دانلود پایان نامه درباره افغانستان، حقوق بشر، قانون اساسی، مجازات اعدام

دانلود پایان نامه ارشد

حکومت بخواهد به وسیله شکنجه اطلاعات بدست آورد، و یا اقتدار سیاسی خویش را حفظ کند، بدون توجه به اصول انسانی و کرامت ذاتی انسانها انواع صدمات، مجازات و شکنجه های مختلف را بر متهمان و محکومان روا دارد، و از طریق شکنجه بخواهد به اهداف و اغراض خود دست یابد، آیا این جزء محروم کردن انسانها از کرامت ذاتی شان نیست؟ آیا انسانها در این صورت به صورت یک وسیله مورد استفاده قرار نمی گیرند؟ پس واضح است که مبنای نظری ممنوعیت شکنجه حفظ کرامت و شایستگی انسانها است چون تمام انسانها از این حیثیت به صورت ذاتی برخوردار است و کسی نمی تواند آنرا از انسان سلب کند.
ج : ممنوعیت شکنجه در قانون کشورها
زمان بود که شکنجه یک عمل قانونی برای اقرار و اعتراف و گرفتن اطلاعات قلم داد می شد، خوش‏بختانه این رفتار غیر انسانی نیز از دایره اثر گذاری بکاریا و جنبش اصلاحات جزایی بیرون نماند. و کشورها یکی پس از دیگر به لغو مجازات شکنجه اقدام کردند، (معاهده اروپایی پیشگری از شکنجه و مجازات ها یا رفتارهای غیر انسانی یا تحقیرکننده) اقدام قانونی برای حذف شکنجه بود که در تمام کشور های عضو عملی شد، در ماده 3 این معاهده مقررشده است: «نمی توان افراد را در معرض شکنجه یا رفتارها یا کیفرهای غیرانسانی یا خفت آمیز قرارداد»علاوه براین معاهده کمیته اروپایی برای نظارت برزندانها در 26 نوامبر 1987 م. تشکیل شد که از محل نگهداری افرادمحروم از آزادی بازدید می کرد، و دارای صلاحیت قانونی برای بازدید ازهر گونه محرومیت ازآزادی در هر مکانی از اروپا بویژه با مجوز مذاکره و صحبت بدون مانع باافراد محروم از آزادی در زندانها بودند، این عملیات برای حذف شکنجه و معیاری شدن محیط زندان عملی شد.160 در نتیجه شکنجه های شدید که در نظام اروپایی ها مرسوم بود و کرامت انسانی را خدشه دار می ساخت با تلاش جمعی از اندیشمندان اروپایی کم کم ازقوانین کیفری این کشورها حذف شد. البته ناگفته نماند که در این موقعیت که اندیشمندان کسب نمودند بدون شک اقبال و پشتیبانی جمعی نیزکارساز بود، که در این مورد شدیداً عامه مردم استقبال نموده و از اعمال تحقیرآمیز و خفت آور که بالای متهمان و محکومان به اجرا گذاشته می شد ابراز تنفرنمودند، و در روند پاک سازی قانون جزای کیفری از شکنجه و ارعاب تأثیرگذاربوده است.
