دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، ارتباط معنی دار، کیفیت زندگی زنان، عملکرد جنسی

دانلود پایان نامه ارشد

ت زنان در زیر مقیاس های کیفیت تعامل اجتماعی و عملکرد جنسی بطور معنی داری بالاتر از مردان بود(57). نتایج این مطالعات تا حد زیادی با نتایج مطالعهی حاضر همپوشانی دارند. اما در مطالعهی حاضر زنان در تعداد بیشتری از زیر مقیاسها دارای کیفیت زندگی پایین تری بودند. که دلیل این تفاوت را میتوان به زمینهی فرهنگی جوامع مختلف، تفاوت احتمالی در روابط اجتماعی و زناشویی، نوع حمایت دریافت شده از سوی جامعه و اطرافیان، سن و درجهی نارسایی کلیه در نمونه های این مطالعات نسبت داد.
در کل آزمون آماری تی مستقل نشان داد که زنان بطور معنی داری در حیطه های کل کیفیت زندگی (0001/0P) و حیطه های PCS(005/0P)، MCS(0001/0P) و KDCS(003/0P) نمرات پایین تری داشتند. این یافته مشابه مطالعه ی الجامایح93 و همکارانش بود که در سال 2011 با هدف بررسی کیفیت زندگی و عوامل دموگرافیکی و بالینی مرتبط با آن بر روی 100 بیمار از یک مرکز دیالیز در عربستان انجام دادند. در این مطالعه نیز مردان بطور معنی داری نمرات PCS(001/0P)، MCS(001/0P) و KDCS(0001/0P) بالاتری داشتند(17). نتایج مطالعه ی موجایس و همکارانش در سال 2009 با هدف ارزیابی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیوی در کانادا و ایالت متحده و پاکپور و همکارانش در سال 1390 با هدف ترجمه ی پرسشنامه KDQoL-SF36 به زبان فارسی و تعیین روایی و پایایی آن در بیماران تحت همودیالیز ایرانی، نیز ارتباط معنی داری در هر سه حیطه نشان داد(56 و 58). در این رابطه واسکوز94 می نویسد که کیفیت زندگی زنان حتی در جامعه عمومی نیز پایین تر از مردان می باشد.(99). به نظر می رسد که تحصیلات کمتر زنان نسبت به مردان، همچنین تعاملات اجتماعی و اشتغال کمتر زنان در جامعه به ویژه در زنان مبتلا به مرحلهی پایانی بیماری کلیوی می تواند از عوامل مرتبط با این یافته باشد. گالار-کاستیلون95 و همکارانش نیز در مطالعهی خود تحت عنوان تفاوتهای کیفیت زندگی زنان و مردان سالمند در اسپانیا در سال 2005، سطح تحصیلات پایین تر، فراوانی بیشتر شیوه زندگی کم تحرک و چاقی در زنان را از عوامل مرتبط با کیفیت زندگی پایین در این گروه عنوان می کنند(100). بعلاوه اکثریت(7/62%) نمونه های پژوهش حاضر در گروه سنی بالاتر از 50 سال بودند. این یافته می تواند نشانگر آن باشد که اکثر بیماران زن تحت مطالعه در مرحله منوپوز قرار داشتند که به عنوان مرحله ای بسیار خاص برای زنان مطرح می باشد. به بیانی دیگر این مرحله از زندگی می تواند کیفیت زندگی زنان را دچار تغییر سازد(101) زیرا زنان یائسه دچار تغییراتی در وضعیت جسمانی خود از جمله تغییرات ناپایدار وازوموتور، تغییرات پوستی، تغییرات پستانی و پوکی استخوان می شوند(102) علاوه بر آن مشکلات روانی اجتماعی همچون بی خوابی، خستگی، افسردگی، اضطراب، تحریک پذیری، کاهش تمرکز و فراموشی نیز با یائسگی در ارتباط هستند(103) که تمامی این موارد منجر به اختلال در زندگی و کاهش کیفیت زندگی زنان می شوند.
