دانلود پایان نامه با موضوع پردازش اطلاعات، رشد هوشمند، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

زدن به هيجانات، و باز شناسي روابط ميان هيجانات و کلماتي که در توصيف آنها بکار مي رود، مي باشند. اين شاخه به پردازش هيجاني مربوط است(ماير و سالووی،1997).
شاخه سوم هوش هيجاني با دانش تفکيک در سيستم هيجاني ارتباط دارد. توانش اصلي در اين سطح مربوط به تواناي برچسب زدن به هيجان با کلمات، باز شناسي روابط بين نمونه هاي بارز واژگان92 عاطفي است. افرادي که هوش هيجاني بالايي دارند توانايي تشخيص اصطلاحاتي که براي توصيف هيجان ها در مجموعه اي از واژگان آشنا و گروهي از عبارات هيجاني که در طبقه اي از واژگان نا مشخص ترتيب يافته اند را دارند (کالاس93، کلر94، ارتوني95،1998؛ نقل از بار آن،2001). براي مثال افراد ياد گرفته اند که واژه هاي نظير خشم96، ناراحتي و رنجش97 مي تواند با يکديگر در يک طبقه واحد يعني عصبانيت قرار بگيرند. شايد هم رابطه ميان اين اصطلاحات حدس زده شود که اگر محرک هاي تحريک کننده حذف نشوند، رنجش و ناراحتي مي تواند منجر به خشم شود (سالووي و رادين98، 1989،1986).
براي فهم هيجان شخص بايد بياموزد که هيجان چه چيزي را در مورد روابط منتقل مي سازد. براي مثال لازاروس(1991) مفهوم مضامين اصلي رابطه را توصيف کرد ـ ضرر يا مزيت اصلي رويارويي سازگارانه شالوده هر هيجاني را تشکيل مي دهد ـ که با انواع مختلف احساسات ارتباط دارد. عصبانيت از رنجش تحقير آميز عليه خود و احساس گناه به دليل تجاوز از يک دستور الزامي ناشي مي شود و اميدواري از آرزوي داشتن بهترين وضع به هنگام مواجهه با بدترين شرايط منتج مي گردد (لازاروس،1991 ؛ نقل از همان منبع).
فهم و تحليل هيجان ها شامل توانايي بازشناسي انتقال ميان هيجان ها است. براي مثال تانگي و همکارانش بطور مفصل درباره اينکه چگونه احساس شرم و نه احساس گناه آغازگر حالت خشم است بحث کردند. افراد مي توانند در هنگام خشم کاملاً احساس شرم کنند(تانگي99، واگنر100، فليچر101 و گرانزو102،1992).
شاخه چهارم : تنظيم هيجان براي ارتقاء هيجان و رشد هوشمندانه است. که توانايي به تعويق انداختن احساساتخواه خوشايند و خواه نا خوشايند، تواناي چالش يا گريز از يک هيجان به صورت متفکرانه بسته به آموزندگي، يا منفعت ادراک شده، توانايي کنترل فکورانه هيجان در ارتباط با خويشتن و ديگران، توانايي تنظيم هيجان در خود و ديگران از طريق تعديل هيجانات منفي و افزايش هيجانات خوشايند بدون سرکوب يا اغراق در اطلاعاتي که اين هيجان ها را منتقل مي کند در بر مي گيرد(ماير و سالووی،1997)
دانش هيجان به چهارمين مولفه هوش هيجاني، يعني تنظيم هيجان کمک مي کند. با وجود اين افراد بايد توانش هاي مربوط به اين حيطه را به منظور استفاده از دانش هاي آن در عمل پرورش دهند. مهارت تنظيم هيجان منجر به حفظ خلق و راهکارهاي جريان خلق مي شود. نظير اجتناب از فعاليت هاي ناخوشايند، يا جستجوي فعاليت هايي که پاداش به دنبال دارند. افرادي که توانايي تنظيم هيجان هاي خود را ندارند با احتمال بيشتري عاطفه منفي را تجربه مي کنند و در حالت روحي ضعيف باقي مي مانند. از طريق تجربه باز تابش هيجان، افراد، دانش همبستگي و علت يابي هيجان را کسب مي کنند بنابراين قادر به ايجاد نظريه هايي درباره چرايي و چگونگي برانگيخته شدن در موقعيت هاي مختلف خواهند شد اين توانايي براي فهم و تحليل تجربه هاي هيجاني به توانايي فهم بهتر خويشتن در ارتباط با محيط منجر مي شود که تنظيم کارامد هيجان و تقويت (خوب بودن) را به دنبال دارد، در ادبيات روان درماني از اين حالت به عنوان معرفت هيجاني103 ياد مي شود. (استيز104 و پراي105،1997؛ نقل از بار ان،2000).
