دانلود پایان نامه با موضوع کودک آزاری، تحلیل عاملی، تحلیل عامل، مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

1377).
آلپورت معتقد بود که صفات، عناصر پایه ای شخصیت هستند و هشت ملاک عمده را برای صفات شخصیت بیان می دارد که عبارتند از:
1. هر صفت چیزی بیش از ماهیت اسمی دارد و ماهیتی مشخص و واقعی دارد.
2. صفات فراگیرتر و عمومی تر از عادات هستند.
3. صفات، پویا و تعیین کننده رفتارند.
4. صفات به گونه نسبی از دیگر صفات مستقل است.
5. هر صفتی به گونه نسبی از دیگر صفات مستقل است.
6. صفات معادل با داوری اخلاقی و اجتماعی نیستند.
7. هر صفتی را می توان در فردی خاص مشاهده کرد و یا توزیع آن را در اجتماعات انسانی مورد پژوهش قرار داد.
8. اعمال و یا عاداتی که در راستای یک صفت قرار نمی گیرند، دلیل بر عدم وجود آن صفت نیستند (شارف58 ،1996).
آلپورت ابتدا دو نوع صفت فردی و مشترک را معرفی کرد. صفات فردی اختصاصی بوده و منش شخص را توصیف می کند. صفات مشترک صفاتی هستند که تعدادی از افراد در آن سهیمند، مانند اعضای یک فرهنگ آلپورت بعدها صفات مشترک را صفات نامید و صفات فردی را گرایش های شخصی خواند و سه نوع صفت فردی را ذکر کرد: اصلی، مرکزی و ثانوی (شولتز و شولتز، 1998). آلپورت به دلیل تأکید بر منحصر به فرد بودن افراد نیز شهرت یافته است. این تأکید به جایی می رسد که اعلام می کند که در افراد صفات ویژه ای وجود دارند که از نظر علمی قابل بررسی نیستند (پروین و جان، 2001).
نظریه کتل
مهم ترین عنصر ساختاری نظریه کتل صفت است. منظور از صفت این است که رفتار انسان در طول زمان و در موقعیت های مختلف دارای الگو و نظم خاصی است. از میان تفاوت های بسیاری که در صفات می تواند وجود داشته باشد، دو مورد از بقیه مهم تر است. یکی تفاوت میان سه صفت توانشی، مزاجی، پویشی و دیگری تفاوت بین صفت سطحی و عمقی است (پروین و جان، 2001). این منافع عبارتند از داده ها که از گزارش زندگی افراد جمع آوری می شوند، دادههای (Q) که از پرسش نامه ها حاصل می شوند و داده های (T) که از آزمون های عینی بدست می آیند. جنبه برجسته نظریه کتل استفاده از تحلیل عاملی است. کتل سهم مهمی در توسعه روان شناسی صفات داشته است و از اولین پیشگامان استفاده از روش تحلیل عاملی بوده است. کتل پس از بیست سال پژوهش فشرده تحلیل عاملی 16 صفت عمقی را به عنوان عوامل بنیادین شخصیت انسان مشخص کرد. در نظر وی صفات عمقی عناصر بنیادین شخصیت هستند (فیست و فیست59،2000).

نظریه آیزنک
آیزنک از دیگر روانشناسانی است که سهم مهمی در توسعه روان شناسی صفات داشته استآیزنک (1947) در یک بررسی بسیار وسیع درباره شخصیت، کار خود را با استفاده از نشانه هایی که توسط روانپزشکان درباره ی 700 سرباز نوروتیک تهیه شده بودند آغاز کرد. بخشی از این نشانه ها مربوط به داده های برونی چون سن، شغل و موقعیت خانوادگی و بخش های دیگر مربوط به نشانه های روانی که با صراحت تعیین شده اند می باشد. در کل همبستگی ها بین 39 متغیر انجام گرفته اند. از این متغیرها تنها 4 عامل استخراج شدند که دو عامل ازاین 4 عامل یعنی نوروزگرایی و برون گرایی توسط آیزنک به منزله عوامل اصلی به حساب آمده اند. به ادعای آیزنک این دو عامل برای تبیین ساخت اساسی شخصیت کافی هستند (شارف ،1996).