د : ممنوعیت شکنجه در اسناد حقوق بشر
واکنش عمومی و جهانی در برابر شکنجه آنچنان وسیع، منفی و باشدت به پیش رفت که سبب شد در ماده 5 اعلامیه حقوق بشر که مقررمی دارد (هیچ کس را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یارفتاری قرار داد که ظالمانه و یابرخلاف انسانیت و شؤن بشری یاموهن باشد.) به دنبال آن، منع شکنجه و مجازاتهای غیر انسانی و ظالمانه و تحقیرآمیز به عنوان یک قاعده در برخی معاهدات فراگیرحقوق بشر بطورخاص مقررشد. ماده7 میثاق بین المللی حقوق مدنی، سیاسی (1966 م) شکنجه و مجازات غیر انسانی را منع کرده است.افزون براین، در نهم دسامبر1975 م، سازمان ملل متحد در قطعنامه 3452 مجمع عمومی سازمان ملل اعلامیه ای در حمایت از تمامی افراد در مقابل شکنجه و دیگررفتارها یا مجازات ظالمانه و غیر انسانی صادرکرد که دولت هارا وادار می نمود تا اقدامات مقرر برای جلوگیری از شکنجه و پرداخت غرامت به قربانیان را انجام دهد در ماده 3 اعلامیه آمده است: هیچ دولتی نمی تواند شکنجه یا هر نوع آزار یا رفتارهای خشن، غیرانسانی یا موهن را اجازه دهد یا از آن گذشت کند، موقعیت های استثنایی مانند جنگ یا تهدید به جنگ، بی ثباتی سیاست داخلی یا هروضع استثنائی دیگر، دلایلی نیستند که بتوان باتوسل به آنها شکنجه یاهر نوع آزار یارفتارهای خشن، غیر انسانی یاموهن را توجیه کرد. بدین ترتیب منع شکنجه ازنگاه حقوق بین الملل بسیارصریح و روشن است و مبنا و اساس این ممنوعیت هم حیثیت و کرامتی ذاتی انسان است ویژگی های ماهوی و شکلی در معاهدات منع شکنجه به چشم می خورد که در معاهدات لغو مجازات اعدام نیست، نخستین ویژگی فراگیرآن، این است که هیچ گونه استثنایی را در هیچ شرایط نمی پذیرد از قبیل جنگ، تهدید امنیت داخلی، تهاجم خارجی، تروریسم و مصلحت نظام و کشور، هرگزاعمال شکنجه را و هم‏چنین اعمال و رفتارهای خشن و موهن را نمی تواند توجیه کند161ویژگی دوم، صلاحیت عام رسیدگی به جرم شکنجه و دیگررفتارهای غیر انسانی است یعنی هرکشور می تواند مجرم را مجازات یا مسترد کند و لو متهم به یک مورد شکنجه باشد. اصل منع شکنجه و رفتارهای خشن از اصول و قواعد جهانی و فراتر از زمان و مکان است و به موجبات معاهدات بین الملل و عرف بین الملل لازم الاجرا شده است. با توجه به این معاهدات بدون شک، شکنجه با حقوق بین الملل مغایر است نتیجه این اجماع آن است که کسانی که به ارتکاب شکنجه متهم شده است یا دستور آنرا صادرکرده اند در هرجا باشند، باید بازداشت شوند سپس یا در کشور که آنهارا به دام انداخته محاکمه شده و جزای شان تعیین گردد. و یا به کشور که آمادگی صلاحیت محاکمه جهانی را دارد منتقل شود. برای نظارت و گزارش از وضعیت رعایت این معاهدات، «کمیته منع شکنجه متشکل ازده نفر» مطابق ماده 17 کنوانسیون منع شکنجه تشکیل شده است، تابه گزارش و تکالیف ها درین ماده رسیدگی کند این کمیته تاکنون برخی شکایات راتأیید کرده است هرچند کمک و اقدام عملی را انجام نداده اند و تنها صندوق کمک داوطلبانه برای قربانیان شکنجه را تأسیس کرده اند. باوجود ممنوعیت و محکومیت شکنجه در اسنادبین المللی و عرف بین الملل و پیش بینی ضمانت اجراهای قابل توجه، شکنجه در سرتاسر دنیا به ویژه کشورهای پیشگام در تصویب معاهدات شکنجه، در عمل به عنوان واقعیتی تلخ باقی مانده است که معمولاً در گزارش های بین المللی حقوق بشر نیز انعکاس می یابد، گاهی رفتارهای غیرانسانی به بهانه امنیت ملی و مبارز باتروریسم نیز صورت می گیرد که نمونه عینی آن زندان «گوانتانامو» است که زندانیان آن دچار امراض مختلف روحی و عصبی گردیده اند و همچنین زندان ابوغریب در عراق که رفتارهای غیر انسانی و تحقیرآمیز آن در نشرات نیز انعکاس یافته است.
