دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، عامل اجتماعی، تعامل اجتماعی، حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

دیالیز و صرف هزینه های زیاد برای درمانهای پزشکی دچار مشکل می شوند(28). محدودیت فعالیت جسمی در اثر کم خونی و خستگی ناشی از آن و نیز خواب آلودگی ناشی از اختلال خواب، در طول روز بیماران را نیازمند استراحت نموده و فعالیت های اجتماعی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد(65). از سوی دیگر محدودیت رژیم غذایی و مایعات، مشکلات مربوط به رفت و آمد به مرکز دیالیز، پذیرش های مکرر در بیمارستان، نگرانی در مورد هزینه های درمان، ناتوانی جنسی و مشکلاتی در ارتباط با ازدواج و بچه دار شدن منجر به تغییر شیوه ی زندگی بیمار و خانواده او می شود. در نتیجه مواجهه با این بیماری مزمن می تواند سبب ایجاد کشمکش، یاس و بروز حالات افسردگی در این بیماران گردد. (74).
از این رو بیماری مزمن کلیوی نیازمند دیالیز، تاثیرات بسیار زیادی بر روی تمامی جنبه های زندگی و در حقیقت کیفیت زندگی افراد می گذارد(65). بطوریکه نتایج مطالعات بسیاری نشان می دهند که کیفیت زندگی این بیماران نه تنها نسبت به جمعیت عمومی(15، 16، 17، 18) بلکه بطور نگران کننده ای نسبت به سایر بیماریهای مزمن دیگر نیز پایین تر است(19). بنابراین نه تنها تلاش برای بهبود برآیندهای پزشکی و درمانی در آنها ضروریست، بلکه این بیماران باید مراقبتی را دریافت نمایند که علی رغم مقرون به صرفه بودن منجر به بهبود کیفیت زندگی آنها شود(28).
ارزیابی و شناخت کیفیت زندگی در ارائه مراقبت به بیمار بسیار مهم است(26) و زمانی مراقبت پرستاری می تواند بهبود یابد که یک پرستار دانشی قوی از موضوعات مرتبط با کیفیت زندگی داشته باشد(44). زیرا شواهد و مستندات فراوانی وجود دارد که توجه به کیفیت زندگی بیماران با برآیندهای پزشکی بهتری همچون کاهش بستری در بیمارستان و کاهش مرگ و میر همراه است(26، 27). بنابراین شناخت کیفیت زندگی و ابعاد آن و عواملی که بر آن تاثیر می گذارند جهت ارائه مراقبت به بیماران دیالیزی ضروری است(5).
واژه ی کیفیت زندگی از لغت لاتين Qual به معني چه و Quality به معني چگونگي گرفته شده است. كيفيت زندگي از نظر لغوي به معني چگونگي زندگي کردن است که براي هر فرد منحصر به فرد بوده و با ديگران متفاوت است(80). این واژه بعد از جنگ جهانی دوم بدنبال رشد اقتصادی و بهبود استانداردهای زندگی که منجر به افزایش انتظارات مردم شد به فرهنگ لغت آمریکایی وارد شد(28) اما ردپای کيفيتزندگی را باید در زمان ارسطو فيلسوف غرب باستان يافت او “زندگی خوب” یا ” خوب انجام دادن کارها” را به معنی شاد بودن در نظر گرفت زیرا در آن زمان شاد بودن و شاد زندگی کردن معادل معنای امروزی کیفیت زندگی بود(44). اما در تاریخ مدرن مفهوم کیفیت زندگی و ارزیابی آن از ابتدای دهه 1960 وارد حوزههای تحقيق شد و اهميت اندازه گيری کيفيت زندگی در گزارش کمیسیون اهداف ملی ریاست جمهوری آمریکا، آيزنهاور39 درسال1960 مورد تاييد قرار گرفت. (81). علی رغم گذشت تاریخچه طولانی از پیدایش مفهوم کیفیت زندگی و استفاده از آن و در طی چندین دهه ی اخیر جهت تمرین و تحقیق در رشته های مختلفی همچون آموزش، مراقبت سلامت، خدمات اجتماعی و خانوادگی(82)، تاکنون تعريف واحد و مورد توافقي در مورد آن ارائه نگرديده است(28) و همچنان واژه کيفيت زندگی به صورت واژه ای با مشکلاتی در تعریف و اندازه گیری باقی مانده و اصطلاحات زيادی مانند رضايت از زندگی، حس خوب بودن، وضعیت عملکردی، سلامت(31)، رفاه، شادی، احترام به نفس، عدالت، ارزشزندگی و معنیزندگی به عنوان معادل آن بکار می رود(28).