آیزنک پس از تأکید بر دو بعد اولیه بعد سومی را به آن ها افزود و آن را پسیکوزگرایی نام نهاد. این سه عامل، نظریه سه عاملی (PEN) آیزنک در شخصیت را شکل می دهند. آیزنک و لانک (1986؛ به نقل ار پروین و جان، 2001) خاطر نشان می کنند که در مطالعات آن ها از فرهنگ های مختلف شواهد فراوانی دال بر وجود این سه بعد آمده است. این شواهد، همین طور بر وجود بعد ارثی در هر یک از این سه دلالت داشته اند.
آیزنک دیدی سلسله مراتبی به شخصیت داشت. از نظر او در رأس این سلسله مراتب تیپ وجود دارد، بعد از آن صفات واقع شده اند و بعد از آن پاسخ های عادتی و در پایین ترین مرتبه پاسخ های خاص قرار دارند(شارف ،1996).
مدل پنج عاملی شخصیت
پیشینه تاریخی مدل پنج عاملی شخصیت
مک دو گال60 (1932، به نقل از گروسی فرشی، 1380) در اولین نشریه خود درباره منش و شخصیت درباره ی گستردگی معانی خاص منش و شخصیت با دو مفهوم متفاوت بحث می کند. او در اواخر نوشته خود در این نشریه فرضیه های را مطرح می کند که مورد علاقه اش می باشد و در آن می گوید که شخصیت ممکن است بر اساس تحلیل وسیعی از پنج عامل قابل تفکیک به نام ها “منش، هوش، مزاج، خلق یا گرایش، خشم و غضب” توجیه می شود. هر یک از این عوامل پیچیده و دارای متغیرهای فراوان است. کلیج61 (1926) عنوان می کند که تحلیل دقیقی از زبان به فهم شخصیت کمک خواهد کرد (به نقل از همان). آلپورت و آدبرت62 (1936) بررسی زبان خودشان را به عهده گرفتند و زمینه را برای تحقیقات بعدی فراهم ساختند (به نقل از همان). فیسکه63 (1984) با تحلیل عاملی 21 مقیاس دو قطبی کتل نتوانست به بیشتر از پنج عامل ترکیبی دست یابد. تیوپس64 (1957) و کریستال65 (1961) تحلیل عوامل خود را بر اساس 30 مقیاس دو قطبی کتل که در مطالعات قبلی خود نیز آن را به کار برده بودند گزارش کردند. آن ها وجود پنج عامل بزرگ را در بررسی شرح حال ها تأکید کردند (گروسی فرشی، 1380).
تیوپس و کریستال (1961) کار قبلی کتل و همبسته های فیسکه را دوباره مورد تحلیل قرار دادند و تمام آن ها را در پنج عامل قابل قبول به نام شادخویی، مقبولیت، قابلیت اطمینان، ثبات عاطفی و فرهنگ یافتند. متأسافنه مطالعه تیوپس و کریستال در یک گزارش صنعتی ناشناخته نیروی هوایی منتشر شد و در واقع برای تمام محققان ناشناخته ماند و این زمانی بود که انتشارات کتل و آیزنک بر ادبیات ساخت شخصیت، مدل های پیشرفته اتخاذ شده از روش تحلیل عوامل، غلبه داشتند. اما نورمن66 (1963) این گزارش را دید و ساخت پنج عاملی را دوباره به عنوان پیشنهادی برای ابعاد صفات تحت عنوان قدمی به سوی طبقه بندی مناسب صفات ویژه شخصیت منتشر نمود (گروسی فرشی، 1380).
