دانلود پایان نامه درباره حقوق طبیعی، کرامت انسان، کرامت ذاتی انسان، کرامت انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

تکاپودرمسیررشد وکمال ناشی می‏شود، این کرامت اکتسابی و اختیاری است و ارزش اصلی و نهایی انسان نیز به همین کرامت است 6»
از دقت در سخنان علامه چنین برداشت می‏شود که به نظر ایشان کرامت ذاتی انسان تا زمان دچار نقض و خدشه نمی‏شود که انسان با اراده و اختیار خود مرتکب خیانت و یا جنایت نشود. اشکال که بر این تعریف وارداست، اینکه این تعریف به یک تناقص شدید و آشکار دچار است با آنکه علامه جعفری معتقد به کرامت ذاتی انسان است و آن را باحیثیت طبیعی انسان مرتبط می‏داند، ولی از طرف دیگر نیز می افزاید که این کرامت تا وقتی است که انسان با اختیارخود برعلیه خود و دیگران مرتکب جرم و جنایت نشود، در حالیکه از نظر منطقی، ذاتی شی نه قابل سلب است و نه قابل وضع و آنچه با جرم و جنایت سلب می‏شود کرامت اکتسابی است نه کرامت ذاتی، پس این تعریف دچار تناقص می‏باشد. برخی نویسندگان در تعریف کرامت ذاتی چنین آورده اند، « کرامت ذاتی، کرامت است که درقوس نزول و درجریان تکوین و آفرینش انسان مطرح می‏باشد، و مدح آدمی بخواطر داشتن این وصف، درواقع مدح پروردگار کریم است؛ چرا که درنتیجه فعل الهی، انسان ذاتاً و فی نفسه برسایر موجودات ظاهری وباطنی، برتری و فضیلت داده شده است. این صفت مربوط به مقام انسانیت است و در تمام افراد انسان به صورت باالقوه وجود دارد.ِ7» در این تعریف بین صدرو ذیل تضاد وجود دارد چون تعبیر باالقوه درکرامت ارزشی مناسب است نه در کرامت ذاتی. استاد مطهری ذیل آیه لقد کرمنا می‏نویسد: « وقتی خداوند می گوید لقد کرمنا معلوم است مقصود این نیست که دریک معاشرتی که با انسان داشتیم او را احترام کردیم و بالادست موجودات دیگر نشاندیم، مقصود اینست که درحقیقت خلقت و آفرینش او را مکرم قرار دادیم یعنی این کرامت و شرافت و زرگواری را درسرشت وآفرینش او قراردادیم. اصلاً کرامت و عزت و بزرگواری جزء سرشت انسان است، این است که انسان اگر خود را آن چنان که هست بیابد کرامت و عزت را می یابد».8 این تعریف بیانگر آنست که کرامت درسرشت و ذات انسان است و این ویژگی امری جبلی است . ولی ویژگی های تعریف را که جامع و مانع و کوتاه باشد ندارد بلکه بیشتر به توضیح یک امر شباهت دارد. تعریف دیگر از اما نوئیل کانت فیلسوف معروف آلمانی است که می گوید: « کرامت انسانی حیثیت و ارزشی است که تمام انسانها به جهت استقلال ذاتی و توانایی اخلاقی که دارند؛ بطور ذاتی و یکسان برخوردارند.9»تعریف کانت با اهمیت که دارا می‏باشد از جامعیت لازم برخودارنیست چون افراد که از توانایی اخلاقی و عقلانی لازم برخوردار نیستند؛ باید دارای کرامت ذاتی نباشند، چون آنهارا شامل نشده و در بر نمی گیرد. آیت ا… جوادی آملی ذیل آیه لقد کرمنا در مقایسه بین ویژگی ذاتی و غیرذاتی می‏نویسند: «کرامت ناظر