دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، سلامت عمومی، بیماری مزمن، عملکرد جنسی

دانلود پایان نامه ارشد

ر کل نمرات 9/44 درصد از بیماران در بعد PCS و 43 درصد از آنان در بعد MCS و 5/35 درصد آنان در مجموعPCS وMCS کمتر از نقطه برش بود. 7/27درصد نمونه ها دچار افسردگی بودند. تحلیل حوزه های مربوطه نشان داد که بیشترین حیطه تاثیر پذیرفته کیفیت زندگی در این بیماران شغل بوده در حالیکه بهترین نتایج در حیطه های عملکرد شناختی و کیفیت تعامل اجتماعی مشاهده شده است. زنان در همه ی ابعاد کیفیت زندگی، کیفیت زندگی پایین تری داشتند. اما ارتباط بین کیفیت زندگی با جنس فقط در حیطه های عملکرد جسمی و سرزندگی معنی دار بودند (03/0=p 04/0=p). همچنین بیماران با سن 65 سال و بیشتر کیفیت زندگی ضعیف تری داشتند. آزمونهای آماری ارتباط سن را با حیطه های PCS (001/0=p)، حمایت اجتماعی(03/0=p) و رضایت بیمار(01/0=p) معنی داری نشان داد. علاوه بر آن نمرات PCS بالاتر در نمونه های دارای سطح تحصیلات پایین تر (03/0=p) و سطح درآمد بالاتر (01/0=p) دیده شد. وجود دیابت بطور معنی داری (05/0=p)منجر به عملکرد فیزیکی پایین تر می شد. همچنین نمرات PCS و MCS ارتباط مستقیمی با میزان هموگلوبین (به ترتیب با 05/0p و 001/0p) و ارتباط معکوسی با سن داشت(001/0=p). آنالیز چند متغییری، نشانگر آن بود که سن تنها پیشگویی کننده ی PCS بود و برای MCS هیچ پیشگویی کننده معنی داری یافت نشد(18).
مجايس72 و همكارانش نیز مطالعه مشاهده ای آينده نگری تحت عنوان کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بيماران مزمن كليوي: عوامل مرتبط و تغييرات آن در طول زمان، در سال 2009 در شمال آمريكا انجام دادند. بیمارانی که بيماري بیماری مزمن کلیوی مرحله 5-3 و سن بالاتر از 18 سال داشتند با استفاده از روش نمونه گیری غیر تصادفی از هفت مركز در ایالت متحده و كانادا به این مطالعه وارد شدند. در اين مطالعه علاوه بر جمع آوری داده های آزمایشگاهی و بالینی، كيفيت زندگي مرتبط با سلامت این بیماران نیز با استفاده از ابزار کیفیت زندگی بيماران كليوي(KDQL-SF) نسخه 3/1 گروه راند و همكارانش ارزیابی شد. پرسشنامه در ابتدا و سپس با فاصله ی 6 ماه جهت تكميل کردن در اختیار بیماران قرار گرفت و شرکت بیماران چه در مرحله ی پایه و چه در مراحل پی گیری داوطلبانه بود. KDQL-SF پرسشنامه استانداردي است كه از ابزار SF-36 و ابزار ويژه ی بيماران مبتلا به بيماري مزمن كليه تشكيل شده است، بخش عمومي پرسشنامه ابزار SF-36 36 سوالی تشكيل می داد که در 8 حيطه و دو بخش1) نمرات مقیاس اجزای جسمی(PCS ) شامل عملکرد جسمی، نقش عاطفی، سرزندگی، درد و نمرات درک سلامت عمومی و 2) نمرات مقیاس اجزای روانی (MCS) شامل عملکرد اجتماعی، عملکرد عاطفی، سلامت ذهنی، سرزندگی و نمرات درک سلامت عمومی تقسیم شدند. بخش مخصوص بيماري كليوي اين ابزار نیز در 11 بعد شامل نشانه ها/مشکلات، تاثیر بیماری کلیوی روی زندگی روزانه، بار مسئولیت بیماری کلیوی، وضعیت کار، عملکرد شناختی، کیفیت تعامل اجتماعی، عملکرد جنسی، خواب، حمایت اجتماعی، دلگرمی دادن توسط کارکنان بخش دیالیز و رضایت بیمار تنظیم شده بود. نمره بخش KDCS نیز از 100 امتياز محسوب شد.
