دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی، ارتباط معنی دار، بیماران همودیالیزی

دانلود پایان نامه ارشد

ب نمرات بالاتر در زیر مقیاسهای کیفیت تعامل اجتماعی و برخورداری از حمایت ها و مساعدت افراد بویژه از پرسنل درمانی شده است. در کل بین وضعیت تاهل و کیفیت زندگی کل و حیطه های PCS، MCS و KDCS و هیچ یک از زیر مقیاس ها ارتباط معنی داری وجود نداشت. که چنین یافته ای مشابه مطالعات دیگر می باشد(58، 5 و 34).
جدول شماره 11 که بیانگر کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب وضعیت شغل واحدهای مورد پژوهش می باشد نشان می دهد نمونه هایی که بیکار بودند بطور معنیداری نمرات پایین تری در کیفیت زندگی کل(0001/0P) و حیطه های PCS(003/0P)، MCS(001/0P)، KDCS(0001/0P) و زیر مقیاس های محدودیت نقش جسمی(035/0P)، خوب بودن عاطفی(001/0P)، عملکرد اجتماعی(025/0P)، انرژی/ خستگی(0001/0P)، علایم(002/0P)، تاثیر بیماری کلیوی بر زندگی(008/0P)، تاثیر بیماری بر زندگی بدون تاثیر زندگی جنسی(021/0P)، بار مسئولیت بیماری(0001/0P)، وضعیت شغلی(0001/0P) و حمایت اجتماعی(031/0P) نسبت به سه گروه دیگر کسب کرده اند. همچنین افراد بازنشسته بطور معنی داری نمرات بالاتری در زیرمقیاس های خوب بودن عاطفی، عملکرد اجتماعی، خستگی و انرژی، بار مسئولیت بیماری و حمایت اجتماعی نسبت به دیگر گروهها کسب کردند. در مقابل افراد شاغل بطور معنی داری میانگین نمرات بالاتری را در زیر مقیاس های محدودیت نقش جسمی، علایم، تاثیر بیماری بر زندگی روزانه با و بدون تاثیر زندگی جنسی و وضعیت شغلی، کسب کرده بودند. نتایج این مطالعه مشابه نتایج مطالعه لوپز و همکارانش در سال 2007 می باشد که بر روی جمعیت وسیعی از 143 مرکز در ایالت متحده، 101 مرکز از کشورهای فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، انگلستان و 65 مرکز از ژاپن با استفاده از پرسشنامه KDQOL-SF36 انجام شد و وضعیت شغلی با هر سه حیطه یPCS (001/0P)، MCS(001/0P) و KDCS(05/0P) ارتباط معناداری نشان داد. بطوریکه افراد بیکار در تمامی حیطه ها نمرات کیفیت زندگی پایین تری نسبت به افراد شاغل کسب کردند(34). در مطالعه ی لسان پزشکی و همکارانش نیز افراد بیکار بطور معنی داری نمرات MCS و KDCS پایین تری داشتند(5). پژوهشگران معتقدند که دلیل این یافته کاملا مشخص خواهد بود. چرا که اشتغال و درآمد زایی برای تمامی انسانها به ویژه افراد بیمار نیازمند درآمد خاص جهت تامین هزینه های درمانی، حفظ استقلال ، عدم وابستگی به دیگران و احساس عزت نفس بسیار حیاتی خواهد بود. در مقابل بیکاری زمینه را برای بسیاری مشکلات هموار می کند، زیرا فقدان کار و از دست دادن شغل در حفظ تعادل انسانی تهدیداتی جدی به حساب می آیند توماس دراین زمینه می نویسد که از دست دادن شغل به علت انجام مكرر همودياليز، اشكال در پيدا كردن شغل مناسب و وقفه در تداوم اشتغال، می تواند علاوه بر تاثیر گذاری بر وضعيت اقتصادي اين بيماران کل کیفیت زندگی و حیطه های آن را تحت شعاع قرار دهد (108). علاوه بر آن، طبق یافتههای یانگ و همکارانش در تایوان بیماران بیکار تحت همودیالیز با مشکلاتی در دسترسی به مراقبت های بهداشتی(05/0P) و حمل و نقل(05/0P) روبه رو هستند(23) بنابراین عدم توانایی فرد در تامین نیازهای بهداشتی و درمانی و حتی نیازهای اساسی زندگی از دیگر عوامل تاثیرگذار مستقیم بر کیفیت زندگی این بیماران خواهد بود.
