دانلود پایان نامه درباره حقوق بشر، کرامت انسان، کرامت انسانی، حقوق بشری

دانلود پایان نامه ارشد

به پندار خویش٬ مخالف و مغایر «کرامت انسانی» تشخیص داده اند٬ غیر مجاز تلقی کرده اند. در برابر چنین رویکردی به «کرامت انسانی»٬ این پرسش بزرگ و اساسی مطرح می شود که با چه دلیل و با کدام توجیه منطقی٬ این ویژگی می تواندزیرساخت و زاینده بسیاری از مقررات در ابعاد مختلف زندگی باشد؟
گفتار پنجم : بنیان های حقوق بشر در اسلام و غرب
از آنجا که یکی از موضوع های اصلی تحقیق پیش رو٬ حقوق بشر غربی و بررسی اسناد بین الملل است٬ بایسته است به بنیاد ها و جایگاه این حقوق در نظام حقوقی اسلام و غرب نگاهی کوتاهی بیفکنیم تا نقش و گستره کرامت انسانی در هندسه این دو نظام روشن شود.
الف : جایگاه حقوق بشر در اسلام
شناخت حقوق اساسی بشر٬ بر تعریف و شناسه ای موضوع حقوق بشر؛ یعنی انسان استوار است. هر برداشت و نگاهی به دارنده حقوق بشر٬ حقوق ویژه ای را در پی دارد. از این رو٬ دانشمندان اسلامی٬ به هستی شناسی انسان برای طرح و دریافت مسئله حقوق بشر توجه داشته و در راستای شناخت حقوق بشر٬ به شناخت خود انسان پرداخته اند. در ره یافت انسان شناختی اسلام٬ به وجود طبیعت مشترک در همه انسان ها رسیده اند که همین ویژگی مشترک٬ حقوق برابر را برای انسان ها ممکن می گرداند و بر مبنای آن می توان یک نظام حقوقی در زمینه حقوق بشر را کشف یا وضع کرد.66
حقوق بشر در نگاه اسلامی٬ «حقوقی است که هر انسان از آن جهت که انسان است و فارغ از رنگ٬ نژاد٬ زبان٬ ملیت٬ جغرافیا٬ اوضاع و احوال متغیر اجتماعی یا میزان قابلیت و صلاحیت ممتاز فردی او و هر عنوان عارضی دیگر٬ آن را از خداوند دریافت کرده است».67 در این نگاه٬ هسته و منشأ اصلی حقوق٬ اراده خداوند متعال است.حقوق بشر با رویکرد اسلامی مبتنی بر اصول موضوعه و بنیان هایی است که از یک سو٬ با جهان بینی (هست ها و نیست ها) و از سوی دیگر٬ با ایدئولوژی و مجموعه نظام ارزشی (باید و نباید های اخلاقی) برخاسته از جهان بینی الهی ارتباط دارند. این اصول که در واقع٬ نشانه ارتباط نظام حقوقی با بینش نظری و گرایش های عملی آن است٬ عبارت اند از:
الف: اصل توحید
برای تعیین حقوق و تکالیف انسان٬ پیش از هر چیزی باید ارتباط وجودی او را با خدای متعال در نظر گرفت؛ خدایی که وجودش٬ وابسته و متکی به غیر نیست و اساساً کل جهان هستی، به آفریدگار یگانه و بی نیاز٬ وابسته و نیازمند است.68
ب: انسان موجود دو بعدی
چنان که در تعریف انسان گذشت٬ در بینش اسلامی٬ انسان٬ موجودی است با ویژگی مادی و معنوی و آمیخته از روح و جسم. البته بعد معنوی و نیاز های او نسبت به بعد مادی اهمیت بیشتری دارند. در این رویکرد٬ مادی دانستن انسان و منحصر کردن او در تن٬ جفا به اوست و پایین آوردن از مقام مقدس انسانیت. سبب برتری انسان بر دیگر آفریده ها و دستور به سجده کردن فرشتگان بر آدم٬ عقل و روح انسان است که حقیقت وجود اوست.69 جایگاه معنوی و خلیفة اللهی انسان را در عالم خلقت سبب شد70
و حرکت تکاملی به سوی خداست که به او ارزش می بخشد و مرتبه او را در بین دیگر آفریده ها بالا می برد.71 در رویکرد اسلامی٬ بین حقوق بشر و وابستگی انسان با سرچشمه هستی در دو بعد مادی و معنوی پیوند ژرف و ناگسستنی وجود دارد و حقوق بشری که در آن٬ پیوند انسان با خدا دیده نشود٬ بی اساس و بی معناست. بنا بر این٬ آن نوع نظام های حقوق بشری که محصول پندار مادی محض هستند٬ معنویات را کاملاً فرعی و به منزله آرایش و پیرایش تجملی برای زندگی خود تلقی می کنند. اینان هر اندازه هم بخواهند خود را «انسان محور» معرفی کنند٬ نمی توانند برای انسان٬ از آن جهت که یک موجود شریف و وابسته به ارزش های عالی است٬ کاری انجام دهند.
