دانلود پایان نامه با موضوع پرداز، نظمي، “، (اسپريگنز،

دانلود پایان نامه ارشد

ازپيروزي يا مصيبت ، از موفقيت والا يا شکست ملال آور، از همياري اجتماعي يا جنگ و از پيشرفت يا از هم پاشيدگي هستند . نظريه پرداز سياسي با ارائه تصويري کلي از سياست به انسان امکان مي دهد که دريابد چه جزئي از نهادها و رفتارهاي سياسي اش ويرانگر، نارسا ، احمقانه و يا غير منطقي است . به طور مثال ، ارسطو نشان مي دهد که هرگاه بدون در نظر گرفتن فرهنگ جامعه اي ، قوانين اساسي برايش تدوين شود ، احتمال شکست آن جامعه زياد است . افلاطون تعديل نکردن اغراض نفساني را خطرناک مي شمارد (اسپريگنز، 1389: 23-22) .
نظريه سياسي با در نظر گرفتن زمينه کلي نيازها و امکانات بشر که قبل از همه ناشي از سياستند ، زمينه قضاوت در مورد بخردانه بودن اعمال وترتيبات سياسي را فراهم مي کند . ديدگاهي فراهم مي شود تا از طريق آن دريابيم که چه ميکنيم و کيفيت کارمان چگونه است .بنابراين کاملاً روشن است که نظريه هاي سياسي صرفاً يک علاقه دانشگاهي نيستند ، بلکه شديداً به موضوعات عملي وروزمره سياست مربوط مي شوند . درست است که نظريه پرداز سياسي تا حدي براي ارضاي تمايلات شخصي خود يعني براي درک جهاني که در آن زندگي مي کند مي نويسد اما تا حد زيادي هم براي بهره برداري عملي مخاطبان خود قلم مي زند . تقريباً تمام نظريه پردازان سياسي به روشني باور دارند که عمل به رهنمودهاي آنان اوضاع را بهتر مي کند . مثلاً هابز مي نويسد : اين حقيقت نظري را به کاربرد عملي تبديل کنيد (اسپريگنز، 1389: 24-23). هدف نظريه پرداز سياسى عبارت است از آن كه نظريه پرداز سياسى در سايه مطالعاتش از هستى, سرشت آدمى و ديگر خصوصيات جهان پيرامونش كه به منزله مواد خامى براى مطالعه او هستند سياست را توصيف مى كند) شريعتمدار، 1388: 35).
پس هدف نظريه هاي سياسي اين است که جهان سياست را براي ما قابل فهم کنند تا با آن هدايت بشويم ، يک نقشه جغرافيايي از سياست براي ما رسم مي کند تا به ما بگويد کجا هستيم و چه راهي ما رابه مقصد مورد نظر مي رساند (اسپريگنز، 1389: 24) . هدف اساسي يک نظريه پرداز سياسي ، ارائه راه حلي براي مشکلات است ؛ البته مشکلات زندگي سياسي صرفاً به معضلات فکري انساني اختصاص ندارند بلکه بحران هاي موجود را نيز شامل مي شوند که در واقع نقطه آغاز کار نظريه پرداز سياسي است و به عبارتي نظريه پرداز از بحران هاي سياسي که جامعه با آن درگير است آغاز مي کند . او مي کوشد که ابعاد وسرشت بحران هاي اجتماعي را دريابد و در عين حال به دنبال ارائه شيوه هاي حساب شده و متکي به تعمق در جوانب موضوعات مطرح شده است تا مردم به کمک آنها و نه با روش يادگيري آزمون وخطا ، با مسائل برخورد کنند(اسپريگنز، 1389: 39). به عبارت ديگر اسپريگنز مدعي است که انديشمندان سياسي هر دوران به شدت واقع گرا بوده و انديشه هاي سياسي آنان پاسخ به مشکلات محيط سياسي آنان است . بر اين اساس نظريه هاي سياسي صرفاً تفرج آکادميک نبوده ، بلکه عميقاً به موضوعات عملي و روزمره سياست مربوط است .تلاش آنها بر اين است که تصويري جامع و درکي نسبي از دنياي سياست ارائه دهند ( برزگر ،1383: 48) .
گروهي از نظريه پردازان معتقدند که بشريت با پيروي از حکمت هاي ژرف آنان ، قادر خواهد شد کشمکش ها و محروميت هاي اجتماعي را از ميان بردارد و نظام سياسي موزون و رضايتبخشي برقرار کند .آناني که خوش بيني کمتري دارند نيز اميدوارند که درک سياسي حداقل به کاهش مصيبت هاي بالقوه کمک کند . مثلاً هابز معتقد است که نظريه سياسي او ما را از زندگي هايي که تنها زشت ، درنده خويانه و کوتاه است نجات مي دهد (اسپريگنز، 1389: 24) .
سيد صادق حقيقت در مقالهاي با عنوان ” نگاهي انتقادي به کاربرد نظريه بحران اسپريگنزدر مطالعات سياسي” هدف نظريه هاي سياسي در نگاه اسپريگنز را، فراهم ساختن بينشي همهجانبه از جامعه سياسي با نگاهي انتقادي به منظور درک و فهم پذير شدن و رفع نارساييها وکاستيهاي آن و بازگرداندن سلامت جامعه از طريق مواجهه با ريشههاي بينظمي و غلبه بر آنها ميداند ( حقيقت ، 1389: 2).
اسپريگنز معتقد است که براي درک واقعي هر گونه جستار بايد دقيقاً به روندهاي فکري آن پي برد و به آنچه پروفسور آبراهام کاپلان6 ، « منطق دروني » پديده ها مي نامد توجه دقيق نمود . در يک رشته علمي ، منطقي که بعد از اتمام عمل و با دسته بندي موضوعات ارائه شده بازتوليد و بازسازي مي شود ، با روندهاي عملي شناخت يا منطق دروني تفاوت دارد(اسپريگنز، 1389: 30) . گرچه منطق دروني با منطق بازسازي شده تداخل دارد ولي نمي توان آنها را يکسان تلقي کرد و يا برهم منطبق دانست . در چارچوب تحليلي اسپريگنز ، در هر نظريه سياسي ، چند مرحله اصلي ادراک بحران ، ريشه يابي آن ، ترسيم وضعيت مطلوب ، و ارائه راه حل وجود دارد .
مراحل مختلف روند کاملاً به هم مربوط هستند ولي کليت يکپارچه اي را شکل نمي دهند. صورت ومحتواي هر مرحله از پژوهش بي آنکه کاملاً حدود ، صورت ومحتواي مرحله بعدي را معين کند اساساً به آن شکل مي دهد.هر مرحله انجام شده در روند پژوهش بر مرحله بعدي بنياد نهاده مي شود ؛ البته هر مرحله آفرينندگي خود را دارد که آن را از دنباله صرف مرحله قبلي بودن فراتر مي برد(اسپريگنز، 1389: 41).
هدف نظريه هاي سياسي در نهايت فهم وتوضيح نظم صحيح در جامعه است . اما اين هدف از مشاهده بي نظمي آغاز مي شود. در ابتدا به بررسي مرحله اول پرداخته خواهد شد.