از سوی دیگر اکثریت ( 2/62%) واحدهای پژوهش در منطقه خارج شهر ساکن بودند که می تواند با مشکلاتی در زمینه لزوم رفت و آمد مکرر به مرکز دیالیز و احساس کیفیت پایین تر زندگی به ویژه برای زنان روستایی همراه باشد. البته برخی مطالعات با یافته های متفاوتی همراه بودند. برای مثال می توان به مطالعه رامبد و همکارانش در سال 1387 با هدف شناخت کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز در مراکز دیالیز دانشگاه علوم پزشکی ایران و مشکلات و چالشهای پیش روی این بیماران، اشاره کرد که هیچگونه ارتباط معنی داری بین جنس و کیفیت زندگی را گزارش نکرده است(104). به عقیدهی پژوهشگران دلیل این تفاوت یافته می تواند در نتیجهی تفاوت در نوع ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر و ابزاری(پرسشنامه کیفیت زندگی فرانس و پاور) باشد که این پژوهشگران استفاده کرده بودند.
جدول شماره 8 نشانگر میانگین و انحراف معیار نمرات کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب سن واحدهای مورد پژوهش می باشد، بر اساس این جدول میانگین نمرات واحدهای مورد پژوهش با سن کمتر از 50 سال در تمامی زیر مقیاس ها بالاتر از نمونه های با سن بالای 50 سال بود. اما این تفاوت فقط در زیر مقیاس های عملکرد جسمی(001/0P)، درک سلامت عمومی(006/0P)، عملکرد اجتماعی(043/0P)، انرژی/ خستگی(0001/0P)، علایم(015/0P) و خواب(017/0P) از نظر آماری معنی دار بود. در کل ارتباط معنی داری بین سن و کل کیفیت زندگی (002/0P) و حیطه های PCS(0001/0P)، MCS(0014/0P) و KDCS(012/0P) دیده شد. بطوریکه افرادی با سن بالاتر از 50 سال در تمامی حیطه ها، کیفیت زندگی پایین تری کسب کردند. لسان پزشکی و همکارانش نیز نتایج مشابه ای بدست آوردند بطوریکه در مطالعه آنها نیز افرادی که سنین بالاتر از 50 سال داشتند بطور معنی داری نمرات پایین تری در حیطه های PCS(001/0P)، MCS(001/0P) و KDCS(06/0P) نسبت به آنهایی که کمتر یا مساوی 50 سال سن داشتند، کسب کردند(5). چنین یافته ای در مطالعات موجایس و همکارانش و پاکپور و همکارانش نیز مشاهده شد(56 و 58). این یافته را می توان با تغییرات خاص کلیه سیستمهای بدن با افزایش سن مرتبط دانست(105). بیماری نارسایی کلیه و درمان فرد با همودیالیز می تواند با تشدید این تغیییرات، موجب کاهش بیشتر کیفیت زندگی بیماران گردد. نتایج مطالعات آلتینتپل96 و همکارانش در سال 2006 با هدف بررسی ناتوانی جسمی و وضعیت روانی و کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز سالمند انجام شد نیز در این زمینه نشان دادند که سالمندان تحت همودیالیز دچار اختلال عملکردی و ناتوانی بیشتری نسبت به گروه جمعیت عمومی همگون از نظر سنی بودند(106). در مقابل برخی مطالعات کیفیت زندگی افراد مسن را بالاتر گزارش کردند(43) و برخی مطالعات دیگر نیز سن را فقط با PCS و کیفیت زندگی دارای ارتباط معنی داری گزارش کردند. بطوریکه با افزایش سن در این مطالعات نمرات PCS کاهش می یافت(17،18، و 34). تفاوتهای موجود بین مطالعات در این زمینه می تواند با عوامل مختلفی چون تفاوت در حمایتهای مالی، حمایت اجتماعی، بافت خانواده و همچنین سطوح مختلف تحصیلات در نمونه های پژوهش های مختلف باشد.