ج: اختیار و مسئولیت پذیری انسان
از ویژگی های اساسی انسان که زیر بنای اصول اساسی حقوق بشر٬ مانند حق آزادی٬ تعلیم و تربیت و حق تعیین سرنوشت به حساب می آید٬ اختیار و انتخابگری است. انسان٬ موجود آمیخته از روح و جسم و دارای توان انتخاب و گزینش است. همین ویژگی٬ یکی از تفاوت های اساسی انسان از حیوانات شمرده می شود. در همین قلمرو می توان حقوق بشر و تکالیف او را تعریف کرد و شناخت.
در اندیشه اسلامی بر واقع نگری در حقوق تأکید شده است. هر چند مسائل حقوقی٬ خود٬ از امور اعتباری است اما در امور تکوینی و تشریعی ریشه دارد و منشأ آنها امری عینی و واقعی است. حقوق در بینش اسلامی٬ بر هماهنگی نظام تکوین و تشریع استوار است و تمام قانون های حقوقی بر واقعیاتی نفس الامری استوار است که در عین داشتن منشأ الهی و وحیانی٬ بر بنیاد ویژگی های طبیعی بشر استوارند.
د: شناخت حقوق بشر
در رویکرد اسلامی٬ توانایی انسان در شناخت٬ همچون اصل هستی او محدود است و خطاپذیر. از سوی دیگر٬ به دلیل ظهور و بروز سبب ها و انگیزه های کژگرایانه عقل و لغزش آن٬ مانند تقلید٬ تعصب٬ کدورت٬ چیرگی شهوت ها و میل های جسم و حجاب شدن آنها٬ انسان از درک تمام حقایق٬ ناتوان است.
حقیقت انسان به ویژه جهت روحانی او را با خرد خودبنیاد بشر نمی توان شناخت و حقوق او که بر شناخت کامل انسان استوار است٬ از مرز ادراک انسان٬ فراتر است. از این رو٬ «وحی» از طریق برانگیخته شدن پیامبران٬ به کمک عقل آمد72 و زندگی نابسامان بشر را که جز در پرتو هدایت وحی سامان نمی گیرد٬ با دور اندیشی و تدبیر وحیانی و قانون های ماورایی سامان بخشید.73 بنا بر این٬ حقوق بشر٬ پیوند بنیادی با وحی دارد و حقوق بشر٬ حقوق الهی به حساب می آید.
هـ : اصل عدالت٬ محور حقوق اسلامی
در بینش اسلامی٬ عدالت٬ محور و مبنای حقوق و قوانین است. عدل یکی از ارکان و اصول دین اسلام به شمار می رود. همان گونه که عدل الهی مطرح است٬ عدل در اجتماع نیز جزو پایه های زندگی اجتماعی است و دستور اسلام در روابط اجتماعی و اصل حقوق و رعایت آن٬ مطابقت با عدالت است. اقامه قسط در قرآن کریم٬ هدف انبیا شمرده شده است و حاکمیت آن در گفتار و رفتار مورد تأکید قرار گرفته است بدیهی است اقامه قسط تنها با مقررات عادلانه٬ امکان پذیر است.
