دانلود پایان نامه درباره امر به معروف، استقلال عمل، صاحب نظران، حقوق انسان

دانلود پایان نامه ارشد

روحي و رهباني و اعراض از كمالات جسمي است ، بلكه هر فرد مسلمان ضمن توجه به معنويات و به جانب آخرت نبايد بهره خود را از دنيا فراموش كند . اين اعتدال در عقيده ، در برنامه اجتماعي ، در عبادات و امور اخلاقي و ساير امور و شئون زندگي كاملا نمايان است . در ميانه روي اسلامي مسلمانان يك بعدي نمي شوند ، بلكه رعايت همه ابعاد فردي و اجتماعي و مادي و معنوي لازم و ضروري مي باشد و در نتيجه افراط و تفريط در جهت گيري ها مردود است .
04 اخوت و همبستگي اجتماعي يكي از معيارهاي بسيار سازنده نظام متعادل اسلامي است . در مقام مقابله با اختلافات ديرينه قومي فرمان خداوند چنين است كه همگي ريسمان خدا را چنگ بزنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را كه به شما ارزاني داشته به يادآوريد كه چگونه با يكديگر دشمن بوديد . او در ميان شما الفت ايجاد كرد و با لطف خدا با هم برادر گشتيد . در واقع اين ايمان مشترك امت اسلامي است كه اختلافات پيشين را زايل و برادري را جايگزين آن مي سازد .
05 مسئوليت همگاني شاخصه ديگر امت اسلامي است كه بر اساس آن همه افراد اولا مسئول تمام اعمال نيك و بد خويشند و ثانيا تعهدات و مسئوليتهاي متعددي را براي حفظ سلامت جامعه و اعضاي آن برعهده دارند . تكاليف مالي ( نظير خمس و زكات ) ، سياسي ( نظير جهاد ) و اجتماعي ( نظير امر به معروف و نهي از منكر ) از جمله مسئوليتهايي است كه اجراي آن توسط افراد مردم دوام و استحكام جامعه را به دنبال دارد .
دوم – جايگاه مردم در نظام اسلامي
در نظام اسلامي مخاطب اصلي مردم اند كه مورد حق و تكليف قرار مي گيرند . و به عنوان عنصر كرامت يافته از حقوق و آزادگيهاي شايسته و متعادل برخوردارند .
الف – مردم در ميانه ميدان حق و تكليف
افراد مردم از يك سو به عنوان بندگان خدا و از سوي ديگر به عنوان عضو جامعه در ميداني قرار مي گيرند كه منعطف به آزادي و محدود به حدود الهي و اجتماعي است . به همين جهت مي توان در برداشت اول چنين استنباط نمود كه افراد انساني از شان و منزلت لازم براي اظهار وجود برخوردار نيستند . اما با تصويري كه از جامعه نمونه وجود دارد ، مي توان دريافت كه در محدوده هاي تعيين شده الهي و اجتماعي ميدان بر روي افراد چندان هم بسته نيست . اهم خصايص جامعه اسلامي و به ترتيب زير قابل توجه است :
يك : انسان و خداوند
رابطه خصوصي و غير اجتماعي انسان با خداوند ، پيش از اينكه در حريم تكاليف محصور شود ، مبتني بر اعتقاد است . اين مجموعه حاوي دستورات لازم الاطاعه اي است كه در آن خداوند سعادت دنيا و اخرت انسانها را لحاظ فرموده است و انسانهاي طالب سعادت ناگزير از اجراي ان مي باشند . اما تا زماني كه انسان از صميم قلب آن را نپذيرد و به لطف خداوند ايمان نداشته باشد اجباري وجود ندارد ، بلكه در مقابل آئين هدايت ، او مختار به پذيرش و يا خود داري از آن مي باشد . در اينجا است كه ايمان فردي نقش اساسي را براي اجراي دستورات خداوند ايفا مي كند و ايمان نوري است كه ابتدا قلب بايد پذيراي آن باشد تا ، اقرار به حقانيت اين دستورات آن را به اجرا درآورد . در اين پذيرش قلبي نيز هيچ چيزي وجود ندارد تا آنجا كه خداوند چنين جبري را مردود اعلام مي دارد .