هـ : ممنوعیت شکنجه در قانون اساسی افغانستان
در قانون اساسی افغانستان شکنجه با عنوان تعذیب انسان ذکر شده و ممنوع اعلان گردیده است شکنجه اگرچه در قوانین افغانستان بدرستی تعریف نگردیده است اما در قانون اساسی ممنوعیت آن بصورت بسیارواضح و شفاف بیان شده است در ماده 29 آمده است: «تعذیب (شکنجه) انسان ممنوع است.هیچ شخص نمی تواند حتی به مقصد کشف حقایق از شخص دیگر، اگرچه تحت تعقیب، گرفتار یا توقیف و یامحکوم به جزا باشد، به تعذیب او اقدام کند یا امربدهد» دیده می شود که قانون اساسی افغانستان شکنجه را تحت عنوان تعذیب منع کرده است قانونگذار بصورت بسیار دقیق و جامع جای هرگونه ابهام و اجمال گویی را پرنموده و بصورت بسیار شفاف شکنجه را ممنوع اعلان کرده است. این جمله که( حتی به مقصد کشف حقایق) بیانگر این نکته است که تحت هیچ عنوان، مأمورین دولت نمی توانند کسی را شکنجه نماید، و لو به مقصد کشف حقیقت یا ملحوظات امنیتی یا سیاسی مهم دیگر نیز نمی تواند کسی را شکنجه نمود.
گفتار دوم : رفتارهای، غیر انسانی یا تحقیر کننده
اصطلاح رفتار غیر انسانی در هیچ یک از اسناد بین المللی حقوق بشر که در برگیرنده منع رفتار غیر انسانی است، تعریف نشده است. در آثار دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی نیز تعریفی ازین کلمه یافت نشد. تنها کمیسیون اروپایی حقوق بشر در تعریف رفتار غیر انسانی چنین بیان داشته است :
«رفتار غیر انسانی رفتاری است که بصورت عمدی موجب ایجاد درد و رنج شدید روحی و جسمی گردد» .
با این تعریف، این اصطلاح از واژه شکنجه عام تر و فراگیر تر است و درصدق رفتار غیر انسانی ، و آزار به قصد اعتراف یاکسب اطلاعات شرط نیست. بنا براین هر نوع شکنجه، رفتارغیر انسانی و تحقیر کننده نیز به شمار می رود. اما مجازات های تحقیر کننده رفتار است که به حیثیت و اعتبار فرد آسیب وارد کند به عبارت دیگر رفتار زمانی تحقیر کننده تلقی می شود که توانایی مقاومت جسمی و روحی قربانی را درهم بشکند و موجب شود قربانی در خود احساس حقارت و خواری کند.162 تفاوت بین شکنجه و رفتار غیر انسانی میزان شدت رنج وارده دانسته شده است . به این ترتیب که هرگاه رنج وارده شدید باشد، شکنجه و هرگاه بد رفتاری مربوط از شدت لازم برخوردار نباشد، رفتار غیر انسانی خواهد بود. ملاحظه می گردد که این معیار تفاوت تا چه اندازه مبهم و اختلاف برانگیز است زیرا هیچ ملاک برای ارزیابی خفت یاشدت مجازات ارائه نشده است.163 پس هر نوع بر خوردی که یک فرد را ازنظر منزلت، جایگاه و درجه یاشخصیت در مرتبه پایین تر از دیگران قراردهد، اگربه حد خاص از شدت برسد رفتار تحقیر آمیزمحسوب می شود. هرگاه به طور علنی، گروهی از افراد به منظور برخورد متفاوت، بنا به دلایل نژادی، از بقیه مجزا گردد، تحت شرایط معینی می تواند نوع خاصی از بی حرمتی به کرامت انسانی به شمار رود.