مبحث پنجم : ماهیت، معیار و اقسام کرامت انسانی
هر گونه اظهار نظر در باره حفظ حرمت و شأن انسان و رابطه آن با مجازات بدنی٬ با نوع نگاه به ماهیت و مبانی کرامت انسان و اقسام آن پیوند نزدیکی دارد. از این رو٬ ضروری است معیار و ماهیت کرامت انسان٬ انواع کرامت انسان٬ رابطه اقسام کرامت انسان با مجازات از منظر اسلام و اسناد حقوق بشری بررسی شود. این مباحث با رویکرد اسلامی بیشتر جنبه کلامی دارد٬ اما تبیین مبانی و ملاک کرامت در این موضوع٬ راه گشاست. از این رو٬‌ تلاش می شود با استفاده از نظریه های اندیشمندان اسلامی و منابع غربی٬‌ مبانی نظری کرامت انسانی و اقسام آن را ارزیابی کنیم.
گفتار اول : ماهیت و معیار کرامت انسانی
یکی از بحث های مهم و اساسی در باب کرامت٬ بحث از معیار کرامت است؛ یعنی دلیل اینکه انسان در میان دیگر موجودات٬‌ از کرامت و صفت ویژه ای برخوردار است٬‌ چیست؟در ارتباط مجازات با کرامت ذاتی انسان باید این مطلب روشن شود که ماهیت و معیار کرامت چیست؟ کدام ویژگی سبب شده است این موجود٬‌ کریم باشد؟ تا این مقوله ها روشن نباشد و معیار کرامت از غیر کرامت را نشناسیم٬‌ چگونه می توان فهمید نقض کرامت بر اثر مجازات در جامعه رخ داده است یا نه؟از سوی دیگر٬‌ در نگاه صرف به مسائل نظری کرامت٬‌ باز مشکل ضابطه حفظ کرامت یا نقض آن به قوت خود باقی است. بنا بر این٬‌ ضروری است همراه با مسائل نظری کرامت٬‌ به مسائل عینی و کاربردی آن در جامعه توجه کافی شود و با عنایت به مبانی نظری و معیار کرامت در اسلام و اسناد حقوق بشری بتوان گفت در کجا کرامت نقض شده و کجا نقض نشده است. اکنون معیار کرامت را از دیدگاه مفسران و اندیشمندان اسلامی بررسی می کنیم.
الف) معیار کرامت ذاتی انسان از نگاه مفسران اسلامی
چنان که اشاره شد٬ در باره اصل مطلب (ارزش ذاتی) اتفاق نظر وجود دارد٬ اما نسبت به معیار آن٬ تفسیر های گوناگونی ارائه شده است که اکنون به مهم ترین معیار ها اشاره می شود:
۱ . ویژگی های ظاهری انسان
میمون بن مهران از ابن عباس روایت کرده است که کرامت انسان: « به این دلیل است که انسان با دست غذا می خورد و حیوانات با دهان». عطا می گوید: «به خاطر اندام معتدل و قامت راست اوست»74 از جابر بن عبدالله روایت شده که: «به واسطه انگشتان است؛ زیرا اگر انگشت ها نبود٬ بسیاری از کارها را نمی توانستند انجام دهند». در این نظر٬‌ تنها به ویژگی های ظاهری توجه شده است.75
۲. ترکیبی از ویژگی های ظاهری و باطنی
برخی می گویند: «با اینکه دربین اولاد آدم٬‌ افراد کافر و گمراه بسیارند٬ مع الوصف٬ همه را به خلعت کرامت٬ مفتخر ساخته است؛ زیرا منظور از کرامت این است که آنها به نعمت های دنیا و صورت های زیبا و تسخیر موجودات و وجود پیامبران گرامی داشته شده اند و لقد کرمنا بنی آدم. تفضلاتی که خداوند در حق اولاد آدم فرموده٬ بسیار است. عقل و ادراک ، فهم و علم و قدرت به او عنایت شده و صورت زیبا٬‌ قامت رسا٬‌ حسن و جمال که خداوند در ظاهر٬ انسان را با آنها آراسته ساخته است».76
این دیدگاه٬ اصل کرامت ذاتی را پذیرفته٬ اما معیار کرامت را مبعوث شدن پیامبران برای انسان و عقل و قدرت تسخیر دیگر موجودات و قامت زیبا و دیگر ویژگی های ظاهری می داند. بنا بر این٬ مطابق این دیدگاه٬ معیارکرامت٬ ترکیبی از ویژگی های باطنی و ظاهری است.