دو : انسان و جامعه
افراد انساني در برقراري روابط با يكديگر ، تا آنجا كه به حريم جامعه لطمه اي وارد نشود ، از آزادي كامل برخوردارند و احدي حق تعرض به انها را ندارد . به همين جهت است كه زندگي خصوصي افراد به خودشان مربوط مي شود و عهد و پيمان ميان آنها محترم مي باشد . اما به محض آنكه رابطه انساني ، مستقيما يا به طور غير مستقيم با جامعه ارتباط برقرار كند ، قواعد اجتماعي اسلام حاكم بر اعمال و رفتار فردي و روابط فردي و اجتماعي مي شود . در اين صورت است كه نظام ارزشي اسلام به آزاديهاي فردي جهت مي دهد و انسان را مشمول احكام تكليفيه قرار مي دهد . به اين ترتيب ميدان اباحه انساني در اندرون دو دايره ” وجوب و حرمت ” و يا ” استحباب و كراهت ” محدود مي شود . اين حدود ، يا در مجموعه حق الله قرار مي گيرد كه در انعقاد روابط خصوصي حق بر هم زدن آن را ندارند و يا آن كه در زمره حقوق اجتماعي مردم است كه در اين صورت ، قواعد الهي به عنوان راهنماي زندگي جمعي آن را واجب مي شمارد . اما وفاداري به اين وجوب بستگي به آمادگي اجتماعي دارد . به عبارت بهتر نظام اجتماعي اسلام تحت الشعاع سلوك و رفتارهاي مردم قرار مي گيرد .
سه : انسان و دولت
از نظر شيعيان ، حكومت اسلامي با قيد اين كه زمامداران بايد واجد صفات و خصوصيات پيش بيني شده در شرع باشند ، طبق آداب و سنن خاص توسط مردم تعيين مي شود . در اين صورت ، حاكم انتخابي ولايت امر و مسئوليتهاي ناشي از آن را برعهده دارد و فرمان و دستور پيامبر ( ص ) و اما معصوم ( ع ) لازم الاتباع است .
در اين خصوص ، آزادي مردم در جامعه اسلامي را مي توان در مقام مقايسه يا مطابقت با مفهوم جامعه مدني مورد بررسي قرار داد . پيش از آن اشاره شد كه در جامعه مدني افراد از آزاديهاي دو گانه ” مشاركت ” و ” استقلال ” برخوردارند :
01 حق انتخاب زمامداران در جامعه اسلامي را مي توان در همان معناي ” آزادي – مشاركت ” مورد عنايت قرار داد ، با اين تفاوت كه در جامعه مدني مشاركت مردم در انتخاب زمامداران بر اساس قوانيني صورت مي گيرد كه نمايندگان مردم آن را تصويب كرده اند ، در حالي كه انتخاب زمامداران اسلامي بر اساس معيارهاي شرعي است . با اين فرض ، اگر به رابطه شهروندان با دين به عنوان يك رابطه ايماني بنگريم ، معيارهاي شرعي به مثابه همان قواعد ملي است كه مردم به طور صريح يا ضمني آن را پذيرفته اند . با اين ترتيب مي توان گفت كه بين جامعه مدني و جامعه اسلامي زمينه تفاهم مشهود است ، بدون انكه اصراري به تطابق اين دو جامعه داشته باشيم .
02 پس از انتخاب زمام دار اسلامي توسط مردم ، قدر مسلم آن است كه مردم در جامعه اسلامي همانند مردم در جامعه مدني داراي ” آزادي – استقلال ” در مقابل دولت مي باشند ، به اين معنا كه اولا ، موظف است آزاديهاي مشروع افراد را محترم شمارد و تعرض به آنها جرم محسوب مي شود و ثانيا اگر دولت به حقوق مردم تجاوز كرد ايستادگي و قيام در مقابل حاكم ستمگر حق و تكليف الهي انسانها به شمار مي رود .