جدول شماره 9 بیانگر میانگین و انحراف معیار نمرات کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب تحصیلات واحدهای مورد پژوهش می باشد که نشان می دهد ارتباط معنی داری بین تحصیلات و زیر مقیاس های عملکرد جسمی(010/0 p)، خوب بودن عاطفی(0001/0 p)، عملکرد اجتماعی(0001/0 p)، انرژی/ خستگی(0001/0 p)، علایم(001/0 p)، بار مسئولیت بیماری(0001/0 p) و خواب(016/0p)وجود داشت. مشابه این یافته در بسیاری مطالعات دیگر نیز دیده می شود(32، 47 و 57). در کل ارتباط معنی دار مستقیمی بین تحصیلات و کیفیت زندگی کل(0001/0P) و حیطه های PCS(002/0P)، MCS(0001/0P) و KDCS(013/0P) وجود داشت. بطوریکه افرادی که پایین ترین سطح سواد را داشتند در تمامی حیطه ها نمرات کیفیت زندگی پایین تری را کسب کردند. این یافته را می توان با بسیاری از امکانات و تسهیلات همراه با تحصیلات بالاتر مرتبط دانست. چرا که تحصیلات بالاتر با فرصتهای شغلی بیشتر، ارتباطات اجتماعی بیشتر و حتی درآمد بالاتر و یا حتی توان تطابق بیشتر با مشکلات همراه با بیماری و یا درمان آن مرتبط خواهد بود که شاید با اثرات مثبت بر کیفیت زندگی همراه باشند. بسیاری از متخصصین معتقدند که افراد با سواد بیشتر دارای سواد بهداشتی بالاتری نیز هستند. تحصیلات بالاتر امکان شناخت کاملتری از مهارت های اجتماعی و نحوه ی استفاده از اطلاعات بهداشتی فراهم می سازد(1). مطالعات بسیاری نشان داده اند که سواد پایین مستقیماً با وضعیت سلامت ضعیفتر، کمبود دانش در رابطه با مراقبت های پزشکی، درک کمتر از اطلاعات پزشکی، خود گزارش دهی ضعیفتر از وضعیت سلامت، درآمد کمتر، بستری های بیشتر و صرف هزینه های بیشتر برای سلامت همراه است(28) هرچند که برخی مطالعات تنها برخی حیطه ها را با تحصیلات دارای ارتباط مثبت نشان دادند. برای مثال مطالعه ی لسان پزشکی و همکارانش در زمینه ارزیابی کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز با استفاده از پرسشنامه KDQOL-SF36 در تهران نشان داد که فقط حیطه ی KDCS ارتباط معنا داری(04/0P) با تحصیلات داشته است(5). در مقابل در مطالعه ی سئیکا و همکارانش در سال 2009 با استفاده از پرسشنامه KDQOL-SF بر روی 606 بیمار تحت همودیالیز، ارتباط معنی دار معکوسی بین تحصیلات و PCS گزارش شد(03/0P) بطوریکه سطح پایین تحصیلات با نمرات بالاتری در PCS همراه بود. این پژوهشگران این یافته را اینگونه توضیح دادند که احتمالاً بیماران با سطح تحصیلات پایین تر به تیم پزشکی بطور کامل اعتماد می کنند که ممکن است به آنها در بهبود عملکرد جسمی در مقایسه با افراد با تحصیلات بالاتر کمک کند(18).
