دانلود پایان نامه با موضوع کودک آزاری، دوران کودکی، اختلالات شخصیت، عقب ماندگی

دانلود پایان نامه ارشد

اختلالات شخصیتی، تجزیه ای، اضطرابی، شبه جسمی، اشکالات کلامی (تاخیر در حرف زدن) کاهش اعتماد به نفس، افسردگی و افکار خود کشی و همچنین عقب ماندگی رشد اجتماعی می باشد. در خصوص سایر عوارض عاطفی ناشی از آزار به تفصیل در مباحث بعدی اشاره شده است (مانی، ۲۰۰۹).

عوامل مؤثر در بروز کودک آزاری:
– عوامل وابسته به خانواده و جایگزین آن:
خانواده به عنوان کوچک ترین نهاد اجتماعی یکی از مهمترین بنیادهایی است که نقش مؤثر در رشد و پیشرفت‏ کودک دارد. هرگونه نقص و کوتاهی در امر تربیت توسط مادر و پدر یا اولیاء و سرپرستان قانونی یا هرکسی که‏ مسوولیت مراقبت از کودک را به عهده دارد،می‏تواند موجب آزار و اذیت جسمانی یا سهل ‏انگاری گردد. نظارت بیش از حد والدین،بی ‏توجهی به شکل‏ گیری‏ شخصیت کودک،تلقین به اطاعت مسلم از خانواده، کوتاهی‏ در تعلیم مهارت‏هایی که کودک باید در خانواده کسب‏ نماید،سهل ‏انگاری و بی‏ توجهی خانواده نسبت به رفتارهای‏ ناسازگارانه کودک،حمایت بیش از حد از کودک در مقابل‏ خطر که کودک را از هرگونه مقابله با خطر بدون مداخله خانواده ناتوان سازد،تنبیه بدنی، توهین، تحقیر، مقایسه‏ کردن کودک با دیگران، مجبور کردن کودک به کار کردن‏ و تأمین معاش خانواده، مشاجرات شدید و طولانی مدت‏ بین اعضاء خانواده،جمعیت زیاد خانواده،فقر فرهنگی‏ و اقتصادی خانواده،ابتلاء پدر،مادر،اولیاء و سرپرستان‏ قانونی وی یا هر کسی که مسوولیت مراقبت از کودک را بر عهده دارد به بیماریهای صعب العلاج جسمی و روانی، اعتیاد اعضاء خانواده، بزهکار بودن یا بزه ‏دیدگی مکرر آنان، وجود رفتارهای منحرفانه در خانواده و موارد مشابه می‏ تواند کودک را در معرض آزار و اذیت جسمی و روانی یا سهل‏ انگاری قرار دهد (رزاقی، ۱۳۸۲).
عوامل خانوادگی که می تواند بر بروز کودک آزاری مؤثر باشند می تواند شامل موارد ذیل نیز باشد:
– کودکان تک سرپرست:
کودکان تک سرپرست بیشتر در خطر سوءاستفاده جسمی‏ و انواع سهل‏ انگاری قرار دارند و متحمل صدمات بیشتری هم‏ می‏شوند.کودکان تک سرپرست در مقایسه با کودکانی که‏ با والدین زندگی می‏کنند بیشتر مورد سوءاستفاده جسمی، سهل‏ انگاری جسمی یا تحصیلی و سایر اشکال سوءاستفاده‏ و سهل ‏انگاری قرار دارند. در میان کودکان تک سرپرست،آنهایی که با پدران خود می‏باشند بیشتر از کودکانی که با مادران خود هستند مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‏گیرند.بر اساس اطلاعات فوق، کودکانی که با مادرشان زندگی می‏کنند احتمالا کمتر مورد سهل‏ انگاری قرار می‏گیرند تا کودکانی که با پدر زندگی‏ می‏کنند (رزاقی، ۱۳۸۲).
– خانواده ‏های کم ‏درآمد:
کودکانی که در خانواده‏ های کم ‏درآمد زندگی می‏کنند متحمل سوءاستفاده جدی قرار می‏گیرند.درآمد خانواده‏ ارتباط مهمی با شیوع انواع مختلف بدرفتاری دارد.این‏ کودکان بیشتر از کودکانی که در شرایط مناسب مالی به سر می‏برند در معرض سوءاستفاده و سهل ‏انگاری قرار دارند (قاسم زاده، ۱۳۸۰).