ب – حقوق و آزاديهاي مردم در جامعه اسلامي
يك : خصايص ويژه انساني
از ديدگاه اسلام ، آزادي يك امر طبيعي و تكويني است كه به نام ” اراده ” در نهاد انسان به وديعت نهاده شده و همين اراده است كه انسانها را قادر به انجام يا عدم انجام كارها مي نمايد . اما چون انسان موجودي اجتماعي است ، اراده و افعال هر فرد در كنار اراده و افعال ديگران ناگزير محدود به حدودي مي شود كه به صورت قانون اجتماعي در مي آيد . با اين ديد ، نگرش اسلام به آزادي انسان با درنظر گرفتن خصايص فردي و اجتماعي او مي باشد :
– از نظر فردي ، هر چند كه آفرينش اوليه انسان خاكي است ، اما روح شريف خدايي در او دميده شده ، تا آنجا كه مسجود ملائك گشته . به اين ترتيب او موجود شريف و نمونه وكرامت يافته اياست كه ديگر موجودات از آن محرومند . اين كرامت فقط در گرو رفتار آزاد آدمي است و مي تواند مراتب صعود يا سقوط اخلاقي را طي كند . پس مي توان حريت و آزادي را جزو ذات آدمي و حق انتخاب را مبناي گرايش او به سوي ايمان يا كفر دانست .
– از نظر اجتماعي ، چهار اصل اساسي مايه پايه و ارتباط انسانهاست :
01 ” جامعه انساني ” امري فطري و كاملا طبيعي است كه از خانواده در فضايي توام با آرامش ، مودت و رحمت آغاز و به جوامع بزرگتر منتهي مي شود تا افراد آن در كنار يكديگر به زندگي مسالمت آميز بپردازند .
02 اساس خلقت انساني ” برابري ” است زيرا همگان پديد آمده نسل واحدي هستند . بر اساس اين برابري تكويني است كه هرگونه برتري قومي ، نژادي و اجتماعي افراد بر يكديگر مردود است .
03 اجتماعي بودن انسانها ضرورت تحمل و مراعات متقابل انساني را ايجاب مي كند و اصل ” مسئوليت ” را پديدار مي سازد . بدين ترتيب همواره آزادي قرين مسئوليت است كه بر اساس آن سرنوشت خوب يا بد انسانها رقم مي خورد . مسئوليت شرط مسلماني است تا آنجا كه هر كس شبي را به صبح برساند و اهتمام به امور مسلمين نورزد و يا فريادي بشنود و فرياد رسي نكند مسلمان نيست . علاوه بر اين مراتب ، مسئوليت متقابل اسلامي اقتضا مي كند كه مسلمانان نسبت به مسائل پيرامون خود حساسيت داشته باشند و براي سالم سازي جامعه و دعوت به خير ، امر به معروف و نهي از منكر اقدام نمايند و
04 اصل ” همزيستي مسالمت آميز ” از ويژگيهاي جامعه اسلامي است . اين همزيستي به دو صورت اسلامي و انساني مورد توجه ويژه قرار دارد :
1) همزيستي اسلامي مشعر بر زدودن عداوت ها و نيل به الفت قلوب و استقرار اصل برادري است .
2) در همزيستي انساني ، افراد غير مسلمان نيز به نحو خوش بينانه اي مورد توجه ملاطفت آميز جامعه اسلامي قرار دارند و از روابط دوستانه و متعارف و روابط شادي توام با برخورد خوب برخوردار مي باشند .
