۀ شریفه تنها در صدد بیان برتری انسان به دلیل توانای های عقلی اوست و نه اینکه این استعدادها منشأ حقوقی می‏شود.
با این حال، این سخن که «کرامت ذاتی» به تنهایی منشأ حقوقی نیست، و با ضمیمه «پذیرش نظام اسلامی» از یک سلسله حقوق اجتماعی برخوردار میشود، جای تأمل دارد؛ زیرا این امر مستلزم این است که اگر انسان صرف نظرازعقاید،‏ ملیت و تابعیت وارد کشوری اسلامی شود و تابعیت آن را نپذیرد، ازحقوقی مانند حق حیات و تغذیه برخوردارد نباشد یا اگر شخصی با اختیارخود، ازتابعیت نظام اسلامی خارج شود، تمام حقوق اعم از کرامت یا حقوق فرعی دیگر را از دست بدهد، چنین حالتی به طور جدی پرسش بر انگیز است. برخی اندیشمندان مسلمان به گونۀ ی دیگری همین نظریه رامطرح و «اصل کرامت انسانی» را به عنوان یک قاعده رد می کنند.
به نظر آنان، مفهوم کرامت روشن نیست و مصادیق آن‏ را نمی توان مشخص کرد تا به طور روشن گفته شود این عمل، با کرامت مخالف است یاموافق. تشخیص این امر تنها از سوی شرع امکان پذیر است. بنابراین، بایدازشارع بخواهیم که چه رفتاری، موافق باکرامت و چه رفتاری مخالف آن است.31
حال اگر مفهوم کرامت روشن شود و مصادیق آن قابل تشخیص باشد، در این صورت، می تواند به عنوان قاعده مطرح شود یانه؟ چنانچه این مشکل برطرف شود، ازکلام این گروه استفاده می شود که کرامت انسانی تنها در این صورت، می تواند مبنایی برای استخراج گزاره های حقوقی باشد. بنابراین، رد این مسئله به طور مطلق، نا ممکن است.
گفتار دوم : کرامت ذاتی انسان، مبنای برخی گزاره های فقهی
برخی فقهای معاصر، زیربنایی بودن «کرامت انسان» را درزمینۀ مسایل فقهی پذیرفته و گاهی به صورت روشن و به شکل مصداقی، آن را بیان کرده است. البته به دلیل «نو» بودن این مباحث، آن چنان که شایسته است، در بارۀ تمام جنبه های موضوع بحث نکرده اند و هنوزپرسش های فراوانی در این مقوله وجود دارد.
برای نمونه، آیت الله مکارم شیرازی به این پرسش که« آیا میتوان بعضی احکام را با توجه به کرامت انسان، استنباط کرد؟ پاسخ مثبت می گوید.آن گاه درقالب مثال، آن را به صورت عینی و عملی درباب دیه، تطبیق می دهد و دیه ای را که برای کمترین خدشه بربدن انسان باید پرداخت شود، درپیوند باکرامت انسان ارزیابی می کند و به ویژه درمسایل «مستحدثه» استفاده از قاعده کرامت را لازم می داند. البته تفسیر کرامت باید در راستای ایمان به خدا و تکامل بشر انجام بگیرد و بااین رویکرد، از «کرامت انسان» به عنوان قاعده ای فقهی برای حل مسایل جدید فقهی می توان استفاده کرد.32 ایشان دراین زمینه می فرماید: «چنانچه گاهی احکامی، منافی کرامت انسانی تلقی شود، به حسب زمان، مکان، اشخاص و شرایط می توان احکام ثانوی را جاری کرد. ازاین مطلب می توان استفاده کرد که گاهی« کرامت انسانی» می تواند جلو برخی احکام را بگیرد و برای حفظ کرامت از اجرای آن صرف نظر کرد. برخی اندیشمندان، «اصل کرامت انسان» را اصل حاکم و غیر قابل تخصیص می دانند؛ یعنی هر حکمی را که درتقابل با کرامت انسان قراربگیرد، بایداز زیر مجموعه های این اصل خارج کرد یا حکم را همسو بااصل تفسیر کرد تا اصل حفظ شود. ازاین رو، معتقدند مجازاتهای اسلامی برای تحقیر و اهانت به انسان ها نیست و هدف آنها، تنبیه، هدایت و اصلاح انسان هاست. مجازات در راستای حمایت از «کرامت» است و نه برضد کرامت.» در توجیه اینکه مجازات، ضد کرامت و تحقیر انسان نیست، بیان می دارند: « درفقه، «تحقیر» از عناوین قصدیه است و تاکسی قصد اهانت و تحقیر کسی را نداشته باشد، نمی توان گفت قصد او تحقیر بوده است.»33