جهت بررسي ارتباط بين نمرات کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پايه و مراحل بیماری مزمن کلیوی و ارتباط بین پارامتر هاي مختلف و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پايه از ANOVA استفاده شد. براي پيش بيني تغيير نمرات کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در طول زمان نیز از رگرسيون استفاده شد.
بطور کلی از 2025 بیمار مبتلا به بیماری مزمن کلیوی ، 1186 بیمار پرسشنامه KDQOL را در مرحله ی پایه تکمیل کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که اکثریت نمونه ها را مردان (58%) با میانگین سنی 4/0± 6/65، مبتلایان به دیابت( 7/45%) ، با علت اولیه ی بیماری کلیوی در بیشترین درصد نمرنه ها دیابت(8/28%)، هیپرتانسیون عروقی(1/27%) تشکیل می داد.
نمرات اجزاء جسمی(PCS) بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیوی در مقایسه با جمعیت عمومی بطور مشخص کمتر بود. نمرات PCS کیفیت زندگی در بیماران سالمند (بیش از65 سال) کمتر بود. در این پژوهش سن بر عملکرد جسمی(0001/0P) و سلامت عمومی(0001/0P) تاثیر داشت اما روی نقش جسمی، درد و خستگی/انرژی بدون تاثیر و یا تاثیر کم بود. در مقابل نمرات MCS در بیماران مسن بالاتر بود که غالباً در زیر مقیاس خوب بودن عاطفی(0001/0P) مشاهده شد. همچنین نمرات خواب(001/0P) در افراد مسن نسبت به جوانترها (سال 65≥) بهتر بود. از لحاظ تاثیر جنس، زنان نمرات PCS پایین تری داشتند و نمرات پایینی در عملکرد جسمی(0001/0P)، نقش جسمی(001/0P)، درد(0001/0P)، سلامت عمومی(001/0P) و خستگی وانرژی نسبت به مردان کسب کردند. مشابهاً زنان MCS کمتری داشته و نمرات کمتری در احساس خوب بودن عاطفی(0001/0P)، نقش عاطفی(0001/0P)، عملکرد اجتماعی(0001/0P)، خستگی و انرژی(0001/0P) و خواب(01/0P) داشتند. بیماران دیابتی با سابقه ی CHF و یا MI، نمرات PCS کمتری نسبت به گروهی که با آن مقایسه شدند، داشتند. همچنین این مسئله برای تمامی اجزای PCS که به تنهایی ارزیابی شدند، بجز نقش جسمی در بیماران با سابقه ی MI، صادق بود. بیماریهای همراه تاثیری بر MCS نداشتند. شدت آنمی(33%هماتوکریت) تاثیر نسبتاً کمی بر PCS داشت بطوریکه فقط نقش جسمی بطور معنی داری(001/0P) بوسیله ی درجه ی آنمی تاثیر پذیرفت. شدت آنمی تاثیر نسبتاً کمی بر MCS داشت که غالباً در بخش عملکرد اجتماعی(005/0P) مشاهده شد. کمبود آلبومین خون(g/dl35آلبومین) تاثیر منفی بر PCS در زیرمقیاس های نقش جسمی(005/0p)، سلامت عمومی(0001/0p) و خستگی و انرژی(001/0p) گذاشت. همچنین کمبود آلبومین بطور معنی داری بر MCS تاثیر داشت. بطوریکه زیر مقیاسهای خوب بودن عاطفی(50/0p)، نقش عاطفی(005/0p)، خستگی و انرژی(001/0p) و عملکرد اجتماعی(005/0p) از آن تاثیر می پذیرفتند. کمبود آلبومین هیچ تاثیری بر خواب نداشت.استفاده از بتابلاکرها با نمرات پایین در PCS بویژه عملکرد جسمی(0001/0p) همراه بود بطوریکه تغییرات معنی دار در اجزاء دیگر PCS دیده نشد. همچنین استفاده از بتا بلاکرها با تاثیر بر نمرات نقش عاطفی(0001/0p) منجر به کاهش معنی داری در MCS شد. نمرات خواب بیمارانی که بتابلاکر می گرفتند نیز بطور معنی داری(01/0p) پایین تر بود.