دو : عناوين پاره اي حقوق و آزاديها
در نظام متعادل اسلامي حقوق افراد بشر با قيود خاص خود پذيرفته شده كه پاره اي از آنها را مورد اشاره قرار مي دهيم :
01 حق حيات ، به عنوان پايه اساسي حقوق و منافع انساني مورد توجه است و هر كس حق دارد بي هيچ مزاحمتي به زندگي خود ادامه دهد . دين اسلام با ارزش قائل شدن به حيات انساني ، قتل نفس را بدون مجوز قانوني گناهي بزرگ مي داند و كشتن حتي يك نفر را بدون مجوز قانوني برابر كشتن همه مردم به شمار مي آورد .
02 آزادي عقيده نيز به عنوان حق طبيعي انسان مورد توجه اسلام است و هيچ اجبار و اكراه ديني وجود ندارد . در اين خصوص حضرت پيامبر ( ص ) مورد خطاب قرار مي گيرد كه نمي توان مردم را با اكراه به ايمان وادار نمود . با اين ديدگاه برخورد انديشه ها راه را بر روي تحمل عقيده مي بندد و هر كس مختار است بهترين انديشه را براي خود برگزيند .
03 برابري افراد در امور و شئون اجتماعي اصولا مورد پذيرش اسلام مي باشد . اما اين برابري بين زنان و مردان مسلمان و غير مسلمان و پاره اي از موارد مشاهده نمي شود :
1_ زنان و مردان درعين آنكه در اصل انسانيت با يكديگر برابرند و عدم تبعيض بين آنها در دانش اندوزي ، در استقلال عمل و آزادي اراده ، در امور اقتصادي ، در انجام كار ، و در برخي مجازاتها مشاهده مي شود ، اما در اموري همچون شهادت ، اداره امور خانواده و ارث اين تساوي بر هم مي خورد . صاحب نظران اين عدم برابري را ناشي از تفاوت طبيعي بين زن و مرد مي دانند ، نه تبعيض و اين تفاوتها به هيچ وجه به معناي برتري مرد بر زن نيست .
2_ در خصوص غير مسلمانان ، دين اسلام حقوق انساني عديده اي را در زمينه هاي مختلف همچون حق حيات ، آزادي عقيده ، احوال شخصيه و برخورد با اخلاق حسنه را براي آنان شناخته است و دولت اسلامي موظف است در امور اجتماعي با آنها برخوردي منصفانه داشته باشد . اما ضمن برتري اصولي دين اسلام بر ساير اديان براي آنان حق همزيستي مشروط به پرداخت جزيه را قائل شده است . علاوه بر آن ، در جامعه اسلامي اداره امور جامعه انحصارا در اختيار مسلمين است و غير مسلمانان را نسبت به آن حقي نيست .
سوم – نقش مردم در امور سياسي و حكومتي
مشاركت آزادانه افراد مردم در تعيين سرنوشت سياسي خود يكي از اصول مبنايي جامعه مدني به شمار ميرود . با مراجعه به اسناد و مدارك اسلامي ، زمينه هاي نماياني از اين مشاركت مردمي همچون بيعت ، انتخاب ، شورا و نظارت ، قابل درك به نظر مي رسد :
الف – بيعت
بيعت در معناي سياسي به معناي قراردادي است كه بين مردم و حاكم جديد براي كسب كقبوليت منعقد مي شود يا در برخي موراد نوع تجديد پيمان و راي اعتماد به حكومتي است كه در اثناي كار به هنگام تصميم گيري هاي مهم با وضعي فوق العاده روبرو شده است .
01 پيامبر گرامي اسلام ( ص ) در جريان حركت به سوي مكه و در نبرد با كفار قريش و به منظور جلب حمايت مردمي ، از مومنين طلب بيعت كرد كه خداوند متعال در مقام ستايش از بيعت كنندگان ، آن را بيعت با خدا و موجب رضايت خداوند و استقرار

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره راي، اكثريت، گيرد، " Next Entries مقاله رایگان با موضوع تأثیر جهل، مسئولیت کیفری، قانون مجازات، مسئولیت مدنی