گلدنبرگ، علاوه بر نتایج تحقیقات خود، کارهای دیگران را نیز مرور کرد و تحت تأثیر همسانی نتایج قرار گرفت. او این طور نتیجه گیری کرد که می توان گفت که تا حدودی این پنج بعد عمده در بر گیرنده هر الگویی در تنظیم تفاوت های فردی است و بدین ترتیب وجود ابعاد پنج گانه اصلی به تأیید رسید (پروین و جان، 2001).
پیشینه پژوهشی:
پژوهش های خارجی
در مطالعه سیلورمن، رینهرز و گیاکونیا67 (۱۹۹۶) نتایج نشان داده است که سطح تحمل در میان نوجوانان آزار دیده پایین تر از نوجوانان عادی است. بر اساس این یافته، افراد آزار دیده، احتمالاً قضاوت کننده اند و عقاید و ارزش های دیگران را نمی پذیرند. این نگرش داوری کننده معمولاً به دیگر حوزه های زندگی آنان نیز تعمیم یافته و لذا دیگران آنها را افرادی سرد، سختگیر و از خود راضی می دانند. اگر از آنان انتقاد شود معمولاً حالات دفاعی شدید به خود می گیرند و رفتار تند و زننده از خود نشان می دهند.
کودکانی که والدین آنها در حد توانایی خود برایشان غذا، سرپناه و لباس فراهم نمی کنند، دچار غفلت هستند. عجیب نیست که مناطق فقیر نشین نسبت به دیگر مناطق اقتصادی – اجتماعی بیشترین آمار غفلت را به خود اختصاص می دهند. غفلت ممکن است باعث سوء تغذیه یا کاهش رشد شود. نفرستادن کودک به مدرسه و تهیه نکردن امکانات آموزشی برای او نیز جزء موارد غفلت محسوب می شود که می تواند منجر به آسیب های طولانی مدت برای کودک گردد (دورن68، ۱۹۹۸).
تحقیقات بایرد69 (۱۹۹۸) نشان داده است بین کودک آزاری و مشکلات سلامت روان در والدین رابطه وجود دارد. بدین صورت که پدران دارای سوابق مشکلات روانی، همچون افسردگی و اضطراب، کودک آزاری بیشتری را مرتکب می شوند. این پدرها برای حل مشکلات درون خانواده غالباً از زور و قدرت بدنی استفاده می کردند. همچنینی در رابطه با نحوه عملکرد و تاثیر والدین و محیط خانواده بر تمایل و گرایش به کودک آزاری ادلسون (۱۹۹۹) دریافت که بین ویژگی های مادر و کودک آزاری رابطه وجود داردو مادرهای کودک آزار اغلب دارای مشکلات سلامت روان، به ویژه افسردگی و اضطراب بوده اند، مهارتهای والدینی ضعیفی داشته و محیط خانواده آنان دارای تنش بالا و مشکلات ارتباطی و تعاملی با فرزندان بوده است.
بزرگسالانی که در کودکی مورد تجاوز و آزار جنسی قرار گرفته اند، ممکن است در روابط زناشویی، خانوادگی و بین فردی کارکردی معیوب داشته باشند و رفتار خود تخریبی، عزت نفس پایین، افسردگی مزمن و ناسازگاری جنسی را تجربه کنند (آلبرز70، 1999).
انزوای اجتماعی، فقدان نظام حمایتی، سوء مصرف مواد، بیکاری، فقر و مشکلات مسکن از جمله عوامل مستعد کننده بدرفتاری والدین هستند که این مشکلات می تواند منجر به بروز کودک آزاری گردند. در خانواده هایی که خشونت خانگی به عنوان یک الگو استفاده می گردد، کودک آزاری نیز با درصد بالاتری نسبت به خانواده های عادی وجود دارد که این معضل می تواند بر بروز رفتاراهای ناسازگار کودک در سنین بزرگسالی نیز نقش داشته باشد، به طوری که بر مبنای همین مطالعات افرادی که در زندگی کنونی رفتارهای ناسازگارانه و پرخاشگرانه در پیش می گیرند، غالباً خشونت و آزار را در سنین کودکی تجربه نمودهاند (کارسون71، 2000).
