دانلود پایان نامه با موضوع پرخاشگری، رفتار پرخاشگرانه، پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

به جنبه هاي ذاتي، رهبري و روابط ميان فردي منظم، موزون و سازگارانه ارتباط دارد. گلمن (1998) در کتاب اخير خود با عنوان « هوش هيجاني در کار124» پنج مولفه فوق را به 25 توانش مختلف تقسيم کرده است: نظير آگاهي سياسي و نظم کارکنان، اعتماد به نفس، هشياري و انگيزه پيشرفت، استقامت، اشتياق، خوش بيني… و کنترل خود.
2-2-2-3- ديدگاه مختلط هوش هيجاني
يکي از نظريه پردازان مدل مختلط هوش هيجاني بار- آن(1997)است که مدلي از توانش هاي هيجاني را ارائه داده است. اين مدل پنج حيطه گسترده از مهارت ها وتواناييها را دربرمي گيرد:
1- مهارت درون فردي: که خودآگاهي هيجاني (بازشناسي وفهم احساس خود)، جرات (ابراز عقايد، احساسات، تفکرات و دفاع از حقوق شخصي به شيوه اي سازنده)، خود تنظيمي(آگاهي، فهم، پذيرش و احترام به خويش) واستقلال(خودکنترلي درتفکر و عمل شخصي ورهايي از وابستگي هيجاني) رادر بر مي گيرد.
2- مهارت ميان فردي: شامل روابط ميان فردي (آگاهي، فهم ودرک احساسات ديگران، ايجاد و حفظ روابط رضايتبخش دوجانبه که به صورت نزديکي هيجاني و وابستگي مشخص مي شود)، تعهد اجتماعي(عضو سازنده و مؤثر گروه اجتماعي خود بودن، نشان دادن خود به عنوان يک شريک خوب) وهمدلي است.
3- سازگاري: که شامل (مسأله گشايي، تشخيص و تعريف مسايل و همچنين ايجاد راهکارهاي مؤثر )، آزمون واقعيت (ارزيابي مطابقت ميان آنچه به طور ذهني وآنچه به طور عيني تجربه مي شود) وانعطاف پذيري (تنظيم هيجاني، تفکر ورفتار به هنگام تغيير موقعيت وشرايط ) مي باشد.
4- کنترل استرس: که توانايي تحمل استرس(مقاومت در برابر وقايع نامطلوب وموقعيت هاي استرس زا) وکنترل تکانه (ايستادگي در برابر تکانه وافکار تکانه اي) را شامل مي شود.
5- خلق عمومي: که شامل احساس رضايت از زندگي خويشتن، شادکردن خود و ديگران وخوش بيني (نگاه به جنبه هاي روشن زندگي وحفظ نگرش مثبت حتي در مواجهه با ناملايمات) است.
2-3-2 انواع پرخاشگری:
پرخاشگری مفهومی پیچیده است. این رفتار از یک سو زیر تاثیر عوامل موقعیتی و روانشناختی است و از سوی دیگر، عوامل ژنتیکی و زیست شناختی در استقرار و گسترش ان نقش مهمی بر عهده دارند.
در پزوهش های متعدد (مویر، 1968؛ باس و دورکی 1957؛ باس و پری، 1992؛ هریس، 1995) نشان داده شده است که پرخاشگری یک پدیده کلی نیست بلکه رفتارهای پرخاشگرانه در غالب زیر ریخت هایی125 متفاوتی بروز پیدا می کند. از میان این پژوهشگران، مویر (1968) نشان داد که پرخاشگری، حتی در حیوانات هم به شکلی واحد بروز پیدا نمی کند. به همین منظور وی چندین زیر ریخت از رفتار پرخاشگرانه (در حیوانات) را متمایز کرده است:
• پرخاشگری شکار126 که با احساس گرسنگس و دستیابی به طعمه و غذای مناسب در ارتباط است.
