دانلود پایان نامه درباره دارایی ها، قانون مدنی، ارتکاب جرم، شخص حقوقی

دانلود پایان نامه ارشد

آن قیمتی که ارزش گذاری شده اند واگذار گردند.
بند2: پول به دست آمده از انتقال باید به دقت به نفع کلیسا سرمایه گذاری شود، یا با احتیاط، بر اساس اهداف انتقال صرف شود.
قانون 1295: مفاد ماده‌های 1294- 1291، که با اساسنامه افراد حقوقی مطابقت دارند، باید رعایت شوند نه فقط در انتقال بلکه در هر معامله‌ای که در آن شرایط موروثی فرد حقوقی ممکن است به خطر افتاده باشد.
قانون 1296: زمانی که انتقال بدون تشریفات متعارف معین شده رخ ‌دهد، اما در قانون مدنی معتبر باشد، مرجع ذیصلاح باید به دقت همه شرایط را بسنجد و تصمیم بگیرد که آیا، و اگر چنین است، چه اقدامی گرفته شود، یعنی شخصی یا واقعی، بر له آنها یا بر علیه آنها، به دفاع از حقوق کلیسا.
قانون 1297: وظیفه مجمع اسقفی است در نظر گرفتن شرایط محلی، برای تعیین قواعد در مورد اجاره ی دارایی های کلیسایی، بویزه درباره مجوز دسترسی به مرجع ذیصلاح.
قانون 1298: دارایی های کلیسایی فروخته نمی‌شوند یا اجاره داده نمی‌شوند به خود سرپرستان یا به وابستگان آنها تا درجه چهارم از خویشاوندی یا قرابت، بدون مجوز کتبی از مرجع ذیصلاح، مگر اینکه آنها دارای ارزش کمی باشند.
عنوان چهارم: مقررات خیریه141 به طور کلی و موسسات142 خیریه
قانون 1299: بند1: کسانی که با قانون طبیعی و با قوانین کلیسایی بتوانند آزادانه اموالشان را خرج کنند می توانند به دلایل دینی یا با قانون inter vivos یا قانون mortis causa به نفع کلیسا آنها را واگذار نمایند.
بند2: در ترتیبات قانون mortis causa به نفع کلیسا، تشریفات قانون مدنی تا آنجا که امکان پذیر است رعایت ‌شود. اگر این تشریفات حذف شوند، وارثان باید به انجام تعهد خود نسبت به مقصود موصی (وصیت کننده) توصیه شوند.
قانون 1300: نیات ایمانداران که دارایی ها را به دلایل دینی داده اند، چه با قانون inter vivos یا با قانون mortis causa، که یکبار به طورقانونی پذیرفته شده، باید به دقت رعایت گردد، حتی در هنگام سرپرستی و مصرف اموال، بی آنکه زیانی به مفاد قانون 1301 بند3 برسد.
قانون 1301: بند1: سراسقف مجری تمام نظارت‌های دینی است که قانون mortis causa یا قانون inter vivos ایجاد کرده است.
بند2: با این حق، سراسقف می‌تواند و باید اطمینان حاصل کند، حتی با ایجاد جلسه، نظارت‌های دینی انجام ‌شوند. سایر مجریان به او گزارشی از زمانی که آنها وظایف خود را به پایان رساندند ارائه ‌کنند.
بند3: هر بند خلاف این حق سراسقف که به خواست نهایی اضافه ‌گردد، به عنوان موهوم (غیر موجود) در نظر گرفته ‌شود.
قانون 1302: بند1: هر کسی که دارایی هارا به امانت برای دلایل دینی دریافت ‌کند، چه با قانون inter vivos یا با خواست نهایی، باید سراسقف را درباره امانت اطلاع رسانی کند، همچنین درباره دارایی های مورد بحث، اعم از منقول و غیرمنقول، و درباره هر تعهدی که با آنها در ارتباط است. اگر اهدا کننده صراحتاً و کاملاً این را ممنوع کرده است، این امانت پذیرفته نشود.