آیت الله معرفت در بارۀ «مبنا» قرار گرفتن کرامت انسان در فقه ادعا می کند که فقها بسیاری از مسایل را با توجه به کرامت انسانی تبیین می کنند. ایشان می نویسد:
«موضوع کرامت در فقه هم مطرح است و فقها بسیاری از مسایل را با توجه به کرامت تبیین می کنند.مثلاً در خصوص کسی که نیمه مرده و به اصطلاح در حال کماست و پزشکان هم از او قطع امید کرده اند، می گویند که کرامت انسان اقتضا می کند که او را نکشند؛ زیرا آدمی تازمانی که نفس می کشد،کرامتش باید حفظ شود».34
فقها در مورد فرزند بیمار غیر قابل علاجی (ناقص العضو) که در شکم مادر است، کشتن او را جایز نمی دانند. به باورآیت الله معرفت: دلیل فقها در این گونه موارد، کرامت انسان است. البته کرامت انسانی در همۀ زمینه ها مطرح است و حتی در محیط هایی که معتقید به دین هم نیستند، قابل استناد می باشد.رأی و نظر فقها در حال حاضر براین است که هیچ انسانی، نجس نیست و این نظریه مقتضای فقه پویا و همسو با فقهی است که بزرگانی چون شیخ طوسی آن را تأسیس کرده اند.35 نجس بودن انسان را با کرامت انسان ناسازگار می دانند. ایشان در جای دیگری، در مورد جنین ناقص الخلقه یا بیمار بدون علاج، در صورتی که عقل جمعی بشر به این نتیجه برسد که صلاح جامعه و کرامت آدمی اقتضا می کند چنین آدم هایی را از میان برداریم، می نویسد:
«مسلۀ اصلی، کرامت انسان است. حال اگر کرامت انسانی اقتضا کرد که باید جان چنین انسانی گرفته شود تاکرامت او حفظ شود، به مقتضای کرامت عمل می کنیم.امروزه تمام بشر اعم ازدین دار و غیر دین دار، براین اصل تأید دارند که کرامت انسان باید محفوظ باشد و این اصلی است که خدشه بردار نیست. تا به امروز فکر می کردند که حفظ کرامت انسان به این است که در چنین وضعیتی، او را نکشیم، اما حالا ممکن است عقل بشر به این معنا برسد که برای حفظ کرامت این انسان برای اینکه دچار ذلت و سرشکستگی نشود، بگوییم که باید اورا کشت که در این صورت هم به اقتضای کرامت عمل نمودیم».36 در مورد این بیان که فقها، بسیاری از مسایل را باتوجه به کرامت انسانی تبیین می کنند، این اشکال قابل طرح است که مشحص نشده است که کدام فقیه در کجا، براساس «اصل کرامت» چنین فتوایی داده است. در مثال جایز نبودن قتل آدم نیمه دم، شاید این امر برای احترام به«اصل حیات» باشد. در بارۀ جنین ناقص الخلقه نیز که عقل جمعی، معیارجواز و عدم جواز سقط جنین قرار می گیرد، با مشکل نسبی گرایی روبه رو می شویم؛ یعنی در این صورت، مفهوم کرامت، امری نسبی می شود.ممکن است عملی دریک زمان، مطابق کرامت و در زمان دیگر، مخالف کرامت تلقی گردد یا نزد فرهنگی،یک عمل مخالف کرامت و نزدفرهنگ دیگر، موافق آن شمرده شود. آن گاه استنباط احکام فقهی با چنین رویکردی ممکن است فقه پویا را گرفتار آسیب های جدی سازد.
