دانلود پایان نامه با موضوع کشف الاسرار، وحدت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

خرقاني مطلبي که توسط عطار ذکر شده اضافه مي‌کند: که گفته پنج تکبيرکردم يکي بردنيا، دوم خلق، سوم بر نفس، وچهارم برآخرت، وپنجم برطاعت، و به طور واضح ازشبستري درگلشن رازنقل مي‌کند:
شريعت پوســت مغزآمـد حقيقت ميان ايـن و آن بـاشـد طـريقـت208
چو بر خيزد تو را اين پرده از پيش نمـاند نيـزحـکم مـذهب و کيش
مـن و تـو چـون نـماند درمـيانـه چه کعبه چه کنش چه دير و خانه
چون واصل شدند تکليف ازآنها برداشته مي‌شود و هيچ چيز ازشرايع دين واجب نيست هرچه انجام دهند آن نيکوست، ولوامور [خلاف شرع] باشد.209
درادامه به ادعاهاي صوفيه مبني بر کرامات بزرگان خود که نُقل محافل آنها بوده ومحمّدطاهر در تمامي آثار با شدت اين دعاوي را رد مي‌کرده، آنها را مورد بررسي قرارمي‌دهيم.
7-2.دعاوي مبتدعه
ملامحمّدطاهربخش عمده‌اي ازهمت خود را به ذکر دعاوي اين طايفه مصروف کرده است. ادعاهايي مثل؛ “مصاحبت وآشنايي باحضرت خضرعليه‌السلام”، “مصاحبت وآشنايي بارجال الغيب” که آنهارا قادر مي‌دانستند بر رفع هر بليه ومنافع دنيوي واخروي، “رؤيت ابليس و تسلط براو و مددکار بودن او براي صوفيه وهمچنين ترس ابليس ازصوفيه”، “خواب ديدن خدا،وپيغمبر”، “شنيدن وحي ازخدا بدون واسطه ملائکه” و”معجزات وکرامات عظيمه براي خود و زنان وکنيزان وحتي براي گربه وسگان”.درادامه به چند مورد ازاين دعاوي اشاره مي‌کنيم.
7-2-1.مصاحبت باخضر
محمّدطاهرادعاي مصاحبت باخضر را ازقول علاء الدوله سمناني نقل مي‌کندکه مي‌گويد: “ميان شتربانان درسال(720ق) درمدينه جنگي درگرفت که دراين ميان سنگي برسرخضرآمده وسرش شکست و تا سه ماه ورم داشته.همچنين ازتذکره الاولياعطارنقل مي‌کندکه بلال خواص گفت در تَيه بني اسرائيل مي‌رفتم مردي به من رسيدبه من الهام شدکه او خضراست.به اوگفتم به خداقسم بگو تو کيستي؟ گفت: برادرِ تو، خضرهستم.گفتم اندرشافعي چه گويي؟ گفت: او از اوتاد است.گفتم ابن حنبل چگونه است؟ گفت: او ازصدّيقان است.گفتم درمورد بُشرچه مي‌گويي؟ گفت: مثل بشر بعد از او وليي نبود”.210
7-2-2.رؤيت ابليس
شيخ الاسلام قم درباب رؤيت ابليس از سوي بزرگان اين طايفه نيزمواردي ازعطارذکرکرده از جمله؛ يکي ازاکابرطريقت گفت درروم بودم در جمعيت باطني وحضوري، ناگاه ابليس را ديدم که ازهوا درافتاد.گفتم اي لعين اين چه حالتي است وتو راچه رسيده؟ گفت: درنيشابور بودم اين ساعت محمدبن اسلم درمتوضّا تنحنحي بکرد من ازبيم، خود را اينجا انداختم، نزديک بودکه ازپاي درآيم.211اينچنين نقل قولهاي بدون سند نمي‌تواند مستمسک محکمي براي مخالفين تصوف به حساب آيد.