در نهایت جنسیت زن، بدون در نظر گرفتن تاثیر پارامترهای دیگر، پیشگویی کننده ی منفی هر 15 بعد شناخته شد. برخی از متغییرها تاثیر کلی تر و برخی دیگر تاثیر بسیار محدودی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دارند. در این مطالعه تاثیر هریک از متغییرها بر 17 زیر مقیاس KDQOL-SF36 بجز KDCS، PCS و MCS به این صورت بود که از میان 17 زیر مقیاس، جنسیت و سن بر 12مورد ، آلبومین بر8 مورد ، GFR بر7 مورد ، سابقه ی CHF بر 6 مورد ، دیابت ملیتوس بر5 مورد ، سابقه ی MI بر 5 مورد ، کشور محل زندگی بر5 مورد، استفاده از بتابلاکرها بر 4 مورد و هماتوکریت بر 1 مورد تاثیر معنی دار داشنتد.
ارزیابی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در 5 مرحله به فاصله ی یک سال از هم انجام شد. ارزیابی پایه با تعداد نمونه ی 649 بیمار، سال اول 594 بیمار، سال دوم 450، سال سوم 188 و در سال چهارم با 55 بیمار انجام شد. تغییرات کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در طی زمان با میزان تغییر در نمرات KDQOL در هر سال محاسبه شد. کاهش معنی داری در نمرات PCS، MCS و KDCS و همچنین در تمامی زیر مقیاسها بجز وضعیت شغل، عملکرد شناختی و عملکرد جنسی مشاهده شد. چون عملکرد جنسی توسط بیماران بطور کامل تکمیل نشده بود پژوهشگران سانسور اطلاعات را یکی از علل ممکن عدم معنی داری این حیطه ذکر کردند. در طی زمان تعداد عوامل محدودی با ارزیابی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت مربوط بودند. بطوریکه سابقه ی MI قبلی با تاثیر بر نقش جسمی( 015/0P ،37/1- =noMI/ 6/8- =MI)، سلامت عمومی(02/0P ،61/0- =noMI/ 62/3- =M)، نقش عاطفی(03/0P ،05/3- =noMI/ 9/8- =MI)، تاثیر بیماری کلیوی(002/0P ،16/0- =noMI/ 67/3- =MI) و PCS(05/0P ،4/0- =noMI/ 89/1- =MI) از پیشگویی کننده های بسیار شایع کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در طی زمان بوند. وجود تاریخچه ای از نارسایی احتقانی قلبی نیز یک پیشگویی کننده ی قوی از کاهش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بود که بر مقادیر نمرات تاثیر بیماری کلیوی(05/0P ،52/0- =noCHF/ 35/3- =CHF)، بارمسئولیت بیماری کلیوی(05/0P ،99/0- =noCHF/ 61/5- =CHF) و سلامت عمومی(02/0P ،77/0- =noCHF/ 53/4- =CHF) تاثیر می گذاشت. در طی پیگیری های چند ساله افزایش هموگلوبین نیز تاثیر مفیدی بر میزان کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بویژه بر PCS(05/0P) داشته است. بطور جالبی سنین کمتر از 65 سال با کاهش چشمگیری در MCS (0005/0P ،85/1- =age≤65/ 33/0- = age65) و نقش عاطفی(005/0P ،7/6- =age≤65/ 46/2- = age65) و آلبومین کمتر از g/l35 با کاهش معنی داری در عملکرد جنسی(05/0P ،48/8- =g/l 35alb≤ / 8/0- = g/l 35alb) همراه بود.