کلمه “کیفیت” موجود در این واژه، ما را به تفکر در مورد عالی بودن و یا “استاندارد عالی” مرتبط با ویژگی های انسان و ارزشهای مثبت همچون: شادی، موفقیت، ثروت، سلامت و رضایت سوق می دهد و واژه ” زندگی” نشان می دهد که این مفهوم به جنبه ی وجودی یا حیاتی از هستی انسان توجه می کند. از این مفهوم می توان دریافت که چرا کیفیت زندگی بر جنبه های مختلف تاثیر می گذارد. زیرا کیفیت زندگی ما را به تفکر درباره ی یک فرد و شیوه های درک فرد از زندگی و کیفیت زندگی اش وا می دارد. (82).
با وجود دیدگاههای مختلف از کیفیت زندگی، تعریف آن مهم است زیرا تعریفی که ما از آن ارائه می دهیم بر روشهای ارزیابی ما تاثیر دارد(81). در بررسی متون مختلف تعاریف مختلفی از کیفیت زندگی می توان یافت که هر یک از دیدگاه خاص خود به آن پرداخته اند. برای مثال كيفيت زندگي، به نظر فرانس40، همان احساس خوشحالي از زندگي عادي، ارضای تمايلات، دستيابي به اهداف شخصي، مفيد بودن برای جامعه و توان مقابله بالقوه فيزيكي و روحي فرد مي باشد(46). درحالیکه ژان41 کيفيت زندگی را به عنوان درجه ای از شاد زیستن تعريف می کند(83). ریبیرو42 نیز در مطالعه ی خود، در تعریفی مشابه از دیدگاه السون43 و لیدی44 کيفيت زندگی را به عنوان درک ذهنی از شادی و رضايت از زندگی در ابعادی که برای شخص مهم می باشد، ذکر می کند. (81) و در نهایت گروه كيفيت زندگي سازمان بهداشت جهاني، کیفیت زندگی را درک فرد از موقعیتش در زندگی و زمینه ی فرهنگ و سیستم ارزشی که در آن زندگی می کند تعریف می کند که ارتباط تنگاتنگی با اهداف، تجارب، استانداردها و نگرانی های فرد دارد(31).