7-2-3.کرامات رابعه
عطار ازرابعه عدويه که شاگرد حسن بصري بوده وصومعه نشين شده، کراماتي بس عظيم نقل کرده است.ازجمله اينکه؛ “ابراهيم ادهم به مکه رفت درحالي که کعبه را نديد گمان کردکه قصوري در ديده اش واقع شده.پس ندا شنيد که ديده ات قصور ندارد بلکه کعبه به استقبال ضعيفه رفته يعني رابعه”212.همچنين عطار در تذکره نقل کرده که رابعه واستادش حسن بصري را درکنار فرات اتفاق واقع شد.حسن سجاده برآب انداخت ونمازگذارد و رابعه سجاده را برهوا انداخت و نمازگذارد و درعرض هفت سال غلطان غلطان به عرفات رفت.213
همچنين داستاني که عطار از ابراهيم شيباني که او از اکابر اولياي طريقت اهل سنت است، نقل مي‌کند چهل سال در زيرهيچ سقفي نخوابيدم، مگردر زيرسقف بيت المعمور.يکبار درحمام آبي بر خود گذاشتم جواني چون ماه از زاويه حمام آواز داد که تا چند آب برظاهر پيمايي، يکبارآب درباطن فرو گذار.گفتم با اين زيبايي، ملکي ياجنّي ياانس؟گفت هيچکدام.من آن نقطه زيرباي بسم الله هستم.214
7-3.زهد ومحبت درنگاه ملامحمّدطاهرقمي
ملا محمّدطاهر در فصل سوم از باب اول اصول الفصول التوضيح اشاره به يکي از آثار خود به نام مقامات المحبين دارد.وي مي‌گويد فقيردربيان شوق ومحبت ازطريق اهل بيت نبوي احاديث بسيار جمع نموده‌ام وآن رابه “مقامات المحبين”موسوم گردانيده ام.گرچه اين اثر موجود نمي‌باشد اما از آنجا که عصّام شاگرد ملامحمّدطاهر قمي اکثر آثار استادش را درنصيحه الکرام جمع آوري کرده به همين دليل در اين رساله چند جمله‌اي از اين کتاب ونظر استادش را ذکر‌کرده است.وهمچنين از رساله رجم الشياطين که در اينجا از آن استفاده مي‌شود.
محمّدطاهر مي‌گويد در رسيدن به مقام محبت و ولايت ازشيخ صفي مدد گرفته که به شيخ ورّام بن‌ابي‌فراس(605ق) و‌ابن‌طاووس(664ق) واحمدبن‌فهد‌حلي(م841‌ق)وملااحمداردبيلي(م993 ق)وغير ايشان ازعارفان شيعه رحمه الله عليهم مي‌رسد.215
وي مي‌گويد:
يارب به محبتــت گرفتـــارم سـاز در بـــوته اخــلاص تـــنم را بگداز
از بـال و پـرم رشته غــفلت بـگشا شايد کــه کنم بر اوج مـــهرت پرواز
يـارب بـه صحبتت گــرفتارم کــن از هرچــــه نه مهـر اوست بيزارم کن
از رحمت خويش بر رُخـم آبـي زن يــــک چشم زدن ز خوابم بيدارم کن
7-3-1.مقام محبت
محمّدطاهرعشق رامرضي مي‌داند که ازسودا عارض مي‌شود وباعث خبط دماغ وضعف عقل شده وهرگز مؤمن از محبت خدا به اين بيماري حاصل نمي‌شود.بلکه محبت خدا مستلزم کمال عقل است.216اهل بيت پيغمبر که هاديان راه محبت هستند ازلفظ عشق درکلام ودعاهاي خود استفاده نکرده وبه لفظ محبت و شوق اکتفا فرموده اند.