دیوان اروپایی حقوق بشر اظهار داشته است : معیار تحقیر آمیز بودن رفتار، صرفا این نیست که فرد در نزد دیگران تحقیر شود، بلکه حتی اگر قربانی صرفا در چشم خودش خوار شود، بدون اینکه دیگران وی را ببیند بازهم رفتار تحقیر آمیز تحقق یافته است.164
الف: مصادق رفتارهای غیر انسانی و تحقیر کننده در تاریخ افغانستان
بعد از شکست قیام مردم هزارجات رفتارهای خشین، غیر انسانی و تحقیر آمیز از طرف حکام و شخص امیر عبدالرحمان بالای مردم باقی مانده از قتل عام به اجرا گذاشته شد که به نمونه های ازفرمان های ظالمانه امیر عبدالرحمان بعد از تسلیم شدن مردم هزارجات اشاره می شود: «در روز ششم ماه صفر 1310 حضرت والا (عبدالرحمان) به افسران چنین فرمان داد: آبادانی مردم”میر آدینه ” تمام، آتش زده بسوزانند و زراعات ایشان را تمام خوراک دواب و مواشی و اسپان نمایندو همچنین ” زردک، پشه و شیرداغ ” را خراب کرده، برباد دهند و پس از استیصال آنان، روی به سوی قلندر نهاده و جزای شان را داده و بغات آن نواحی و اطراف را کشته و اسیر و دستگیر نموده، آثاری از وجود خود ایشان و زراعات ایشان را نمانده، نیست و نابود کنند.»165
رفتارهای چون خراب کردن، سوزاندن، کشتن و اسیر کردن آن هم بعد از اتمام جنگ و تسلیم شدن رعیت بیچاره هیچ توجیهی را بر نمی تابد خصوصا که این رفتارها به فرمان شخص عبدالرحمان بوده است. در فرمان دیگر عبدالرحمان آمده است:
« حضرت والا پس از صدور اشتهارات کفر هزاره که به فتوای علما جاری گشت، ازمحاربت فرقه “باغیه هزاره ” و دستبردهای ایشان، به ذریعه عرایض افسران و صاحب منصبان سپاه نظام آگاه گردید، همه را فرمان کرد که مرد و زن، دختر و پسر، مال و متاع آن قوم کافر را از راه غنیمت متصرف شوند، به قرار آیین دین مبین، پنج یک آن را حق حضرت والا دانسته، ارسال حضور بدارند. و باقی را حق و حصه خود دانسته و متصرف شوند، و ازصدور این حکم بود که هزاران هزار زن، دختر و پسر از مردم هزاره به اسیری رفته، ازراه ملک یمین در تمامت افغانستان و ممالک خارجه به فروش رسیده و خانه ی نماند که دو سه تن از زنان و دختران هزاره را مالک نشدند.166»
عبدالرحمان به قتل و غارت مردم بسنده نکردبلکه برای محو و نابودی کامل این مردم فتوای کفریت شان را ازعلماء آن دوره اخذ و تبلیغ نمود و براساس آن ناموس آنان را قابل احترام ندانسته و سخاوتمندانه به عموم مردم افغانستان می بخشد.
گفتار سوم : ممنوعیت مجازات ها ی ظالمانه، غیر انسانی و تحقیر کننده
تاریخ به ما می آموزد که هیچ مجازاتی خالی از عیب و نقص نبوده و تمامی آنها بعد ازتأمین اهداف مورد نظر از بین رفته اند. و جامعه قایم مقام های مناسبتری را برای آنها یافته است به استثنای مجازات اعدام، مجازات های دیگر درجوامع متمدن و مدرن امروزی ازبین رفته اند. مجازات های ازقبیل : به زنجیر کشیدن، پرت کردن درآب، تیر های شلاق زنی، دهان دوختن ها، قاپوق ها، پوشاندن لباسهای سرخ رنگ منقش به حرفa بر زنا کاران فقط در کتابهای تاریخی، رمانها و موزه های هولناک یافت میشود .167 تنها مجازات اعدام

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره کرامت انسان، کرامت انسانی، حقوق کیفری، طبیعت انسان Next Entries دانلود پایان نامه درباره حقوق کیفری، حقوق بشر، کرامت انسانی، بی عدالتی