– خانواده ‏های پرجمعیت:
تعداد اعضای خانواده ارتباط مستقیم با افزایش سهل انگاری جسمی و تحصیلی کودکان دارد. کودکانی که در خانواده های پر جمعیت زندگی می کنند، خانواده های دارای بیش از ۴ فرزند بیشتر مورد سهل انگاری واقع می شوند. این کودکان بیشتر از فرزندان خاناوده های کم جمعیت متحمل سهل انگاری جسمی می شوند (قاسم زاده، ۱۳۸۰).
خانواده دارای نقش اساسی در بروز کودک آزاری است. مهمترین عوامل مربوط به خانواده عبارتند از:
۱- فقدان مهارتهای کافی به عنوان والد.
۲- خانواده های طرد شده و دارای روابط اجتماعی محدود (چنین والدینی به دلیل روابط محدود به اطلاعات والدین خود در خصوص نگهداری و نحوه برخورد با کودک و به اطلاعات بالقوه مردمی جهت مقایسه اجتماعی رفتارهای کودکانشان و یا خود دسترسی ندارند) (مادو31، ۲۰۰۱).
۳- داشتن انتظارات غیر واقعی، درک و تصور تحریف شده و اشتباهی از توانایی های کودک که متناسب با سن اوست. مثلاً زمانی که کودک به دلیل نیاز به تغذیه یا علل دیگر گریهاش را متوقف نمیکند و یا یک کودک ۳ ساله نمیتواند غذایش را بخورد والدینش خشمگین می شوند که میتواند منجر به آزار وی گردد (مادو، ۲۰۰۱).
۴- والدینی که به نوعی آزار و بی توجهی را در دوران کودکی خود تجربه نموده اند و یا ارتباط عاطفی ضعیفی با والدین خود داشته اند. تجربیات عاطفی والدین در دوران کودکی خود نقش مهمی را در بکارگیری شیوه های تربیتی از سوی آنان دارد. والدینی که بدرفتاری والدین، سرپرست و یا معلمین خود را در دوران کودکی تجربه نموده اند. همان شیوه ها را در تربیت کودکان خود بکار می گیرند و سعی دارند که این شیوه را عقلانی و منطقی جلوه دهند. همچنین والدینی که در دوران کودکی خود تحت مراقبت شدید حمایتی قرار داشته اند. غالباً افرادی بی اراده و دارای اعتماد بنفس پایین هستند. چنین والدینی نمی توانند روابط مناسبی با فرزندان خود برقرا نمایند لذا ناچاراً دچار رفتارهای پرخاشگرانه می شوندو ممکن است اقدام به آزار کودک خود نمایند (مادو، ۲۰۰۱).
۵- والدینی که بدون تفکر و به طور آنی عمل می کند و از نظر فکری افرادی نابالغ، خود محور، ودرنج و حساس هستند. این والدین به طور اشتباه، رفتار طبیعی فرزندشان را نادرست پنداشته و فکر می کنند رفتار کودک از روی عمد و با سوء نیت انجام شده است (مادو، ۲۰۰۱).
۶- عقب ماندگی ذهنی والدین
۷- اختلالات روانی در والدین (هذیان های پارانوییدی، فاز مانیای افراد مبتلا به اختلالات دو قطبی)، اختلالات شخصیتی (مانند شخصیت مرزی و ضد اجتماعی وافسردگی پس از زایمان.
۸- انحطاط اخلاقی والدین و اعتیاد به الکل یا مواد مخدر
۹- سابقه صرع خصوصاً همراه با بیماری های مغزی مانند تومور لوب پیشانی.
۱۰ – زمینه بیولویک همانند صدمات حین زایمان و کاهش سروتونین مایع مغزی نخاعی در موارد عدم کنترل تکانه ها.
۱۱- پدیده های روانی نقش معکوس: در این موارد والدین برای ارضای خود نیازهای عاطفی خود را از کودک طلب می کنند و محبتی را که خود از آن محروم بوده اند از فرزندانشان انتظار دارند و در صورت عدم برآورد شدن توقعات عاطفی خود از سوی کودک دچار خشم می شوند.