در هر صورت، آیت الله معرفت، به روشنی، «کرامت» را به عنوان قاعده در نظرگرفته است که با توجه به اقتضای آن می توان احکام فقهی را استنباط کرد. ایشان در ضمن «کرامت» را اصل حاکم تلقی کرده است. آیت الله جوادی آملی درین زمینه می فرماید:
«کرامت نظری می تواند بزرگواری های ارزشی و عملی فروانی را نیز به همراداشته باشد. به دلیل همین کرامت، همۀ تعالیم اخلاقی و حقوقی باید با عنایت به این اصل نظری و درسازگاری کامل باآن تنظیم شوند. هنگامی که بپذیریم انسان، گوهری کریم و ارزشمند است، خواه ناخواه براین باور خواهیم بود که نه تنها آزادی،امنیت و… حق اویند، بلکه باید به گونه ای تفسیر و تنظیم شوند که باکرامت وی سازگار باشند.37»
فقهای اهل سنت، مردۀ انسان را پاک دانسته و در بحث کتاب الطهاره گفته اند:
« چیزهای که پاک اند زیاد است از جمله انسان زنده باشد یامرده باشد چنانکه خداوند در قرآن می فرماید ما به انسان کرامت دادیم اما اینکه خداوند فرموده (همانا مشرکین نجس اند ) مراد نجاست معنوی است که شارع به آن حکم کرده است.» 38
مذاهب چهارگانه اهل سنت، همین فتوا را دارند و استدلال به آیۀ تطهیر نشان می دهد اهل سنت برخی مسایل فقهی را بر اساس کرامت محوری استنباط کرده اند. آنان چون بین کرامت انسان و پاکی او ملازمه می بینند، غیرطاهر بودنش را باکرامت ذاتی، ناسازگار شمرده و بالا تر از این، کرامت را اصل حاکم تلقی کرده اند؛ چون آیه ی را که بیانگر نجس بودن مشرک است، برنجاست باطنی حمل کرده اند. بنابراین، مشکل تنافی را که درظاهر بین این گونه آیات وجود دارد، باتوجه به کرامت ذاتی انسان حل کرده اند. البته برخی فقها، ملازمه را رد کرده و فرموده اند:
«بین نجس بودن جنازۀ انسان و کرامت او منافات نیست».39
راشد غنوشی با داشتن رویکرد حد اکثری به «کرامت گرایی»، حقوق اساسی انسان را ناشی ازآن دانسته است. وی می نویسد:
«حقوق انسان دراسلام از این اصل بنیادین اعتقادی سرچشمه می گیرد که انسان در ذات خود دارندۀ «کرامت الهی» و هموخلیفۀ خدا در زمین و درجهان هستی است و همین امر، او را از حقوقی برخوردار می سازد که هیچ کس را درمورد آنها سلطه نیست».40
نام برده با استناد به همین ویژگی آدم ها، هرگونه زجر و شکنجه را برای اقرار گرفتن از متهم، ناجایز و نقض کرامت تلقی می کند.
استاد مطهری در ارزیابی اعلامیۀ جهانی حقوق بشر می نویسد:
«از نقاط قوت این اعلامیۀ این است که تکیه گاه آن، «مقام ذاتی انسان» است. شرافت و حیثیت ذاتی انسان است. از نظر این اعلامیه، انسان به واسطۀ یک نوع کرامت و شرافت مخصوص به خود دارای یک سلسله حقوق و آزادی ها شده است که سایر جانداران به واسطۀ فاقد بودن چنین حیثیت و شرافت و کرامت ذاتی، از آن حقوق و آزادی ها بی بهره اند… . هر استعداد طبیعی، مبنای یک(حق طبیعی) است و یک (سند طبیعی) برای آن به شمار می آید. مثلاّ فرزند انسان حق درس خواندن و مدرسه رفتن دارد، اما بچه‏ی گوسفند چنین حقی ندارد، چرا؟ برای اینکه استعداد درس خواندن و دانا شدن در فرزند انسان هست، اما در گوسفند نیست. دستگاه خلقت، این سند طلب کاری را در وجود انسان قرار داده و در وجود گوسفند قرار نداده است. همچنین است حق فکر کردن ، رأی دادن و ارادة آزاد داشتن.»41
استاد مطهری، ویژگی های طبیعی و تکوینی انسان را منشأ یک سلسله حقوق دانسته و به کرامت ذاتی انسان نگاهی زیر بنایی داشته است که سبب ایجاد یک سلسله حقوق می شود. همچنین مرحوم مغنیه، به نقش کرامت اشاره داشته و حق حیات و حق امنیت و عدم جواز اذیت و آزار انسان را از آثار و نتایج کرامت ذاتی دانسته است.42
به طور کلی، بعضی از اندیشمندان اسلامی به طور کلی و سر بسته، «اصل کرامت ذاتی انسان» را مبنایی برای استنباط حکم فقهی قرار داده اند، اما ضابطه و چهارچوب آن را آشکارا تبیین نکرده اند که کجا می توان از آن بهره جست و درصورت تعارض باآیات و روایات چه باید کرد.می توان گفت کرامت ذاتی انسان باصرف نظر از هرچیزی منشأ یک سلسله حقوق است. در بخش ایجابی، از حق حیات و حق تغذیه می توان یاد کرد و درجهت سلبی، توهین و تحقیر، باکرامت انسانی، ناساز گار است.بیان حدود و تعیین نقش کرامت انسانی در مسایل حقوقی، نیازمند ‍پژوهش بیشتری است که از مجال این نوشتار خارج است. ضروری است اشاره کنیم که نقش کرامت مطلق نیست، به گونه ای که به عنوان قاعده حاکم برهمهای مسایل فقهی قابل استناد باشد. به همین دلیل، همهای علمایی که با رویکرد «کرامت محور» به فقه نظر داشته اند، و فراگیری آنرا تا آن حد ندانسته اند که در برابر مجازات های اسلامی که مطابق محاکمهای عادلانه و براساس اسناد و شواهد محکمه پسند اثبات و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره حقوق طبیعی، کرامت انسان، کرامت ذاتی انسان، کرامت انسانی Next Entries دانلود پایان نامه درباره کرامت انسان، کرامت انسانی، حقوق بشر، حقوق کیفری