با این وجود پژوهشگران معتقدند که در جامعه کنونی تحصیلات بالاتر می تواند با وضعیت اجتماعی و اقتصادی بالاتری همراه باشد. افراد با تحصیلات بالاتر معمولا در مناطقی زندگی می کنند که دسترسی به خدمات بهداشتی بالاتری وجود دارد. همچنین افراد دارای تحصیلات بالاتر با نگرش و شناخت متفاوتی با مشکلات روبرو شده و توانایی بالاتری در مواجهه با مشکلات جسمی و ذهنی خواهند داشت که تمامی این موارد می توانند به بهبود کیفیت زندگی در این افراد منجر شود.
جدول شماره 10 که بیانگر کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب وضعیت تاهل واحدهای مورد پژوهش می باشد، نشان می دهد که میانگین نمرات کیفیت زندگی افراد مجرد بطور کلی، در تمام حیطه ها و نیمی از زیرمقیاسها (عملکرد جسمی، درد، درک سلامت عمومی، انرژی و خستگی، علایم، تاثیر بیماری کلیوی بر زندگی روزانه، تاثیر بیماری کلیوی بر زندگی روزانه بدون تاثیر عملکرد جنسی، بار مسئولیت بیماری، عملکرد شناختی و خواب) بالاتر از دو گروه دیگر بود. هر چند این تفاوت از لحاظ آزمونهای آماری معنی دار نبود. چنین یافته ای در مطالعهی پاکپور و همکارانش در سال 2010 با هدف ارزیابی کیفیت زندگی250 بیمار تحت همودیالیز در تهران و گایله و همکارانش در سال 2009 با هدف تعیین کیفیت زندگی 200 بیمار تحت همودیالیز در هند نیز مشاهده می شود که در آن افراد متاهل بطور معنی داری نمرات کمتری در انرژی و خستگی(001/0p) و درد(002/0p) نسبت به مجردها کسب کردند(32 و 57). همچنین در مطالعهی لوپز و همکارانش در سال 2007 با هدف تعیین کیفیت زندگی تعداد وسیعی از بیماران تحت همودیالیز کشورهای مختلف در برنامه DOPPS، نیز نمرات زیر مقیاس تاثیر بیماری کلیوی بر زندگی روزانه بطور معنی داری(05/0P) در افراد متاهل پایین تر بود(34). با توجه به این مسئله که افراد مجرد اغلب سنین کمتری دارند، بدیهی است که نمرات زیر مقیاس های نامبرده شده که اکثریت مرتبط با وضعیت جسمی و فیزیولوژیکی هستند در این افراد بالاتر باشد. بعلاوه مجرد ها به علت محدودیت مسئولیت ها و احتمالا دریافت حمایت های مالی از خانواده با تنش های اقتصادی و بار مسئولیت کمتری روبرو خواهند بود که به نظر پژوهشگران این مسئله می تواند تاثیر مطلوبی بر کیفیت زندگی آنها داشته باشد. در مقابل افراد متاهل در این مطالعه نمرات بهتری در زیرمقیاس های خوب بودن عاطفی، محدودیت نقش عاطفی، عملکرد اجتماعی، کیفیت تعامل اجتماعی، عملکرد جنسی، حمایت اجتماعی، دلگرمی دادن توسط پرسنل و رضایتمندی در مقایسه با افراد مجرد و بیوه کسب کردند. با توجه به این مسئله که زیر مقیاس های نام برده شده در حوزه ی عاطفی و روانی اجتماعی قرار می گیرند می توان گفت که برخورداری از حمایت های عاطفی همسر عامل مهمی در کنترل مشکلات ناشی از بیماری مزمن می باشد و حضور همسر به عنوان حامی در کاهش تنش و سازگاری با بیماری مزمن موثر است(107). همچنین به نظر پژوهشگران افراد متاهل به دلیل داشتن همسر و احتمالا فرزند دارای ارتباطات اجتماعی بالاتری خواهند بود که نیاز به ارتباط و تعامل با دیگران را در این گروه تامین کرده و موجب کسب نمرات بالاتر در زی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، انحراف معیار، عملکرد جنسی، عوامل فردی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی، ارتباط معنی دار، بیماران همودیالیزی