کنترل هيجان با ادراک هيجان شروع مي شود، زمانيکه شخص درک هيجاني بالايي داشته باشد و بتواند در اولين فرصت از اين تغييرات خلقي و هيجاني استفاده کند. گستره اي از دانش هيجاني جهت کنترل و مواجهه با احساسات بدست مي آورد. در واقع فرد باهوش مي تواند بطور منظم با احساسات بي ثبات خلقي مقابله کند و اين خود نياز قابل توجهي به درک خلق دارد. گاهي هيجانات پيچيده، نامنظم و نامشخص هستند. يک کنترل کننده ماهر بايد برخي رهنمودهاي هيجان را با انعطاف زياد درک کند. براي مثال شادي احساس خوبي است اما نه در هر زماني. بطور کلي براي هر فرد رويدادهاي بسيار دردناکي وجود دارد که زماني با آنها مواجهه مي شود. کنترل هيحان شامل چگونگي ادراک شخص از روند هيجان در روابط وي با ديگران و محيط اطراف است. اين روابط مي تواند قابل پيش بيني باشد. لذا کنترل هيجان به بررسي گذرگاه هاي مختلف هيجان و انتخاب درست يکي از آنها مي پردازد. براي مثال اگر شخص نسبت به همسرش عصباني شود آيا بهتر نيست عصبانيتش را مخفي کند تا اينکه هر دو آرام شوند؟ آيا امکان دارد از عصبانيت چشم پوشي کرد بدون اينکه عامل عصبانيت مشخص شود؟ براي انطباق عکس العملهاي هيجاني در موقعيت هاي گوناگون کنترل هيجان ضرورت مي يابد که به شخص اجازه مي دهد تا در مسيري که بهتر فکر يا عمل مي کند قدم بگذارد(بار آن،2000).
2-2-2-2- ديدگاه شخصيتي ـ اجتماعي ـ هيجاني هوش هيجاني
موضوع روانشناسي شخصيت مطالعه ابعاد مختلف روانشناختي، سازماندهي و رشد آن با
هدف برقراري ارتباط ميان قسمت هاي مختلف ذهن نظير مکانيسم هاي دفاعي دفاعي،ساختارها106، عملکردها107 و فرايندها108 با پيامدهاي زندگي مي باشد (ماير،1998). سئوالي که در اينجا مطرح مي شود اين است که آيا اصطلاح هوش هيجاني براي توصيف کل شخصيت به کار مي رود؟ پاسخ به اين پرسش به چگونگي تصور شخص از سيستم شخصيتي انسان بستگي دارد (ماير،1998).عباراتي که افراد هنگام تصور هوش هيجاني به کار مي برند ـ انگيزش109، هيجان110، شناخت111، هوشياري112ـ در روان شناسي شخصيت به عنوان فرايندهاي اساسي که تقريباً پايه فيزيولوژيکي شخصيت را تشکيل می دهند،مورد توجه هستند. پايه انگيزش دروني است و براي تکامل علائق، دلبستگي و ايمني113 ضروري مي باشد(ماير،1998).