2-2- مرحله اول: مشاهده بي نظمي
از نگاه اسپريگنز هدف اساسي نظريه پردازان ارائه راه حلي براي مشکلات است که تنها به معضلات فکري انساني اختصاص ندارد بلکه بحرانهاي موجود را نيز شامل مي شود که در واقع نقطه آغاز کار نظريه پرداز است..
بحرانهايي که نظريه پردازي را موجب مي شود به اشکال متعدد ظاهر مي شود. بحران ممکن است براي همه روشن باشد و تمام افراد جامعه ر ا دربر بگيرد و بر زندگي همه تاثير بگذارد . در هم گسيختگي ها و مصيبت هاي گسترده اي که به صورت جنگ هاي داخلي و بحرانهاي اقتصادي جوامع انساني را گرفتار مي کند ، مثالهاي روشني بر اين امر است.گاهي نيز تشخيص اوضاع بحراني آسان نيست به گونه اي که همه باور بر وجود مشکلاتي در جامعه دارند اما در شناسايي مشکل اتفاق نظر وجود ندارد (اسپريگنز، 1389: 52-51). به عبارت ديگر نويسنده به دنبال کشف بحراني است که دامن گير جامعه گرديده است. پس از مشاهده بي نظمي موجود در جامعه، متفکر در واکنش به درهم ريختگي يا بحراني که تشخيص داده است، شروع  به علت يابي نموده و همچون طبيبي در تلاش و تکاپو براي يافتن علت درد و  تشخيص درد جامعه بر مي آيد. در اين قسمت نظريه پرداز «بايد نقش تحليل گر را بازي کند.(حسيني، 1388: 2)
گاهي بحرانها ناپيدا و بسيار محدودند و همين مساله موجب اختلاف نظر گردد چرا که برخي ممکن است فکر کنند که اصلاً مشکلي وجود ندارد( اسپريگنز، 1389: 52) . به طور کلي بحران داراي دو جنبه فردي و اجتماعي است. بحران به معني پديد آمدن وضعيت بي‌ثباتي و خطرناكي است كه در امور سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي يك كشور روي مي‌دهد و با تغييرات ناگهاني و شتابنده همراه است. در ادبيات علوم سياسي معاصر، بحران را با چهار ويژگي صورت‌بندي مي‌كنند:
۱- بحران، رخدادي غيرمنتظره است و موجب شگفتي مي‌شود.
۲- بحران، ايجاد ناآرامي مي‌كند.
۳- بحران، هدف‌ها و مقاصد مهم حكومتي را مورد تهديد قرار مي‌دهد.
۴- بحران، نشان‌دهنده نياز جامعه به تغيير است.(محمودي، 1388: 3).
براي فهم افکار نظريه پرداز سياسي اولين سوال اين است که مشکل او کدام است ؟ به نظر او چه چيزي خطرناک ، فاسد ومخرب است ؟ چه چيزي او را برانگيخته است تا تعمق و تفکر ذهني را به صورت نظريه سياسي منسجم واساسي به رشته تحرير درآورد ؟ هدفش کدام است ؟ چه نارسايي و بي نظمي مشخصي را مي خواهد درمان کند ؟( اسپريگنز، 1389: 54) . به جهات بي شماري مي توان نظريه هاي سياسي را نوعي روان درماني جامعه سياسي دانست . هدف نهايي نظريههاي سياسي مانند روان درماني بازگرداندن سلامت جامعه از طريق رويارويي با ريشه هاي بي نظمي و غلبه بر آنهاست ( اسپريگنز، 1389: 56). هدف اساسي نظريه پردازان ، ارائه راه حلي براي مسائل ومشکلات اجتماعي وسياسي است و نظريه پرداز بحرانهاي اجتماعي که جامعه با آنها درگير است آغاز مي کند .