پژوهشها نشان داده اند که خانواده های از هم پاشیده و در معرض طلاق، بیماری روانی، انزوای اجتماعی و خانواده های دارای عضو معتاد، مستعد کودک آزاری هستند. همچنین والین کودک آزار دارای ویژگی های بدخلقی، عصبانیت، اختلالات شخصیتی، افسردگی، اعتیاد، ناپختگی و انزوای اجتماعی میباشند (راماچاندران72، ۲۰۰۲).
هیلدیارد و ولف73 (۲۰۰۲) به بررسی ویژگیهای خاص کودکان آزار دیده پرداخته اند. در یک مطالعه معلوم شده که کودکان مورد غفلت قرار گرفته کمتر درد تعاملات اجتماعی با سایر کودکان شرکت می کنند، سازگاری اجتماعی و تحصیلی این کودکان ضعیف بوده و به طور مداوم از تعاملات دوری می کنند. همچنین پولاک و سیکچتی، هورنانگ و رد74 (۲۰۰۰) در تحقیقی بر روی کودکان مورد غفلت قرار گرفته متوجه شدند کودکانی که از لحاظ جسمی و روانی مورد غفلت واقع شده اند، نسبت به همسن و سالان خود، مشکلات قابل توجهی در سازگاری شخصی و هیجانی، رشد شخصیت و تعدیل و تنظیم هیجانات خود دارند.
مشکلات رفتاری برون ریزی شده شامل بزهکاری دوران نوجوانی، پرخاشگری، خشونت و سوء مصرف مواد و همچنین مشکلات رفتاری درون ریزی شده مثل خودکشی، اقدام برای صدمه زدن عمدی به خود، اضطراب و افسردگی و علایم جسمانی کردن با مشکلات سازگاری طولانی مدت در افرادی که در دوران کودکی مورد آزار قرار گرفته اند مکرراً گزارش شده است (چاپمن، ویتفیلد و فلیتی75 ، ۲۰۰۴).
در مطالعاتی که والدین کودک آزار و غیر کودک آزار مقایسه می شوند، ویژگی های مشترکی در والدین آزار دهنده به دست آمده که عبارتند از مشکلات عاطفی و رفتاری از قبیل افسردگی، تحمل پایین در برابر ناکامی، عزت نفس پایین، انعطاف ناپذیری، مشکلات در کنترل خشم و تکانشی بودن، ناتوانی در برقراری رابطه همدلانه و اضطراب، میزان فشار روانی درک شده و میزان درماندگی در زندگی همچنین سوء مصرف مواد و الکل نیز توسط آنها گزارش شده است. این افراد معمولاً مشکلات خانوادگی و بین فردی داشته اند و نمی توانسته اند با کودک یا سایر اعضای خانواده ارتباط مثبت و سازنده ای برقرار نمایند. انزوا و گوشه گیری از دوستان و اجتماعی نیز در آنها دیده می شود. برداشت پدران و مادران آزار دهنده از والد بودن، اعمال رفتار توام با فشار روانی و نارضایتی بوده و در مهارتهای تربیت کودک و توانایی حل مسأله به ویژه مسائل مربوط به تربیت فرزندانشنا مشکل داشته اند (میلر و میکاد76، 2005).
گاترمن و لی77 (۲۰۰۵) در تحقیق خود دریافتند نقش های خانوادگی و وضعیت مالی و اقتصادی خانواده، مانند ساختار غیر منعطف و پدرسالارانه، وضعیت بیکاری پدر و شرایط اقتصادی نامساعد، احتمال وقوع کودک آزاری را افزایش می دهند.
در یک مطالعه محققان زنانی را که در کودکی مورد بدرفتاری قرار گرفته بودند پیگیری کردند و متوجه شدند که 70 درصد آنها با کودکان خود بدرفتاری میکنند و یا به صورت ناکارآمد از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کودک آزاری، دوران کودکی، اختلالات شخصیت، عقب ماندگی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی رضایت شغلی، رضایت شغل، معلمان مدارس، سلامت روانی