سيستم هيجان شامل تجربه هاي دروني در پاسخ به روابط بيروني است. براي مثال اگر شخصي باور کند که ديگران مهم114 وي را دوست دارند،احساس شادي مي کند و برعکس اگر معتقد باشد که آنها با وي بد رفتاري مي کنند، احساس خشم خواهد کرد. شناخت در مقايسه با اين مجموعه مکانيسم هاي ذهني، بيشتر بروني است. در واقع يکي از اهداف شناخت کمک به ايجاد اطمينان رضايت بخش از انگيزش ها، حفظ هيحانات خوشايند و نيز تفکر درباره طرح علايق دروني مانند خيال پردازي115 مي باشد(بار-آن،2000).
هشياري که به نسبت فرايندهاي پيشين بهتر قابل درک است،آگاهي شخصي از بخش هاي ديگر ذهن است. چنين حالتي همواره در طي ساعات بيداري حس مي شود. گرچه ممکن است در طول روز به علت خستگي116، تحريک117 و ساير شرايط، هشياري در نوسان باشد. برخي معتقدند که هشياري به تعقير خلاقانه، توقف و تعقير جهت عمليات جاري ذهن، زمانيکه بطور مناسب مسئله گشايي نمي کند گرايش دارد. در واقع هشياري آگاهانه، فرصت هايي جهت تعقير فراهم مي کند. اين 4 فرايند در جدول2-1 خلاصه شده اند.

جدول2-2: طرح کلي سيستم هاي شخصيت (ماير، سالووي،کاروسو2000)
صفات کلي
مثال: برونگرايي، هوش کلامي، روابط دوستانه، وظيفه شناسي، جزم انديشي
صفات مربوط به خود
مثال : عزت نفس، خود آگاهي، هوش مصنوعي، قدرت خود
سطح 3
صفات ذهني
مدل هاي ازجهان
مثال : آگاهي از زمان
مدل هايي از خود در جهان
مثال :نقش ها، دلبستگي ها، قواعد رهبري
مدل هاي از خود
مثال : مفهوم خود، هويت، تاريخچه زندگي
سطح 2 نقشه هاي ذهني
هشياري اصلي
مثال :آگاهي، توجه، سيالي ذهني
عمليات شناختي اصلي مثال: يادگيري،ياد آوري،قضاوت و مقايسه
هيجانات اصلي احساس شادي،ناراحتي،
عصبانيت و ترس
انگيزش هاي اصلي
مثال: ميل به خوردن،نوشندن،خوابيدن،
ارتباط با ديگران،دفاع از خود
سطح 1
مکانيزم هاي ذهني

بخش دوم شخصيت الگو هايی از خود در جهان اطراف و دنياي پيرامون خود مي باشد که از طريق يادگيري شکل مي گيرد (سطح2). اين الگوها جنبه هاي از انگيزش هاي فردي، هيجانات، شناخت ها و حالات هشياري را در بر مي گيرد که در نقشه اي از خود و دنياي اطراف ادغام مي شوند(ماير، سالووی و کاروسو،2000).
سومين بخش،صفات هستند (سطح3) زمانيکه يک انگيزه، هيجان يا تفکر به صورت مدام در الگوهاي خود يا دنياي اطراف يعني نقشه هاي ذهني آموخنه شده حضور مي يابد، صفت شکل مي گيرد. به عنوان مثال اگر کودکي صحنه نبرد و درگيري را تماشا کند، رفتار کتک زدن عروسک و جرو بحث با والدين و غيره بروز مي کند که بيانگر صفت پرخاشگري در کودک مي باشد(همان منبع).
هوش هيجاني از سوي برخي محققان براي توصيف اسنادها يا توانايي هايي که برخي از جنبه هاي شخصيتي را نشان مي دهد به کار رفته است. ماير، سالووي و کاروسو (1997) مدل توانايي را از مدل مختلط هوش هيجاني متمايز کردند. مدل مختلط شامل طيف وسيعي از متغيرهاي شخصيتي است که مخالف با مدل توانايي ماير وسالووي که کاملا شناختي است،میباشد. يک وجه کاملا متفاوت اين دو مدل تفاوت ميان مفهوم«صفت118» و«پردازش اطلاعات119 » هوش هيجاني است. اين وجه تفاوت در ديدگاه هاي مختلف سنجش و تعاريف عملياتي از سوي نظريه پردازان مدل ترکيبي ومدل توانايي نمايان است.