• پرخاشگری رقابتی127 از راه تقلا و تلاش برای دستیابی به موقعیت های بالاتر اجتماعی، تامین و مهار آب و غذا، انتخاب جفت و تولید مثل مشخص می گردد.
• پرخاشگری دفاعی128 که در موقعیت های تهدید و خطر که حیوان با یک موجود پرخاشگر مواحه شده است بروز می کند. در این صورتف حیوان پیش از اینکه به موجود پرخاشگر حمله کند برای فرار تلاش می نماید.
• پرخاشگری تحریکپذیر129 نوعی خشم درونی است که روی اهداف در دسترسو متنوع بی جان و جاندار سرمایه گذاری می گردد. محرک های دردناک مانند شوک الکتریکی می توانند این نوع پرخاشگری را به وجود آورند.
2-3-3 مدل های جدید در مورد پرخاشگری
در نظریه های جدید علل و شرایط پرخاشگری در انسان نیز مورد توجه قرار گرفته است:
مدل پردازش اطلاعات اجتماعی –شناختی: در مدل پردازش اطلاعات اجتماعی – شناختی (دادگ و گرایک،1990؛ دادگ و کوای، 1987) نقص در یک یا چند مولفه فرایند پردازش، علت بنیادی شکل گیری رفتار پرخاشگرانه است. بر اساس این مدل می توان گفت که رفتار پرخاشگرانه، از یک سو به منزله نوعی شیوه رویارویی با مشکلات اجتماعی روزمره است و از سوی دیگر نقص در رمز گردانی، تفسیر موقعیت ها، اهداف انتخاب شده، تولید راهبردها و ارزیابی پاسخ ها که از اجزای اصلی نظام پردازش اطلاعات شناختی و رفتاری هستند، میتواند به رفتار پرخاشگرانه بیانجامد (محمدی، 1385).
مدل چند بعدی باس و پری: یکی دیگر از مدل هایی که به گسترش نظری پرخاشگری انجامیده است مدل چند بعدی باس و پری است (باس و پری، 1992). نتایج پژوهش های باس و دورکی(1957)، باس و پری(1992) و هریس(1995) نشان داده است که پرخاشگری انسان هم دارای ابعاد و جنبه های فراوانی است:
1. بعد ابزاری130 یا حرکتی131: این بعد به شکل پرخاشگری کلامی و جسمانی نمایان می گردد و هدف اصلی آن آسیب رساندن به دیگران است.
2. بعد عاطفی132 و هیجانی133: این بعد از پرخاشگری که به صورت خشم134 بروز می کند، عوامل و شرایط درونی ارگانیزم را برای برانگیختگی فیزیولوزیک و هیجانی، آماده می سازد. بعدی که وظیفه تدارک و اماده سازی رفتار پرخاشگرانه را بر عهده دارد.
3. بعد شناختی: این عامل که خصومت135 نام دارد، سبب ایجاد احساس غرض ورزی کینه توزی و دشمنی نسبت به دیگران می شود.
بنابر این رفتار پرخاشگرانه انسان در یک سازه کلی ریشه دارد. سازه ای که در سطح می تواند به صورت خشم، خصومت و پرخاشگری جسمانی و کلامی نمایان می شود. این ابعاد پرخاشگری می توانند زمینه بروز انواع آسیب های جسمانی و روانشناختی را فراهم کنند(محمدی ، 1385)
2-3-4 آیا پرخاشگری غریزی است؟
دانشمندان ، فلاسفه و دیگر اندیشمندان جدی، در این مورد که آیا پرخاشگری پدیده ای غریزی و ذاتی است یا رفتاری است که فرا گرفته می شود، توافق کامل ندارند (جین، 1998). این مجادله ی تازه ای نیست و پرخاشگری، قرن ها موضوع بحث و گفتگو بوده است. مفهوم ژان – ژاک روسو از بشر وحشی پاک نهاد ( نظریه ای که در 1762 تدوین کرد) حاکی از آن است که ما انسان ها ، در حالت طبیعی خود، موجودات مهربانی هستیم و قیود اجتماعی ما را مجبور کرده است که دشمن کیش و پرخاشگر شویم(روسو، 1930).