از سوی دیگر دلیل کسب نمرات بالاتر در زیر مقیاس های خوب بودن عاطفی، عملکرد اجتماعی، خستگی و انرژی، بار مسئولیت بیماری و حمایت اجتماعی توسط نمونه های بازنشسته نسبت به دیگر گروهها را می توان اینگونه توجیه کرد که افراد بازنشسته که سنین بالاتری داشته و در مرحله خاصی از زندگی به سر می برند، بدلیل استفاده از حقوق بازنشستگی، ثبات اقتصادی بالاتری داشته و نیز استرسی جهت حضور در محل کار ندارند و به علت اوقات فراغت بیشتر، امکان تعامل و ارتباطات اجتماعی بیشتری نیز با همسالان، بستگان و حتی پرسنل درمانی خواهند داشت. افراد شاغل نیز که بطور معنی داری میانگین نمرات بالاتری را در زیر مقیاسهای محدودیت نقش جسمی، علایم، تاثیر بیماری بر زندگی روزانه با و بدون تاثیر زندگی جنسی و وضعیت شغلی، کسب کرده بودند، به عقیده پژوهشگران معمولا در سنین پایین تری هستند، نگران آینده خود و خانواده بوده و فرصت های کمتری برای تعاملات اجتماعی دارند. از سوی دیگر این افراد احتمالا به دلیل سن پایینتر نسبت به سالمندان از وضعیت جسمی بهتری برخوردارند و علایم بیماری نیز در مقایسه با افراد مسن در آنها کمتر مشهود می باشد.
قابل ذکر است در راستای این مطالعه، بسیاری از مطالعات دیگر نیز ارتباط معنی داری بین وضعیت شغلی و کیفیت زندگی گزارش کردند(5، 23، 34 و 13). اما در مطالعهی رامبد و همکارانش در رابطه با وضعیت اشتغال بیماران تحت همودیالیز و کیفیت زندگی ارتباط معنی داری یافت نشد(104). شاید تفاوت نوع ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر با ابزار مورد استفاده این پژوهشگران(پرسشنامه کیفیت زندگی فرانس و پاور نسخه دیالیز) منجر به تفاوت در یافته های این دو پژوهش شده باشد.