بند2: سراسقف باید درخواست کند که دارایی های واگذار شده به امانت به طور مطمئنی حفظ شود و مطابق با قانون 1301، او باید اطمینان حاصل کند که نظارت‌های دینی اجرا شده‌اند.
بند3: زمانی که دارایی ها به امانت به عضوی از موسسه مذهبی یا جامعه‌ی زندگی رسالتی داده ‌شوند، برای مکان خاص یا اسقف نشین یا ساکنان آنها، یا دلایل مذهبی تخصیص داده ‌شوند. سراسقف ذکر شده در بندهای 1 و2 سراسقف محلی است. در غیر این صورت، زمانی که شخص عضو موسسه پاپی روحانی (اداری) یا عضو جامعه پاپی روحانی زندگی رسالتی است، مقام اصلی است. با توجه به سایر موسسات دینی، آن عضو سراسقف مناسب است.
قانون 1303: بند1: در قانون اصطلاح بنیاد مذهبی شامل:
1- بنیادهای مذهبی مستقل، یعنی مجموعه هایی که برای مقاصد توصیف شده در قانون 114 بند2 تخصیص یافته، و به عنوان اشخاص حقوقی توسط مرجع کلیسایی ذیصلاح، ایجاد شده؛
2- بنیادهای مذهبی غیر مستقل، یعنی دارایی های مادی که در هر شیوه به فرد حقوقی عادی داده شده و با آنها تعهد طولانی مدت داشته، چنین دوره‌ای با قانون خاص تعیین ‌شود. این تعهد برای فرد حقوقی، از درآمد سالانه، برگزاری آیین های عشای ربانی، یا انجام سایر بنیادهای کلیسایی تعیین شده، یا در برخی شیوه دیگر انجام اهداف ذکر شده در قانون 114 بند2.
بند2: اگر دارایی های یک بنیاد مذهبی غیر مستقل به یک شخص حقوقی تابع اسقف اسقف نشین واگذار شود، آنها در انقضای زمان به صندوق ذکر شده در قانون 1274 بند1 ارسال ‌شوند، مگر اینکه برخی نیت دیگر به صراحت توسط اهدا کننده آشکار شود. در غیر این صورت، دارایی ها به دست فرد حقوقی خود می‌افتد.
ماده1304: بند1: برای پذیرش معتبر از یک بنیاد مذهبی توسط شخص حقوقی، اجازه کتبی از سراسقف مورد نیاز است. او این اجازه را نمی‌دهد تا اینکه او به طور قانونی ثابت کند که فرد حقوقی نه فقط می‌تواند تعهدات جدیدی را که برعهده می‌گیرد برآورده سازد، بلکه هرگونه تعهدی را نیز در حال حاضر می‌پذیرد. سراسقف مراقبت ویژه ‌کند که درآمد به طور کامل با تعهدات مقرر شده مطابقت داشته باشد، آداب و رسوم منطقه یا مکان در نظر گرفته شود.
بند2: سایرشرایط برای ایجاد و یا پذیرش یک بنیاد مذهبی توسط قانون خاص تعیین ‌شود.
قانون 1305: پول و دارایی های منقول که به عنوان جهیزیه اختصاص داده شده‌اند بلافاصله در مکان امن و مورد تأیید سراسقف قرار داده شوند، به طوری که پول یا ارزش دارایی های منقول حفظ شود؛ در اسرع وقت، آنها به دقت و به طور سودآوری برای دارایی های بنیاد سرمایه گذاری شوند، با نیت آشکار و فردی تعهد انجام شده، مطابق با قضاوت محتاطانه‌ی سراسقف زمانی که او با افراد ذیربط و کمیته مالی خود مشورت می‌کند.
قانون 1306: بند1: همه بنیادها، حتی اگر بصورت شفاهی ایجاد شده باشند، به صورت مکتوب ثبت شوند.