در سده بیستم، نظریه بدبینانه تر هابز به وسیله ی زیگموند فروید بسط و گسترش پیدا کرد (فروید،1948). بر اساس نظریه فروید، انسان با غریزه ای زاده می شود که فروید آن را غریزه زندگی136 می نامند. همچنین انسان غریزه ای به همان اندازه نیرومند دارد به نام غریزه مرگ137 . این سائق غریزی میل به مرگ، به اعمال پرخاشگرانه منجرمی شود. فروید درباره غریزه مرگ می نویسد: این غریزه در هر موجود زنده ای فعال است و تلاشش بر آن است که بنای زندگی را ویران سازد و زندگی را به حالت اولیه ی ماده بی جان برگرداند. فروید بر این اعتقاد بود که نیروی پرخاشگرانه باید به گونه ای برون ریزی شود و گرنه، انباشه می شود و به بیماری منتهی می شود. این مفهوم فروید را می توان به بهترین وجه، به نظریه هیدرولیک تشبیه کرد؛ یعنی همان طور که فشار آب در ظرف به تدریج بالا می رود، اگر نیروی پرخاشگرانه کم کم از بین نرود، نوعی انفجار به وقوع می پیوندد. طبق نظر فروید، وجود جامعه به عنوان وسیله ای برای مهار این غریزه و کمک به انسان در والایش آن، لازم است، یعنی اینکه انسان را یاری می دهد تا نیروی مخرب این غریزه را به رفتاری پسندیده یا حتی مفید ، تبدیل کند(فروید،1959).
پاره ای از دانشمندان، مفهوم پرخاشگری طبیعی را یک گام دیگر، به پیش می برند و معتقدند که آدمی در محیط طبیعی نه تنها یک قاتل است بلکه تخریب بی حد و حصر او در میان جانوران بی نظیر است. در نتیجه، این دانشمندان اظهار می دارند که استفاده از صفت حیوانی برای رفتار انسان، توهین به گونه های غیر انسانی است( ارونسون،1999).
شواهد روشن و قطعی اندکی در این مورد وجود دارد که آیا پرخاشگری در انسان غریزی است یا نه ، و به همین دلیل، بحث و مجادله در این مورد، هنوز ادامه دارد. بیشتر شواهد موجود حاصل مشاهده و تجربه با گونه های دیگری غیر از انسان است. مثلا ، زینگ یانگ کوئو در چنین مطالعه ای ، کوشش به عمل آورد تا بر این افسانه که گربه ها به طور غریزی موش ها را تعقیب کرده و می کشند، خط بطلان بکشد (کو،1961) آزمایش او بسیار ساده بود. وی بچه گربه و بچه موشی را با هم در یک قفس بزرک کرد . نه تنها گربه از حمله به موش خودداری می کرد، بلکه آن دو، دوستان نزدیکی برای هم شدند. به علاوه ، گربه از تعقیب یا کشتن موش ها دیگر هم امتناع ورزید البته بایدتوجه داشت که این آزمایش ثابت نمی کند که رفتار پرخاشگرانه، غریزی نیست، بلکه صرفا نشان می دهد که با آموزش در دوران کودکی، می توا از رفتار پرخاشگرانه ممانعت و جلوگیری به عمل آورد. بدین سان، در آزمایشی که توسط ایرنایوس ایبل ایبس فلت گزارش شد، نشان داده شده است که موش هایی که در انزوا بزرگ شده اند ( بدین معنا که هیچ گونه تجربه ای در جنگیدن با موش های دیگر نداشته اند) ، به موش دیگری که به قفش آنها وارد شود، حمله می کنند. به علاوه موش منزوی ، همان شیوه تهدید و حمله موش های مجرب را به کار می برد ( ایبل، 1963) بدین ترتیب ، با اینکه رفتار پرخاشگرانه می تواند در اثر تجربه ، اصلاح و متعادل شود ( همان طور که آزمایش کوئر نشان داد) ایبل ایبس فلت هم نشان داد که ظاهرا، پرخاشگری نیازی به آموختن ندارد. از سوی دیگر ، از این مطالعه نباید نتیجه گرفت که پرخاشگری لزوما غریزی است(اسکات،1958). زیرا همان طور که جان پل اسکات خاطر نشان کرده است، این نتیجه گیری مستلزم وجود شواهد فیزیولوژیکی برای تحریک خود به خودی به جنگیدن است که باید تنها از درون بدن سرچشمه بگیرد( ارونسون،1999).