2-3- مرحله دوم: تشخيص درد
انگيزه طبيعي « منطق پوياي » مشاهده و توجه طبيعي ذهن نگران ، پژوهش بيشتر را موجب مي شوندو راه حل ارائه شده براي مشکل در جواب چه چيز خراب است ؟ سردرگمي جديدي را به وجود مي آورد . پاسخي که در مرحله مشاهده بي نظمي ارائه مي شود ، خود نطفه سوالات بعدي است (اسپريگنز، 1389: 79) . زماني که نظريه پرداز شرايطي را نامنظم تشخيص داد ، منطق مشاهده حکم مي کند که زمينه مشاهده نيز بررسي گردد . در اين مرحله فوراً سوالي مطرح مي شود مبني بر اينکه اگر اوضاع نامرتب است دلايل آن چيست ؟ در اين مرحله هيجاناتي که نظريه پرداز را درآغاز تحقيق واداشته بود هنوز فعال هستند، زيرا که در اين مرحله هنوز راه حلي براي رفع بي نظمي به دست نيامده است
به طور خلاصه نظريه پرداز سياسي مانند يک پزشک با وظيفه تشخيص درد رو به روست (اسپريگنز 1389: 80). اولين سوالي که نظريه پرداز در آغاز مرحله تشخيص با آن روبروست يکي از حساسترين موضوعات نظريه هاي سياسي است . سوال اين است که آيا مشکل سياسي مطرح شده ريشه سياسي دارد؟ آيا علل مرض وعلائم آن واقعاً سياسي هستند ؟ اين سوال سرنوشت ساز خود به دو سوال تقسيم مي شود زيرا علت سياسي ، علتي “عمومي” است نه ” فردي ” ، ” قراردادي ” است نه “طبيعي “، بنابراين نظريه پرداز بايد کشف کند که آيا ريشه مشکل از آنهايي است که به جامعه مربوط مي شود و بنابراين عام است و يا اين که صرفاً تاثيرات ذهني وفردي است . پس از آن اگر به اين نتيجه رسيد که مشکل اجتماعي است بايد مشخص کند که آيا مشکل محصول شرايطي است که انسان مي تواند تغيير دهد يعني علل قراردادي است يا اين که علل از پديده هاي طبيعي است . اگر علل مسأله اساساً سياسي نباشند ، يعني علل عام وقرار دادي نباشند راه حل مسأله نيز نمي تواند سياسي باشد (اسپريگنز 1389: 81) پس در اينجا در تشخيص علل درد با دو مسئله روبه رو هستيم : 1. مسائل عمومي در مقابل مسائل فردي 2. علل طبيعي در مقابل علل مصنوعي .
از نظر کلي نظريه پردازان سياسي ” محافظه کارتر ” نارضايتي هاي انساني را اکثراً ناشي از عوامل طبيعي مي دانند تا از نارسايي هاي سياسي (اسپريگنز، 1389: 90).
در تميز دادن برداشت از علل نابه ساماني سياسي دو برداشت محافظه کارانه و راديکال موجود مي باشد . يک نظريه پرداز سياسي که علل بي نظمي را در عوامل وپديده هاي “طبيعي” مي بيند از نظريه پردازي که علل بي در نظمي را در نهادهاي “ساخته دست بشر” مي بيند محافظه کارتر است . به همين ترتيب نظريه پردازي که منبع بي نظمي را در روان “فرد” مي بيند مانند فرويد ، به طور کلي از نظريه پردازي که رفتار نادرست ” جامعه” را علت مي داند مانند مارکس محافظه کارتراست (اسپريگنز، 1389: 109- 108).
عواملمصنوعي عواملطبيعي
راديکال محافظه کا ر اجتماع فرد

نمودار1- 1: تشخيص علل بي نظمي سياسي
منبع:( اسپريگنز،1389 : 109)

گاهي سوال اساسي اين است که کداميک از سازو کارها در نهادهاي نظام سياسي مسئول شکست مشهود است ؟ (اسپريگنز، 1389: 110). احتمالاً مشکلات نظام سياسي نابه سامان از ” فرهنگ سياسي ” آن اجتماع يعني از گرايش هاي غير رسمي وباورها و شيوه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع جهانی شدن، دولت – ملت، وزارت امور خارجه، روش پژوهش Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع جهانی شدن