بند2: یک کپی از سند به دقت در آرشیو کشیشی حفظ گردد و نسخه دیگر در بایگانی فرد حقوقی که متعلق به بنیاد است نگه داری شود.
قانون 1307: بند1: زمانی که مفاد ماده‌های 1302- 1300 و 1287 رعایت شوند، سند نشان تعهدات ناشی از بنیادهای مذهبی تنظیم می‌شود. این در محلی معلوم نمایش داده می‌شود، به طوری که تعهدات تحقق یافته فراموش نشوند.
بند2: به غیر از این سند که در قانون 958 بند1 ذکر شده، سند دیگر، توسط کشیش محل یا بخش نگه داری می‌شود، که در آن هر یک از تعهدات، تحقق آنها و پیشنهاد داده شده ثبت شده است.
قانون 1308: بند1: کاهش تعهدات مربوط به آیین های عشای ربانی، به دلیل موجه و ضروری به مقام پاپی اختصاص دارد، بی آنکه زیانی به مفادی که در ذیل می‌آید، برسد.
بند2: اگر این به صراحت در سند بنیاد آورده شود، سراسقف ممکن است تعهدات مربوط به عشای ربانی را در زمینه‌ی درآمد کاهش یافته، بکاهد.
بند3: در مورد آیین های عشای ربانی فرض شده در میراث‌ها یا در بنیادها از هر نوع، که فقط برای هدف آیین های عشای ربانی هستند، اسقف اسقف نشین قدرت دارد، به دلیل کاهش درآمد و تا زمانی که این ادامه یابد، کاهش تعهدات به سطح ارائه به طور قانونی در حال حاضر در اسقف نشین او ممکن است این کار را انجام دهد، با این حال، فقط اگر کسی که موظف به افزایش هدیه است وجود ندارد و در واقع می‌تواند این کار را انجام دهد.
بند4: اسقف اسقف نشین قدرت کاهش تعهدات یا میراث آیین های عشای ربانی را دارد که متصل به موسسه کلیسایی است، در صورتی که درآمد برای رسیدن به شیوه هدف خاص موسسه است.
بند5 : مسئول 143 برتر موسسه مذهبی پاپی اختیارات مقرر در بندهای 3 و 4 را دارد.
قانون 1309: در جایی که دلیل مناسب وجود دارد، مراجع ذکر شده در قانون 1308 قدرت انتقال تعهدات آیین عشای ربانی به روزها، کلیساها یا محراب‌ها از سایر کسانی که از اساس تعیین شده اند، را دارند.
قانون 1310: بند1: نیات ایمانداران در دعاوی دینی ممکن است توسط سراسقف کاهش یابد، هدایت شود یا تغییر کند، اگر اهدا کننده به صراحت این قدرت را به او واگذار کند، اما فقط به دلیل منطقی و ضروری.
بند2: اگر انجام تعهدات به خاطر کاهش درآمد، یا دلیل دیگر بدون خطا در برخی از مسئولان غیر ممکن شود سراسقف می‌تواند کاهش این تعهدات را به صورت منطقی کاهش دهد به استثناء آیین های عشای ربانی، که توسط قیود قانون 1308 اداره می‌شوند. او ممکن است فقط پس از مشورت با افراد ذیربط و کمیته مالی خود، نگهداری در بهترین شیوه ممکن با نیت اهدا کننده را انجام دهد.
بند3: در سایر موارد باید از مقام پاپی نظرخواهی شود.

کتاب ششم: ضمانت اجراها144 در کلیسا
بخش اول: جرایم145 و مجازات‌ها146 به طور کلی
عنوان اول: مجازات جرایم به طور کلی
قانون1311: کلیسا دارای حق فطری است برای تحمیل ضمانت اجراهای کیفری بر ایمانداران مسیحی که مرتکب جرم شده‌اند.
قانون1312: بند 1: ضمانت اجراهای کیفری در کلیسا عبارتند از:
1- مجازات‌های اصلاحی147 یا توبیخی148 که در ماده‌های 1331 تا 1333 فهرست شده‌اند؛
2- مجازات‌های تنبیهی149 ذکر شده در ماده1336.