محمّدطاهردرمذمت عشق وعاشقي به جريان شيخ صنعان که از کاملان اين طايفه است اشاره مي‌کند، که دربلاد روم عاشق دختر بت پرستي شد.معشوقه او راتکليف به شرب خمر و بت پرستي ومصحف سوختن وخوک چراني کرد.شيخ صنعان نيز دعوت او را اجابت کرد.عطار به تفصيل اين داستان را به نظم درآورده و مي‌گويد:
شيــــخ صنعان پيرعهد خويش بود در کمالــــش هرچه گويم بيش بـــود
شيــخ بود اندر حـرم پنجـــاه سال بامــريد چار صد صــاحب کمـــال
هر مريدي کـــان اوبودي عجــب هم نياســـود از رياضت روز و شـب
هم عمل هم علم با هـم يار داشت هم عيان هم کشف و هم اسرار داشت
محمّدطاهرمي‌گويد: ببينيدکه اين گمراهان باديه ضلالت چه نوع پيروان و پيشواياني دارند.پيران صاحب کمالي که چهارصد مريدصاحب کشف و بعدازپنجاه سال مجاورت مکه و پنجاه حج، چه نوع اعمال ازوي سرزده.محمدطاهر درتأييد کلام خودش وتأکيد برمقام محبت و ردّ عشق به کلامي از زمخشري استناد کرده که درتفسيرآيه “قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ”217گفته است: ” فمن ادعي محبه الله و خالف سنه رسوله فهو کذاب و کتاب الله بکذبه شاهد و اذا رأيت من يذکر محبه الله و يصفق بيديه و يطرب و ينعرو يصعق لا تشک انه لا يعرف الله و لايدري ما محبته الله و ماتصفيقه و طربه و نعرته و صعقته الا لانه تصور في نفسه الخبيثه صوره مستحله معشقه سماها الله بجهله و دعا به ثم صفق و طرب نعر و صعق علي تصورها”.218
ملامحمّدطاهردررساله کشف الاسراربه بحث محبت واردشده ومي‌گويد، عده‌اي مي‌خواهند باعقل ناقص خود وبه دور از محبت اهل بيت(عليهم‌السلام) درطريق محبت سلوک نموده، درحالي که مخالفان وبيگانگان ازاهل بيت (عليهم‌السلام) ازمعرفت الهي بي نصيب بوده.وي تاکيد مي‌کندکه “عارفان اين طريق، دوستان وپيروان اهل بيت (عليهم‌السلام) هستند وشرط رسيدن به مرحله ثبوت وصاحب يقين شدن آن است که دل را با ذکرموت معالجه کرده وبا مراقبه وذکرالهي و تفکردرآثار، رحمت الهي دردل ثابت مي‌شود”.219
7-3-2.زهد
محمّدطاهردراعتقادات و رفتار خود تابع ومطيع روايات بوده ودر باب زهد نيزاصول زهد را ازاخبار وارده ازائمه (عليهم‌السلام)اخذکرده است.ازجمله اين روايت ازاميرالمؤمنين علي (عليه‌السلام) که مي‌فرمايد: “الزهد في الدينا قصر الامل وشکرکل نعمه والورع عما حرم الله عليک”.220و همچنين ازرسول خدانقل مي‌کندکه مي‌فرمايد: “ليس الزهد في الدنيالبس الخشن واکل الجشب ولکنّ الزهد قصر الامل”.221
محمّدطاهرفضيلت زهد را درمخفي کردن آن دانسته واستنادکرده به حديثي ازامير المؤمنين که مي‌فرمايد: “الفضل الزهد اخفاءُ الزهد، يعني بهترين زهد پنهان داشتن آن است.وي مي‌گويد: با وجود اين‌مطلب ديگرجايي باقي نمي‌ماند که گروهي با کسوتي خاص و کلاه و خرقه بپوشند درحالي که ائمه (عليهم‌السلام)ازپوشيدن لباس شهرت منع مي‌فرمودند.همچنين درحديث ابوذرکه مشتمل بر مواعظ کامله‌اي‌است مي‌فرمايد: يا اباذر درآخر الزمان قومي مي‌آيدکه درتابستان وزمستان پشم مي‌پوشند وگمان مي‌کنندکه بااين کاربرديگران فضيلت حضرت رسول دارنددرحالي که ملائکه آسمان و زمين آنها را لعن مي‌کنند.