۱۲- والدینی که دمدمی مزاج هستند و زود به خشم می آیند و واکنش های عاطفی سطحی و افراطی دارند و تحمل کمی در برابر استرس نشان می دهند و برنامه های برای زندگی خود ندارند و نقش مناسب و رضایت بخشی را به عنوان والد ایفا نمی کنند.
۱۴- عدم رضایت از زندگی و یا حاملگی پی در پی و ناخواسته.
۱۵- والدینی که تنبیه کودک را نوعی آموزش انضباطی می دانند و نگرانند که بدون تنبیه جسمی، کودک لوس وفاسد بار آید.
۱۶- تک والد بودن: مطالعات د کشورهای پیشرفته نشان می دهد ۹۰ درصد والدینی که کودک خود را آزار داده اند تنها زندگی می کرده ناد.
۱۷- سن پایین والدین: آزار کودکان توسط والدین جوان (سن مادر کمتر از ۲۶ سال و پدر کمتر از ۳۰ سال) بیشتر اتفاق می افتند.
۱۸- والدین سختگیر و جدی که تمایل به تسلط کامل بر همه چیز دارند.
۱۹- تفاوت های شدید فرهنگی بین والدین: والدینی که در روابط بین فردی خود مشکل دانرد، مشکلات خود را به کودک منتقل می کنند و معمولاً یکی از والدین برای رهایی از تنظ های موجود سعی می کند کودک را به سوی خود جلب نماید و او را علیه همسر بشوراند و نهایتاً زنجیره ای از ارتباطات متقاطع و ناصحیح در خانواده شکل می گیرد و متاسفانه در این میان کودک قربانی می شود.
۲۰ – بی سوادی و همچنین فقدان آموزش های لازم نزد والدین در خصوص چگونگی رفتار با همسر و نحوه صحیح رفتار با فرزندان.
۲۱- بکار گیری شیوه های رفتاری نامناسب برای تربیت طفل از سوی والدین مانند افراط کاری به صورت مراقبتهای شدید حمایتی و یا بالعکس بی توجهی نسبت به کودک مانند رها نمودن او به حال خود.
۲۲- ازدواج های زودهنگام و بدون برنامه ریزی.
۲۳- فقدان برنامه ریزی تنظیم خانواده (مادو، ۲۰۰۱).
بطور کلی عوامل مرتبط با والدین در کودک آزاری به شرح ذیل میباشد:
* داشتن انتظارات غیر واقعی ا کودک
* انتظار دارند کودک نیازها هیجانی و عاطفی آنان را برآورده کند
* عدم علاقه مندی به کودک
* فقدان دانش اولیه و مهارتهای لازم جهت پرورش کودک
* توجه بیشتر به نیازهای خود تا نیاز های کودک
* سرزنش کودک به طور مداوم
* با کلمات تحقیر آمیز با کودک صحبت کردن (عبادی، ۱۳۸۵).
– عوامل وابسته به مدرسه و مراکز تربیتی و آموزشی:
آموزش و پرورش کودک بعد از خانواده و در سن آموزشی‏ کودک در کنار خانواده،به عهده مدرسه است.نقص نظام‏ آموزشی به انحاء مختلف در فرآیند شکل ‏گیری شخصیت‏ کودک مؤثر است.رسمی بودن بیش از حد متعارف و معمول درا لگوهای تعلیم و تربیت،وجود الگوی اقتدار مدار معلمین نسبت به دانش ‏آموزان و بازداشتن تفکر خلاق آنها، عدم شناخت مربیان و مسوولان مدرسه از موازین صحیح‏ تربیت و اصول آن،تبعیض،عدم در نظر گرفتن تفاوتهای‏ شخصی دانش ‏آموزان توسط مربیان،ایجاد اضطراب و ترس‏ در دانش‏ آموزان توسط مربیان،ایجاد اضطراب و ترس‏ در دانش‏ آموزان،تنبیه بدنی،تحقیر و توهین،مقایسه‏ دانش‏ آموزان با یکدیگر،ابتلاء مربیان و مسوولان مدرسه به‏ بیماریهای شدید جسمی و روانی،سبب می‏گردد کودک در معرض سوءاستفاده و سهل‏ انگاری قرار گیرد (رزاقی، ۱۳۸۲).