بند 2: قانون ممکن است مجازات‌های تنبیهی دیگر را معین کند که اعضای ایمانداران مسیحی را از برخی منافع معنوی یا مادی محروم می کند، و با هدف فوق طبیعی کلیسا سازگار هستند.
بند 3: جبران ها150 و تنبیه های کیفری نیز به کار می روند: اولی در درجه اول برای پیش گیری از جرایم، دومی برای جایگزینی یا تشدید مجازات.
عنوان دوم: قانون کیفری یا حکم کیفری
قانون1313: بند 1: اگر قانونی پس از ارتکاب جرم تغییر یابد، قانون مساعدتر به حال مجرم اجرا می‌شود.
بند 2: اگر قانون بعدی، قانون یا دست کم مجازاتی را حذف کند، این مجازات بلافاصله ملغی می‌شود.
قانون1314: مجازاتی که در غالب اوقات تحمیلی151 است، الزام آور نیست تا زمانی که بر مجرم تحمیل شود. با این حال، مجازات قهری152 است، بنابراین اگر قانون یا حکمی به صراحت حکم کرده باشد به طور خودکار شامل ارتکاب جرم است.
قانون 1315: بند 1: هرکه دارای قدرت قانونگذاری است می‌تواند قوانین جزایی را نیز وضع کند. با این حال، قانونگذار می‌تواند، با قوانین خود، با مجازات مناسب قانون الهی یا قانون کلیسایی مرجع بالاتر را با رعایت حدود صلاحیت خود باتوجه به قلمرو یا افراد، تقویت نماید.
بند 2: قانون به خودی خود می‌تواند هم مجازات تعیین کند و هم تعیین آن را به حکم محتاطانه ی قاضی واگذارد.
بند 3: قانون خاص می‌تواند به آنهایی که برای مجازات معین در قانون جهانی وضع شده‌اند سایر مجازات‌ها را نیز بیفزاید؛ با این حال، این امر تحقق نمی‌یابد، مگر برای ضرورت بسیار مهم. اگر قانون جهانی مجازات نامعین یا مجازات تعزیری را تعیین کند، قانون معین می‌تواند در مقام خود مجازات معین یا الزامی را ایجاد کند.
قانون 1316: اسقف‌های اسقف نشین مراقب هستند تا آنجا که ممکن است هر نوع مجازاتی که توسط قانون الزامی است در همان شهر یا منطقه یکسان باشند.
قانون 1317: مجازات‌ها فقط تا جایی وضع می‌شوند که واقعاً برای نگهداری بهتر نظم و انضباط کلیسایی ضروری هستند. با این حال، اخراج از قلمرو کشیشی را نمی توان تعیین کرد، مگر به حکم قانون خاص.
قانون 1318: قانونگذار مجازات‌های قهری را معین نمی‌کند، مگر برای برخی جرائم بسیار مهم و کینه جویانه که ممکن است به دلیل شایعات ننگین یا مانند آن خیلی جدی باشند، آنها نتوانند به طور موثری توسط مجازات‌های تحمیلی مجازات شوند. با این حال، او توبیخ، به خصوص تکفیر نمی‌شود، مگر با ملایمت بسیار، و فقط برای جرائم جدی تر.
قانون 1319: بند 1: به اندازه‌ای که قانونگذار می‌تواند احکامی را به موجب قدرت حکومت در دادگاه علنی تحمیل کند، به آن اندازه نیز او می‌تواند مجازات معین را از مجازات دائمی کیفری مشخص کند.
بند2: حکمی که متعلق به مجازات است صادر نمی‌شود مگر اینکه این موضوع بسیار با دقت در نظر گرفته شود، و مفاد قانون های 1317 و 1318

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره دارایی ها، قانون مدنی، آداب و رسوم، امنیت اجتماعی Next Entries دانلود پایان نامه درباره ارتکاب جرم