۳. ویژگی های باطنی انسان
برخی مانند ابن عباس و ضحاک٬ احترام و کرامت را به عقل٬ نطق و تمیز می دانند. علامه طباطبایی در ذیل آیه لقد کرمنا 77می فرماید: «انسان در میان سایر موجودات عالم، خصوصیتی دارد که در دیگران نیست و آن٬ داشتن نعمت عقل است در مقابل٬ معنای تفضیل انسان بر دیگر موجودات این است که انسان به جز «عقل»٬ در دیگر خصوصیات و صفات٬ با دیگر موجودات مشترک است. منتها برتری از آنِ انسان است و حد اعلای هر کمالی که در دیگر موجودات هست٬ در انسان وجود دارد و این معنا (برتری انسان) در مقایسه بین انسان و دیگر موجودات در استفاده از خوراکی ها٬ لباس٬ مسکن و ازدواج کاملاً روشن می شود. همچنین نظم و تدبیری را که انسان در زندگی اجتماعی خود دارد٬ در هیچ موجود دیگری نمی بینیم».78 بنا بر این٬ انسان برای دستیابی به این اهداف٬ دیگر موجودات را به خدمت می گیرد٬ ولی دیگر حیوانات و نباتات و غیر آن دو٬ این توانایی را ندارند٬ بلکه دارای آثار و تصرفاتی ساده و یک نواخت و مخصوص به خود هستند.اینها از آن روزی که خلق شده اند تا کنون٬ از موقف و موضع خود قدمی فراتر نگذاشته و تحول محسوسی نداشته اند٬ حال آنکه انسان در تمامی ابعاد زندگی خود٬ قدم های بزرگی به سوی کمال برداشته است و همچنان بر می دارد. از این رو٬‌ بنی آدم در میان دیگر موجودات عالم٬‌ به دلیل بهره مندی از عقل٬ از دیگر موجودات جهان امتیاز یافته است و به وسیله آن حق را از باطل و خیر را از شر و نفع را از ضرر تمیز می دهد. فلاسفه معانی مختلفی برای عقل ذکر کرده اند. منظور از عقل در این جا٬‌ آن عقلی است که جزو قوای انسان شمرده می شود؛ عقلی که در وجود انسان٬ هم سر چشمه استدلال و هم منشأ دین و معنویت و هم آن چیزی است که می تواند انسان را به واقعیت برساند. عقل در تعریف کانت عبارت است از: «سر چشمه تمام عناصر و فاعل شناخت که دو جنبه نظری و عملی دارد؛ اما کانت به جنبه عملی عقل که بین تمام انسان هاست٬‌ توجه شایان دارد». 79
آیت الله جوادی آملی٬ کرامت ذاتی را به ظاهری و باطنی تقسیم می کند و می فرماید:
۱ . «کرامت ذاتی ظاهری مثل ایستاده راه رفتن٬ خوردن و آشامیدن با دستان٬ قدرت بر نوشتن٬ اعتدال مزاج٬‌ خوش ترکیبی٬ تسلط بر طبیعت٬‌ تهیه اسباب معاش و … که در کلام برخی مفسران آمده است».
۲. «تکریم معنوی انسان که به عقل است و بسیاری از تکریم های ظاهری از آن نشئت می گیرد و انسان را بر سایر حیوانات برتری می بخشد. این نعمت که بزرگ ترین و محبوب ترین نعمت خداوند است٬ انسان را در تشخیص حق و باطل٬‌ خیر و شر٬‌ صلاح و فساد راهنمایی می کند. تکامل

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره حقوق بشر، کرامت انسان، کرامت انسانی، حقوق کیفری Next Entries دانلود پایان نامه درباره کرامت انسان، قرآن کریم، امام صادق، نظام حقوقی