– عوامل وابسته به کودک:
کودکان به لحاظ داشتن ویژگیهای ذاتی و حتی ویژگیهای‏ اکتسابی به عنوان افراد آسیب‏ پذیر می‏توانند در معرض‏ خطر بزه ‏دیدگی باشند.از مهمترین ویژگیهای ذاتی کودکان‏ که آنها را آماج جرایم قرار می‏دهد،سن و جنس آنها است. اصولا برخی از انواع کودک‏ آزاری در سنین پایین ‏تر اتفاق‏ می‏افتد وبرخی دیگر در سنین بالاتر.همچنین جنس نیز تأثیر مستقیم در نوع کودک‏ آزاری دارد مثلا دختران بیشتر از پسران مورد آزار جنسی قرار می‏گیرند (تامپسون32، ۲۰۰۴).
علاوه بر ویژگیهای ذاتی، برخی از خصوصیات اکتسابی، کودکان را در مقابل بزه‏ دیدگی آسیب ‏پذیرتر می‏نماید. بیماریهای سخت،مزمن و طولانی جسمی و روانی یا ناتوانیهای جسمی و روانی می‏تواند کودک را از مقابله با برخی آسیب‏ها و یا جرایم ناتوان سازد یا به علت فشار روانی که کودک به دلیل عارضه جسمی بر دیگران بار می‏ کند او را در معرض آزار و اذیت یا بی توجهی و سهل‏ انگاری‏ قرار دهد. مشکلات رفتاری-روانی مانند پرخاشگری، بی ‏قراری، پیش‏ فعالی، اضطراب،شب ادراری،خودزنی،اقدام‏ به خودکشی به علت مشکلاتی که برای بزرگسالان ایجاد می‏ کند و نیز به سبب ناآگاهی والدین و سایر سرپرستان کودک‏ و کسانی که به نحوی مراقبت از کودک بر عهده آنان است، کودکان را در معرض آزار جسمی و روانی قرار می‏دهد (تامپسون، ۲۰۰۴).
جنسیت کودک:
طبق تحقیقات به عمل آمده دختران بیشتر مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته و چند برابر بیشتر از پسران احتمال سوءاستفاده جنسی برای آنان وجود دارد. سوءاستفاده جنسی از کودکان بیشتر توسط مردان صورت‏ می‏گیرد.در گزارش‏ها و آمارها،سوءاستفاده جنسی توسط مردان بیشتر منعکس می‏شود.البته نباید این مسئله را فراموش کرد که میزان سوءاستفاده جنسی از کودک‏ توسط زنان بالا است و همچنین نوع جرم جنسی زنان علیه‏ کودک متفاوت و غیرمستقیم است.پسران بیشتر از دختران‏ در معرض صدمات شدید هستند به علاوه پسران بیشتر از دختران مورد سهل‏ انگاری عاطفی قرار می‏گیرند (تامپسون، ۲۰۰۴).
– سن کودک:
کودکان زیر 12 سال خصوصا آنهایی که 6 تا 11 ساله‏ هستند بالاترین نرخ سوءاستفاده علیه کودکان را به خود اختصاص می‏دهند.سوءاستفاده جنسی تا 2 سالگی به‏ ندرت به وقوع می‏پیوندد و 3 سال و بالاتر بیشتر مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‏گیرند. خصوصیت جنسی و سنی از شاخص‏ های مهم توزیع‏ کودک‏ آزاری است اگر چه نژاد نیز از شاخص‏ های مربوط به‏ کودک است اما در وقوع سوءاستفاده یا سهل‏ انگاری نسبت‏ به کودک،اهمیت زیادی ندارد (رزاقی، ۱۳۸۲).
توزیع کودک‏ آزاری
توزیع کودک‏ آزاری بر اساس برخی شاخص‏ ها قابل بررسی‏ است که عبارتند از شاخص ‏های مربوط به مرتکب،شاخص های‏ مربوط به خانواده و شاخص‏ های مربوط به کودک.
شاخص‏ های مربوط به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع کودک آزاری، گروه کنترل، سازمان بهداشت جهانی، عقب ماندگی Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع کودک آزاری، تحلیل عاملی، تحلیل عامل، مصرف مواد