ملامحمّدطاهردر شاه بيت غزل زهدکه دربسياري از تأليفات خود متذکر آن شده، کليدو عامل اصلي که مي‌توان با آن به مقام زهد رسيد، بسيار ياد مرگ بودن است که هادم اللّذات است.222ازرسول خدا سوال شد”يارسول الله من ازهدالناس؟ قال: من لم ينس المقابر والبلي وترک فضل …”.223وهمينطور سوال کردندازرسول خدا من ازهدالناس واکرم الناس؟ رسول خدا فرمود: “اکثرهم ذکر الموت و اشهدهم استعداداً له اولئک هم الاکياس”.224
8.نقد بزرگان تصوف درکلام ملامحمّدطاهرقمي
8-1.حلاج و بايزيد
ملامحمّدطاهردر‌ رجم الشياطين به حلاج وبايزيدبسطامي وتابعان آنها انتقادهاي زيادي دارد. درکتابي‌نيست که ‌نوشته باشد ‌و‌نامي ازاين دو نباشد.گويا تمام فکر وذکر وي راتسخير کرده بوده‌اند. محمّدطاهر در تمامي آثار در بدو امرجريان تصوف رابه حلاجيه معرفي مي‌کند، وانتقادات را ازاين باب وارد مي‌داند.درادامه به طورمختصر انتقادات محمّدطاهر را نسبت به اين دوبزرگ صوفيه در چهار مورد ذکرمي‌کنيم.
8-1-1.خروج ازطريق عقل.محمّدطاهردرابتداي کتاب “رجم الشياطين” مي‌گويد “تابعان حلاج وبايزيد ازطريق مستقيم عقل ونقل بيرون رفته وتمامي73گروه را ناجي ورستگار مي‌دانند”.225
8-1-2.سنّي‌مذهب بودن.يکي ديگرازنقدهاي اصلي محمّدطاهراين بوده که تابعان حلاج وبايزيد از طايفه بي عقلان وبي شعوران سني هستند.وي مي‌گويدآن سنياني که في‌الجمله شعوري دارند، اين طايفه را مذمت مي‌کنند.پس حيف وصدحيف ازشيعيان صاحب فطرت که بنابرجهالت وغفلت به دام کيد ومکراين طايفه غولان باديه ضلالت گرفتارشده‌اند.وي مي‌گويد: “مي‌بينيم که طريقه حلاج و بايزيد درميان مخالفان، کمال شهرت دارد،(چون اين طايفه را از سني‌ها مي‌داند) از اين جهت است که دربلاد شيعه خانقاه قديمي نمي‌باشد ودربلادي‌که مردمش هميشه سني بوده اند خانقاه قديم بسيار به هم مي‌رسد”.226
8-1-3.دعوي‌اناالله.محمّدطاهرمي‌گويد: اول کسي که ازاين طايفه دعوي “اناالحق” ،”اناالله” ،”لا اله الاانا ” و”ليس في جبتي سوي الله”227کرده باشد را غيراز بايزيد نيافتم.وي حلاج را نيز دراين امرملحق به بايزيد مي‌کند.اين نقد ملامحمّدطاهردرتمامي آثارضدتصوفي وي تکرارمي‌شود.
8-1-4.اعتقادبه حلول.شيخ الاسلام قم مي‌گويدحلاج وبايزيد از وحدت وجود گذشته واعتقاد به حلول واتحاد پيدا کرده‌اند.به اين وجه که چون سالک دل خود رابه مجاهده نفس، خود را فاني سازد وترک خودي کند وترک اعتبار وناموس کند، وبا الله تعالي متحد شود وجدائي برطرف شود، ويگانگي حاصل شود.پس ازاين‌راه اناالله‌ واناالحق گويندواين جماعت اين دعوي را مخصوص کاملان وواصلان مي‌دانند.
8-1-5.مصاحبت بارجال‌الغيب.محمّدطاهرمي‌گويد: بدان که تابعان حلاج وبايزيد که تارکان متابعت اهل بيت (عليهم‌السلام) وتابعان ابوبکر وعمروعثمانند، بلکه جماعتي ازايشان زنديقانند، ازبراي فريب عوام، دعوي مصاحبت وآشنائي رجال الغيب مي‌کردند .
8-2.عطار
عطار با نوشتن تذکره الاوليا براين بود که اين کتاب تذکّري باشد براي اهل معني و براي ماندگاري بزرگان تصوف در خاطر آيندگان.اما اين اثر به مذاق بسياري از بزرگان ازجمله محمّدطاهر وميرلوحي سبزواري خوش نيامده وعطار را مورد نقد قرارداده‌اند.اگرچه اصل اشکال به رجال مذکور درتذکره‌الاوليا بوده، اما خود عطار نيز درهمراهي با اين

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع امام صادق، امر به معروف Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع کشف المحجوب