جدول شماره 12نشانگر میانگین و انحراف معیار کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب میزان درآمد ماهیانه واحدهای مورد پژوهش می باشد. بر اساس این جدول میانگین نمرات واحدهای پژوهش دارای درآمد بالاتر در تمامی زیر مقیاسها و حیطه ها، به استثنای زیر مقیاسهای درد و درک سلامت عمومی از حیطه PCS و دلگرمی توسط پرسنل از حیطه KDCS، بیشتر از نمونه های با درآمد پایین تر بوده است. این یافته را می توان از دو جنبه مورد توجه قرار داد. اول آنکه سلامت جسمی و ذهنی لازمه ی کسب درآمد و اشتغال به کار است. بنابراین بدیهی است بیمارانی که عملکرد جسمی و شناختی بالاتری دارند درآمد بالاتری نیز داشته باشند. از طرف دیگر، اشتغال و درآمد کافی می تواند به حفظ سلامت فرد کمک نماید. زیرا وضعیت اقتصادی مطلوب بیماران موجب سهولت در دسترسی آنها به سیستم های خدمات بهداشتی درمانی شده و امکان مراقبت بهتر را برایشان فراهم می کند، بنابراین بیماران با درآمد بالاتر دغدغه های مالی کمتر داشته و درگیری های روحی-روانی و جسمی کمتری برای کسب درآمد و تامین مخارج سنگین درمان و زندگی خود خواهند داشت. البته تفاوت موجود بین دوگروه درآمدی در این پژوهش فقط در زیر مقیاس های عملکرد جسمی (018/0p) و عملکرد شناختی (014/0p) از نظر آماری معنی دار بود. نتایج این مطالعه در راستای مطالعه ی لسان پزشکی و همکارانش بود که بین درآمد و کیفیت زندگی و حیطه های آن ارتباط معناداری نیافتند اما نمرات افراد با درآمد بالاتر در تمامی حیطه ها بالاتر بود(5). در مطالعه لوپز و همکارانش 2003 نیز ارتباط معنی داری بین درآمد و هیچیک از حیطه های کیفیت زندگی یافت نشد(32). اما در مطالعه ی الجامایح و همکارانش افراد با درآمد بالاتر بطور معنی داری نمرات بالاتری در PCS(01/0P) و MCS(03/0P) کسب کردند ولی در حیطه ی KDCS ارتباط معنی داری مشاهده نشد(17). باید توجه داشت که در مطالعه ی حاضر تعداد 42 نفر از بیماران درآمد خود را گزارش نکرده بودند. در میان موارد گزارش شده نیز احساس می شود برخی به دلیل ترس از دست دادن حمایت های مالی از سوی مراکز خیریه و انجمن حمایت از بیماران کلیوی از بیان دقیق درآمد خود احراز نمودند. بنابراین این یافته را باید با کمی تامل مورد بررسی قرار داد.
جدول شماره 13 بیانگر کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب نوع حمایت اجتماعی واحدهای مورد پژوهش می باشد و نشان می دهد که میانگین نمرات نمونه های تحت پوشش بیمه عمومی و انجمن حمایت از بیماران همودیالیزی در اکثر زیر مقیاسهای کیفیت زندگی، بجز محدودیت نقش عاطفی در حیطه PCS، بار مسئولیت بیماری، عملکرد جنسی، حمایت اجتماعی، دلگرمی توسط پرسنل و رضایتمندی بیمار در حیطه KDCS ، از گروه دارای فقط پوشش بیمه ای بالاتر بود. این یافته نشان می دهد که انجمن حمایت از بیماران کلیوی توانسته است با ارائه ی کمک های مالی و برنامه های آموزشی و پی گیری های متعدد نمره کیفیت زندگی بیماران را ارتقا دهد همانطور که تایلور می نویسد: برخورداری از سیستم های حمایت اجتماعی در زمان ابتلا به یک بیماری می تواند تاثیر به سزایی بر سلامت فرد داشته باشد(97). هر چند که این تفاوتها فقط در دو زیر مقیاس عملکرد جسمی(005/0p) و خواب(044/0p) و حیطه PCS (041/0P) از نظر آماری معنی دار بود که می تواند بدین دلیل باشد که تمامی واحدهای پژوهش حداقل تحت پوشش بیمه درمانی قرار داشته و از حمایت معمول بیمه در سطح جامعه برخوردار بودند. صباح و همکارانش در مطالعه ای در سال 2003 بر روی 524 نفر از جمعیت لبنانی با استفاده از SF36 نشان دادند که بیماران تحت پوشش بیمه در هر دو حیطه ی PCS و MCS نمرات بالاتری نسبت به افرادی که بیمه نبودند کسب کردند(50). در حالیکه نتایج مطالعه ی پاکپور و همکارانش در سال 2010 هیچ ارتباطی بین بیمه و نمرات SF-36 نشان نداد(32). شاید بتوان علت پایین تر بودن نمرات عملکرد جسمی و خواب در گروهی که تحت حمایت انجمن نبودند را به درصد بالای(74%) افراد بالای 50 سال مرتبط دانست.