در تعاریف فوق مفاهیمی چون خوب بودن، رضایت، شادی، انتظارات و وضعیت عملکردی وجود دارند که تمامی این مفاهیم را می توان در روشهای ارزیابی کیفیت زندگی یافت. بنابراین تعریف واحدی که برای ارزیابی کیفیت زندگی در تحقیقات و عملکرد مناسب باشد استاندارد نشده است(44). علاوه بر عدم توافق در رابطه با تعریف کیفیت زندگی، اجزاء و ابعاد کیفیت زندگی نیز بطور صریحی مشخص نشده اند. برای مثال ریبریو به نقل از لیو45 کیفیت زندگی را متشکل از دو جزء (1) ذهنی(روانشناسی همچون نگرشها، درکها، آرزوها، ناکامیها و محروميتها) و (2) عینی(اجتماعی-اقتصادی، سیاسی و محیطی) معرفی می کند. در حقیقت جزء ذهنی بسیار کیفی و وابسته به فرد بوده و قابل اندازه گیری نیست، درحالیکه جزء عینی بسیار کمی و قابل اندازه گیری است(81). گرانت و همکارش46 نیز در مروری بر متون کيفيت زندگی، قسمتهای اصلی کيفيتزندگی را شامل الف) سلامت روانی (رضايت از زندگی، معنی زندگی، دستيابی به هدف و شادی)، ب) سلامت جسمی (فعاليتهای روزانه زندگی، اشتها، خواب)، ج) رفاه اجتماعی و بينفردی و د) رفاه مادی و مالی معرفی کردند(83). فرانس47 و همکارانش ابعاد کیفیت زندگی را شامل رضایت از زندگی، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، سلامت جسمی، معنویات، استرس درک شده، دوستی، خانواده، اهداف زندگی، خانه و همسایگی، شهر و کشور، اعتماد به نفس، افسردگی، مکانیسم های دفاعی روانشناختی و تطابقی ذکر می کنند(46). در همین راستا فرل48 و همکارانش بر نیاز به یک تعریف چند بعدی از کیفیت زندگی تاکید داشتند که شامل ابعاد وجودی یک فرد می باشد.
محققان با ارائه تعاریف و مدلهای مفهومی متعدد سعی در توصیف مفهوم کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و ارتباط بین ابعاد و اجزاء آن داشته اند. با این وجود توافق دربارهی تعریف آن نیز همچون واژهی کیفیت زندگی مشکل می باشد زیرا محققان در رشته های مختلف دیدگاههای مختلفی دارند و بنابراین روی ابعاد و اجزاء مختلفی از آن تاکید می کنند(81). برای مثال ویلسون و کلری49 مدل کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی را پیشنهاد کردند که مدل زیست شناختی و الگوی علوم اجتماعی را با هم ترکیب نموده و شامل ابعادی از متغییرهای زیست شناختی- جسمی، وضعیت علایم، وضعیت عملکرد، درک عمومی سلامتی، ویژگی های افراد، ویژگی های محیط و تمامی بخش های کیفیت زندگی است(40). سوزا و ویلیامسون50 در مطالعه خود وضعیت علایم و نشانه هاي جسمي را راهنمای کلیدی برای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت معرفي كردند. هر چند که از ديدگاه آنها مفهوم کیفیت زندگی مرتبط با سلامت مشتمل بر خوب بودن بیمار در هر دو بعد جسمی و روانی است(86).
علي رغم تلاش فراوان بسياري از متخصصين، بحث در ارتباط با ابعاد كيفيت زندگي مرتبط با سلامت بر قوت خود باقي است. در مرور بر مقالات مختلف به نظر می رسد که توافق عمومی بر وجود ابعادی از جمله: ابعاد جسمی، روانی(ذهنی)، اجتماعی و معنوی، وجود دارد(44، 81 و 86).
در بعد جسمی، خوب بودن جسمی شامل احساس توانمندی و متناسب بودن و محدود نشدن با رنج و ناراحتی و ناتوانی است. در مقابل دیسترس جسمی شامل احساس ضعف، سپری کردن روزهایی در بستر، احساس ناتوانی، خستگی و بی میلی، سردرد و یا دل درد، تنگی نفس، درد داشتن، مشکل در راه رفتن، حمل کردن، خم شدن، استفاده از پله ها، دیدن، شنیدن و … است.(44)
در بعد روانی(ذهنی)، خوب بودن رواني شامل احساس خوشحالی، امیدوار و پر انرژی بودن و میل به زندگی است. در مقابل دیسترس های روانی شامل خلق افسرده و یا اضطراب و علایم جسمی مرتبط با خلق است. که در این بین افسردگی و اضطراب شایعترین واکنش غیر طبیعی به بیماری و علایمی هستند که با هم بروز می کنند و هر فرد را در هر زمان حتی با کمترین درجه مبتلا می کنند.(40).