مفهوم «صفت » هوش هيجاني با شاخصهاي بين موقعيتي120 رفتار، نظير همدلي، جرات وخوش بيني ارتباط دارد. درحاليکه مفهوم «پردازش اطلاعات » به توانايي هاي نظير توانايي تشخيص، ابراز و برچسب زدن به هيجان اشاره دارد. مفهوم «صفت » هميشه چهارچوب هاي تشخيصي دارد که از طريق پرسشنامه هاي خودسنجي که رفتار خاصي را مي سنجند، اندازه گيري مي شود. (بار-آن، 1995 ؛سالووي، ماير، گلمن و پالفي،1995)اين ديدگاه در بررسي هوش هيجاني تحت تاثير متغيرهاي شخصيتي نظير همدلي وتکانشي بودن121 وساختارهايي که همبستگي بالقوه با آنها دارد (مانند انگيزش، خود آگاهي و اميدواري) قرار مي گيرد. برعکس ديدگاه پردازش اطلاعات بيشتر بر بخش هاي سازنده هوش هيجاني و رابطه آن با هوش سنتي متمرکز مي شود(بار-ان،2000). يکي از نظريه پردازان مدل فوق، گلمن (1995)مي باشد که مفهوم هوش هيجاني را در پنج حوزه قرار داد.
1-آگاهي از هيجانات خود (خود آگاهي122): بازشناسي احساس آن گونه که رخ مي دهد، محور اصلي هوش هيجاني است. توانايي کنترل لحظه به لحظه احساسات براي بينش روان شناختي و درک خويشتن اساسي است و افرادي که به احساسات و هيجانات خود اطمينان بيشتري دارند مهارت بيشتري در هدايت و کنترل وقايع زندگي از خود نشان مي دهند.
2-کنترل هيجانات: کنترل هيجانات به شيوه اي مناسب مهارتي است که به دنبال خود آگاهي ايجاد مي شود. اشخاص کارآمد در اين حيطه بهتر مي توانند از هيجان هاي منفي نظير نااميدي، اضطراب و تحريک پذيري رهايي يابند، و در فراز و نشيب هاي زندگي کمتر با مشکل مواجه مي شوند و يا در صورت بروز مشکل به سرعت مي توانند از موقعيت مشکل زا و ناراحت کننده به شرايط مطلوب باز گردند. بر عکس افرادي که در اين حيطه تواناي کمتري دارند همواره درگير احساسات درمانده کننده هستند.
3- خود انگيختگي123 : اين مولفه مربوط به تمرکز هيجان ها براي دستيابي به اهداف با قدرت، اطمينان، توجه و خلاقيت مي باشد. افراد خود انگيخته ارضاء و تاخير خواسته ها را به تعويق مي اندازند و اغلب به تکميل سريع عمل مي پردازند. آنها همواره در تکاپو و حرکت هستند و تمايل دارند همواره موثر و مولد باشند.
4- تشخيص هيجانات در ديگران: همدلي اساس مهارت بين فردي است. افراد همدل با سر نخ هاي ظريف اجتماعي و تعامل هاي که بيانگر نيازها و خواسته هاي ديگران باشند مأنوس و آشنا هستند. اين مهارت افراد را در حيطه هاي آموزشي و حرفه اي و مديريت توانمند مي سازد.
5- کنترل روابط : مهارت در اين حيطه با توانايي مشترک در کنترل هيجان و تعامل سازگارانه با ديگران همراه است. همچنين

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد ارتکاب جرم، تکرار جرم Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد ارتکاب جرم، نوجوانان بزهکار