به شرافت ذاتی شئ است که ویژه اوست و باغیر مقایسه نمی شود و باصرف نظر از هرچیز دیگری این موجود چنین خاصیت و ارزشی دارد؛ برخلاف فضیلت[ امراکتسابی] که مقایسه با غیر رکن آن است، پس برای شناختن امری که ذاتی شئ باشد مقایسه باغیر لازم نیست.»10 برخی از اندیشمندان نیز در تعریف کرامت انسانی می‏گویند: کرامت انسانی به آن نوع حرمت و ارزشی گفته می‏شود که انسان از آن جهت که انسان است از آن برخوردار است، آنان منشاً این کرامت را در انسانیت انسان و فرزند آدم بودن او جستجو کرده و می گویند این انسانیت در تمام انسانها به طور مساوی وجود دارد. تعریف مذکور خالی از ابهام نیست چون به این سوال پاسخ روشن نمی دهد که انسان بماهو انسان چرا داری کرامت ذاتی می باشد؟ باتوجه به آنچه گفته شد می توان کرامت ذاتی و اکتسابی را به شرح زیر تعریف کرد: کرامت ذاتی به آن نوع شرافت و حیثیتی گفته می شود که تمام انسانها به جهت استقلال ذاتی، توانایی تعقل و تفکر و وجه و نفخه الهی که دارند، بطور فطری و یکسان ازآن برخوردار هستند، و کرامت اکتسابی آن نوع شرافت و حیثیتی است که انسانها به صورت ارادی و از طریق به کار انداختن استعدادها و توانایی ذاتی خود درمسیر رشد و کمال و کسب فضایل اخلاقی آن را بدست می آورد، یعنی اگر چه همه انسانها از شئون واحد باالقوه برخوردارند، اما کسانی که نیروی درونی و استعدادهای جمیله خود را به ثمر برساند به کمال و کرامت واقعی دست می‏‏یابد و این‏جاست که تفاوت بین افراد بوجود می آید و افراد دارای مراتب گوناگون و درجات مختلف و مقامات متفاوت نسبت به سعی و تلاش شان در جهت رسیدن به کمال می‏باشد. در کرامت اکتسابی مهم‏ترین معیار برطبق رهنمودهای قرآنی و دینی( تقوا و ایمان) است، طوریکه در سوره حجرات آیه 13 می فرماید:« ای مردم همانا شما را از مرد وزنی آفریدم وبرای آنکه همدیگر را بشناسید شمارا قوم، قوم وقبیله قبیله قرار دادیم بدرستیکه گرامی ترین شما باتقوا ترین شماست وخداوند به همه چیز دانا وآگاه است». 11 ؛ از تأمل درین آیه بدست می‏آید که جنسیت، حریت، بردگی، قوم، و نژاد نمی تواند پایه برای کرامت باشد و درثانی ازآیه کریمه که فرموده است اکرمکم بدست می آید که قرآن کرامت ذاتی را پذیرفته و بعلاوه آن باکرامت ترین شما باتقواترین شما می باشد، و همچنین از دقت درآیه کریمه بدست میآید که کرامت اکتسابی مبتنی به ایمان و تقوا بوده و می تواند در نزد خداوند و روز قیامت ملاک برتری انسانها از همدیگر باشد.و یا باتوضیح بیشتر می توان گفت که کرامت ارزشی هیچ تأثیری درحقوق اجتماعی افراد ندارد، در حقوق اجتماعی ، افراد( صرف نظر از میزان ایمان و تقوای شان ) از حقوق اجتماعی مساوی بهره مندند.
مبحث دوم : مبانی نظری کرامت ذاتی انسانی
نظریه های مختلفی درجواب این سوال که چرا و به چه مبانی انسان دارای کرامت ذاتی است مطرح گردیده است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.