جدول شماره 14بیانگر کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب سرپرست خانواده بودن واحدهای مورد پژوهش می باشد و نشان می دهد که میانگین نمرات افرادی که سرپرست خانواده بودند، در تمامی زیرمقیاسها بجز زیر مقیاس عملکرد شناختی و دلگرمی توسط پرسنل بالاتر از گروه بدون مسئولیت سرپرستی خانواده بود. اما تفاوت موجود فقط در 7 مورد از 19 زیر مقیاس کیفیت زندگی شامل درد(039/0P) و درک سلامت عمومی(015/0P) در حیطه PCS ؛ خوب بودن عاطفی (004/0p) و عملکرد اجتماعی(001/0P) در حیطه MCS ؛ علایم(001/0P)، تاثیر بیماری کلیوی بر زندگی(032/0P) و تاثیر بیماری کلیوی بر زندگی بدون تاثیر زندگی جنسی(004/0P) در حیطه KDCS از نظر آماری معنی دار بود. در کل میانگین نمرات گروه با مسئولیت سرپرست خانواده در کل کیفیت زندگی (003/0P) و حیطه های PCS(012/0P)، MCS(001/0P) و KDCS(026/0P) درمقایسه با افرادی که سرپرست خانواده نبودند بطور معنی داری بالاتر بود. متاسفانه در مطالعات در دسترس ارتباط بین سرپرستی خانواده و کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی بررسی نشده است. اما در یک مطالعه که مومنی و همکارانش در شهر رشت بر روی بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال انجام دادند ارتباطی بین کیفیت زندگی و سرپرست خانواده بودن نیافتند(51) به عقیده ی پژوهشگران این اختلاف یافته می تواند به دلیل اختلاف در جامعه و نمونه های دو پژوهش باشد. با این وجود یافته های مطالعهی حاضر نشانگر اهمیت این متغیر در بیماران همودیالیزی می باشد و به نظر می رسد که چون مسئولیت سرپرست خانواده بودن موجب عهده دار شدن تصمیم گیری های عمده و حیاتی فرد در خانواده می شود، بنابراین فرد احساس ارزش، اعتماد بنفس و انگیزه برای زندگی خواهد داشت که منجر به احساس رضایت از زندگی و کیفیت بالاتر آن می شود.
جدول شماره 15 بیانگر کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب محل سکونت واحدهای مورد پژوهش می باشد که نشان می دهد افرادی که ساکن شهر مرکز دیالیز بودند دارای میانگین نمرات بالاتری در تمامی زیر مقیاسها بجز تاثیر بیماری بر زندگی، عملکرد جنسی و دلگرمی توسط پرسنل درحیطه KDCS بودند. اما این تفاوت فقط در زیر مقیاس های خوب بودن عاطفی (001/0P) و انرژی/ خستگی (035/0P) در حیطه MCS؛ بار مسئولیت بیماری (006/0P)، وضعیت شغلی (022/0P) و حمایت اجتماعی(046/0P) در حیطه KDCS از نظر آماری معنادار بود. در کل ارتباط معنی داری بین میانگین نمرات کل کیفیت زندگی (043/0P) و حیطه های PCS(013/0P)، MCS(037/0P) و KDCS(058/0P) با سکونت افراد در شهر مرکز دیالیز دیده شد. مویست97 و همکارانش در این زمینه می نویسند که زمان مسافرت طولانی تا مکان دیالیز بار مسئولیت قابل توجهی برای بسیاری بیماران ایجاد می کند. نتایج مطالعه آنان نشان داد که زمان مسافرت طولانی تا مکان دیالیز با نمرات پایین تری درکیفیت

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، ارتباط معنی دار، کیفیت زندگی زنان، عملکرد جنسی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، ارتباط معنی دار، انحراف معیار، شاخص توده بدنی