بطور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیوی با شدت بیماری، سن، جنس، دیابت و سابقه ی بیماری های همراه قلبی عروقی به طور معنی داری تاثیر می پذیرد. همچنین وجود آنمی و سابقه ی مصرف بتا بلاکرها با نمرات پایین کیفیت زندگی مرتبط با سلامت همراه بود. کیفیت زندگی مرتبط با سلامت با گذشت زمان در جمعیت بیماران کاهش یافت. مهمترین عوامل مرتبط با این تغییرات در طول زمان سن، بیماریهای همراه و تغییرات هموگلوبین بودند.
یکی از محدودیت های این مطالعه نسبت متفاوت جمعیتهای مورد مطالعه در سالهای مختلف ذکر شده است و یکی از علل آن داوطلبانه بودن شرکت در مطالعه نسبت داده شده است.
در نهایت این پژوهشگران استفاده ی روتین از ارزیابی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را در مراقبت از بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیوی فرصت مهمی برای کمک به نفرولوژیست جهت ادغام نظرات، ارزش ها و نگرانی های بیمار در برنامه درمانی و نیز فراهم کنندگان مراقبت در مراقبت مستقیم از بیمار و در نتیجه بهبود برآیندهای پزشکی معرفی نمودند(56).
در همین رابطه، مطالعه دیگری توسط هسیه73 و همکارانش در سال 2007 با عنوان” کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در بیماران همودیالیزی سرپایی” در تایوان انجام شد. در این مطالعه ی توصیفی مقطعی بیماران بیمارستان shin kong WO HO-SU تایوان با تشخیص بیماری کلیوی مرحله ی پایانی که بیش از 6 دقیقه قادر به راه رفتن بطور مستقل بودند، از سال 2003 تا 2004 بطور داوطلبانه وارد مطالعه شدند. همچنین گروهی از افراد خانواده این بیماران که از نظر سنی با بیمارانشان همسن بودند به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. اطلاعات پایه شامل BMI، سطح تحصیلات، شرایط ورزش نمودن، وضعیت تاهل، بیماریهای همراه (همچون دیابت ملیتوس، پرفشاری خون، بیماریهای قلبی عروقی، روانی، ریوی،کبدی، معده ای روده ای و سرطان)، داروهای مصرفی، طول مدت درمان با دیالیز، کفایت دیالیز، متغییرهای بیوشیمیایی و وضعیت تغذیه(همچون هموگلوبین، هماتوکریت، آلبومین، گلوبولین، سدیم، پتاسیم، کلسیم، کلراید، آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلکالین فسفاتاز، BUN و کراتنین) جمع آوری شدند.
داده های این پژوهش را ابزاری 7 قسمتی مشتمل بر1) نسخه چینی پرسشنامه WHOQOL-BREIF (28 عبارتی با افزودن دو سوال به منظور هماهنگ سازی آن با فرهنگ، سنت و رفتار مردم چینی)،2) مقیاس آنالوگ دیداری، جهت ارزیابی میزان رضایت از وضعیت سلامت قبل(در گروه بیماران همودیالیزی قبل از ابتلا به بیماری کلیوی مرحله ی پایانی و در گروه کنترل دیگر بیماریهایی همچون فشارخون بالا و …) و بعد از ابتلا به بیماری با درجه بندی صفر تا صد (حداکثر رضایت)، 3)استقلال عملکردی(FIM)، 4) پرسشنامه چینی سلامت (HQ-12) ، 5)آزمون وضعیت ذهنی(MMSE)، 6)آزمون 6 دقیقه حرکت(6MWT) و7) مقیاس تعدیل شده ی بورگ(Borg) برای ثبت میزان درک شده ی تلاش با حداکثر نمره ی 10 تشکیل می داد.
نتایج این مطالعه نشان داد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، بیمارستان، رگرسیون Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، بیماران همودیالیزی، گروه کنترل، بیمارستان