گفتار اول: نظریه کرامت مبتنی بروحی
مکتب وحی کرامت ذاتی انسان را تنها درقدرت تفکر و تعقل و نه فقط در آزادی اراده و اختیار او می داند بلکه این مکتب کرامت ذاتی انسان را بیشتر در وجهه الهی بودن انسان می داند یعنی «خداوند آدم را بر صورت خویش آفریده است 12» طرفداران این نظریه نه انسان را درمقابل خداوند و نه خداوند را در مقابل انسان قرار نمی دهد بلکه معتقدند که خدای انسان با او نوعی پیوستگی و ارتباط دارد و همین پیوند و خویشاوندی که مبانی متافزیکی و هستی شناختی کرامت انسانی را در جامعه بشری و دریک حکومت دینی تبیین می کند، این رابطه خداوند با انسان ازآیه 29 سوره حجر که می فرماید: «از روح خودم در او (انسان ) دمیدم 13»به خوبی استفاده می‏شود. این کرامت از آنجهت است که انسان خلیفه خداست و این خلافت چیزی نیست که بافساد و خونریزی نفی گردد چون فساد و خون ریزی امور عارضی است و نمی توانند امر ذاتی را که خلافت و کرامت باشد از میان بردارد، زیرا وقتی خداوند بافرشتگان در مورد خلقت انسان سخن گفت آنان به پرسش و اعتراض برخواسته و می‏گویند:«آیا بر روی زمین کسی را قرار می دهی که درآن خون ریزی می کند ؟»14 خداوند درجواب می گوید « هما نا آنچه من می دانم شما نمی دانید» پاسخ خداوند بیانگر این حقیقت است که مقام خلافت یک مقام ذاتی است و مقام ذاتی با افعال مثل فسادو خونریزی ازبین نمی رود، درواقع آنچه مورد سرزنش قرار می گیرد وجود انسان نیست بلکه افعال ناپاک انسان است، پس معلوم می شود که مقام ذاتی خلافت مورد نفی قرار نمی گیرد چون فعل انسان از ذات او جدا است15 خلاصه آنکه خداوند انسان را بخواطر درک حقایق و ابزار هستی و داشتن استعداد ذاتی و فطری خلیفه خود قرار داده است، به عبارت دیگر(تعلیم تکوینی اسرار و حقایق هستی به انسان در ابتدای آفرینش موجب گردیده است که انسان برای اجرای این مقام شایسته تر از فرشتگان گردند)16 البته این معنی یعنی اینکه انسان خلیفه خدا بوده و خداوند او را بصورت خود آفریده در ادبیات دینی سایر ادیان مانند یهودیت و مسیحیت نیز مورد تأکید قرار گرفته است17 از آنچه تاکنون گفته شد می‏توان به این نتیجه رسید که انسان مظهر حق و در واقع آینه ای در برابر وجود الهی است و نابود ساختن و درهم شکستن هرفرد گوی شکستن آن آینه و جلوگیری از تجلی انوار حق از طریق آن است.
ثانیا کرامت انسان یک امر ذاتی است و هیچ ربطی به افعال و کردار انسان ندارد، بنابراین رفتار مجرمانه نافی کرامت ذاتی انسان نمی باشد .
ثالثا نظریه کرامت انسان مبتنی بر وحی از نظریه های دیگر جامع تر می باشد چون کرامت انسان براساس این نظریه هم به سبب آزادی اراده و اختیار انسان و قدرت تعقل و تفکر او و هم بخواطر وجهه و نفخه الهی است.