از دیدگاه بعد اجتماعی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، تغییر در وضعیت سلامت فرد می تواند منجر به اختلال در تعامل اجتماعی وی گردد. دو بعد ابتدایی تعامل اجتماعی که در سلامت و بیماری مطرح هستند شامل تعامل اجتماعی و حمایت اجتماعی هستند. تعامل اجتماعی به وجود و یا کیفیت ارتباط اجتماعی اشاره می کند. از سوی دیگر حمایت اجتماعی به مراقبت دریافت شده، محترم شمرده شدن و یا کمکی که از سوی گروهها و افراد دیگر به فرد داده می شود، است. این حمایت می تواند از منابع مختلف، همسر، خانواده، دوستان، همکاران، پرسنل، پزشکان و یا سازمانهای جامعه تامین شود. تحقیقات نشان داده اند که حمایت اجتماعی بطور موثری استرس های روانی، همانند افسردگی و اضطراب را کاهش می دهد و با درجات بالاتر کیفیت زندگی در ارتباط است(62).
همچنین تغییر وضعیت سلامت فرد تغییراتی در فعالیت های درآمد زای افراد و وضعیت شغلی شان ایجاد می کند. بعضی بیماران مجبور به محدود کردن و یا تغییر شغل خود می شوند. بسياري از افراد استخدام شده، بدلیل نیاز به پی گیری های پزشکی مکرر و .. كار خود را از دست مي دهند. تمامی اين عوامل بیماران را مستعد مشکلات مالي می سازند(40).
علاوه بر ابعاد بعد جسمی، روانی و اجتماعی/ اقتصادی، بعد معنوی کیفیت زندگی نیز حائز اهمیت می باشد. داده های کیفی حاصل از تحقیقات نشاندهنده ی ضرورت توجه به این بعد مهم از نظر بیماران می باشد. از این رو بعد معنوی در مفهوم سازی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و ابزارهای اندازه گیری آن مورد توجه واقع شده است(28). فرل و همکارانش عوامل تاثیر گذار بر خوب بودن معنوی را که یکی از ابعاد مهم کیفیت زندگی است، شامل اعتقاد قوی، ایمان، تعصب مذهبی و نیروی درونی معرفی می کنند(84).
علی رغم عدم توافق بر سر تعریف کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و ابعاد آن تمامی محققان معتقدند که سنجش و پیگیری آن در جمعیت های مختلف، با دسترسی به اهداف ذهنی سلامت می تواند به شناخت زیر گروه های با سلامت ذهنی و جسمی ضعیف کمک نموده و راهنمایی برای ارائه مداخلات و سیاستهای بهداشتی در جهت بهبود سلامتشان باشد(88). از این رو امروزه ارزيابي کیفیت زندگی ديگر به تحقيقات محدود نشده و به حيطه هاي عملكرد مبتني بر شواهد وارد شده است و به عنوان بخشی از عملکردهای روتین بالینی استفاده می شود (89).
واريکچو و فرانس51 مزاياي ارزيابي کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در عملكرد باليني را شامل: (1)تسهيل ارتباط با بیمار(2)، ایجاد فرصتی برای خود گزارش دهي توسط بيماران، (3)کمک به پيش بيني نیازهای مراقبتی، (4)افزایش اطلاعاتی از کارائی و اثر بخشی مداخلات صورت گرفته، (5) مشاركت نتایج حاصل در تصميم گيري بالینی و (6) تكنولوژي جديدی در تسهيل ارزيابي کیفیت مراقبت ارائه شده به بیمار، معرفی می کنند(89).
در رشته نفرولوژی نیز سنجش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت می تواند با اهداف الف)تعیین،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع تحت درمان، خون آلوده، هماهنگی حرکت، هماهنگی حرکتی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع کیفیت زندگی، ارزیابی کیفی، بیماران مبتلا، بیمارستان