ریچارد لور و لوری شولتز گزارش می دهند که عمومیت پرخاشگری در میان پستانداران ، گویای آن است که پرخاشگری سیر تکامل پیموده است و به این دلیل باقی مانده است که ارزش بقا دارد(لوری و شولتز،1993) در عین حال، این پژوهشگران بر این واقعیت تاکید می ورزند که به نظر می رسد تقریبا همه موجودات زنده، از ساز و کارهای قوی و بازدارنده ی تکامل یافته ای نیز برخوردارند. این ساز و کارها آنان را قادر می سازند تا در مواردی که به نفع آنها است، پرخاشگری را فرو بنشانند. بدین سان، حتی در انواع حیوانات مستعد خشونت، پرخاشگری، راهبردی اختیاری است. اینکه پرخاشگری ابراز بشود یا نه، به تجربه های اجتماعی پیشین جانور و زمینه ی اجتماعی ویژه ای که جانور خود را در آن می یابد، بستگی دارد( ارونسون،1999).
شواهد فراوان ، ادعای برکوویتز را در خصوص اینکه انگاره های رفتار فطری انسان بی نهایت قابل تعدیل و انعطاف پذیرند تاکید می کنند. فرهنگ های انسانی در این مورد به نحو چشم گیری متغیرند. مثلا قبایل به اصطلاح بدوی بسیاری مانند لیچا در سیکیم (هندوستان) ، پیگمدها در آفریقای مرکزی، و آراپش درگینه ی نو وجود دارد که ترتیبی داده اند تا هم در درون قبیله خویش و هم در روابطشان با دیگران ، توام با دوستی و همکاری زندگی کنند. اعمال پرخاشگرانه در میان این اقوام، بی اندازه نادر است(بارون و ریچاردسون، 1994)
انسان ها از راه های بی نهایت متنوعی می توانند تمایلات پرخاشگرانه خود را تعدیل کنند و این واقعیت به وضوح قابل مشاهده است که در درون یک فرهنگ ، شرایط متغیر اجتماعی می توانند به دگرگونی های چشم گیری در رفتار پرخاشگرانه منجر شوند.
با توجه به این یافته ها، می توانیم نتیجه گیری کنیم که گرچه به احتمال قریب به یقین، عنصری غریزی از پرخاشگری در افراد بشر وجود دارد، لیکن به طور کامل ناشی از غریزه نیست. نمونه های روشنی از رویداد های موقعیتی و اجتماعی وجود دارن که می توانند رفتار پرخاشگرانه ایجاد کنند. حتی مهم تر از آن، می دانیم که در افراد بشر، اینگونه رفتار را می توان با عوامل موقعیتی و اجتماعی تعدیل کرد. ( ارونسون،1999)
2-3-5 آیا پرخاشگری مفید است؟
بقای اصلح138: بسیار خوب، پرخاشگری را می توان در انسان کاهش داد، اما آیا باید این کار را کرد؟ آیا پرخاشگری مفید نیست؟برخی از پژوهشگران اظهار داشته اند که پرخاشگری ممکن است مفید و حتی ضروری باشد. مثلا کنراد لورنز139 استدلال کرده است که پرخاشگری بخشی لازم از سازمان صیانت ذات حشرات است(لورنز،1963).

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد ارتکاب جرم، نوجوانان بزهکار Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد ارتکاب جرم، تکرار جرم، مستوجب قصاص