گفتار دوم: نظریه حقوق طبیعی
نظریه حقوق فطری یا طبیعی اولین بار توسط فلاسفه یونان بصورت یک نظریه علمی مطرح گردیده است، اندیشه حقوق طبیعی این‏گونه تبیین می‏شود که مجموعه از قواعد با موضوعیت جهانی وجود دارد، که کاملاً معقول و منطقی است، و چون قواعد و مفاهیم مربوط به حقوق طبیعی ریشه در شعور انسان دارد، لذا این قواعد را نمی توان به یک ملت یا گروه خاص محدود ساخت براساس این نظریه قواعد فطری و طبیعی از طبیعت و فطرت انسان نشأت گرفته و توسط عقل کشف می شود . لذا عقل بدون مددگیری از منبع دیگر چون احکام الهی بر آنان حکم می‏راند و چنان از بداهت برخوردار است که جای هیچ‏گونه تردید در آن نمی ماند.یکی از نظریه پردازان حقوق طبیعی سیسرون رومی می گوید:« آنچه را که عقل سلیم در هماهنگی باطبیعت انشاء می کند قانون حقیقی و جاویدان می باشد چنین قانون جهان‏شمول تغییر ناپذیر و ابدی می باشد، تصویب مجلس و اراده مردم نمی تواند مارا از تعهد نسبت به این قانون رها سازد. اوامر این قانون باید عملی و نواهی آن باز دارنده باشد تلاش برای بی اعتبار کردن آن غیرمجاز و مخالفت با قانون طبیعی گناه است. برای تغیر و تفهیم آن به خارج از طبیعت خود نیازمند نیستیم بلکه یک قانون جاوید و ابدی برای تمام زمانهای متغیر خواهد بود کسی که از این قانون اطاعت نکند ازخود می گریزد و بشریت راهی جز تمکین از این قانون را ندارد ، متخلف اگرچه از مجازات های متداول رهایی یابد اما او از بدترین مجازات ها رنج خواهد برد»18 با تأمل و دقت در نظریات سیسرون فهمیده می‏شود که به عقیده وی قواعد طبیعی عقلانی می‏باشد و عقل قابلیت استنباط و استخراج آن را دارا می باشد، و همچنین حقوق طبیعی جهان‏شمول و ابدی می‏باشد نه به گروه خاص و نه برای زمان خاص محدود نشده است. و هم‏چنین تخلف از حقوق طبیعی علاوه برضمانت اجراهای متداول و کیفری از ضمانت اجرای اخلاقی و وجدانی نیز برخوردار است . اگرچه ازلی و ابدی بودن و هم‏چنین جهان‏شمولی، عقلانی و اخلاقی بودن حقوق طبیعی مورد تأیید و تاکید سایرنظریه پردازان حقوق طبیعی نیزقرار گرفته است.
گفتار سوم : نظریه مکتب اصالت فرد
فرد گرایی از نظر سیاسی بیانگر نظر افراد و گروههای است که معتقدند آنچه اصالت دارد فرد است نه جامعه لذا باید از حقوق و آزادی های فرد دربرابر تجاوز دولت و قدرت سیاسی حمایت نمود. طرفداران این نظریه می گویند «این افراد است که به منظور بهرمندی از مزایای زندگی اجتماعی هرکدام ازبخشی از آزادی های خود می گذرند و باقصد و رضای خود اقدام به انعقاد قرار داد اجتماعی، جامعه و تشکیل دولت می نمایند، حکومت بارأی افراد تشکیل گردیده و درصورت کوتاهی دردفاع از حقوق افرادمسلماً از مشروعیت خواهد افتاد.»19آنچه مسلم است آزادی افرادتاجای و زمانی تأمین می‏گردد که درتضاد باآزادی فرد دیگر قرار نگیرد لذا دولت باید از آزادی افراد در انعقاد قراردادها و هم‏چنین آزادیهای رفتاری افراد حمایت نماید و تاآنجا که ممکن است دولت از مداخله در فضای زندگی و محدود ساختن ساحات شخصی افراد دوری گزیند، طرفداران این نظریه معتقدند که آزادی بیان، آزادی عقیده و اندیشه از حقوق طبیعی و نظری افراد است که قابل تغیر نیست.« فرد گرایی دینی و اخلاقی که با نوع نگرش استقلالی به انسان و اعتقاد به مقام رفیع انسان هم‏راه بوده و مورد تأکید ادیان آسمانی خصوصاً اسلام و مسیحیت قرار گرفته بود. پس از زوال و سقوط در دوره قرون وسطی که همزمان با حاکمیت روحانیون کلیسای کاتولیک بود، باردیگ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره کرامت انسان، کرامت انسانی، حقوق بشر، حقوق کیفری Next Entries دانلود پایان نامه درباره کرامت انسان، کرامت انسانی، کرامت ذاتی انسان، حقوق اجتماعی